خنجر امارات به عربستان؛ چه شد که دو متحد آمریکا در یمن به نزاع پرداختند؟

تنش‌ها میان عربستان سعودی و امارات عربی متحده این هفته با برخوردی بی‌سابقه و مستقیم به سطحی رسید که پیامدهای آن فراتر از منطقه و در سطح جهانی احساس می‌شود. این دو کشور که پیش‌تر متحدانی راهبردی در خاورمیانه محسوب می‌شدند، اکنون وارد رقابت و رویارویی مستقیم شده‌اند.

خلاصه خبر

یک دهه پیش، همزمان با به قدرت رسیدن محمد بن سلمان به عنوان ولیعهد عربستان سعودی، تحلیلگران او را با شیخ محمد بن زاید، حاکم بالفعل امارات مقایسه می‌کردند. هر دو عضو خاندان سلطنتی خود را به عنوان اصلاح‌طلبان اقتدارگرا معرفی می‌کردند و در سال ۲۰۱۵ میلادی به منظور مقابله با شورشیان تحت حمایت ایران (حوثی‌ها)، دست به مداخله نظامی در یمن زدند.

ریاض و ابوظبی بعد از آن نیز در یک منازعه سیاسی شدید علیه دیگر همسایه خود یعنی قطر با یکدیگر همکاری کردند.

اما امروز اختلافات میان این عربستان و امارات بیشتر شده و ثروت نفتی، آن‌ها را به رقابت در خاورمیانه، آفریقا و فراتر از آن سوق داده است.

اولین نشانه علنی این اختلافات در سال ۲۰۱۹ بروز کرد، زمانی که فشار بین‌المللی بر کمپین عربستان در یمن به دلیل تلفات گسترده، قحطی و بیماری افزایش یافت و امارات بخش عمده‌ای از نیروهای خود را از کشور خارج کرد.

با این حال، امارات حمایت خود را از گروه جدایی‌طلبی به نام «شورای انتقالی جنوب»(STC) که علنا از ماه دسامبر علیه دولت رسمی مورد حمایت عربستان در یمن وارد جنگ شده است، ادامه داد.

افزایش تنش‌ها و حمله هوایی عربستان

دولت رسمی یمن توسط نهادی به نام «شورای رهبری ریاست‌جمهوری» (PLC) اداره می‌شود که عربستان سعودی از آن پشتیبانی می‌کند. این دولت و نیروهای وابسته به آن، همراه با «شورای انتقالی جنوب»، در قالب یک ائتلاف، طی سال‌های جنگ کنترل بیشتر مناطق جنوبی یمن را در اختیار داشته‌اند؛ و حالا میان اعضای این ائتلاف اختلافات جدی بوجود آمده است.

اکنون جدایی‌طلبان «شورای انتقالی جنوب» توانسته‌اند نفوذ و کنترل خود را در بخش‌هایی از خاک یمن که تحت کنترل حوثی‌ها نیست، گسترش دهد و دو استان حضرموت و المهره در جنوب یمن را تصرف کنند.

تا اینکه روز سه‌شنبه ۳۰ دسامبر ۲۰۲۵ (۹ دی ۱۴۰۴)، تنش‌های دیرینه بین عربستان و امارات بالا گرفت و آشکار شد. در این روز، یک حمله هوایی به رهبری عربستان، محموله‌ای اماراتی را هنگام ورود به یمن هدف قرار داد؛ عربستان ادعا کرد که امارات قصد داشته سلاح‌هایی را به دست یک گروه جدایی‌طلب برساند.

به نظر می‌رسد عربستان سعودی در هفته‌های اخیر سعی کرده است موضوع حمایت ابوطبی از جدایی‌طلبان را به طور پنهانی با امارات حل و فصل کند. اما برای عربستان سعودی، محموله ادعایی به بندر مکلا «خنجری از پشت» بود که باعث شد علنا نارضایتی خود را اعلام کند و اقدام نظامی انجام دهد.

«عربستان جنوبی» و «شورای انتقالی جنوب»

شورای انتقالی جنوب که دارای ایدئولوژی جدایی‌طلبانه ضداسلامی است، در سال ۲۰۱۷ میلادی با حمایت امارات تأسیس شد.

هرچند که این شورا تمایل به ایجاد کشور مستقلی تحت عنوان «عربستان جنوبی» دارد، اما در عین حال بخشی جدایی‌ناپذیر از دولت به‌رسمیت‌شناخته شده یمن در سطح بین‌المللی بوده که در سال ۲۰۲۲ تحت «شورای رهبری ریاست‌جمهوری» (PLC) شکل گرفت و از آغاز توسط عربستان سعودی و به ظاهر امارات نیز حمایت شده است.

عربستان این اقدامات «شورای انتقالی جنوب» را به چشم تلاش‌های مورد حمایت امارات برای جدا شدن از کشور یمن و اعلام استقلال می‌بیند و ارسال ادعایی سلاح‌ها را به عنوان اجرای عملی این برنامه‌ها ارزیابی می‌کند.

در بیانیه‌ای غیرمعمول و بسیار صریح ۳۰ دسامبر، وزارت امور خارجه عربستان، امارات را مستقیما خطاب قرار داد و اقدامات آن را «تهدیدی برای امنیت ملی عربستان» خواند. عربستان از امارات خواست تا درخواست «جمهوری یمن» برای خروج تمام نیروهای خود از کشور طی ۲۴ ساعت را بپذیرد و هرگونه حمایت نظامی یا مالی از هر گروهی در یمن را متوقف کند.

با این حال، وزارت دفاع امارات نیز همان روز، ۳۰ دسامبر، اعلام کرد که واحدهای ضدتروریسم خود را از یمن خارج می‌کند؛ این نیروها ظاهرا تنها نیروهای نظامی باقی‌مانده امارات در کشور به شمار می‌روند.

چرا اختلاف بین دو متحد اصلی آمریکا در خلیج فارس به نفع واشنگتن نیست؟

برای دولت واشنگتن، این اختلاف می‌تواند یک چالش جدی باشد. مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، آمریکا روز سه‌شنبه را صرف تماس‌های تلفنی با همتایان خود در عربستان و امارات کرد تا به این بحران دیپلماتیک رسیدگی کند.

هر دو کشور وعده‌های هنگفتی برای تزریق سرمایه به ایالات متحده داده‌اند و به عنوان بازیگران کلیدی شناخته می‌شوند که رئیس جمهوری ترامپ امید دارد از آن‌ها برای تقویت حمایت از سیاست‌های خاورمیانه‌ای خود، به ویژه در اسرائیل و نوار غزه، بهره‌برداری کند.

هر دو کشور وعده‌های هنگفتی برای تزریق سرمایه به ایالات متحده داده‌اند و به عنوان بازیگران کلیدی شناخته می‌شوند که رئیس جمهوری ترامپ امید دارد از آن‌ها برای تقویت حمایت از سیاست‌های خاورمیانه‌ای خود، به ویژه در اسرائیل و نوار غزه، بهره‌برداری کند.

نقش امارات و انگیزه‌های پشت اقدامات این کشور در این بحران هنوز تا حد زیادی نامشخص و پیچیده است. در مقابل، واکنش شدید عربستان سعودی به این وضعیت بسیار قابل درک است.

به اینستاگرام یورونیوز فارسی بپیوندید

از نگاه عربستان سعودی، با وجود تکذیب‌ها و اعتراض‌های امارات،هیچ شکی نیست که «شورای انتقالی جنوب» بدون تأیید امارات نمی‌توانست استان‌های در حضرموت و المهره را تصرف کند. از دید عربستان این حرکتی خصمانه محسوب می‌شوند، به ویژه که زمانی همه این نیروها قرار بود علیه دشمن مشترک خود، یعنی حوثی‌ها، بجنگند.

به طور خاص‌تر، عربستان سعودی حرکت یک جنبش جدایی‌طلب در مرز جنوبی خود را تهدیدی مستقیم برای امنیت ملی کشور می‌داند.

به طور خاص‌تر، عربستان سعودی حرکت یک جنبش جدایی‌طلب در مرز جنوبی خود را تهدیدی مستقیم برای امنیت ملی کشور می‌داند.

و دوم اینکه، هر چند عربستان ممکن است تهدیداتی از سوی نیروهای نیابتی حمایت‌شده توسط کشورهایی مانند ایران انتظار داشته باشد، اما اینکه چنین تهدیداتی با حمایت یک عضو دیگر شورای همکاری خلیج (GCC) رخ دهد، بسیار غیرمنتظره و شوکه‌کننده است، حتی اگر دو کشور دلخوری‌هایی داشته باشند.

مضافا اینکه برای عربستان، ادامه چنین رفتاری می‌تواند به انسجام شورای همکاری خلیج فارس و توانایی جمعی اعضا برای مقابله با دشمنان واقعی مشترک آسیب برساند.

به فیسبوک یورونیوز فارسی بپیوندید

رقابت اقتصادی میان عربستان و امارات نیز در این بین مهم است. در سال‌های آغازین فعالیتش، محمد بن سلمان، یک سیاست خارجی بسیار تهاجمی را دنبال کرد و تنها چند ماه پس از انتصاب به سمت وزیر دفاع، حملات هوایی در یمن را آغاز کرد. با این حال، در سال‌های اخیر، او تلاش کرده است تنش‌های منطقه‌ای را کاهش دهد تا بتواند برنامه اقتصادی خود در داخل عربستان را پیش ببرد.

برنامه‌های بن‌سلمان برای تبدیل عربستان به یک مرکز جهانی کسب‌وکار، هوش مصنوعی و گردشگری، تهدیدی بالقوه برای دبی، مهم‌ترین مرکز مالی و هوانوردی امارات، ایجاد کرده است.

مقامات سعودی و اماراتی اغلب می‌گویند که رقابت میان آن‌ها دوستانه و به نفع همه است. با این حال، در سال ۲۰۲۱، دولت سعودی شروع به فشار بر شرکت‌های بین‌المللی برای انتقال دفتر مرکزی منطقه‌ای خود از دبی به ریاض، پایتخت عربستان، کرد و تهدید کرد که دسترسی این شرکت‌ها به قراردادهای دولتی سودآور را قطع خواهد کرد، اگر از دستور پیروی نکنند.

انگیزه امارات برای حمایت از جدایی‌طلبان چیست؟

علت حمایت امارات از این گروه همچنان نامعلوم است، اما تحلیلگران معتقدند که رهبری امارات ممکن است جذب ایده کنترل و نفوذ در شهرهای بندری یمن شده باشد، شهرهایی که روی مسیرهای حیاتی تجارت جهانی واقع شده‌اند.

امارات در سال‌های اخیر به یک بازیگر منطقه‌ای مستقل و جاه‌طلب تبدیل شده است که به نظر می‌رسد اهداف امپریالیستی دارد. در دوره نخست ریاست جمهوری ترامپ، امارات نقش مهمی در تدوین توافق‌هایی ایفا کرد که طی آن روابط اسرائیل با امارات، بحرین و مراکش عادی شد و سیاستی که سال‌ها میان بسیاری از کشورهای عربی برقرار بود، شکسته شد.

دولت امارات همچنین حضور خود را خارج از منطقه افزایش داده و سرمایه‌گذاری‌های قابل توجهی در قاره آفریقا انجام داده است.

در ماه‌های اخیر، امارات به دلیل نقشی که گفته می‌شود در بحران سودان داشته است، با انتقاد و فشار بین‌المللی روبرو شده است. این کشور متهم است از نیروهای پشتیبانی سریع، یک نیروی شبه‌نظامی که در جنگ داخلی ویرانگر سودان علیه ارتش این کشور می‌جنگد، حمایت می‌کند. مقامات امارات قبلا هرگونه حمایت از این گروه را رد کرده‌اند، با این حال شواهد زیادی این ادعا را تایید می‌کند. عربستان سعودی از ارتش سودان حمایت کرده و میزبان مذاکرات صلح بین طرفین بوده است.

نگاه تاریخی و زمینه یمنی

وضعیت کنترل مناطق مختلف یمن پیچیده‌تر از گذشته شده است. یمن از زمان رهایی از سلطه امپراتوری‌های عثمانی و بریتانیا تاکنون، به‌طور مکرر با ناکامی در گذارهای سیاسی مواجه بوده است.

این ناکامی‌ها در بستری شکل گرفتند که با شکاف‌های عمیق میان شمال و جنوب کشور و نیز تنوع و پراکندگی گروه‌های قبیله‌ای، سیاسی و مذهبی همراه بوده است.

در سال ۲۰۱۱ و هم‌زمان با خیزش‌های موسوم به «بهار عربی»، موجی از اعتراضات مردمی در یمن شکل گرفت که با برخورد خشونت‌آمیز دولت مواجه شد. در آن مقطع، علی عبدالله صالح که از سال ۱۹۹۰ قدرت را در اختیار داشت، ریاست نظام سیاسی کشور را بر عهده داشت. مطالبات معترضان عمدتا معطوف به فساد ساختاری، توسعه‌نیافتگی اقتصادی، حاشیه‌نشینی سیاسی، مشارکت دولت یمن در عملیات نظامی ایالات متحده علیه القاعده، و نیز تلاش برای انتقال قدرت به فرزند صالح بود. در پی این تحولات، نیروهای مسلح یمن نیز دچار شکاف و چنددستگی شدند.

تا اینکه در چارچوب ابتکار شورای همکاری خلیج فارس، توافق شد که آقای صالح از قدرت کناره‌گیری کرده و معاون او، عبدربه منصور هادی، قدرت را در دست گیرد. آقای هادی در سال ۲۰۱۲ به‌عنوان رئیس‌جمهور منصوب شد. پس از آن، فرآیند گفت‌وگوی ملی با مشارکت طیف گسترده‌ای از بازیگران سیاسی، از جمله جنبش انصارالله (حوثی‌ها)، آغاز شد.

با این حال، این گفت‌وگوها به دلیل ناتوانی در حل مسائل بنیادینی همچون توزیع قدرت، مرزبندی‌های سرزمینی و تخصیص منابع، و همچنین عدم پیش‌بینی سازوکاری برای برگزاری یک انتخاباتی رقابتی (که می‌توانست به پایان دوره ریاست‌جمهوری آقای هادی که اصالتا اهل جنوب یمن بود، بینجامد) به نتیجه نرسید.

در سال ۲۰۱۴، حوثی‌ها که پیش‌تر کنترل بخش‌هایی از شمال یمن را در اختیار داشتند، صنعا، پایتخت کشور، را تصرف کردند.

در پی این تحول، در سال ۲۰۱۵ ائتلافی به رهبری عربستان سعودی با استناد به ضرورت مهار نفوذ ایران، بازگرداندن دولت آقای هادی و جلوگیری از فروپاشی ساختار سرزمینی یمن، مداخله نظامی در این کشور را آغاز کرد.

از سال ۲۰۲۲ به بعد، خطوط نبرد میان حوثی‌ها و نیروهای دولت عملا ثابت مانده و نه پیشروی چشمگیری رخ داده و نه توافق صلح جدی به نتیجه رسیده است. تلاش‌های سازمان ملل برای پیشبرد مذاکرات نیز عملا متوقف شده است.

نظرات کاربران
ارسال به صورت ناشناس
اخبار داغ