نقشه جدید ترامپ برای ایران چیست؟
«مردم یک مطالباتی دارند؛ در اغلب موارد هم حق با مردم است. مطالبات مردم یک مسئله است، فتنهسازی به خاطر مطالبات یک مسئلهی دیگر است؛ این دوّمی کار دشمن است، کار دوست نیست.» ۱۳۹۸/۱۰/۱۱
خلاصه خبر
دستور ثابت واشنگتن برای خیابانهای ایران
فارس - خط رهبری: «مردم به خیابانها بیایید تا ما کمکتان کنیم.» این جمله، یک دعوت ساده نیست؛ یک فرمول تکرارشونده است. جملهای که هر بار در بزنگاههای تاریخی ظاهر میشود و هر بار، پشت آن دستی بیرونی ایستاده است.ردش را اگر بگیرید، به سال ۱۳۳۲ میرسید. همانجا که آیزنهاور گفت مردم به خیابان بیایید تا با کمک ژنرال هایزر و شعبان بیمخها، دولت مصدق را سرنگون کنیم؛ به نام «نجات ایران». سالها بعد، همین پیام با صدایی دیگر تکرار شد: ۸۸ از دهان اوباما، ۹۸ از زبان ترامپ، ۱۴۰۱ از سوی بایدن و امروز دوباره ترامپ.حکومتها عوض شدهاند، اما جمله نه. چون مسئله، اسم حکومت نیست؛ مسئله استقلال است. هر جا کشوری خواسته روی پای خودش بایستد، این جمله هم از واشنگتن شنیده شده است.
معنا همیشه یکی بوده، فقط بستهبندی فرق کرده: گاهی در لفافهی حقوق بشر، گاهی با ادبیات خشن و بیپرده. سیاست آمریکا ثابت مانده: ایران باید آنقدر ضعیف شود که نتواند روی پای خودش بایستد. راهش هم روشن است؛ فشار اقتصادی، جنگ رسانهای، تحریم، ناامنی. مردم خسته شوند، کلافه شوند و بعد به جایی هل داده شوند که اسمش «نجات» است اما معنایش ویرانی.
نسخه نجات آمریکایی: فروپاشی به سبک مغول
این سناریو تازه نیست. اول سفرهها را کوچک میکنند، بعد آینده را ناامن. در نهایت، نسخه نهایی را روی میز میگذارند: فروپاشی. صحنهای شبیه هجوم مغول؛ کشوری بیزیرساخت، مردمی قربانی و سرزمینی که دیگر توان دفاع از خودش را ندارد؛ همان تصویری که تاریخ، بارها با خون ثبت کرده است.
توییت اخیر موساد نقاب را کنار زد. وقتی از کشته شدن حداقل هشتصد هزار نفر ایرانی بهعنوان «هزینه تغییر» حرف میزنند، تصویر کامل میشود. این همان شری است که آمریکا و رژیم صهیونی شبانهروز بزکش میکنند: ایرانی ویران، بیآب و برق و گاز، تکهتکه با گروههای تجزیهطلب، پر از تروریست، بیامنیت، با آسمانی همیشه باز برای بمب. بالای سرش هم یک دولت نمایشی؛ بیاختیار، ترسیده، مطیع.این آیندهای است که برای ایران میخواهند.
ترامپ و پروژه آشوب
سختی معیشت را نمیشود انکار کرد. مردم حق دارند زندگی باثبات و محترمانه بخواهند. اعتراض، مطالبه و نقد، حق طبیعی هر جامعه زنده است. اما مرز باریکی وجود دارد: آشوبی که دشمن تشویقش میکند، قرار است اقتصاد را نجات دهد یا کشور را به همان ویرانیِ مطلوب دشمن برساند؟ آتش زدن خانه و مغازه مردم، قتل نیروی حافظ امنیت، تخریب مسجد، آیا ادامهی اعتراض است یا آغاز یک پروژه؟
بعد از جنگ دوازدهروزه و ناکامی آمریکا و رژیم صهیونیستی، امید دشمنان ایران به یک چیز گره خورد: اینکه امنیت ایران به دست خود مردم فرسوده شود. اما جامعه با همه گلایهها، زودتر از آنچه فکر میکردند مرزش را مشخص کرد. مثل همان صحنهی بازار؛ جایی که هیاهو میخواست جایش را به آتش بدهد، اما مردم ایستادند. جوانی جلو آمد، بیفریاد و بیخشونت و رو به زنی که مأمور آشوب بود گفت: «نه خیابان میآییم، نه ویران میکنیم؛ ما فقط اعتراض داریم.» بعد، جمعیت آرام اما قاطع، او را از بازار بیرون برد؛ بازاری که قرار بود میدان آشوب شود، اما دوباره به دست مردم، نفس کشید.
همین جدایی صفها بود که دوباره ترامپ را به میدان کشاند. ترامپی که امروز ژست دلسوزی برای «اغتشاشگران» میگیرد، همان کسی است که در کشور خودش به سرکوب منتقدان شهره است. همان که وقتی اعتراضات میلیونی علیهاش شکل گرفت، بهجای شنیدن صدای مردم، تحقیر را انتخاب کرد. کسی که مخالفانش را از کار برکنار کرد، به دادگاه کشاند و در شبکه اجتماعی خودش، اعتراض را با ابتذال جواب داد. حالا چنین فردی ناگهان مدافع «حق اعتراض» شده است؛ نه از سر باور به آزادی بلکه چون آشوب در ایران، ادامه همان پروژهای است که سالهاست دنبال میکند.
مردم آگاه
امروز صحنه شفافتر از همیشه است. مردم فهمیدهاند میشود معترض بود، اما ویرانگر نبود. میشود حق خواست، اما کشور را به آتش نکشید. و همین آگاهی و فهم جمعی، بزرگترین مانع در برابر جملهای است که دهههاست تکرار میشود: «به خیابانها بیایید تا ما کمکتان کنیم.»شرط اول پیشرفت، امنیت است. هیچ کشوری در میانه آشوب، پیشرفت نکرده و هیچ ملتی با دخالت بیگانگان به رفاه نرسیده است. این گزاره، شعار نیست؛ تجربهی تلخ تاریخ است. افغانستان و عراق، همین نزدیکیاند؛ زخمهایی باز که هنوز دودشان به آسمان میرود. توسعه از دل ویرانی نمیجوشد. آینده، نه با آشوب ساخته میشود و نه به دست دشمن. آینده را ملتی میسازد که ایستاده بماند، حتی وقتی معترض است.#خط_رهبری #ترامپ #آمریکا #رژیم_صهیونسیتی
20:07 - 12 دی 1404
نظرات کاربران









