ایزدی: اقدام اخیر آمریکا در ونزوئلا سرعت افول آن را افزایش میدهد
کارشناس مسائل آمریکا تصریح کرد: تحرکات اخیر نشانه قدرت آمریکا نیست، بلکه تقلاهای یک قدرت در حال افول است. آمریکا دیگر در قرن نوزدهم زندگی نمیکند، اما برخی سیاستمدارانش تلاش میکنند با زور عریان به آن دوران بازگردند. این رویکرد نهتنها جایگاه آمریکا را تثبیت نمیکند، بلکه روند افول آن را تسریع میکند.
خلاصه خبر
به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، فواد ایزدی، کارشناس مسائل آمریکا، در برنامه تلویزیونی «شیوه» شبکه ۴ سیما امشب (شنبه، ۱۳ دی) با بیان اینکه بحث سرنگونی دولت ونزوئلا موضوع تازهای نیست، اظهار کرد: از همان روز نخست که هوگو چاوز برای اولینبار در انتخابات ونزوئلا به پیروزی رسید، محافل سیاسی و اقتصادی آمریکا این اتفاق را بهمثابه یک شکست راهبردی تلقی کردند. این وضعیت شباهت زیادی به تجربه انقلاب اسلامی ایران داشت که ضربه بزرگی به منافع آمریکا در منطقه وارد کرد.وی افزود: پیروزی چاوز در انتخابات باعث شد واشنگتن احساس کند یکی از مهمترین حوزههای نفوذش در آمریکای لاتین در حال خروج از کنترل است. دلایل این نگرانی نیز چندان پیچیده نبود؛ ایران از نظر مجموع ذخایر نفت و گاز در رتبه نخست جهان قرار دارد و ونزوئلا نیز بزرگترین دارنده ذخایر نفتی جهان است؛ حتی بیش از عربستان و سایر کشورهای نفتخیز. به همین دلیل، ونزوئلا کشوری فوقالعاده مهم و استراتژیک برای آمریکا محسوب میشد.ایزدی ادامه داد: از همان ابتدا، پیروزیهای هوگو چاوز با طراحی سناریوهایی برای تضعیف و سرنگونی دولت ونزوئلا همراه بود. آمریکا و متحدانش با استفاده از ابزارهای مختلف از فشارهای سیاسی و اقتصادی گرفته تا عملیات روانی و پروژههای رسانهای طرحهای متعددی را برای بیثباتسازی این کشور به اجرا گذاشتند.
کارشناس مسائل آمریکا تصریح کرد: در مسیر این اقدامات، از کودتاهای پیدرپی گرفته تا طراحی سناریوهای ترور استفاده شد. واقعاً هفته یا ماه نبود که آمریکا تلاش تازهای برای ایجاد بحران و بیثباتی در ونزوئلا نکند؛ اما همه این اقدامات از جمله در دولت اول ترامپ با شکست مواجه شد.ایزدی با اشاره به ناکامی این اقدامات ادامه داد: در مقطعی که رئیسجمهور ونزوئلا ربوده شد، رصد شبکههای بینالمللی نشان میداد حتی یک تصویر از شادی مردم ونزوئلا بابت رفتن رئیسجمهورشان وجود ندارد. این در حالی است که مردم ونزوئلا سالها تحت شدیدترین تحریمها بودند. حتی نظرسنجیهای شرکتهای غربی با وجود نوساناتی که در نتایج محبوبیت مادورو نشان میدادند، صراحتاً اعلام کردند که حمله نظامی به ونزوئلا مورد تأیید مردم این کشور نیست.وی افزود: اتفاقی که امروز رخ داده نیز از سوی مردم ونزوئلا تأیید نشده است؛ اگرچه ممکن است با گذشت زمان و افزایش استقرار نیروهای آمریکایی، تلاشهایی برای صحنهسازی اجتماعی صورت گیرد. با این حال اصل ماجرا تغییر نمیکند، پروژه سرنگونی دولت ونزوئلا سالهاست در دستور کار بوده، با روشهای مختلف آزموده شده و به نتیجه نرسیده است. اقدام اخیر نیز آشکاراً خلاف اصول بدیهی حقوق بینالملل است؛ ربایش رئیسجمهور یک کشور مستقل، نقض صریح قوانین بینالمللی است.
ایزدی در تحلیل رفتار آمریکا بیان کرد: اگر کسی از این اقدامات تعجب میکند، باید در نگاه خود به آمریکا تجدیدنظر کند. وقتی راهحلهای سیاسی مشروع به بنبست میرسد، آمریکا به سراغ چهره واقعی خود میرود. همانطور که بارها دیدهایم، باطن و ظاهر سیاست آمریکا یکی است. اگر پذیرفته شود که آمریکا «شیطان بزرگ» است، دیگر این اقدامات عجیب نخواهند بود.وی همچنین به اظهارات ترامپ اشاره کرد و افزود: ترامپ آشکارا گفته بود که «ما میخواهیم ونزوئلا را اداره کنیم» و وقتی پرسیده شد منظور از «ما» کیست، پاسخ داد: «من و کسانی که پشت سر من هستند»؛ از جمله وزیر خارجه، وزیر دفاع و رئیس ستاد مشترک ارتش. او چندینبار تأکید کرده بود که «نفت ونزوئلا، نفت ماست» و شرکتهای نفتی آمریکایی باید اداره میادین را در دست بگیرند. اینها اشتباه لفظی نیست، بلکه اعلام یک پروژه استعماری آشکار است.کارشناس مسائل آمریکا درباره اهداف آمریکا تأکید کرد: اگر کسی تصور کند آمریکا پس از تغییر یک حکومت، قدرت را به مردم آن کشور واگذار میکند، دچار خطای راهبردی بزرگی شده است. آمریکا نه به منافع مردم کشورهای دیگر، بلکه صرفاً به منافع ملی خود میاندیشد. وی افزود: اگر قرار بود نفت ونزوئلا آزادانه و مستقل مدیریت شود، چرا تحریمها اعمال شد و شرکتهای نفتی آمریکایی از این کشور خارج شدند، پاسخ روشن است؛ کنترل کامل منابع. همان الگویی که پیش از انقلاب در ایرانِ دوره پهلوی اجرا میشد به نحوی که حتی شاه و وزیر نفت ایران نیز از میزان فروش نفت و خروج آن از کشور اطلاع نداشتند.
بنابر گفته وی، امروز نفت سوریه عملاً در اختیار آمریکاست و منابع مالی عراق از فروش نفت نیز در نیویورک تحت کنترل واشنگتن است؛ تا جایی که دولت عراق برای پرداخت بدهیهای ساده خود مانند پرداخت بهای برق ایران، نیازمند مجوز آمریکاست. این همان معنای واقعی «شیطان بزرگ» است؛ کشوری که برای پیشبرد برنامههایش از هیچ اقدامی ابا ندارد.کارشناس مسائل آمریکا عنوان کرد: البته این تحرکات نشانه قدرت آمریکا نیست، بلکه تقلاهای یک قدرت در حال افول است. آمریکا دیگر در قرن نوزدهم زندگی نمیکند، اما برخی سیاستمدارانش تلاش میکنند با زور عریان به آن دوران بازگردند. این رویکرد نهتنها جایگاه آمریکا را تثبیت نمیکند، بلکه روند افول آن را تسریع میکند.وی ادامه داد: در مقابل، آنچه در آمریکای لاتین رخ میدهد، کشورهای این منطقه را بیدارتر خواهد کرد. دولتهای منطقه متوجه میشوند با چه واقعیتی مواجه هستند و همین امر آنها را به سمت ایجاد سازوکارهای دفاعی و همگرایی مستقل سوق میدهد. این دقیقاً همان نقطهای است که برای جمهوری اسلامی ایران فرصت راهبردی ایجاد میکند؛ همانگونه که اشغال عراق در نهایت به یک فرصت ژئوپلیتیکی برای ایران تبدیل شد.
ایزدی در ادامه با اشاره به فرصت راهبردی ایران گفت: امروز، با توجه به واکنش تند رؤسای جمهور کشورهایی چون برزیل، مکزیک و دیگر کشورهای آمریکای لاتین، بستر مناسبی برای گسترش همکاریهای سیاسی، اقتصادی و راهبردی جمهوری اسلامی ایران با دولتهای منتقد آمریکا فراهم شده است.وی افزود: این فرصت، نتیجه مستقیم رفتارهای خشن و بیپرده دولت آمریکا است؛ رفتاری که بیش از هر زمان دیگری ماهیت واقعی این قدرت رو به افول را آشکار کرده است.
کارشناس مسائل آمریکا، در ادامه با اشاره به رفتار دوگانه آمریکا در قبال قوانین بینالمللی گفت: آن زمانی که قوانین بینالمللی را طراحی کردند، به این دلیل بود که به نفعشان بود و میخواستند ظاهری از پایبندی به قانون از خودشان نشان دهند؛ اینکه بگویند ما معتقد به قوانین بینالمللی هستیم و شما هم باید باشید.وی افزود: هدف این رویکرد، ایجاد یک الگو برای جریانهای غربگرا در کشورهای مختلف بود تا القا شود که رفتار آمریکا درست و قانونمند است و دنیا حساب و کتاب دارد. نمونه روشن آن، پیشنهاد طرف ایرانی برای تبدیل برجام به قطعنامه شورای امنیت بود؛ با این تصور که اگر برجام قطعنامه شود، ضمانت اجرایی پیدا میکند. این توهم در برخی موارد هم اثر گذاشت، اما امروز میبینیم که آمریکا دیگر خود را پایبند به همان تعهدات نمیداند، چون احساس میکند دیگر به نفعش نیست.ایزدی تأکید کرد: در موضوع ونزوئلا، آمریکا بهصراحت معتقد است اگر هدف سرنگونی دولت باشد، همان کاری را میکند که امروز انجام داده؛ حتی اگر خلاف قوانین بینالمللی باشد. اما یک نکته مهم اینجاست که آمریکا به قوانین بینالملل پایبند نیست، ولی به قوانین داخلی خودش توجه میکند؛ چراکه در داخل، مدعی قدرت وجود دارد.
وی با اشاره به ساختار سیاسی آمریکا گفت: در کنگره آمریکا تقریباً نیمی دموکرات هستند و اختلاف جمهوریخواهان و دموکراتها چند رأی بیشتر نیست. آمریکا از این جهت کشورِ قانونمند محسوب میشود که برای قوانین داخلی خودش یک سطر حکمرانی مشخص دارد و شناخت این نظام حکمرانی برای ما بسیار مهم و مفید است.کارشناس مسائل آمریکا در توضیح این سازوکار افزود: در سنت حکمرانی آمریکا، زمانی که رئیسجمهور قصد حمله نظامی به کشوری را دارد، ابتدا یک برآورد اطلاعاتی از نهادهای امنیتی دریافت میشود. این نهادها تحلیل سود و زیان ارائه میدهند؛ اینکه چه تعداد کشته و زخمی ممکن است داده شود، هزینه مالی و تجهیزاتی چقدر است و تبعات سیاسی آن چیست.ایزدی ادامه داد: پس از آن، نهادهای حقوقی در کاخ سفید و پنتاگون این برآوردها را بررسی میکنند. بر اساس قانون اختیارات جنگ در آمریکا، اگر جنگ طولانی شود یا هزینه بالایی داشته باشد، نیازمند مجوز کنگره است. به همین دلیل بود که امشب از ترامپ سؤال شد آیا برای اقدام اخیر مجوز کنگره را داشته یا نه که مشخص شد چنین مجوزی وجود نداشته و حتی اطلاعی هم به کنگره داده نشده است.وی با اشاره به استقلال نسبی نهادهای اطلاعاتی و حقوقی آمریکا گفت: «در این سیستم، به این نهادها گفته میشود نظر واقعی خودشان را بدهند و همین مسئله میتواند چرخ ماشین جنگی آمریکا را کند کند. اتفاقی که در ونزوئلا افتاد، دقیقاً محصول همین سازوکار بود.
کارشناس مسائل آمریکا با ذکر نمونهای از تحولات میدانی منطقه آمریکای لاتین و جنوبی گفت: حدود ۱۰ روز پیش، فرمانده نیروهای آمریکایی در منطقه دریای کارائیب تغییر کرد. آمریکاییها حدود یک ماه درگیر عملیاتی بودند که شامل حملات به قایقهای ماهیگیری و اهداف مختلف میشد. در این مدت بیش از ۱۰۰ نفر کشته شدند که در یکی از موارد، ۸۵ نفر در حمله اول و دو نفر در حمله دوم جان باختند؛ اقدامی که خلاف قوانین داخلی خود آمریکاست و روزنامه واشنگتنپست برای نخستین بار آن را افشا کرد.وی افزود: پس از این افشاگری، دموکراتهای مجلس نمایندگان فرمانده مربوطه را به جلسات متعدد پشت درهای بسته کشاندند و در نهایت او را برکنار کردند. این نشان میدهد که اگر اقدام نظامی پرهزینه یا طولانیمدت باشد، سیستم داخلی آمریکا اجازه ادامه آن را نمیدهد.ایزدی تصریح کرد: اگر ونزوئلا توانایی وارد کردن هزینه جدی به آمریکا را داشت، مثلاً میتوانست پایگاههای آمریکا در منطقه را هدف قرار دهد یا تلفات انسانی بگیرد، برآورد نهادهای اطلاعاتی چیز دیگری میشد و اساساً این حمله انجام نمیگرفت. چون در آن صورت ترامپ مجبور بود از کنگره مجوز بگیرد.وی ادامه داد: در ماجرای اخیر، چون حمله کوتاهمدت و کمهزینه ارزیابی شده و تلفات جانی برای آمریکا نداشته، نیاز به مجوز کنگره تشخیص داده نشده است. اما اگر هزینه ایجاد میشد، این عملیات از اساس متوقف میشد.
این کارشناس مسائل آمریکا با اشاره به وضعیت داخلی ونزوئلا گفت: آمریکا بهخوبی میداند که ارتش ونزوئلا در سالهای اخیر در کنار دولت منتخب مردم ایستاده و برخلاف الگوهایی مثل پینوشه، نفوذ تعیینکنندهای در ارتش این کشور ندارد. به همین دلیل هم شاهد هستیم که وزیر خارجه آمریکا بهجای اقدام مستقیم، وارد گفتوگو با معاون مادورو میشود.ایزدی تأکید کرد: این تماسها نشان میدهد که آمریکا حتی در اوج تهدید نظامی، بهدنبال گزینههای کمهزینهتر است. چون میداند ورود به یک درگیری پرهزینه، میتواند نظام تصمیمگیری داخلی آمریکا را علیه خودش فعال کند.
کارشناس مسائل آمریکا در ادامه با اشاره به محدودیتهای قانونی آمریکا برای اقدام نظامی علیه ونزوئلا اظهار کرد: کنگره آمریکا در حال حاضر نه برای ونزوئلا و نه برای هیچ کشور دیگری به دونالد ترامپ مجوز حمله نظامی نداده است و حتی جمهوریخواهان نیز حاضر نیستند این مجوز را صادر کنند.وی افزود: این وضعیت به معنای آن است که هر گونه اقدام مستقیم نظامی، بدون همراهی کنگره غیرقانونی و با ریسک بالا خواهد بود. در نتیجه، ترامپ مجبور است هر اقدامی را به شیوهای نرم و مدیریتشده انجام دهد؛ بهگونهای که هزینه بالایی متوجه آمریکا نشود و پیام قدرت به سران ارتش و نخبگان سیاسی ونزوئلا منتقل شود.ایزدی ادامه داد: واشنگتن به خوبی میداند که اداره ونزوئلا بدون حضور نیروهای بومی ممکن نیست. برخی از مخالفان مادورو، مانند مارکو روبیو، تنها به دلیل ریشه کوبایی خانوادهشان اسپانیایی صحبت میکنند و فاقد پایگاه واقعی در ونزوئلا هستند. بنابراین، اجرای سناریوی آمریکا بدون همراهی بخش قابل توجهی از بروکراتها و نهادهای داخلی این کشور امکانپذیر نیست.این کارشناس مسائل آمریکا تأکید کرد: به همین دلیل، آمریکا به دنبال یک «فرود نرم» یا Soft Landing برای دولت مادورو است؛ انتقال قدرت یا هدایت دولت به شکلی که کمترین هزینه اقتصادی و امنیتی را برای واشنگتن ایجاد کند. در چنین سناریویی، اقدامات رسانهای و روانی پیشین، مانند برجستهسازی برخی چهرهها، دیگر قابلیت اجرایی ندارند.
ایزدی در بخش دیگری از صحبتهای خود به اتهامات آمریکا علیه ونزوئلا در حوزه مواد مخدر پرداخت و گفت: اتهام ارتباط دولت مادورو با قاچاق مواد مخدر، دروغی محض است. وزارت دادگستری آمریکا و آژانس مبارزه با مواد مخدر (DEA) هر سال گزارش رسمی منتشر میکنند. در گزارش سال ۲۰۲۴، مکزیک به عنوان مشکل اصلی ورود مواد مخدر به آمریکا معرفی شده و ونزوئلا حتی یک بار هم نام برده نشده است.وی افزود: در گزارشهای سالانه سازمان ملل نیز، نام ونزوئلا هیچگاه بهعنوان تولیدکننده، صادرکننده یا مسیر ترانزیت مواد مخدر ذکر نشده است. با این حال، آمریکا با ایجاد روایت جعلی «کارتل خورشیدها»، مدعی شد که ژنرالهای مادورو در قاچاق مواد دست دارند؛ ادعایی که توسط رسانهها و اسناد رسمی تکذیب شده است.ایزدی با اشاره به درسهای ونزوئلا برای کشورهایی مانند ایران گفت: درس اول این است که حتی کشوری که نه برنامه هستهای دارد، نه موشک بالستیک، نه نفوذ منطقهای و نه ویژگیهای مذهبی و فرهنگی خاص، باز هم ممکن است با فشار شدید آمریکا مواجه شود؛ صرفاً به دلیل منابع راهبردی و استقلال سیاسی.
وی ادامه داد: درس دوم، مسئله هزینه است. آمریکا توان پرداخت هزینه جانی و اعتباری در جنگهای خارجی را ندارد. ارتش این کشور با بحران جذب نیرو مواجه است و جنگهای بیپایان مشروعیت داخلی و خارجی را کاهش دادهاند. حتی کشته شدن یک سرباز آمریکایی تبعات گستردهای دارد، همانگونه که پس از شهادت سردار حاج قاسم سلیمانی مشاهده شد.ایزدی تأکید کرد: در ماجرای ونزوئلا، ضعف دولت در مدیریت بازدارندگی سخت باعث شد که آمریکا بتواند فشار اعمال کند. اگر مادورو قادر بود هزینه جانی و امنیتی برای آمریکا ایجاد کند، مسیر مداخله واشنگتن بهشدت دشوار میشد. این تجربه دومین درس مهم برای کشورهایی است که قصد حفظ استقلال سیاسی و منابع راهبردی خود را دارند.
22:27 - 13 دی 1404
نظرات کاربران









