عشق در زمانه فاشیسم
«سیودو نفرند. سیودو نفر که هنوز در این روز پاییزی سال 1986 در صومعه منزل دارند؛ در انتهای جادهای که رنگ میپراند از رخ هر که در آن گام مینهد. هیچچیز در درازنای هزار سال تغییر نکرده است. نه سختی راه و نه هولناکی پرتگاهش. سیودو قلب استوار -باید هم استوار باشد، وقتی بر لبه پرتگاه زندگی میکنند- سیودو پیکر که آنها نیز در جوانیشان استوار بودهاند، چند ساعت دیگر یک تن از آنان کم خواهد شد». رمان «نگاهبان او» نوشته ژان باتیست آندرهآ با این سطور آغاز میشود و از همین چند سطر میتوان دریافت که این روایتی است درباره نسلی که در میان بحرانهای درهمتنیده قرن بیستم رشد کردند و زندگیشان هر دم دستخوش تلاطمهای سیاسی و تاریخی دورانشان بود.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
شرق: «سیودو نفرند. سیودو نفر که هنوز در این روز پاییزی سال 1986 در صومعه منزل دارند؛ در انتهای جادهای که رنگ میپراند از رخ هر که در آن گام مینهد. هیچچیز در درازنای هزار سال تغییر نکرده است. نه سختی راه و نه هولناکی پرتگاهش. سیودو قلب استوار -باید هم استوار باشد، وقتی بر لبه پرتگاه زندگی میکنند- سیودو پیکر که آنها نیز در جوانیشان استوار بودهاند، چند ساعت دیگر یک تن از آنان کم خواهد شد». رمان «نگاهبان او» نوشته ژان باتیست آندرهآ با این سطور آغاز میشود و از همین چند سطر میتوان دریافت که این روایتی است درباره نسلی که در میان بحرانهای درهمتنیده قرن بیستم رشد کردند و زندگیشان هر دم دستخوش تلاطمهای سیاسی و تاریخی دورانشان بود.
این رمان به تعبیری، شعری است بلند در ستایش دوستی و هنر و عشقهای بیگانهای که انگار در زمان و مکانی اشتباه رقم خوردهاند: «حماسهای رمانتیک در ایتالیای فاشیستی قرن بیستم، چکامهای از آفرینش و شورش در گرماگرم جنگ که نیروی سرنوشت و پیچیدگی احساسات را از خلال عشق ناممکن، ممنوع و پنهان تصویر میکند».
«نگاهبان او» رمانی است که پس از انتشار مورد توجه زیادی قرار گرفت و هم خوانندگان و هم منتقدان به ستایش آن پرداختند. نویسنده این کتاب، ژان باتیست آندرهآ، برای این اثر برنده جایزه گنکور سال 2023 شد. این رمان اخیرا با ترجمه آسوله مرادی توسط نشر نیلوفر منتشر شده است. نشر نیلوفر برای انتشار این کتاب با ناشر فرانسوی اثر قرارداد بسته و با حمایت انستیتو فرانسه و بخش فرهنگی سفارت فرانسه در تهران امتیاز انتشار ترجمه فارسی کتاب را خریداری کرده است.
«نگاهبان او» روایتی است از سرگذشت کسی که در سالهایی پرتلاطم متولد و با مشقت و سختی بزرگ شد و در این میان دل به عشقی باخت که زمانه با آن سر جنگ داشته است. به واسطه سرگذشت او، ما در این رمان با بحرانهای سیاسی و تاریخی قرن بیستم نظیر ظهور فاشیسم و جنگهای جهانی هم روبهرو میشویم. در بخشی دیگر از این اثر میخوانیم: «همه چیزم را به پدرم مدیونم، به آن همنشینی بسیار کوتاهمان به روی این کره مذاب. گاهی به بیتفاوتی متهم شدهام، چون زیاد از او نگفتهام. سرزنشم میکردند که فراموشش کردهام. فراموشش کردهام؟ پدرم در تکتک حرکات من زندگی میکرد. تا آخرین اثرم، تا آخرین ضربهام. جسارت مغزم را مدیون او هستم. او به من یاد داد موقعیت نهایی اثر را مدنظر قرار دهم، چون باور داشت تناسبات آن به زوایه دید بیننده بستگی دارد: از روبهرو یا از بالا، و اینکه اثر در چه ارتفاعی قرار دارد. و البته نور. میکل آنژ بوئوناروتی پیتایِ خود را بینهایت سمباده زده بود تا کمترین نوری را به خود بگیرد، چون میدانست که در مکان تاریکی به نمایش گذاشته خواهد شد. و در نهایت یکی از بهترین پندهایی را که در زندگی گرفتهام مدیون پدرم هستم: تصور کن اثری که تمام کردهای جان بگیرد. در این صورت چه کار خواهد کرد؟ باید اتفاقی را که درست در ثانیه بعد از آن لحظهای که به آن جمود بخشیدهای میافتد تصور و آن را القا کنی. مجسمه مژدهای وحیانی است».
آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.









