جنگی که می‌توانست به ایران برسد، اما نرسید

جنگی که می‌توانست از مرزهای غربی عبور کند و به داخل ایران برسد، در کیلومترها آن‌سوتر متوقف شد. حاج قاسم با مدیریت میدانی نبرد سوریه و عراق، داعش را آن‌قدر عقب راند که تهدید پیش از رسیدن به خانه زمین‌گیر شد.

این خبر حاوی محتوای صوتی یا تصویری است. برای جزییات بیشتر به منبع خبر مراجعه کنید
خلاصه خبر
گروه حج و زیارت خبرگزاری فارس؛ در ششمین سالگرد شهادت حاج قاسم سلیمانی، نام او دوباره با یک پرسش قدیمی زنده می‌شود. اینکه اگر او نبود، جنگ داعش کجا متوقف می‌شد؟ پاسخ این سؤال را باید در روایت میدانی جست‌وجو کرد که حاج قاسم جنگ را آن‌قدر جلو برد تا به خانه نرسد.وقتی داعش با سرعتی بی‌سابقه در سوریه و عراق پیش می‌رفت، بسیاری تصور می‌کردند این آتش دیر یا زود به مرزهای ایران می‌رسد. خود حاج قاسم هم این خطر را جدی می‌دانست. نگاهش ساده بود اما دقیق. اگر داعش در سوریه و عراق زمین‌گیر نشود، باید روزی در کرمانشاه، خوزستان یا حتی تهران با آن جنگید. همین نگاه بود که او را به میدان سوریه کشاند تا جنگ از ایران دور بماند.در سوریه، حاج قاسم با بحرانی روبه‌رو بود که فقط نظامی نبود. داعش دشمن آشکار میدان بود، اما هم‌زمان فشارهای سیاسی، حضور مستقیم آمریکا، رقابت گروه‌های مسلح و جنگ سنگین رسانه‌ای جریان داشت. مدیریت چنین میدانی، فقط با دستور و آتش ممکن نبود. حاج قاسم قبل از هر تصمیمی، زمین و آدم‌ها را می‌شناخت. با فرماندهان سوری، عراقی و نیروهای مقاومت می‌نشست، گوش می‌داد و بعد تصمیم می‌گرفت. می‌گفت جنگ را باید با عقل جلو برد، نه با هیجان.
یکی از مهم‌ترین نقاط تمرکز او، قطع مسیرهای ارتباطی داعش بود. نمی‌خواست این گروه بتواند آزادانه نیرو و سلاح جابه‌جا کند. به همین دلیل بر محاصره شهرهای کلیدی و شکستن توان مانور دشمن تأکید داشت. عملیات‌ها حساب‌شده پیش می‌رفت گاهی صبر، گاهی عقب‌نشینی، اما هیچ حرکتی بی‌هدف نبود.نماد این نگاه، در عملیات البوکمال به‌خوبی دیده شد. شهری در شرق سوریه، کنار رود فرات و آخرین نقطه‌ای که داعش هنوز به آن دل بسته بود. اگر البوکمال سقوط می‌کرد، عملاً پرونده خلافت خودخوانده داعش بسته می‌شد. فشار نظامی سنگین بود هم از سوی تروریست‌ها و هم به‌دلیل معادلات پیچیده‌ای که حضور آمریکا در اطراف منطقه ایجاد کرده بود. در چنین شرایطی، حاج قاسم وارد منطقه شد.نیروهای مقاومت آرام و مرحله‌به‌مرحله حلقه محاصره را تنگ کردند و داعش که همیشه روی فرار تاکتیکی حساب باز می‌کرد، این‌بار راهی برای گریختن نداشت.
حاج قاسم در تمام مراحل عملیات، خودش در میدان حضور داشت. فقط فرمان نمی‌داد؛ می‌دید، می‌پرسید و بررسی می‌کرد. بارها به خطوط جلو رفت و با فرماندهان میدانی مستقیم صحبت کرد. در یکی از همین بازدیدها، تک‌تیرانداز داعش شلیک کرد. گلوله به دیوار کنار سرش خورد و ترکش‌های بلوک سیمانی به صورت و چشمش پاشید. اطرافیان نگران شدند، اما او بدون مکث گفت: «چیزی نیست، ادامه بدهید.» برایش مهم‌تر از جان خودش، متوقف نشدن عملیات بود.در همان روزها، با بالگرد وارد مناطقی شد که هنوز پاک‌سازی کامل نشده بودند. کاری پرریسک، اما از نگاه او ضروری. اعتقاد داشت فرمانده باید در میدان دیده شود. او بارها تأکید می‌کرد مردم غیرنظامی در اولویت‌ هستند. در حلب، فوعه، کفریا و نبل‌الزهرا، خودش پیگیر تخلیه مردم بود. برای جابه‌جایی پیرمردها و پیرزن‌ها وسیله فراهم می‌کرد و دنبال تأمین آب، غذا و خدمات درمانی می‌رفت. می‌گفت این‌ها قربانی داعش هستند، نه بخشی از آن. بی‌انصافی است اگر تصور شود تلاشش فقط برای شیعیان بود. همان‌قدر که برای نبل‌الزهرا ایستاد، برای فوعه و کفریا هم جنگید.
در روزهایی که حلب در محاصره بود و بسیاری جرأت حرکت نداشتند، حاج قاسم سوار هلی‌کوپتر شد و به دل منطقه رفت در حالی که هر لحظه احتمال هدف قرار گرفتن وجود داشت. با حتی برخی رزمندگان تعریف می‌کردند که روزی در اوج درگیری‌ها حاج قاسم صبحانه را بالای بالکن مهیا کرد تا آرامش را به افراد القا کند. همین حضور، امید را به نیروها برگرداند. بعدها، وقتی حلب آزاد شد، بسیاری گفتند آن روزی که حاج قاسم آمد، ورق جنگ برگشت.با آزادسازی البوکمال و شکستن آخرین دژهای داعش در مرز سوریه و عراق، وعده‌ای که حاج قاسم ماه‌ها قبل داده بود، محقق شد. داعش عقب نشست؛ بخشی متلاشی شد، بخشی فرار کرد و تهدیدی که می‌توانست به مرزهای ایران برسد، کیلومترها دورتر مهار شد. جنگی که قرار بود به داخل کشور کشیده شود، همان‌جا تمام شد.حاج قاسم هیچ‌وقت این پیروزی‌ها را به نام خودش ثبت نکرد. نه دنبال مصاحبه بود، نه دیده شدن. وقتی از او می‌پرسیدند چرا این‌همه خطر را می‌پذیرد، جواب داد: «اگر ما آن‌جا نایستیم، باید این‌جا بجنگیم.» همین نگاه، عصاره ایران‌دوستی او بود بی‌ادعا، بی‌خودنمایی، اما عمیق و اثرگذار.
امروز، وقتی از مبارزه با داعش صحبت می‌شود، نام حاج قاسم در کنار یک فرمانده مقتدر، به عنوان کسی است که جنگ را آن‌قدر جلو برد تا به خانه نرسد. این، شاید مهم‌ترین دستاورد مردی باشد که در میدان ایستاد تا ایران در امان بماند.
22:37 - 13 دی 1404
نظرات کاربران
ارسال به صورت ناشناس
اخبار داغ