

جهان ورزش در سوگ مرگ تلخ سینا
مرگ ناگهانی سینا قائمی، مربی و دوست ایرانی آنتونی جاشوا، در یک حادثه تراژیک رانندگی در نیجریه، موجی از شوک و ناباوری را ایجاد کرده است.
به گزارش "ورزش سه"، برای بیش از یک دهه، قائمی فراتر از یک مربی برای آنتونی جاشوا، قهرمان دو دوره سنگینوزن جهان، بود. او محرم اسرار، استراتژیست، معمار فیزیکیِ یکی از قدرتمندترین ورزشکاران بوکس و بالاتر از همه، دوستی نزدیک بود که حضورش بسیار فراتر از محیط باشگاه امتداد داشت.
در حالی که سیل پیامهای تسلیت از سوی ورزشکاران، مربیان و چهرههای سیاسی سرازیر شده است، فقدان سینا قائمی نه تنها به عنوان یک تراژدی شخصی، بلکه به عنوان پایانی بر یک مسیر حرفهای درخشان که به شکلگیری آمادگی ورزشی مدرن در سطح نخبگان کمک کرد، نگریسته میشود. مرگ او به معنای پایان فصلی است که با وفاداری، نوآوری، پیوند فرهنگی و اعتقادی تزلزلناپذیر به پتانسیلهای انسانی تعریف میشد.
حادثهای تلخ در نیجریه
سینا قائمی در پی حادثهای ناگوار در نیجریه، جایی که به عنوان بخشی از تیم نزدیک آنتونی جاشوا به آنجا سفر کرده بود، درگذشت. گزارشها حاکی از آن است که قائمی صبح روز حادثه وارد لاگوس شده بود. او اندکی پیش از مرگ، تصویری از فرودگاه منتشر کرد، غافل از اینکه این آخرین پیام عمومی او خواهد بود.
جزئیات دقیق شرایط این حادثه هنوز به طور کامل فاش نشده است، اما تایید خبر درگذشت او به سرعت پخش شد و دنیای ورزش را در سوگ فرو برد. برای جاشوا که پس از مبارزه اخیرش در میامی، برای تجدید دیدار با ریشههای خود به نیجریه بازگشته بود، این فقدان عمیقاً شخصی بود. قائمی یکی از نزدیکترین افراد به او بود؛ کسی که در اوج شکوه قهرمانی و در حضیض شکست، مصدومیت و فشارهای رسانهای در کنارش حضور داشت.
نیجریه، کشوری که برای جاشوا اهمیت عاطفی و اجدادی عمیقی دارد، به صحنه یکی از دردناکترین لحظات زندگی او تبدیل شد. رابطه آنتونی جاشوا و سینا قائمی فراتر از پویایی معمولِ بین ورزشکار و مربی بود. برای بیش از ده سال، قائمی به عنوان مربی بدنساز و آمادگی جسمانی جاشوا، او را در میان فشارهای فیزیکی بوکس سنگینوزن هدایت کرد. اما پیوند آنها بر پایه اعتماد، احترام متقابل و رفاقتی خالصانه بنا شده بود.
در صنعتی که اغلب با قراردادهای کوتاهمدت و تغییرات مکرر تیمی شناخته میشود، مشارکت طولانیمدت آنها استثنایی بود. قائمی در طول تمام مراحل تبدیل شدن جاشوا از یک مدالآور طلای المپیک به یک فوقستاره جهانی بوکس حضور داشت. او در زمان پیروزیهای عنوان جهانی، اردوهای تمرینی طاقتفرسا، بازگشتها پس از شکست و لحظاتی که دوران حرفهای جاشوا بر سر دوراهی قرار داشت، در کنار او بود.
نزدیکان این دو نفر اغلب از هماهنگی و «ارتباط حسی» بین آنها یاد میکردند. قائمی بدن جاشوا را به خوبیِ طرز فکرش میشناخت. او میدانست چه زمانی باید فشار بیشتری وارد کند و چه زمانی عقبنشینی کند، چه زمانی انضباط لازم است و چه زمانی اطمینان خاطر دادن اهمیت بیشتری دارد. این درک شهودی، او را به فردی غیرقابل جایگزین تبدیل کرده بود.
معمار تعالی جسمانی
سینا قائمی صرفاً یک مربی باشگاه نبود. او متخصصی بسیار ماهر در زمینه ورزش و توانبخشی، با تخصص عمیق در آسیبهای اسکلتی-عضلانی، تمرینات اصلاحی و بهینهسازی عملکرد بود. رویکرد او دقت علمی را با تجربه عملی ترکیب میکرد و به او اجازه میداد برنامههایی اختصاصی طراحی کند که قدرت را به حداکثر رسانده و در عین حال خطر آسیبدیدگی را به حداقل برساند.
در بوکس سنگینوزن، جایی که قدرت، تحرک، استقامت و پایداری باید در کنار هم وجود داشته باشند، نقش قائمی حیاتی بود. او به جاشوا کمک کرد تا علیرغم داشتن بیش از ۱۱۰ کیلوگرم عضله، آمادگی جسمانی انفجاری خود را حفظ کند. او با وسواس روی تعادل، وضعیت بدنی، سلامت مفاصل و ریکاوری کار میکرد؛ حوزههایی که اغلب توسط مربیان با تخصص کمتر نادیده گرفته میشوند.
روشهای او نشاندهنده درکی جامع از بدن انسان بود. جلسات تمرینی زیر نظر قائمی فقط در مورد بلند کردن وزنههای سنگینتر یا دویدن سریعتر نبود؛ بلکه در مورد طول عمر ورزشی، کارایی و تابآوری بود. این فلسفه نقش کلیدی در توانایی جاشوا برای رقابت در بالاترین سطح برای بیش از یک دهه ایفا کرد.
سینا قائمی که بود؟ سرنوشت تلخ افتخار دنیای بوکس ایران
یکی از آخرین حضورهای پررنگ سینا قائمی در کنار آنتونی جاشوا در میامی و در جریان مبارزه پرسر و صدای جِیک پل (یوتیوبری که بوکسور شد) در ۱۹ دسامبر بود. قائمی در کنار جاشوا، آرام و متمرکز، مانند همیشه دیده شد.
آن حضور نمادی از این بود که او حتی پس از سالها موفقیت، تا چه حد بخش جداییناپذیر زندگی حرفهای جاشوا باقی مانده بود. در حالی که برخی مربیان با کسب شهرت و تعهدات تجاریِ ورزشکاران به حاشیه میروند، قائمی ثابتقدم، منضبط و وفادار باقی ماند.
کسانی که آنها را در میامی با هم دیدند، هیچ چیز غیرعادیای به خاطر ندارند. قائمی با روحیهای خوب، مشغول بحث درباره تمرین، ریکاوری و برنامههای آینده بود. هیچ نشانهای وجود نداشت که این یکی از آخرین بارهای حضور او در انظار عمومی خواهد بود.
دوران حرفهای جهانی در ورزش نخبگان
اگرچه او بیشتر به خاطر کار با آنتونی جاشوا شناخته میشد، اما دوران حرفهای سینا قائمی بسیار فراتر از بوکس بود. او که عمدتاً در دبی مستقر بود، یکی از بنیانگذاران باشگاه «ایوالو» در لندن بود؛ مجموعهای که به خاطر تمرینات ورزشی و توانبخشی سطح بالا شناخته شد.
در طول سالها، قائمی با ورزشکاران نخبه در چندین رشته مختلف کار کرد. لیست مشتریان او شامل بازیکنان NBA مانند جمال گرین و حرفهایهای NFL از جمله جرل ورثی و بیجی کانینگهام بود. تخصص او همچنین وی را به ورزشهای دانشگاهی کشاند، جایی که با تیم فوتبال دانشگاه ایالتی میشیگان کار کرد.
این تنوع تجربه نشاندهنده انطباقپذیری و درک عمیق او از عملکرد ورزشی بود. قائمی چه در کار با بازیکنان بسکتبال، چه ورزشکاران فوتبال آمریکایی یا بوکسورها، همان اصول را به کار میگرفت: پیشگیری از آسیب، حرکت عملکردی و برنامهریزی فردی.
همکارانش اغلب او را کسی توصیف میکردند که شکاف بین علوم ورزشی و عملکرد در دنیای واقعی را پر میکرد؛ متخصصی که میتوانست بیومکانیک پیچیده را به روتینهای تمرینی موثر و کاربردی تبدیل کند.
شهرت به مهربانی و انسانیت
فراتر از دستاوردهای حرفهای، آنچه بسیاری بیش از همه درباره سینا قائمی به یاد میآورند، شخصیت اوست. راب مَدِن، فیزیوتراپ سابق آنتونی جاشوا و عضو تیم بریتانیا، در پیامی تأثیرگذار این حس را به خوبی بیان کرد.
مدن به یاد میآورد: «هر بار که سینا تماس میگرفت، مستقیماً سراغ کار نمیرفت. او همیشه اول سلام میکرد، حال خانوادهام را میپرسید و مطمئن میشد که حالم خوب است. او قلبی بزرگ و مهربان داشت.»
چنین داستانهایی توسط دیگرانی که با قائمی کار کردهاند نیز تکرار میشود. در صنعتی که اغلب تحت تأثیر فشار، ضربالاجلها و معیارهای عملکرد است، او به همدلی شناخته میشد. او صمیمانه به زندگی اطرافیانش اهمیت میداد و معتقد بود که رفاه شخصی از موفقیت حرفهای جداییناپذیر است.
این رویکرد انسانمحور به ورزشکاران او نیز تسری مییافت. قائمی میدانست که عملکرد نخبگان به همان اندازه که به آمادگی جسمانی نیاز دارد، مستلزم ثبات عاطفی است. او همانقدر که در تنظیم یک برنامه تمرینی راحت بود، در بحث درباره چالشهای زندگی نیز همراه و دلسوز بود.








