موسسه اسرائیلی: انسجام حول رهبر ایران، بزرگترین خطر اسرائیل
اندیشکده صهیونیستی در گزارشی مفصل به بررسی پیامدهای «جنگ تحمیلی دوم» پرداخته و توضیح میدهد که هیچ چیز به اندازه تقویت همبستگی اجتماعی حول محور رهبری در داخل ایران برای اسرائیل خطرناک نیست. کارشناس صهیونیست در این گزارش صراحتاً خواهان ایجاد ناآرامیهای مستمر و مزمن در داخل ایران شده است.
خلاصه خبر
گروه تحلیل بینالملل: راز زیمت، مدیر میز ایران در مؤسسه مطالعات امنیت اسرائیل، در گزارشی مفصل به بررسی پیامدهای جنگ 12 روزه پرداخته و اعتراف میکند که اسرائیل به شدت از تقویت همبستگی اجتماعی در داخل ایران هراس دارد؛ این گزارش در واقع نقشه راهی است که کمتر از یک ماه پیش برای ایجاد آشوب و ناآرامی در داخل ایران به مقامات اسرائیلی پیشنهاد شده است.در ادامه پیشنهادات کارشناس صهیونیست را در این گزارش مرور میکنیم.1. حفظ و تقویت گزینه نظامی علیه ایراناسرائیل باید گزینه نظامی علیه ایران را نه بهعنوان یک احتمال دور، بلکه بهعنوان یک واقعیت دائماً حاضر در محاسبات تهران حفظ و تقویت کند. از نگاه نویسنده، تجربه جنگ اخیر نشان داده که ایران، همچنان ظرفیت بازسازی توان راهبردی خود را در حوزههای هستهای، موشکی و پدافندی دارد؛ بنابراین هرگونه کاهش آمادگی نظامی یا ارسال سیگنال «پایان درگیری» میتواند درک ایران از هزینه–فایده را بهنفع بازسازی و جسارت بیشتر تغییر دهد. بر این اساس، اسرائیل باید هم در سطح عملیاتی و هم در سطح ادراکی، آمادگی برای ازسرگیری درگیری مستقیم را حفظ کند تا تهدید نظامی همچنان فعال، باقی بماند. هدف نهایی این رویکرد، جلوگیری از تثبیت این تصور در تهران است که مرحله تقابل نظامی پشت سر گذاشته شده است؛ این تصور میتواند بهمراتب خطرناکتر از خودِ درگیری نظامی باشد.2. جلوگیری از بازسازی برنامه هستهای ایرانجلوگیری از بازسازی برنامه هستهای ایران محور مرکزی راهبرد پساجنگ اسرائیل و مکمل مستقیم «گزینه نظامی معتبر» است. آسیبهای فعلی ماهیتاً قابل ترمیم هستند و ایران همچنان از دانش فنی، نیروی انسانی و انگیزه سیاسی لازم برای بازسازی برخوردار است.
لذا، هرگونه وقفه یا سستی در فشار میتواند به بازگشت تدریجی ایران به وضعیت «ظرفیت گریز هستهای» منجر شود؛ وضعیتی که حتی بدون اعلام رسمی دستیابی به سلاح، بازدارندگی ایران را بهطور معنادار افزایش میدهد. در این چارچوب، اسرائیل باید بهصورت مستمر، چندلایه و ترکیبی فرآیند بازسازی هستهای ایران را مختل کند و تهران را در وضعیتی از ابهام، فرسایش و عدم قطعیت راهبردی فرو برد. هدف نهایی این رویکرد، جلوگیری از رسیدن ایران به نقطهای است که بتواند در محاسبات منطقهای و بینالمللی، از «گزینه هستهای بالقوه» بهعنوان اهرم فشار و بازدارندگی استفاده کند.
3. همکاری نزدیکتر با آمریکاهمکاری نزدیکتر با آمریکا شرط اساسی موفقیت راهبرد مهار ایران است و اسرائیل نباید اجازه دهد جنگ اخیر به یک «اپیزود بستهشده» در نگاه واشنگتن تبدیل شود. قفلکردن آمریکا در مسیر مهار بلندمدت ایران، چه در حوزه هستهای و چه در ابعاد نظامی و منطقهای، برای حفظ فشار مؤثر ضروری است. هماهنگی عملیاتی، اطلاعاتی و سیاسی ضروری است تا هم تهدید نظامی علیه ایران باورپذیر باقی بماند و هم ابتکارات دیپلماتیک آمریکا بهگونهای هدایت شود که به کاهش واقعی ظرفیتهای ایران منجر شود.4. بهرهبرداری از شکافهای داخلی ایرانپیامدهای جنگ اخیر، نباید صرفاً با تمرکز بر حوزه نظامی و امنیتی ارزیابی شود و همزمان باید روی شکافها در ساختار سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ایران تمرکز کرد. فشارهای اقتصادی، کاهش تابآوری معیشتی، فرسایش اعتماد عمومی و اختلاف دیدگاه میان نخبگان سیاسی و امنیتی، ظرفیت تصمیمگیری منسجم در سطح کلان را تضعیف میکند و میتواند تمرکز حاکمیت را از اولویتهای راهبردی خارجی منحرف سازد. چنین شکافهایی اگر مدیریت و مهار نشوند، بهتدریج به یک عامل بازدارنده درونی برای بازسازی توان راهبردی ایران تبدیل میشوند.لذا این شکافها بهصورت پیوسته رصد شده و در سطح ادراکی، رسانهای و غیرمستقیم مورد بهرهبرداری قرار گیرند، بهگونهای که از تبدیل فشار خارجی به انسجام ملی جلوگیری شود. خطر اصلی برای اسرائیل نه صرفاً نارضایتیهای پراکنده، بلکه لحظاتی است که تهدید خارجی موجب همبستگی اجتماعی در ایران میشود.
بنابراین، راهبرد مطلوب آن است که فضای داخلی ایران در وضعیت تنش مزمن، چندپارگی روایتها و رقابت دروننخبگانی قرار گیرد؛ وضعیتی که در آن، انرژی سیاسی و اجتماعی کشور به جای تمرکز بر بازسازی قدرت منطقهای و راهبردی، صرف مدیریت بحرانهای داخلی و مهار نارضایتیها شود.5. مدیریت هوشمند مسئله اعتراضات داخلی ایراناسرائیل باید بر اعتراضات داخلی ایران تمرکز کرده و آن را حوزهای حساس از منظر محاسبات امنیتی در نظر بگیرد. هرگونه مداخله آشکار خارجی یا موضعگیری صریح که اعتراضات را به عامل بیرونی پیوند بزند، میتواند به همبستگی اجتماعی و بسیج ملی در ایران منجر شود و عملاً نتیجهای معکوس برای اسرائیل ایجاد کند. به همین دلیل، بهرهبرداری از نارضایتیهای اجتماعی باید بهگونهای انجام شود که این اعتراضات ماهیت داخلی، پراکندگی و غیرهمگرا بودن را حفظ کنند.هدف، تشدید تدریجی فرسایش اعتماد و افزایش فشار روانی و اجتماعی بر حاکمیت است، نه تبدیل اعتراضات به یک رویارویی آشکار میان ایران و دشمن خارجی. در این چارچوب، مدیریت هوشمند فضای ادراکی اهمیت مییابد؛ بهگونهای که اعتراضات نه بهعنوان واکنشی به تهدید خارجی، بلکه بهمثابه پیامد ناکارآمدیهای داخلی بازنمایی شوند. چنین رویکردی مانع از آن میشود که حاکمیت ایران بتواند با ارجاع به خطر خارجی، اعتراضات را خنثی کرده یا مشروعیت سرکوب را در سطح اجتماعی تقویت کند.
6. تضعیف و مهار محور مقاومتمهار و تضعیف محور منطقهای همسو با ایران یکی از الزامات جلوگیری از بازسازی قدرت بازدارنده تهران است. تجربه جنگ اخیر نشان داده که این محور همچنان ظرفیت ایجاد فشار چندجبههای را دارد. لذا باید در جهت تضعیف این محور اقدامات مؤثرتری انجام شود تا ایران به این جمعبندی برسد که اتکا به این شبکه دیگر ابزار مطمئنی برای بازدارندگی یا پاسخ راهبردی نیست. هدف اصلی این رویکرد، افزایش هزینههای منطقهای ایران، کاهش آزادی عمل آن و جلوگیری از ادامه همراهی تهران با این محور بهعنوان عمق راهبردی است؛ بهگونهای که ایران ناچار شود منابع و تمرکز خود را از حوزه منطقهای به مدیریت فشارهای داخلی و دفاع مستقیم معطوف کند.7. تقویت همکاریهای منطقهای ضدایرانیتقویت همکاریهای منطقهای علیه ایران بهعنوان یک اهرم مکمل فشار، بسیار مهم است. همگرایی منافع امنیتی برخی کشورهای منطقه با اسرائیل، فرصت مناسبی برای محدودسازی گستره مانور تهران ایجاد کرده است. لذا این همکاریها بهصورت تدریجی و هدفمند گسترش یابد تا بدون تحریک واکنشهای تند، محیط پیرامونی ایران به فضایی محدودکننده تبدیل شود. هدف اصلی، افزایش هزینههای منطقهای ایران، کاهش آزادی عمل دیپلماتیک و امنیتی آن و ایجاد شبکهای از هماهنگیهای غیرمستقیم است که بتواند فشار بر ایران را پایدار و چندلایه نگه دارد.
8. حمایت مشروط از مسیرهای دیپلماتیکحمایت مشروط و ابزاری از مسیرهای دیپلماتیک، کارآمد است و دیپلماسی نه بهعنوان راهحل نهایی، بلکه بهمثابه ابزار مدیریت موقت بحران ضروری است. ابتکارات دیپلماتیک میتوانند برای خرید زمان، مهار تنشهای مقطعی و جلوگیری از فشارهای بینالمللی بر اسرائیل مفید باشند، اما نباید جایگزین فشارهای سخت و فرسایشی شوند. اتکا به توافقهای بلندمدت با ایران، بدون تضمینهای عملی، میتواند به بازسازی تدریجی توان راهبردی تهران منجر شود. بنابراین دیپلماسی بهگونهای هدایت شود که همسو با اهداف مهار باقی بماند و مانع از تثبیت دستاوردهای ایران در حوزههای حساس شود.9. جلوگیری از بازسازی توان موشکی و پدافندی ایرانجلوگیری از بازسازی توان موشکی و پدافندی ایران یکی از اولویتهای فوری پس از جنگ است، زیرا این حوزهها مستقیماً بر موازنه بازدارندگی اثر میگذارند. تجربه درگیری اخیر نشان داده که افزایش دقت موشکها، توسعه پهپادها و تقویت سامانههای پدافندی میتواند آزادی عمل عملیاتی اسرائیل را بهطور معنادار محدود کند. بر این اساس، لازم است بر اخلال در روند ارتقای دقت، تولید انبوه و یکپارچهسازی این سامانهها تمرکز شود. باید از رسیدن ایران به سطحی از توان دفاعی و تهاجمی جلوگیری شود تا نتواند هزینه عملیات نظامی علیه آن را بهشدت افزایش داده و موازنه قوا را به نفع تهران تغییر دهد.
10. حفظ فشار مستمر و فرسایشی بهجای جنگ تمامعیارراهبرد فشار مستمر و فرسایشی بهعنوان گزینه مطلوبتر نسبت به جنگ تمامعیار، قابل اجراست. جنگ گسترده اگرچه میتواند ضربات سنگینی وارد کند، اما همزمان خطر انسجام داخلی در ایران، مداخله بازیگران خارجی و افزایش هزینههای سیاسی و امنیتی برای اسرائیل را در پی دارد. در مقابل، فشار چندلایه و مداوم، شامل ابزارهای نظامی محدود، اطلاعاتی، اقتصادی و ادراکی، میتواند توان ایران را بهتدریج تحلیل برده و ابتکار عمل راهبردی را از آن سلب کند. هدف این رویکرد، حفظ ایران در وضعیت فرسایش دائمی است؛ وضعیتی که در آن امکان بازیابی نقش راهبردی، انباشت قدرت و برنامهریزی بلندمدت بهطور مستمر مختل میشود، بدون آنکه تقابل به سطح جنگ فراگیر ارتقا یابد.
جمعبندی: همبستگی اجتماعی ایران، کانون هراس راهبردی اسرائیلبررسی این گزارش نشان میدهد که عامل اصلی ارائه این توصیهها، ترس عمیق اسرائیل از همبستگی اجتماعی در داخل ایران است. تقریباً در تمامی موارد، از تهدید نظامی و عملیات پنهان گرفته تا مدیریت اعتراضات، بهرهبرداری از شکافهای داخلی و پرهیز از جنگ تمامعیار، این فرض کلیدی تکرار میشود که بزرگترین شکست راهبردی برای اسرائیل، تبدیل فشار خارجی به انسجام داخلی در ایران است.این گزارش نشان میدهد همبستگی اجتماعی حول محور رهبری و گفتمان استکبارستیزی، مکانیسمی برای تولید درونزای قدرت محسوب میشود که امکان بازسازی ظرفیتهای راهبردی، تحمل فشارهای بلندمدت و حفظ پیوستگی سرزمینی و نهادی جمهوری اسلامی ایران را فراهم میکند. لذا مؤلف، بهطور مکرر بر جلوگیری از شکلگیری «بسیج ملی»، «انسجام اجتماعی» و «همگرایی روایتها» در ایران تأکید دارد و راهبرد مطلوب را نگهداشتن جامعه ایران در وضعیت تنش مزمن، چندپارگی ادراکی و فرسایش اجتماعی معرفی میکند.با دنبال کردن صفحه تحلیل بینالملل، از بهروزترین تحلیلها در حوزه سیاست خارجی و روابط بینالملل، با خبر شوید.#اندیشکده#INSS#مؤسسه_مطالعات_امنیت_ملی_اسرائیل#جنگ_12_روزه#ایران #همبستگی_اجتماعی#محور_مقاومت#قدرت_موشکی#بازدارندگی_هستهای#رهبری#اسرائیل#صهیونیسم
20:07 - 13 دی 1404
نظرات کاربران








