پرچم «آفساید اجتماعی» برای اغتشاشات

دکتر حامد حاجی‌حیدری؛ فقط ایده‌ای برای تأمل بیشتر

خلاصه خبر
این توان دید کل‌نگر و چندلایه، حاصل سال‌ها تجربه زیستن در شرایط پیچیده و پرتلاطم است؛ تجربه‌ای که به مردم آموخته است هر حرکتی، هر چند در ظاهر «رو به جلو» و برآمده از حقی یا شکلی از عدالت‌خواهی، ممکن است در زمینه کلی بازی، نقشی کاملاً متضاد با منافع ملی و بقای جمعی ایفا کند. از این منظر، سکوت یا عدم همراهی مردم، نه یک انفعال، که «کنشی محاسبه‌شده و فعال» است؛ حرکتی دفاعی برای جلوگیری از «گل به خودی» که نتیجه قطعی شکستن خط دفاعی و هماهنگی تیمی در برابر حریفی آماده و منتظر خواهد بود.▬ در سوی دیگر این میدان، بخشی از نخبگان رسانه‌ای، فعالان شبکه‌های اجتماعی و روشنفکران قرار دارند که دچار «نزدیک‌بینی تحلیلی» شده‌اند. آنان در دام «آفساید نخبگان» گرفتار آمده‌اند. این گروه، اغلب به دلیل پیوند با گفتمان‌های جهانی، تکیه بر چارچوب‌های نظری انتزاعی و غرق شدن در جریان سریع و هیجانی اطلاعات مجازی، تنها بخشی از زمین بازی (معمولاً همان بخش مرتبط با شکایت یا آرمان مورد نظرشان) را می‌بینند. تمرکز شدید آنان بر یک «درد واقعی» یا یک «بی‌عدالتی عینی» (که بی‌تردید، در هر جامعه پیچیده‌ای وجود دارد)، آنان را از درک توازن قوای کلان، محاسبات امنیت ملی و اهداف راهبردی بازیگران خارجی غافل می‌سازد. برای آنان، حرکت مهاجم (اعتراض) فی‌نفسه و فارغ از موقعیت سایر بازیکنان، «درست» و «مشروع» است.
▬ اینجاست که استعاره «آفساید» به یاری ما می‌آید: بازیکنی که زودتر از زمان قانونی و با نادیده گرفتن موقعیت حریف، به سمت دروازه می‌تازد، از دید خود در حال انجام بهترین و منطقی‌ترین کار (یعنی گلزنی) است، اما، داور (در این‌جا، «خرد جمعی موقعیت‌شناس») که دیدی وسیع‌تر و کل‌نگر دارد، پرچم را برمی‌افرازد؛ زیرا، می‌داند این حرکت، قواعد عادلانه رقابت و بقای خود بازی را نقض کرده است.▬ این شکاف معرفت‌شناختی بین خرد توده‌ای ریشه‌دار در تجربه و نخبگی گسسته از متن، در سنت غنی مطالعات فرهنگی بریتانیایی (از متیو آرنولد و به ویژه در آرای ریچارد هوگارت) مستند و توانمند می‌شود. هوگارت در اثر تأثیرگذارش «کاربست‌های سواد»، فرهنگ عامه و آیین‌هایی مانند فوتبال را نه به عنوان پدیده‌هایی حاشیه‌ای، که به مثابه «جهان زندگی اصیل» و عرصه‌های شکل‌گیری سواد اجتماعی و هویت جمعی طبقه فرودست برمی‌شمارد. از منظر او، استادیوم فوتبال یک مدرسه عمومی است که در آن، مفاهیمی پیچیده مانند همکاری، رقابت منصفانه، خوانش موقعیت و تشخیص حرکت نامشروع (آفساید) نه از طریق کتاب، که از طریق تجربه مناسک‌گونه و مشارکت جمعی آموخته می‌شود. این همان «سواد موقعیت‌شناختی» است که جامعه را در تشخیص «آفساید اجتماعی» توانمند می‌سازد.
▬ از زاویه این بصیرت نظری، مقاومت مردم در برابر اغتشاش را می‌توان تجلی این سواد موقعیت‌شناختی جمعی دانست؛ توان تشخیص این که برخی حرکات اجتماعی، به رغم برخاستن از رنجی واقعی، به دلیل «تقدم نامشروع» در میدان بازی بزرگ‌تر (که در آن امنیت ملی، حاکمیت و منافع راهبردی جامعه در خطر است) در عمل به ابزاری در دست «دشمن پشت دروازه» تبدیل می‌شوند. این درک، حاصل صدها سال تجربه تاریخی زیسته در جغرافیایی حساس و پرآشوب است.▬ در مقابل، ناتوانی بخشی از نخبگان از درک این حکمت، ناشی از جدایی از این زیست‌جهان، انقیاد در برابر گفتمان‌های جهانی یک‌سویه و غرق شدن در ابعاد احساسی و آنی ارتباطات مجازی است. بازخوانی این رابطه میان فرهنگ، قدرت و خرد روزمره، نشان می‌دهد که در لحظات بحرانی، گاه پاسخ‌های معتبر و راهگشا نه در کتاب‌های نخبگان، که در حافظه جمعی و خرد نهفته در مناسک و آیین‌های مردمی نهفته است. وظیفه متفکران و رهبران فکری جامعه، نه نادیده گرفتن یا تحقیر این خرد، که کشف، احیا و گفت‌وگو با آن است تا بتوان از پیچیدگی‌های موقعیت کنونی، با کمترین هزینه و بیشترین حفظ انسجام ملی، عبور کرد.#آفساید_اجتماعی | #مردم | #اغتشاش | #خرد_جمعی | #سواد_موقعیت‌شناختی | #فرهنگ_عامه | #فوتبال | #استعاره | #نخبگان | #شکاف_معرفت‌شناختی | #امنیت_ملی | #منافع_ملی | #تجربه_تاریخی | #زیست_جهان | #مطالعات_فرهنگی | #ریچارد_هوگارت | #کنش_محاسبه‌شده | #هویت_جمعی | #انسجام_ملی | #داوری_اجتماعی | #توازن_قوا | #ژئوپلیتیک | #حافظه_جمعی | #آیین_های_مردمی | #ارتباطات_مجازی | #نزدیک‌بینی_تحلیلی | #گفتمان_جهانی | #حکمت_نانوشته | #عبور_از_بحران
11:29 - 11 دی 1404
نظرات کاربران
ارسال به صورت ناشناس
اخبار داغ