به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایبنا، مسعود تقی آبادی نوشت: کتاب «ذهنهای پراکنده؛ خاستگاهها و التیام ایدیاچدی» اثر گبور مته، پزشک و نویسنده کانادایی، از جمله آثاری است که در سالهای اخیر سهم قابلتوجهی در بازاندیشی مفهوم اختلال کمتوجهی بیشفعالی داشته است. این کتاب که نخستینبار در سال ۱۹۹۹ منتشر شد، همچنان یکی از منابع بحثبرانگیز و اثرگذار در حوزه روانپزشکی انتقادی و مطالعات رشد کودک بهشمار میرود. اکنون ترجمه فارسی این اثر با ترجمه مهسا صباغی و از سوی نشر میلکان در دسترس مخاطبان فارسیزبان قرار گرفته است؛ ترجمهای که امکان مواجهه مستقیم با یکی از متفاوتترین روایتها از ایدیاچدی را فراهم میکند.
گبور مته در این کتاب، ایدیاچدی را نه صرفاً بهعنوان یک تشخیص پزشکی، بلکه بهمثابه پدیدهای انسانی، رشدی و اجتماعی بررسی میکند. او با تکیه بر تجربه بالینی چندینساله، پژوهشهای عصبشناختی و همچنین زندگی شخصی خود چرا که خود نیز در بزرگسالی با تشخیص ایدیاچدی مواجه شده تلاش میکند تصویری چندلایه از این اختلال ارائه دهد. همین ترکیب تجربه زیسته و دانش علمی، «ذهنهای پراکنده» را از بسیاری از کتابهای رایج در این حوزه متمایز میکند.
در روایت غالب پزشکی، ایدیاچدی اغلب بهعنوان اختلالی ژنتیکی و زیستی معرفی میشود؛ نقصی در ساختار یا عملکرد مغز که از کودکی وجود دارد و فرد ناچار است تا پایان عمر با آن کنار بیاید. مته این روایت را ناکافی و محدودکننده میداند. او بدون انکار نقش زیستشناسی، تأکید میکند که تمرکز افراطی بر ژنها، ما را از دیدن مهمترین عامل بازمیدارد: تجربه. به باور او، ژنتیک زمینه را فراهم میکند، اما این محیط و تجربههای عاطفی اولیهاند که تعیین میکنند این زمینه چگونه بالفعل شود.
ایدیاچدی بهمثابه تأخیر رشدی، نه نقص ذاتی
یکی از مفاهیم محوری کتاب «ذهنهای پراکنده» نگاه به ایدیاچدی بهعنوان نوعی تأخیر در رشد سیستم خودتنظیمی مغز است. مته توضیح میدهد که بخشهایی از مغز که مسئول توجه پایدار، کنترل تکانه و تنظیم هیجانی هستند، در تعامل مداوم با محیط عاطفی کودک رشد میکنند. این رشد نه خودکار است و نه صرفاً ژنتیکی؛ بلکه نیازمند شرایطی شامل امنیت روانی، ارتباط پایدار و پاسخگویی عاطفی از سوی مراقبان اصلی است.
به اعتقاد نویسنده، بسیاری از کودکانی که بعدها با تشخیص ایدیاچدی مواجه میشوند، در سالهای نخست زندگی با سطوحی از استرس مزمن روبهرو بودهاند؛ استرسی که لزوماً به معنای سوءاستفاده یا غفلت آشکار نیست، بلکه میتواند نتیجه اضطراب والدین، فشارهای اقتصادی، افسردگی پنهان، یا نبود حضور عاطفی کافی باشد. در چنین شرایطی، مغز کودک برای بقا سازگار میشود، نه برای تمرکز طولانیمدت یا آرامش درونی.
گبور مته در این بخش از کتاب، مفهوم حواسپرتی را بهگونهای متفاوت تعریف میکند. از نگاه او، بسیاری از رفتارهایی که امروز «نقص توجه» نامیده میشوند، در اصل واکنشهایی تطبیقی به محیطی بیشتحریککننده یا ناامناند. کودک یاد میگیرد توجه خود را قطع کند، از جهان بیرونی فاصله بگیرد یا دائماً در حالت آمادهباش بماند. این الگوها بعدها، در محیط مدرسه یا جامعه، بهعنوان مشکل دیده میشوند؛ بیآنکه خاستگاه آنها مورد توجه قرار گیرد.
نویسنده با استناد به پژوهشهای علوم اعصاب رشدی نشان میدهد که مغز انسان در سالهای اولیه زندگی بالاترین میزان انعطافپذیری را دارد. به همین دلیل، تجربههای عاطفی اولیه نقشی تعیینکننده در شکلگیری مدارهای عصبی دارند. در این چارچوب، ایدیاچدی نه نشانه «خرابی» مغز، بلکه نتیجه مسیر رشدی متفاوتی است که مغز برای تطبیق با شرایط طی کرده است.
کتاب در ادامه، به نقش مادران و پدران میپردازد؛ اما برخلاف برخی گفتمانهای سادهانگارانه، به دام مقصرسازی نمیافتد. مته بهصراحت تأکید میکند که والدین اغلب بهترین کاری را که میتوانند انجام میدهند، آن هم در شرایطی که خود تحت فشارهای متعدد اجتماعی و روانی قرار دارند. او یادآور میشود که بسیاری از والدین کودکان مبتلا به ایدیاچدی، خود نیز با نشانههایی مشابه یا با زخمهای حلنشده کودکی زندگی کردهاند. در این نگاه، ایدیاچدی نتیجه شکست فردی نیست، بلکه نشانه گسستهای عاطفی جمعی است. کتاب بهطور ضمنی ساختارهای اجتماعی مدرن را به پرسش میکشد؛ ساختارهایی که ریتم زندگی را تند کرده، حضور عاطفی را کاهش داده و فشار عملکردی را از سنین پایین به کودکان تحمیل میکنند. افزایش روزافزون تشخیص ایدیاچدی، از منظر مته، میتواند نشانهای هشداردهنده از این وضعیت باشد.
از کودک تا بزرگسال؛ زیستن با ذهنی پراکنده در جهان مدرن
بخش قابلتوجهی از «ذهنهای پراکنده» به تجربه بزرگسالی اختصاص دارد؛ تجربهای که در آن، بسیاری از افراد تازه درمییابند ریشه دشواریهای مزمن زندگیشان چیست. مته توضیح میدهد که ایدیاچدی در بزرگسالی اغلب پنهانتر، اما فرسایندهتر است. ناتوانی در مدیریت زمان، بینظمی مزمن، خستگی دائمی، احساس ناکامی و بیکفایتی، و دشواری در حفظ شغل یا رابطه پایدار، از پیامدهای رایج این وضعیتاند.
او با روایت نمونههای متعدد بالینی، نشان میدهد که چگونه افراد مبتلا سالها خود را سرزنش کردهاند؛ بیآنکه بدانند مغز آنها مسیر رشدی متفاوتی داشته است. در این بخش، کتاب از سطح تبیین علمی فراتر میرود و به نوعی بازخوانی زندگی بدل میشود. خواننده دعوت میشود گذشته خود را نه با عینک قضاوت، بلکه با فهم زمینهها بازبینی کند.
یکی از نکات مهم کتاب، تأکید بر این است که ایدیاچدی تنها مجموعهای از کاستیها نیست. مته به ویژگیهایی اشاره میکند که در بسیاری از افراد مبتلا دیده میشود: خلاقیت، انرژی ذهنی بالا، حساسیت عاطفی، شهود قوی و توانایی دیدن ارتباطهایی که از چشم دیگران پنهان میماند. مسئله اصلی، از نگاه او، ناتوانی ساختارهای اجتماعی در پذیرش این نوع ذهنهاست. ذدر جهان مدرن که بر بهرهوری خطی، زمانبندی دقیق و تمرکز مداوم تأکید دارد، ذهنهای پراکنده بهراحتی برچسب «ناموفق» میخورند. کتاب بهطور ضمنی این پرسش را مطرح میکند که آیا مشکل از افراد است یا از تعریفی که جامعه از «عملکرد طبیعی» ارائه میدهد. این پرسش، «ذهنهای پراکنده» را به متنی انتقادی نسبت به فرهنگ معاصر تبدیل میکند.
در بخشهای پایانی، گبور مته به امکان التیام میپردازد. او با استناد به مفهوم نوروپلاستیسیته نشان میدهد که مغز حتی در بزرگسالی نیز قادر به تغییر است. التیام، از نظر او، نه در حذف کامل نشانهها، بلکه در ایجاد رابطهای متفاوت با خود، بدن و احساسات شکل میگیرد. کاهش استرس مزمن، ایجاد احساس امنیت درونی، توجه به هیجانهای سرکوبشده و بازسازی ارتباطات انسانی، از عناصر کلیدی این مسیر هستند. مته در بحث درمان دارویی، موضعی میانهرو دارد. او دارو را مطلقاً رد نمیکند، اما نسبت به تبدیل آن به راهحل اصلی هشدار میدهد. به باور او، دارو میتواند نشانهها را کاهش دهد، اما اگر جایگزین فهم ریشهها شود، خطر نادیدهگرفتن مسئله اصلی را به همراه دارد. این نگاه، کتاب را از رویکردهای سادهانگارانه «درمان سریع» دور میکند.
انتشار ترجمه فارسی «ذهنهای پراکنده» توسط نشر میلکان، در زمانی صورت گرفته که توجه به سلامت روان در جامعه ایران پررنگتر از گذشته شده است. افزایش اضطراب، فرسودگی روانی و فشارهای مزمن، زمینهای فراهم کرده که پرسش از خاستگاه اختلالات روانی اهمیت اجتماعی پیدا کند. این کتاب میتواند در چنین بستری، بهمثابه متنی تأملبرانگیز وارد گفتوگوهای عمومی شود.
ترجمه مهسا صباغی تلاش کرده است لحن تحلیلی و روایتمحور متن اصلی را حفظ کند؛ لحنی که نه صرفاً علمی است و نه خودیاریگونه. نتیجه، متنی است که هم برای والدین و مربیان قابلخواندن است و هم برای مخاطبانی که به دنبال درکی عمیقتر از پیوند میان روان، تجربه و جامعه هستند. در نهایت، «ذهنهای پراکنده» کتابی است که ایدیاچدی را از سطح یک برچسب تشخیصی فراتر میبرد و آن را در بستر زندگی انسانی قرار میدهد. گبور مته در این اثر نشان میدهد که پشت هر ذهن بهظاهر آشفته، داستانی از سازگاری، مقاومت و تلاش برای بقا نهفته است. این کتاب، بیش و پیش از آنکه پاسخی قطعی بدهد، دعوتی است به دیدن، شنیدن و بازنگری؛ دعوتی که شاید نخستین گام در مسیر التیام باشد.
۲۱۶۲۱۶










