محمدرضا آرام در گفتوگو با ایسنا در تحلیلی درباره سیره و رفتار شهید حاج قاسم سلیمانی، اظهار کرد: ایمان و باور به امدادهای غیبی نقش تعیینکنندهای در تصمیمهای نظامی و سیاسی ایشان داشت. شهید سلیمانی، همچون بسیاری از فرماندهان دفاع مقدس، صرفاً به محاسبات مادی و واقعیتهای اقتصادی و نظامی بسنده نمیکرد، بلکه با تکیه بر وعدههای الهی و توسل به اهل بیت(ع)، افقهای تازهای را در مسیر مقاومت اسلامی گشود.
وی افزود: اگر شهید سلیمانی نگاه صرفاً مادیگرایانه داشت، هرگز نمیتوانست دستاوردهای بزرگ جبهه مقاومت را رقم بزند. ایمان عمیق به خداوند و باور به هدایتهای الهی سبب شد تا در سختترین بحرانها نهتنها دچار یأس و سستی نشود، بلکه با امید به نصرت الهی و انرژی معنوی بیشتر تصمیمگیری کند.
عضو هیات علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد با اشاره به جمله معروف شهید سلیمانی مبنی بر اینکه «در گرفتاریها هر جا به مشکل برمیخوردیم به حضرت زهرا (س) متوسل میشدیم»، گفت: این روح توکل و باور به امدادهای غیبی بود که شهید سلیمانی را از یک فرمانده صرف به یک الگوی بزرگ معنوی تبدیل کرد. نگاه ایمانی شهید سلیمانی همان رویکرد انبیا و اولیا الهی بود که در دل تهدیدها فرصتها را میدیدند و از مشکلات، پلی برای رشد و پیروزی میساخت؛ همین ویژگی، راز ماندگاری و محبوبیت مرد میدان در دل تاریخ است.
آرام به تبیین مفهوم «شهادت» در دیدگاه حاج قاسم پرداخت و بیان کرد: شهید سلیمانی همواره بر این اصل تأکید داشت که شرط اول شهید شدن، شهیدانه زیستن است. محور اصلی این سبک زندگی، خدمت بیدریغ و بیمنت به مردم بود. نمونههای عینی این سبک زندگی حضور مستقیم شهید سلیمانی در مناطق بحرانی پس از وقوع بلایایی چون سیل خوزستان و زلزله بم است؛ جایی که فرمانده قدس سپاه پیش از بسیاری از مسئولین وقت، در خط مقدم مدیریت امدادرسانی قرار گرفت.
وی تأکید کرد: نمیتوان در دنیا زندگیای داشت که هیچ قرابتی با شهادت نداشته باشد و سپس توقع دستیابی به این جایگاه رفیع را از خداوند داشت. در نگاه شهید سلیمانی، شهادت پایان راه نیست، بلکه استمرار یک راه و ورود به گامی بالاتر در تلاش برای اعلای کلمه حق در عرصه نظامی و سیاسی است.
عضو هیات علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد با استناد به فرمایشات مقام معظم رهبری، به تفاوت بنیادین نگاه مکتب سلیمانی با نگرشهای غربی به مرگ و شهادت اشاره کرد و افزود: اثرگذاری شهید سلیمانی پس از شهادت، قطعاً کمتر از دوران حیات ایشان نیست. بر اساس آموزههای قرآنی، شهدا زندهاند و خون شهید اثرات بسیار بیشتری نسبت به خود فرد شهید در جهان دارد؛ از این رو، در فرهنگ ما، شهادت هرگز شکست تلقی نمیشود، برخلاف نگاههای غربی که تلفات نظامی را شکست قلمداد میکنند و از اعلام تعداد کشتههای خود ابا دارند.
آرام با اشاره به ویژگیهای کلیدی سردار سلیمانی که او را به الگویی برجسته برای نسل جوان تبدیل کرده است، گفت: نسل امروز بیش از هر چیز به دنبال الگوهایی است که با آنها قرابت حسی داشته باشد. شهید سلیمانی هرگز تلاش نکرد خود را از بدنه جامعه و جوانان دور نگه دارد و همواره میان نیروها و اطرافیان خود از ظرفیت جوانان بهره میبرد. نسل جوان ما لزوماً به دنبال اسم و رسم و مدالها نیست، بلکه به دنبال کسانی است که در عین توانمندی بالا، خود را از میان خود بدانند و دچار غرور کاذب نشوند.
وی به فروتنی و خضوع مثالزدنی شهید سلیمانی اشاره و بیان کرد: هرچه مقام و درجه ایشان بالاتر میرفت، خشوع و اخلاص ایشان نیز بیشتر میشد. مهمترین ویژگی برای الگوپذیری نسل جوان اخلاص است؛ یعنی انجام کار خوب صرفاً برای رضای خدا و نه برای دیده شدن. جوان امروزی از کسانی که صرفاً به دنبال دیده شدن و ابزاری کردن دنبالکنندگان خود هستند، فاصله گرفته و به سمت افرادی گرایش دارد که بدون هیچ چشمداشتی برای مردم و اعتلای منافع ملی تلاش میکنند و شهید سلیمانی جلوهای بارز از این پیوند میان اخلاص و منافع ملی بود.
این استاد دانشگاه در تشریح دلایل جهانی شدن مکتب شهید سلیمانی، گفت: ایشان به خوبی توانسته بود دو بُعد امتمحوری و دولتمحوری را در یکدیگر تلفیق کند. اگرچه شهید سلیمانی به شدت ملیگرا بود و هویت کرمانی و ایرانی خود را پاس میداشت، اما وسعت وجودی و دغدغههایش از مرزهای ملی فراتر رفت. در حالیکه بسیاری از افراد در مقیاسهای کوچکتر شخصی، خانوادگی، محلی یا ملی به دنبال رفع نیازها هستند، شهید سلیمانی صاحب وسعتی به اندازه تمام عالم بود. دغدغه اصلی ایشان، تنها مردم مسلمان منطقه نبود، بلکه آزادسازی همه محرومان و مستضعفان جهان از چنگال مستکبران بود. این بعد جهانی است که به شخصیت ایشان عمق بخشیده و هواداران بینالمللی خلق کرده است.
آرام ادامه داد: بر همین اساس دیدیم که مقامات آمریکا و رژیم صهیونیستی به صراحت اعلام کردند که دعوای اصلی آنها از زمان ترور شهید سلیمانی آغاز شد، زیرا آنها کسی را ترور کردند که نهتنها نماینده یک کشور، بلکه نماینده جبهه مقاومت در وسعت جهان بود. در نهایت، حاج قاسم سلیمانی یک سردار صرفاً ملی نبود، بلکه شخصیتی جهانی بود که هدفش فراتر از نفع شخصی یا ملی، تحقق آزادی ملتهای عالم از ستمگران بود و این نگرش، مکتب او را در سطح دنیا ماندگار کرد.
انتهای پیام









