محمدحسین آزادی در گفتوگو با خبرنگار مهر با اشاره به جایگاه راهبردی ایران در معادلات ژئوپلیتیکی جهان اظهار کرد: انقلاب اسلامی ایران با خارجکردن یک پایگاه مهم و راهبردی به نام «ایران» از سیطره نظام سلطه، بهعنوان یک کنش ژئوپلیتیکی معارض، از همان ابتدا در کانون تقابل قدرتهای مسلط جهانی قرار گرفت.
وی افزود: از نگاه غرب به رهبری ایالات متحده آمریکا، مفاهیمی مانند «ایران اسلامی»، «ایران مستقل»، «ایران مردمی» و «ایران پیشرفته» ذاتاً تهدیدآمیز تلقی میشوند.
کارشناس مطالعات رسانه با اشاره به اینکه از نخستین سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی، طیف متنوعی از راهبردهای تقابلی علیه ایران بهکار گرفته شد که در قالب نسلهای مختلف جنگ قابل تحلیل هستند، ادامه داد: امروز این تقابل به مرحلهای رسیده که از آن با عنوان «جنگ نسل پنجم» یاد میشود؛ جنگی که هدف آن نه شکست نظامی، بلکه فرسایش ذهنی، اجتماعی و نهایتاً فروپاشی ساختاری نظام سیاسی است.
جنگ ترکیبی؛ همزمانی ابزارهای سیاسی، اقتصادی و رسانهای
وی با بیان اینکه در این جنگ ابزارهای سیاسی، نظامی، اقتصادی و رسانهای بهصورت همزمان و شبکهای بهکار گرفته میشوند، تأکید کرد: تحریمهای اقتصادی گسترده با هدف ایجاد فشار معیشتی و افزایش نارضایتی اجتماعی اعمال میشود و سپس از طریق رسانههای مسلط جهانی، این مشکلات به ناکارآمدی ذاتی نظام سیاسی نسبت داده میشود.
آزادی با بیان اینکه در گام بعد، غرب بهعنوان راهحل مشکلات معرفی و با عملیات روانی مستمر، «خشم اجتماعی» تولید و هدایت میشود، بیان کرد: در نهایت، تلاش میشود اعتراضات اجتماعی از مسیر مطالبات مدنی خارج شده و به سمت آشوب، بیثباتی و در صورت امکان، مداخله خارجی سوق داده شود.
وی با اشاره به اینکه بررسی تحولات کشورهایی مانند لیبی، سوریه و افغانستان نشان میدهد که فروپاشی ذهنی و رسانهای همواره مقدم بر فروپاشی امنیتی و نظامی بوده است، گفت: در لیبی، مداخله خارجی با ادعای نجات مردم آغاز شد، اما نتیجه آن تجزیه عملی کشور و حاکمیت گروههای مسلح متکثر بود؛ سوریه و افغانستان نیز با درجاتی متفاوت، پیامدهای مشابهی را تجربه کردند.
نقد نگاه به بیرون؛ اقتصاد شرطیشده، اقتصاد آسیبپذیر
این کارشناس مطالعات رسانه با انتقاد از رویکرد «نگاه به بیرون» در برخی مقاطع سیاستگذاری اقتصادی، تصریح کرد: غلبه اعتماد به غرب و شرطیسازی اقتصاد کشور به تصمیمات بیرونی، موجب افزایش آسیبپذیری ایران در برابر تحریمها شده است که این رویکرد، خواسته یا ناخواسته، در راستای اهداف راهبردی دشمن عمل میکند.
وی با بیان اینکه هدف اصلی تحریمها، فشار مستقیم بر جامعه و ایجاد نارضایتی عمومی است، یادآور شد: اگر جامعه احساس کند دولت برنامهای جدی برای کاهش اثر تحریمها و مقابله با رانت، فساد و سوءاستفادههای اقتصادی دارد، تحمل فشارها افزایش مییابد؛ اما فقدان سیاستهای مؤثر اقتصادی در کنار فشار رسانهای و روانی، شرایط را پیچیدهتر و پرهزینهتر میکند.
آزادی با اشاره به سابقه تاریخی بیاعتمادی ایران به غرب گفت: تجربه ملیشدن صنعت نفت و کودتای ۲۸ مرداد نشان داد که قدرتهای غربی استقلال واقعی ملتها را برنمیتابند و این الگوی مداخلهجویانه نهتنها به گذشته محدود نیست، بلکه امروز نیز در قالب تحریم، تهدید نظامی و عملیات رسانهای ادامه یافته است.
وی با بیان اینکه راهبرد واقعبینانه برای عبور از چالشها، تقویت نگاه درونزا، اتکا به ظرفیتهای ملی، برخورد قاطع با اخلالگران اقتصادی و تعامل هوشمندانه و متوازن با جهان است، اضافه کرد: انتظار مداخله نجاتبخش از سوی قدرتهایی که خود طراح بخش مهمی از فشارها هستند، نهتنها راهگشا نیست، بلکه میتواند به تضعیف حاکمیت ملی منجر شود.










