جریمه سنگین بهخاطر یک دقیقه توقف در انبار
در دالانهای بیپایان انبارهای آمازون، ثانیهها دیگر واحد زمان نیستند، بلکه تازیانههای دیجیتالی محسوب میشوند که بر پیکر کارگران فرود میآیند؛ جایی که هوش مصنوعی نه برای کمک، بلکه برای شکار کوچکترین وقفههای انسانی طراحی شده است.
خلاصه خبر
گروه علم و پیشرفت خبرگزاری فارس - در اواخر دهه ۲۰۱۰ میلادی، شرکت آمازون تصمیمی گرفت که مرزهای مدیریت سنتی را برای همیشه جابهجا کرد. این غول خردهفروشی آنلاین، سیستمهای مدیریت الگوریتمی را به عنوان ابزار اصلی در انبارهای خود مستقر کرد تا دادهها را جایگزین قضاوتهای انسانی کند. این تصمیم فنی، نسبت مستقیمی ایجاد کرد که در آن بهرهوری به تنها معیار مطلق برای سنجش ارزش یک انسان تبدیل شد.صبح زود، پیش از آنکه اولین کارگر کفشهای ایمنی خود را ببندد، داشبوردهای دیجیتال فعال میشوند و نرمافزار مدیریت انبار، نقشه دقیق حرکت هزاران نفر را ترسیم میکند.سیستم دقیقاً میداند که هر کالا باید در چند ثانیه جابهجا شود و هر نفر چقدر زمان برای انجام وظایفش در اختیار دارد. این تصویر نشان میدهد که چگونه هوش مصنوعی از یک نقش پشتیبان، به مقام ناظر و داور نهایی در محیط کار صعود کرده است.اسکنرهای دستی که کارگران با آنها کالاها را ثبت میکنند، به جاسوسانی دقیق تبدیل گشتند که فراتر از موجودی کالا، رفتارهای انسانی را نیز تحلیل مینمایند. هر اسکن یک نقطه داده تولید میکند که شامل سرعت حرکت و فاصله بین دو فعالیت است.اگر کارگری برای لحظهای مکث کند، سیستم بلافاصله آن را به عنوان «زمان بیکاری» ثبت مینماید؛ واژهای که در فرهنگ لغت آمازون به معنای انحراف از استانداردهای سودآوری است.این نظارت مستمر باعث شد تا دادههای مربوط به کوچکترین وقفهها، حتی کمتر از ۶۰ ثانیه، در سرورهای شرکت ذخیره شوند.
آمازون ادعا میکرد که این سازوکار برای حفظ ایمنی و کیفیت عملیات ضروری است، اما در واقعیت، زنجیرهای از فشار روانی را بر کارکنان تحمیل کرد. این شکاف عمیق میان ادعای شرکت و تجربه زیسته کارگران، آغازگر نبردی شد که به زودی پای قانونگذاران بینالمللی را به میان کشید.
ثانیهها بر زندگی کارگران آمازون چیره شدند
گزارشهای رسانهای و پژوهشهای دانشگاهی فاش کردند که کار در انبارهای آمازون به یک رقابت دائمی و فرسایشی با زمان تبدیل شده است.هر حرکت کندتر از حد تعیین شده یا هر توقف کوتاه برای نوشیدن آب، به سرعت در سیستم به عنوان یک نمره منفی ثبت میگردد. این رابطه دوسویه میان طراحی سیستم و فشار روانی، باعث شد تا کارگران احساس کنند که همواره زیر نگاه یک ناظر نامرئی هستند که هیچ درکی از خستگی بدنی ندارد.در انبارهای فرانسه، کارگران ناچار بودند برای وقفههای بسیار کوتاه خود به سیستم پاسخگو باشند، چرا که الگوریتمها هرگونه سکون را به عنوان ناکارآمدی گزارش میدادند.این وضعیت، نوعی نظارت بیش از حد مزاحم ایجاد کرد که از تمام مرزهای مدیریتی و اخلاقی عبور میکرد. کارگران دیگر نه به عنوان انسان، بلکه به عنوان اجزای یک ماشین بزرگ دیده میشدند که تنها وظیفهشان حفظ ریتم تعیین شده توسط کدهای برنامهنویسی بود.فشار ثانیهها باعث شد تا روابط انسانی در محیط کار به حداقل برسد، زیرا هرگونه تعامل با همکاران میتوانست منجر به ثبت «زمان بیکاری» شود. سیستمهای دیجیتال با نمایش عددهای قرمز روی صفحهها، عقبماندگی از برنامه را به رخ کارگر میکشیدند و او را به تلاشی مضاعف و فراتر از توان بدنی وادار میکردند.
این نظارت نه مقطعی، بلکه یک جریان بیپایان از داده بود که تا ۳۱ روز در حافظه سیستم باقی میماند تا برای ارزیابیهای نهایی استفاده شود.پژوهشگران علوم اجتماعی تأکید کردند که این الگوریتمها نه تنها عملکرد را میسنجند، بلکه رفتار و شیوه تعامل کارکنان را نیز تغییر میدهند. تصمیمهای کلیدی مانند صدور اخطار یا حتی قطع همکاری، به طور خودکار و بر اساس دادههای تولید شده توسط ماشین انجام میشد. در این ساختار جدید، نقش مدیر انسانی به حاشیه رفت و قدرت مطلق در اختیار کدهایی قرار گرفت که تنها زبان عدد و رقم را میفهمیدند و هیچ فضایی برای همدلی باقی نمیگذاشتند.
فرانسه جریمهای سنگین علیه آمازون صادر کرد
از سال ۲۰۱۹ میلادی، موجی از شکایتها توسط اتحادیههای کارگری فرانسه علیه شیوه نظارت آمازون به راه افتاد. این تشکلها معتقد بودند که ثبت لحظهبهلحظه فعالیتها، نقض صریح حریم خصوصی و کرامت انسانی است.این شکایات سرانجام منجر به باز شدن یک پرونده حقوقی بزرگ در سازمان ملی حفاظت از داده فرانسه شد تا مرزهای قانونی این نوع مدیریت الگوریتمی مشخص گردد.در تاریخ ۲۷ دسامبر سال ۲۰۲۳ میلادی، نهاد ناظر فرانسه حکم تاریخی خود را صادر کرد و آمازون را به پرداخت ۳۲ میلیون یورو جریمه محکوم نمود.
در متن این حکم تصریح شد که نظارت دقیق بر زمانهای بیکاری و نگهداری طولانیمدت این دادهها، با مقررات حفاظت از داده اتحادیه اروپا همخوانی ندارد. قاضی پرونده تأکید کرد که چنین سیستمی فشاری مداوم و غیرقابل توجیه بر کارکنان وارد میکند که با اصول ضرورت و تناسب در تضاد است.آمازون بلافاصله با انتشار بیانیهای با این حکم مخالفت کرد و آن را تصویری نادرست از عملکرد سیستمهای خود نامید.شرکت همچنان اصرار داشت که بدون این دادهها، مدیریت عملیات عظیم لجستیکی در سطح جهانی غیرممکن است. اما جریمه صادر شده، پیامی روشن به تمام غولهای فناوری فرستاد: بهرهوری نباید به بهای تبدیل کردن انسان به یک منبع داده صرف و نادیده گرفتن حقوق اولیه او در محیط کار تمام شود.این پرونده به نقطه عطفی در تاریخ حقوق کار تبدیل شد و نشان داد که قانونگذاران شروع به درک خطرات مدیریت الگوریتمی کردهاند. جریمه ۳۲ میلیون یورویی تنها یک خسارت مالی نبود، بلکه روایتی جدید را در فضای عمومی تثبیت کرد که در آن هوش مصنوعی میتواند به ابزاری برای استثمار مدرن تبدیل شود. این حکم باعث شد تا بحثهای مشابهی در بریتانیا و ایالات متحده نیز شکل بگیرد و ساختار قدرت در انبارهای آمازون زیر ذرهبین قرار گیرد.
نظارت هوشمند به جادهها و خودروها رسید
در حالی که انبارها تحت فشار قانونی بودند، آمازون دامنه نظارت خود را به بخش تحویل کالا و جادهها نیز گسترش داد. در خودروهای تحویل، دوربینهای مجهز به هوش مصنوعی و سیستمهای یادگیری ماشین مستقر شدند تا رفتار رانندگان را در هر ثانیه تحلیل کنند.این سیستمها به طور خودکار هشدارهایی را برای مواردی مانند ترمز ناگهانی یا انحراف چشم از جاده صادر میکردند و این دادهها مستقیماً در پرونده پرسنلی رانندگان ثبت میشد.گسترش این الگو نشان داد که مدل مدیریتی آمازون محدود به یک مکان خاص نیست و تمام زنجیره لجستیک را هدف قرار داده است. در این مدل، داده به عنوان ناظر اصلی جایگزین اعتماد میان کارفرما و کارکنان شده است. رانندگان نیز مانند کارگران انبار، خود را در حصاری از عددهایی یافتند که هر حرکت آنها را قضاوت میکردند و فضای خصوصی داخل خودرو را به یک آزمایشگاه رفتاری تبدیل مینمودند.اتحادیههای بینالمللی کارگری هشدار دادند که فقدان شفافیت در نحوه عملکرد این الگوریتمها، کارکنان را در موقعیتی کاملاً نابرابر قرار میدهد.معیارها اغلب نامشخص هستند، اما پیامدهای ناشی از آنها مانند کاهش حقوق یا اخراج، کاملاً واقعی و ملموس میباشند. این وضعیت ثابت کرد که در جهان آمازون، مرز میان کار انسانی و عملکرد ماشین به شدت کمرنگ شده و انسانها به عنوان متغیرهایی در یک معادله اقتصادی دیده میشوند.
امروز، پس از جریمه تاریخی فرانسه، نبرد میان بهرهوری و نظارت وارد مرحله تازهای شده است. پرسش اصلی این است که چگونه میتوان مدلی از کارآمدی ساخت که در آن انسان صرفاً به یک منبع داده تقلیل نیابد. این روایت هنوز به پایان نرسیده است، زیرا اسکنرها همچنان روشن میشوند و داشبوردها اعداد را نمایش میدهند؛ در حالی که کارگران همچنان در تلاشند تا در میان انبوهی از دادههای دیجیتال، هویت انسانی خود را حفظ کنند و دیده شوند.#آمازون#هوش_مصنوعی#حقوق_کارگران#حریم_خصوصی#مدیریت_الگوریتمی
20:59 - 10 دی 1404
نظرات کاربران








