خویش‌انگاری صهیونیسم در میان حکمرانان غربی

رئیس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی معتقد است: مواضع وقیحانه و متوهمانه دونالد ترامپ در دیدار نتانیاهو علیه جمهوری اسلامی ایران، بار دیگر چهره واقعی و نفاق‌آلود غرب را آشکار ساخت. اظهارات او درباره برنامه هسته‌ای و قدرت موشکی ایران، نه از موضع «نگرانی امنیتی» بلکه از موضعی خصمانه و سیاسی، با هدف تخریب دستاوردهای ملت ایران و محدودسازی استقلال آن بیان شد.

خلاصه خبر

به گزارش ایسنا، «حجت‌الاسلام والمسلمین محمد مهدی ایمانی‌پور» رئیس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی در یادداشتی برای خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) نوشته است: « این مواضع را باید در بافت بزرگ‌تر سیاست غرب و جریان صهیونیسم تحلیل کرد؛ جایی که مفاهیم آزادی، حقوق بشر و دموکراسی عملاً در خدمت منافع نظام سلطه و مشروعیت‌بخشی به جنایات رژیم اشغالگر قدس قرار گرفته‌اند. در این خصوص نکاتی وجود دارد که لازم است مورد توجه قرار گیرد: 

۱- لیبرال‌دموکراسی غرب؛ چارچوب نظری حمایت از رژیم صهیونیستی

آنچه امروز در بطن سیاست بین‌الملل مشاهده می‌شود، فروکاست کامل آرمان‌های لیبرال‌دموکراسی به ابزاری برای تداوم هژمونی غرب و حفاظت از رژیم صهیونیستی است. لیبرال‌دموکراسی که در ظاهر داعیه احترام به آزادی انسان و حقوق ملت‌ها دارد، در عمل به قالبی نظری برای مشروعیت‌بخشی به اشغال، نسل‌کشی و تروریسم صهیونیستی بدل شده است.  

شواهد فراوانی نشان می‌دهد که غرب، به‌ویژه آمریکا، از رژیم صهیونیستی نه تنها به عنوان متحد منطقه‌ای بلکه به عنوان بازوی اجرایی پروژه‌های کثیف خود در خاورمیانه استفاده می‌کنند.  

در همین راستا، سه هفته گذشته صدراعظم آلمان در سفر خود به اراضی اشغالی آشکارا گفته بود: «حمایت از اسرائیل در ژن ماست و اسرائیل کارهای سخت و کثیف را به نیابت از ما انجام می‌دهد.» این سخن در واقع اعترافی عریان به ماهیت نیابتی و غیراخلاقی سیاست‌های غرب است؛ اعترافی که نشان می‌دهد اسرائیل نه استثنایی در نظم غربی که تجلی کامل ماهیت استعماری آن است.  

در چنین بستری، طبیعی است که هر کشور مستقلی که به منطق سلطه «نه» بگوید، هدف تخریب و دشمن‌سازی رسانه‌ای قرار گیرد. ایران نیز به عنوان پرچمدار استقلال و مقاومت در برابر این نظم ناعادلانه، طبیعی است که مورد هجوم پی‌درپی در عرصه دیپلماسی، رسانه و امنیت قرار گیرد.  

۲- پروژه امنیتی‌سازی ایران در ابعاد شناختی و ترکیبی

مواضع اخیر ترامپ، ادامه همان روند دیرینه‌ای‌ است که در دهه‌های گذشته با هدف «امنیتی‌سازی ایران» به شکل پیوسته دنبال شده است. از پروژه ایران‌هراسی و دروغ‌های بزرگ درباره برنامه صلح‌آمیز هسته‌ای گرفته تا تحریم، فشار اقتصادی، عملیات روانی و حمایت از تروریسم رسانه‌ای علیه کشورمان، همه در چارچوب یک «جنگ شناختی و ترکیبی» طراحی شده‌اند.  

این جنگ نه فقط متوجه قدرت نظامی، که متوجه «قدرت معنایی» و «سرمایه تمدنی ایران» است. غرب در تلاش است تا چهره کشوری را که مستقل ایستاده و در مسیر پیشرفت علمی و دفاعی حرکت می‌کند، به صورت تهدید جلوه دهد.  

ترامپ و هم‌فکرانش با حمله لفظی به برنامه هسته‌ای و توان موشکی ایران، در واقع می‌کوشند عزت ملی و استقلال فناورانه ایران را ترور کنند.  

اما واقعیت میدانی چیز دیگری است: ایران امروز نه یک تهدید، بلکه تکیه‌گاه ثبات، امنیت و عدالت در منطقه است. آنچه در ذهن سیاستمداران کاخ سفید و پنتاگون موج می‌زند، ترس از الگوشدن نظامی است که بدون وابستگی به غرب و با تکیه بر ظرفیت درونی خود توانسته مسیر توسعه، بازدارندگی و استقلال را بپیماید.  

۳- حقیقت آشفتگی غرب؛ واکنش به نظم جدید و برافراشته شدن پرچم عدالت

اخیراً رهبر معظم انقلاب اسلامی در نامه بسیار مهم خود به نشست سالیانه انجمن‌های اسلامی اروپا به‌درستی تصریح کردند که علت واقعی آشفتگی و خصومت نظام سلطه با ایران، نه فعالیت‌های هسته‌ای و نه توان دفاعی، بلکه به چالش کشیده شدن نظم ناعادلانه جهانی است.  

برافراشته شدن پرچم مقابله با چنین نظمی و دعوت ایران به یک مناسبات عادلانه ملی و بین‌المللی، جوهره اصلی نگرانی زورگویان فاسد جهانی است.  

آنچه در این میان حائز اهمیت می‌باشد این است که پروژه «غربی‌سازی نظم جهانی» در حال فروپاشی است و جهان به مرحله گذار از نظم موجود به «نظم جدید عادلانه» رسیده است؛ نظمی که در آن کرامت ملت‌ها، عدالت اقتصادی، و استقلال سیاسی جایگزین منطق برتری‌طلبی، استعمار نو و مداخله‌گری خواهد شد.  

این دگردیسی تنها یک روند تاریخی نیست بلکه نشانه‌ای از شکل‌گیری تمدنی نو است که تحقق آن مشروط به سه رکن اساسی است:  

اولا: افق‌گشایی و باورپذیر نمودن نظم جدید در سطح جهانی؛ ایران باید بیش از پیش در میدان روایت‌سازی حضور یابد و ضمن تبیین حقیقت نظام لیبرال، بر لزوم مقاومت و استقلال برای رسیدن به نظام کارآمد جهانی تأکید نماید. نبرد امروز، نبردی تمدنی است. امروز، میدان نزاع بیش از آنکه میدان جنگ سرد یا نظامی باشد، میدان نبرد معنا و روایت است.

ثانیا: رصد هوشمندانه نقشه دشمن؛ دشمن در حال تغییر تاکتیک‌ها و استفاده از ابزارهای جدید اطلاعاتی و رسانه‌ای است. مقابله مؤثر نیازمند رصد دقیق، تحلیل داده‌محور و هوشیاری دائمی در برابر نقشه‌های پنهان قدرت‌های متخاصم و بهره‌مندی از جنگ‌افزارهای روزآمد جنگ نرم است.  

 ثالثا: اقدام به‌هنگام و هماهنگ در برابر توطئه‌ها؛ تأخیر در پاسخ به حملات سیاسی، رسانه‌ای یا امنیتی می‌تواند هزینه‌زا باشد. ایران باید با حفظ رویکرد عقلانی و عزتمند، اما قاطع و سریع، در برابر هر پروژه‌ای که متوجه امنیت ملی و قدرت نرم است، واکنش مؤثر نشان دهد.  

۴- در نهایت اینکه مواضع اخیر ترامپ نه نشانه قدرت، بلکه نشانه سردرگمی و خشم نظام سلطه است. غرب دیگر نمی‌تواند واقعیت فروپاشی مشروعیت خود را پنهان کند.  

دولت‌هایی که روزی خود را منادی آزادی می‌دانستند، امروز علناً از جنایت حمایت می‌کنند و پشت رژیمی ایستاده‌اند که کودکان را در غزه و لبنان می‌کشد. صدراعظم آلمان اعتراف می‌کند که اسرائیل «کثیف‌ترین» مأموریت‌های غرب را انجام می‌دهد، و ترامپ نیز همان مسیر را می‌پیماید، منتها با زبانی بی‌پرده‌تر و بی‌پرواتر.  

ایران، برخلاف تمام این موج‌سازی‌ها، در مسیر خود مطمئن و استوار گام برمی‌دارد. سیاست اصولی‌اش بر پایه استقلال، مقاومت و عدالت جهانی است و در برابر تهدیدات ترکیبی غرب با منطق عقلانیت و تدبیر پاسخ خواهد داد.  

در پایان تأکید می‌کنم که آینده روشن است. نظم متزلزل غرب در حال افول است و علائم شکل‌گیری نظم نوین جهانی که بر اساس عدالت، استقلال و احترام متقابل شکل می‌گیرد، روزبه‌روز آشکارتر می‌شود.»

انتهای پیام

نظرات کاربران
ارسال به صورت ناشناس
اخبار داغ