رادیویی که از دلِ هیچ‌کجا می‌آمد

خلاصه خبر
در سال ۱۹۶۱، در میانه‌ی گرمای استوایی خلیج مکزیک، جزیره‌ی کوچکی به‌نام سوان شب‌ها روشنایی عجیبی داشت. این نور از دل یک ساختمان سفیدرنگ می‌آمد که آنتن فلزی عظیمی کنارش قد کشیده بود. مردم محلی می‌گفتند: "آن‌جا رادیوی آمریکایی‌هاست." اما حقیقت پیچیده‌تر بود.در اتاق کنترل، "جک"، کارمند جوان CIA، هر شب درست راس ساعت ۹ پشت میکروفون می‌نشست. صدایش را کمی کلفت‌تر می‌کرد تا اسپانیایی‌اش کمتر «آمریکایی» به‌نظر برسد. روی شیشه‌ی اتاق، برچسبی چسبانده بودند:Radio Swan – La Voz del Pueblo Libre de Cubaاما نه او، نه هیچ‌کدام از کارکنان، هیچ‌وقت این رادیو را "صدای مردم آزاد کوبا" نمی‌نامیدند. برای آن‌ها، این یک ابزار بود؛ بخشی از نقشه‌ای بزرگ‌تر برای تضعیف فیدل کاسترو.جک هر شب اخبار کوتاهی می‌خواند ، چیزهایی که از واشنگتن می‌رسید:"اقتصاد کوبا در آستانه فروپاشی… نارضایتی در هاوانا… گروه‌های مقاومت در شرق جزیره فعال شده‌اند"هیچ‌کدام کاملاً دروغ نبود، اما همه گزینشی و بزرگ‌نمایی‌شده بودند. هدف ساده بود: ایجاد این حس که "کاسترو تنها مانده و سقوطش نزدیک است".گاهی پیام‌هایی رمزآلود هم پخش می‌کرد:"دوستان در مزرعه‌ی شماره‌ی هفت، وقت برداشت فرا رسیده."این جمله‌ها برای شنوندگان عادی بی‌معنی بود، اما برای براندازان و خائنین که انتظار عملیات خلیج خوک‌ها را می‌کشیدند، نشانه‌ی آغاز عملیات بود.عملیاتی که نمونه های آن بارها انجام شد اما شکست خورد.رادیو کوبا، رادیو آمریکا، بی بی سی، صدای آمریکا، اینترنشنالهیچ کدام از اینها رسانه نیستند.تماما ابزار دشمن برای تردید افکنی در ملت ها هستند. چیز که ملت هایی که درکش نکنند هزینه اش را پرداخت خواهند کرد.
18:51 - 11 دی 1404
نظرات کاربران
ارسال به صورت ناشناس
اخبار داغ