توریست‌ها با موتورهای برقی در مسیر پنج بانده نوسانتارا

  نیلوفر ادیب‌‌‌نیا: اندونزی در پی بحران‌های ریشه‌‌‌دار جاکارتا، از فرونشست تدریجی زمین و کابوس مداوم سیل گرفته تا تراکم خفقان‌‌‌آور جمعیت و گره‌های کور ترافیکی، بر آن شد تا پایتخت خود را به آغوش جنگل‌‌‌های بورنئو در «نوسانتارا» منتقل کند. این پروژه کلان که هزینه‌ای بالغ‌بر ۳۰‌میلیارد دلار(معادل 2.1درصد از تولید ناخالص داخلی کشور) را به دوش می‌کشد، تلاشی جسورانه برای خلق آرمان‌شهری مدرن، سبز و پایدار است.

 هدفی که نه‌‌‌تنها به‌دنبال کاستن از ‌بار سنگین اداری و جمعیتی جزیره «جاوه» است، بلکه سودای برقراری توازن در نقشه توسعه اقتصادی این مجمع‌‌‌الجزایر پهناور را در سر دارد. با این‌حال در ورای این چشم‌‌‌انداز بلندپروازانه و سرمایه‌گذاری‌های هنگفت، پرسش‌ها و تردیدهای عمیقی رخنه کرده‌است؛ از زخم‌‌‌های ناسور زیست‌محیطی بر پیکر طبیعت بکر منطقه گرفته تا ابهام در تحقق وعده‌‌‌هایی که نوسانتارا را به پایتخت رویاها بدل می‌کرد. براساس گزارشی از نیویورک‌‌‌تایمز، در گوشه‌‌‌ای دنج از جزیره «بورنئو»، در یکی از دوشنبه‌‌‌های همین اواخر، دونده‌‌‌ای با فراغ‌بال در میانه بزرگراهی شش‌‌‌بانده و نوساز گام می‌‌‌زد؛ مسیری که در سکوت مطلق، هیچ رد‌پایی از ترافیک در آن دیده نمی‌شد.

اندکی آن‌‌‌سوتر، تندیس غول‌‌‌آسای پرنده‌‌‌ای عقاب‌‌‌گون که از‌ هزاران میله مسی ساخته شده‌است، بر فراز تپه‌‌‌ای ایستاده است و گویی بر پهنه افق نظاره‌‌‌گر است. اینجا قلب «نوسانتارا» است؛ کلان‌‌‌شهری سبز که قرار است از میان انبوه جنگل‌‌‌های بارانی اندونزی سر برآورد، اما امروز، یک‌سال و نیم پس از آغاز عملیات انتقال جمعیت از پایتخت قدیم و نزدیک به 5‌سال ‌پس‌‌‌از شروع این پروژه پرهیاهو، چشم‌‌‌انداز پایتخت آینده اندونزی بیش از هر زمان دیگری مه‌‌‌آلود و مبهم به‌نظر می‌رسد. از خیل عظیم کارمندانی که بنا بود به این شهر نقل‌‌‌مکان کنند، تنها شمار اندکی راهی نوسانتارا شده‌اند. وضعیت تامین آب همچنان در ‌هاله‌‌‌ای از تردید است و ساکنان فعلی برای ساده‌‌‌ترین نیازها، از تماشای یک فیلم گرفته تا خرید، ناچارند ساعت‌‌‌ها مسیرهای طولانی را بپیمایند. حالا درمیان مردم اندونزی، زمزمه‌‌‌های تلخی شنیده می‌شود که این پایتخت رویایی را «شهر اشباح» می‌خوانند.‌‌‌با وجود این سکوت حاکم، نوسانتارا این روزها به مقصد محبوب گردشگران بدل شده‌است؛ مسافرانی که مشتاقانه در‌برابر شکوه «یادمان گارودا» می‌‌‌ایستند تا ویدئوهایی برای تیک‌‌‌تاک ثبت کنند. این پرنده اسطوره‌‌‌ای که نماد ملی اندونزی است، با قامتی به ارتفاع ۷۵‌متر و پهنای بالی نزدیک به ۱۸۰‌متر، بر فراز شهر خودنمایی می‌کند.

اغلب بازدیدکنندگان از شهرهای همجوار در استان «کالیمانتان شرقی» راهی این منطقه می‌شوند و برخی دیگر نیز با پرواز به فرودگاه «بالیک‌‌‌پاپان»، سفری دو ساعته را برای تماشای این پایتخت نوظهور به‌جان می‌خرند، اما در پس هیاهوی توریست‌‌‌ها، نبض زندگی در دستان ساکنان اصلی شهر می‌‌‌تپد؛ جوانانی جسور که از گوشه و کنار مجمع‌‌‌الجزایر اندونزی به اینجا کوچ کرده‌اند. آنها خود را نه ساکنان یک شهر ناتمام، بلکه پیشگامان تمدنی نو و طلایه‌‌‌داران شیوه‌‌‌ای مدرن از زیست‌‌‌شهری می‌دانند. «فاخری سیامدونی‌ناویک»، مشاور ۲۶‌ساله داده‌ها که در ماه مارس به این منطقه کوچ کرده‌است، با اشتیاق می‌گوید: «اینکه آدم بخشی از تاریخ‌‌‌سازان باشد، حس فوق‌‌‌العاده‌‌‌ای دارد، این‌‌‌طور نیست؟»  از منظر این گزارش، نوسانتارا در پی تحقق رویای «شهر ۱۰‌دقیقه‌‌‌ای» است؛ شهری که در آن هر شهروند بتواند تنها با 10دقیقه پیاده‌‌‌روی، دوچرخه‌‌‌سواری یا استفاده از ناوگان عمومی به مقصد خود برسد. در خیابان‌های این شهر، تنها خودروهای پاک و سازگار با محیط‌زیست حق حیات دارند و شاتل‌‌‌بس‌‌‌های برقی، جابه‌‌‌جایی مسافران را بر عهده گرفته‌‌‌اند.

این رویکرد، تحولی انقلابی برای اندونزیایی‌‌‌هایی است که تمام عمر در گره‌های کور ترافیکی جاکارتا، پایتخت فعلی، روزگار گذرانده‌‌‌اند. «آجی پیرامونو»، مدیر ۴۸‌ساله بخش خدمات هتل «سوئیس‌‌‌اوتل» در نوسانتارا، می‌گوید: «هرگز در هیچ‌جای اندونزی، فضایی شبیه به اینجا ندیده بودم.» او که ‌زاده و بزرگ‌‌‌شده جاکارتا است، قسم خورده است که دیگر هرگز برای کار در آن شهر بازنگردد. او در آنجا، برای آنکه راس ساعت ۸ در محل کارش حاضر باشد، ناچار بود پیش از طلوع آفتاب و در تاریکی ساعت ۴‌صبح از خواب برخیزد. او با یادآوری آن روزها می‌گوید: «انگار هر روز با انبوهی از آدم‌های خشمگین و کلافه روبه‌رو می‌‌‌شدی، اما اتمسفر نوسانتارا به کلی متفاوت است.» این نوزایی شهری، بخشی از بلندپروازی‌‌‌های «جوکو ویدودو»، رئیس‌‌‌جمهور پیشین، برای انتقال مرکز قدرت به فاصله ۱۳۰۰‌کیلومتری جاکارتا است؛ پایتختی که اکنون در دریای «جاوه» در حال فرو رفتن است. نام «نوسانتارا» در زبان جاوایی باستان به‌معنای «مجمع‌‌‌الجزایر» است؛ واژه‌ای که به تنوع قومی و جزایر پراکنده اندونزی ادای احترام می‌کند.

«نوسانتارا» در بوته نقد

 اما در سوی دیگر، منتقدان بر این باورند که نوسانتارا با بودجه‌‌‌ای بالغ‌بر ۳۰‌میلیارد دلار، بیش از آنکه یک ضرورت ملی باشد، نمادی از بلندپروازی‌‌‌های بی‌‌‌حدوحصر «جوکو ویدودو» است؛ رئیس‌‌‌جمهوری که پروژه‌های زیرساختی متعددی را کلید زد، از جمله قطار تندروی جزیره «جاوه» که اکنون زیر‌ بار سنگین بدهی‌‌‌ها کمر خم کرده‌است. «پرابوو سوبیانتو»، جانشین او، از زمان تکیه بر مسند قدرت در سال‌گذشته، هنوز قدم به نوسانتارا نگذاشته است و با کاهش بودجه‌توسعه این شهر، بر ابهامات افزوده است. او اخیرا با اطلاق عنوان «پایتخت سیاسی» به این شهر، گویی به شکلی غیرمستقیم آینده درخشان آن را زیر سوال برده است. «کرستیان پسیک»، مدیرکل ۴۰‌ساله هتل، می‌گوید؛ اخیرا میزبان 9‌سفیر خارجی بوده‌است که برای بررسی شرایط احداث سفارتخانه‌‌‌های خود به این شهر سفر کرده‌بودند.

او می‌گوید: «کسانی که از مسیر دشوار طی‌‌‌شده بی‌‌‌خبر هستند، ممکن است چشم بر حقیقت ببندند و اینجا را شهر ارواح بنامند؛ اما به محض ورود، تپش‌‌‌های حیات و رشد شهر را زیر پوست خود حس می‌کنند.» وقتی از او پرسیده شد که؛ ساکنان برای تفریح چه می‌کنند، با لبخندی پاسخ داد: «ما می‌‌‌دویم!» روز ورود من، برگزارکنندگان در حال جمع‌‌‌آوری تجهیزات یک مسابقه دو ۵۰‌کیلومتری بودند. به‌نظر می‌‌‌رسد نوسانتارا که در اندونزی با نام اختصاری I.K.N شناخته می‌شود، به پاتوق اصلی مسابقات ورزشی در استان «کالیمانتان شرقی» بدل شده‌است. نوسانتارا که اکنون آمیزه‌‌‌ای از یک پایگاه مرزی و یک شهرک دانشگاهی خلوت است، هنوز معلوم نیست که آیا روزی به آن کلان‌‌‌شهر رویایی «ویدودو» تبدیل خواهدشد یا خیر؟ مقامات، جمعیت فعلی را حدود ۱۵۵‌هزار نفر اعلام کرده‌اند؛ اما واقعیت این است که در حوالی «یادمان گارودا» و کاخ ریاست‌‌‌جمهوری، تنها حدود ۱۰‌هزار نفر زندگی می‌کنند که اکثریت قاطع آنها را کارگران ساختمانی تشکیل می‌دهند.

طبق پیش‌بینی‌‌‌ها، نوسانتارا قرار است وسعتی نزدیک به ۲هزار و 600 کیلومترمربع (تقریبا دو‌برابر مساحت لس‌‌‌آنجلس) داشته‌باشد، اما در حال‌حاضر، آنچه به چشم می‌آید پهنه‌‌‌های وسیع درختی و فضاهای خالی بی‌‌‌انتهاست. گزینه‌‌‌های خرید و رستوران‌‌‌گردی بسیار محدودند و تنها یک بازار سنتی در حال احداث است. به‌رغم تمام شعارهای سبز، فقدان سایه‌‌‌سار در خیابان‌ها، گرمای طاقت‌‌‌فرسای بعدازظهر را به تجربه‌‌‌ای تحمل‌‌‌ناپذیر بدل می‌کند. براساس این گزارش، امروز نبض تپنده نوسانتارا با ترکیبی از توان خورشیدی و شبکه برق سراسری می‌زند، هرچند آرمان نهایی، دستیابی به شهری است که کاملا با انرژی‌های پاک تنفس کند. «پوتری»، کارمند ۲۳‌ساله دولت و دانش‌‌‌آموخته مهندسی برق، از جمله کسانی است که ژوئن گذشته به این پایتخت نوظهور مهاجرت کرد. او با شور و نشاط می‌گوید که یافتن دوستان تازه در اینجا دشوار نیست: «بیشتر ما در دهه‌بیست زندگی‌‌‌مان هستیم!» پوتری معتقد است در نوسانتارا هرگز غبار دلتنگی بر چهره‌‌‌اش نمی‌‌‌نشیند؛ چراکه هر ماه با شرکت در جشنواره‌‌‌های غذا یا کاشتن نهال، بخشی از هویت این شهر می‌شود. 

بسیاری از ساکنان، کیفیت زیست در نوسانتارا را بسیار بالاتر از تجربه‌‌‌های پیشین خود می‌دانند. «فاخری» اکنون در طبقه دهم آپارتمانی زندگی می‌کند که دولت بدون دریافت اجاره‌‌‌بها در اختیارش گذاشته‌است؛ خانه‌‌‌ای با امکاناتی مدرن که برای او تجربه‌‌‌ای بی‌سابقه است. او با رضایت از تفکیک زباله‌‌‌ها و امکانات ورزشی در طبقه پایین ساختمانش یاد می‌کند و این اقامتگاه را بهترین سرپناهی می‌داند که تا به امروز داشته‌است، اما همان‌طور که گفته شد این تصویر آرمانی، منتقدان سرسختی دارد. مرکز گردشگری نوسانتارا شعار «شهری برای زندگی و عشق» را سر می‌دهد، اما حامیان محیط‌زیست از زخمی عمیق بر پیکر طبیعت سخن می‌گویند. آنها معتقدند ‌هزاران جریب از جنگل‌‌‌های حرا(مانگرو) که مامن میمون‌‌‌های کمیاب و در خطر انقراض است، در پای این ساخت‌‌‌وسازها قربانی شده‌اند.

«ماپاسله»، فعال محیط‌زیست، می‌گوید: ساخت جاده‌‌‌های عوارضی بین نوسانتارا و شهر «بالیک‌‌‌پاپان» مسیرهای حیاتی تامین آب را مسدود کرده‌ و منطقه را در معرض سیلاب‌‌‌های شدید قرار داده‌است. او با لحنی انتقادی اضافه می‌کند که مقامات هنوز گزارش شفافی درباره اثرات زیست‌محیطی این پروژه منتشر نکرده‌‌‌اند. در کنار این دغدغه‌‌‌ها، چالش تامین آب نیز همچون ابری تیره بر آینده شهر سایه افکنده است. یک مهندس عمران در این‌باره می‌گوید: سدی که بر رودخانه «سپاکو» ساخته شده‌است، تنها تا سال‌۲۰۳۰ آب کافی برای شهر را تضمین می‌کند. بعد از آن، مسوولان مجبور خواهند شد یا سد جدیدی بسازند یا با هزینه‌ای بسیار زیاد، آب را از رودخانه‌‌‌های دوردست به نوسانتارا منتقل کنند. 

دفاع معمار «انتقال»

با این‌حال، در غروب یکی از روزهای اخیر، پارک‌های نوسانتارا میزبان گردشگرانی بود که لحظات خود را در قاب عکس ثبت می‌کردند. درمیان آنها، «پوپوت ریانتی» ۲۳‌ساله همراه نامزدش دیده می‌شد که برای گرفتن عکس‌‌‌های عروسی‌‌‌شان، این شهر نوظهور را انتخاب کرده‌بودند. او که از شهر «پناجام» در ۵۰‌کیلومتری آمده بود، با هیجان از آرزوی زندگی در نوسانتارا می‌‌‌گفت: «می‌‌‌خواهیم نبض پیشرفت را زیر پوستمان حس کنیم.» درحالی‌که خورشید در حال غروب بود، جرثقیل‌‌‌ها در سراسر افق شهر همچنان مشغول کار بودند. «اندرینوف چانیائو»، وزیر پیشین برنامه‌‌‌ریزی توسعه‌ملی و یکی از معماران اصلی انتقال پایتخت، تردیدها درباره آینده پروژه را بی‌‌‌اساس می‌‌‌داند. او با قاطعیت می‌گوید: «راه بازگشتی از این پروژه وجود ندارد؛ لغو این پروژه نیمه‌‌‌تمام تنها باعث هدر رفتن منابع و نابودی همه آنچه ساخته‌‌‌ایم خواهدشد.»