اعلام حمایت خانه سینما از درخواست مژده شمسایی برای چاپ و انتشار آثار بهرام بیضایی

منبع تصویر، 📷 WireImage/Getty Images

هیات رئیسه خانه سینما در ایران خواسته مژده شمسایی، همسر بهرام بیضایی برای انتشار کتاب‌های منتشرنشده و نمایش فیلم‌های به نمایش در نیامده‌ این کارگردان را «به حق» خواند و اعلام کرد که «پیگیری های لازم و جدی را برای این منظور انجام می‌دهد.»

در متنی که هیئت مدیره خانه سینما منتشر کرده آمده است: «هیئت رئیسه خانه سینما ضمن احترام به خواست همسر گرامی استاد بهرام بیضایی مبنی بر عدم انتقال پیکر ایشان به ایران عزیز، اعلام می‌دارد برای پیگیری مطالبات مطرح شده از سمت خانم مژده شمسایی، در مورد انتشار کتاب‌های منتشرنشده و نمایش فیلم‌های به نمایش در نیامده‌ استاد، که قطعا خواست جمعیِ همه اهالی فرهنگ و هنر این سرزمین نیز هست آماده هرگونه همراهی و اقدامی است. چراکه باور داریم پژواک صدا و سخن هنرمند تداوم حیات اوست، آن هم هنرمندی که حیاتش صرف تلاش برای تعریف و بازتعریف فرهنگ ایران شد.»

هیئت مدیره خانه سینما در پایان این متن آورده است: «تماشای جمعی آثار سینمایی و خواندن آثار مکتوب استاد بهرام بیضایی را به انتظار خواهیم نشست.»

بهرام بیضایی، نویسنده و کارگردان ایرانی، جمعه، پنجم دی‌ماه ۱۴۰۴ (۲۶ دسامبر ۲۰۲۵) در ۸۷ سالگی‌ در آمریکا چشم از دنیا فرو بست. به باور منتقدان، او در بیش از شش دهه فعالیت، مرز میان نویسندگی، نمایشنامه‌نویسی، کارگردانی، پژوهش و نظریه‌پردازی را از میان برداشت و هنری را پی‌گرفت که همواره در برابر سانسور، روایت‌های رسمی، ساده‌سازی تاریخ و حذف صداهای حاشیه‌ای می‌ایستاد.

آقای بیضایی در مصاحبه‌ای که به بهانه ۷۵سالگی‌اش با مجله اندیشه پویا داشت، درباره فعالیت‌هایش پس از مهاجرت از ایران گفته بود: «همانم که بودم. می‌نویسم، به همان زبان و فرهنگ خودم؛ یعنی سرزمینی که با خودم آورده‌ام و هر از گاهی که دست دهد لایه‌های فرهنگی ایران را معناشناسی می‌کنم آن طور که می‌فهمم».

آقای بیضایی افزوده بود: «همچنان نمایشنامه می‌نویسم به امید اجرا و انتشار در ایران؛ و مثل همه این سال‌ها در انتظار باز شدن آسمان تهرانم. به امید باد و بارانی که هر هوای آلوده‌ای را بشوید.»

مژده شمسایی، همسر بهرام بیضایی خبر داد که مراسم خاکسپاری آقای بیضایی در آمریکا برگزار می‌شود.

او در پاسخ به برخی دوستداران آقای بیضایی که بازگرداندن پیکر او را «مطالبه ملی» عنوان کرده بودند نوشت: «او دو فیلم توقیف شده و یک فیلم کمتر دیده شده دارد و هم‌اکنون جلوی انتشار دست‌کم چهار کتابش را گرفته‌اند. مطالبه‌ی ملی باید انتشار کتاب‌های "جانا و بلادور"، "گزارش اردویراف"، "طرب‌نامه" و "داش‌آکل به گفته‌ مرجان" باشد. مطالبه‌ ملی به نمایش درآمدن عمومی "غریبه و مه"، "چریکه‌ تارا" و "مرگ یزدگرد" است.»