جمهوری اسلامی در سراشیبی افول؛ اعتراضات فراتر از یک موج گذرا

رژیم جمهوری اسلامی عملا در سراشیبی سقوط قرار گرفته و ایران آرام‌آرام خود را برای فصلی تازه آماده می‌کند

خلاصه خبر

در ششمین روز از بزرگ‌ترین موج اعتراضات ضد دولتی در ایران در سه سال اخیر، که به دلیل وخامت شرایط اقتصادی و افزایش هزینه‌های زندگی آغاز شده و تا لحظه نگارش این مطلب، دست‌کم جان هفت نفر را گرفته است، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری ایالات متحده، اعلام کرد: «در صورت تیراندازی به معترضان در ایران، آمریکا برای نجات آنها وارد عمل خواهد شد.»

واکنش تهران سریع و قاطع بود. علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی، تاکید کرد که دونالد ترامپ باید بداند هرگونه مداخله آمریکا در این «مسئله داخلی» به بی‌ثباتی سراسر منطقه و تضعیف منافع واشینگتن خواهد انجامید. همزمان، علی شمخانی، مشاور رهبر جمهوری اسلامی، هشدار داد که امنیت ملی ایران «خط قرمز» است و هر دست مداخله‌گری که با بهانه‌های واهی آن را هدف قرار دهد، پیش از رسیدن به مقصود، با پاسخی پشیمان‌کننده قطع خواهد شد.

در چنین فضایی، این پرسش مطرح می‌شود که تحولات کنونی به کدام سمت می‌رود و چه سناریوهایی در انتظار ایران است؟

خالد حماده، پژوهشگر امور امنیتی و سیاسی، در گفتگو با «المركزیه» گفت: «این نخستین بار نیست که مردم ایران نارضایتی‌شان از رژيم حاکم را ابراز می‌کنند. فشارهای شدید اقتصادی از یک‌سو و درگیری‌های پرهزینه جمهوری اسلامی در پرونده‌های منطقه‌ای مانند لبنان، یمن و غزه از سوی دیگر، زمینه‌ساز تحریم‌ها و انزوای بین‌المللی شده و پیامدهای سنگینی را بر زندگی روزمره ایرانیان تحمیل کرده است.»

حماده افزود: «هرچند این بار اعتراضات مردمی شکل جدیدی به خود گرفته است، اما در بستری همسو با اعتراض‌های قبلی که خواستار آزادی زنان، مشارکت سیاسی گسترده‌تر، بهبود شرایط اقتصادی و کاهش سلطه روحانیون و سپاه پاسداران بودند، رخ می‌دهد، و به‌رغم انباشت مطالبات یادشده، رژيم روحانی‌سالار حاکم بر ایران برای مقابله با جنبش‌های اعتراضی به همان رویکرد همیشگی متوسل می‌شود؛ یعنی سرکوب، اعدام و برخورد خشن و مرگبار با معترضان.»

به گفته حماده، «این نخستین موج اعتراضی پس از جنگ اخیر میان جمهوری اسلامی و اسرائیل است؛ جنگی که خسارت‌های گسترده، ترورهای هدفمند و موجی از تمایل به مهاجرت را در پی داشت. صحنه تجمع ایرانیان در مرزها برای خروج از کشور هنوز از یاد نرفته است. اعتراضات امروز در چارچوب فشارهای فزاینده بین‌المللی علیه جمهوری اسلامی شکل گرفته؛ چه به دلیل حمایت تهران از حوثی‌ها و تهدید امنیت کشتیرانی در دریای سرخ، و چه به سبب مواضع آن در قبال خلع سلاح حزب‌الله در لبنان و حماس در غزه.»

به باور حماده، ایران امروز در وضعیتی به‌شدت بحرانی و شکننده قرار دارد؛ از نظر اقتصادی و دیپلماتیک در محاصره است و روابط آن نه‌تنها با کشورهای منطقه، که با طیف وسیعی از بازیگران بین‌المللی دستخوش تنش است. حمله به کشتی‌ها، توقیف آنها و آنچه غرب «اقدامات بی‌ثبات‌کننده دریایی» می‌نامد، این انزوا را تشدید کرده است. در این چارچوب، هشدار آمریکا نشانه ورود به مرحله‌ای تازه است که دیگر اجازه نمی‌دهد جمهوری اسلامی آزادانه هرجا که بخواهد مداخله کند یا سرکوب اعتراضات داخلی را بدون هزینه ادامه دهد و خود را قدرت بلامنازع منطقه بداند.

حماده افزود: «نمی‌توان موضع جامعه جهانی درباره برنامه موشکی جمهوری اسلامی، پرونده هسته‌ای و شبکه نیروهای نیابتی تهران در منطقه را از موج اعتراضات اخیر جدا دانست. در حالی که جنبش‌های اعتراضی قبلی هم با ابزارهای سخت‌گیرانه سرکوب شدند، واکنش اخیر مقام‌های جمهوری اسلامی در برابر تظاهرات فعلی نشان می‌دهد که تهران می‌کوشد با تکیه بر ابزارهای فشار متقابل، موازنه را بار دیگر به نفع خود تغییر دهد.»

به باور این تحلیلگر، «رژیم جمهوری اسلامی وارد مرحله‌ای از تزلزل جدی و ناتوانی در بازگرداندن تعادل شده است. این وضعیت در بستر تحقق مجموعه‌ای از منافع منطقه‌ای و بین‌المللی رقم می‌خورد. به گفته او، این منافع به‌تدریج گسترده‌تر می‌شوند و رژيم ایران ناگزیر است آنها را در محاسبات خود بپذیرد، چرا که سرانجامِ چنین نظام‌هایی بر همگان روشن است. او با اشاره به سوریه یادآور می‌شود که چگونه رژیم بشار اسد، برخلاف تصور عموم، در مدت کوتاهی فروپاشید؛ در حالی که تا چند هفته پیش از سقوط، بسیاری گمان می‌کردند رژيم دمشق شکست‌ناپذیر است. حماده تاکید می‌کند که «هیچ رژيم دیکتاتوری ــ چه مذهبی و چه نظامی ــ در نهایت توان ایستادگی در برابر اراده ملت خود را ندارد».

حماده در پایان می‌گوید: «رژیم جمهوری اسلامی در سراشیبی سقوط قرار دارد و ایران آرام‌آرام خود را برای فصلی تازه آماده می‌کند. شاید تغییر یک‌شبه رخ ندهد، اما تحولات جاری نشان می‌دهد مردم ایران تنها نیستند. ممکن است در آینده نزدیک، کشورهای بسیاری که دموکراسی، حق تعیین سرنوشت ملت‌ها و انتخاب نظام سیاسی را حقوقی مقدس و تعرض‌ناپذیر می‌دانند، برای حمایت از ملت ایران، در کنار ایالات متحده قرار گیرند.

در نتیجه، می‌توان گفت که جمهوری اسلامی وارد دوره‌ای شبیه به احتضار شده است؛ دوره‌ای که ناگزیر به دگرگونی‌های ساختاری می‌انجامد و می‌تواند بنیان‌های نظری ولایت فقیه و کلیت جمهوری اسلامی را کنار بزند و ایران را به سوی گزینه‌های سیاسی دیگری سوق دهد.

برگرفته از المرکزیه

دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مقاله لزوماً سیاست یا موضع ایندیپندنت فارسی را منعکس نمی کند.
نظرات کاربران
ارسال به صورت ناشناس
اخبار داغ