مسئولیت «مردان خوب»
در سالهای اخیر، همزمان با افزایش گفتوگوها درباره خشونت و آزار، اعتراض مردان نیز پررنگتر شده است؛ اما این اعتراض، بهجای آنکه معطوف به نقد رفتار بقیه مردان و سیستم مردسالاری باشد، اغلب در جمله «نه همه مردان» خلاصه میشود.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
مهزاد الیاسی
در سالهای اخیر، همزمان با افزایش گفتوگوها درباره خشونت و آزار، اعتراض مردان نیز پررنگتر شده است؛ اما این اعتراض، بهجای آنکه معطوف به نقد رفتار بقیه مردان و سیستم مردسالاری باشد، اغلب در جمله «نه همه مردان» خلاصه میشود. بهکاربردن این سفسطه در پاسخ به اعتراض زنان، از بسیاری جهات برای گویندهاش آرامشبخش است؛ چراکه بهجای شنیدن صدای معترض و ابراز همدردی، میتواند با این جمله خود را از متجاوز و آزارگر جدا کند و مطمئن باشد که هیچ مسئولیتی، به عنوان یک «مرد خوب»، متوجه او نیست. مردانی که از «نه همه مردان» به عنوان استدلال استفاده میکنند، همچنان خود را از لحاظ هویتی در «گروه مردان» تعریف میکنند، اما با مسئلهای که موجب رنج و آسیب به دستکم نیمی از جامعه شده، چنان برخورد میکنند که گویی این موضوع امری متعلق به «دیگری» است و به آنها ربطی ندارد.
جدا از این واقعیت که همه مردان از سیستمی منتفع میشوند که انتظارات از آنان را به تجاوزنکردن، نکشتن و کتکنزدن تقلیل میدهد، لازم است مسئله مردانی را مطرح کنیم که خود آزار نمیدهند، اما هنگامی که آزار رخ میدهد، ترجیح میدهند سکوت کنند یا دست به کنش فعالانهای برای پایاندادن به سازوکار سیستم مردسالاری در سطح رفتارهای روزمره نمیزنند؛ بهویژه مردانی که در موقعیتهای قدرت، مدیریت، داوری یا مرجعیت فرهنگی ایستادهاند و سکوتشان به این ساختار مشروعیت میبخشد. پرسش اساسی این است: مسئولیت مردانی که خود، آزارگر نیستند اما شاهدند، چیست؟
این پرسش برای من صرفا نظری یا آکادمیک نیست. من شخصا آن را در یکی از فضاهای هنری-فرهنگی تجربه کردهام؛ جایی که پس از گزارش آزار، بهجای حمایت، با حذف مواجه شدم. آنچه بیش از هر چیز آزاردهنده بود، نهفقط تصمیم تبعیضآمیز مدیریت این مجموعه، بلکه سکوت مردانی بود که مسئولیت داشتند، تحصیلکرده و اهل فرهنگ بودند و از ارزشهای انسانی سخن میگفتند. وقتی گزارشی از آزار را ثبت میکنی، انتظار داری دستکم تنها نمانی. انتظار داری کسانی که قدرت دارند و خودشان را اخلاقمدار و فرهنگی میدانند کنارت بایستند؛ من چنین انتظاری داشتم. اما آنچه اتفاق افتاد، سکوت و بیعملی بود. شرط میبندم هرکدام از این مردانی که مسئول و مدیر و هنرمند بودند، میتوانستند درباره مسئولیت فردی در برابر ساختار قدرت که «هانا آرنت» و «واتسلاو هاول» از آن حرف زدهاند، ساعتها سخنرانی کنند اما در عمل، ترجیح دادند واکنشی به بیعدالتی جنسیتیای که در حضورشان رخ داد نشان ندهند.
این متن درباره مسئولیت در موقعیت قدرت است. مردسالاری فقط با «مردان آزارگر» بازتولید نمیشود؛ با سکوت مردانی ادامه پیدا میکند که خود را «خوب» میدانند. سکوت «مردان خوبی» که خودشان آزارگر نیستند، به برابری باور دارند، کتاب میخوانند و در فضاهای فرهنگی حضور دارند، تصادفی نیست. این بخشی از همان سازوکار سلسلهمراتب قدرت است که مردسالاری را، حتی در پوشش هنر و فرهنگ، بازتولید میکند. در ساختاری که آزار و تبعیض علیه زنان نهتنها به شکل قانونی، بلکه به شکل فرهنگی و اجتماعی رخ میدهد، مسئولیت مردان دقیقا چیست؟ آیا خوببودن به معنای سکوتکردن و هیچ کاری نکردن است؟
سیستم مردسالاری با سازوکار «قربانینکوهی»، با بهرهگیری از مغلطههای زبانی و انکار واقعیت، ما را در سطح مسئله آزار و خشونت نگه میدارد اما با وجود اهمیت این مسائل، مشکل ما صرفا به این موارد محدود نمیشود. به عنوان مثال، در سالهای اخیر، با وجود ظهور بیشمار زنان بسیار بااستعدادی که نهتنها حرفی برای گفتن دارند بلکه آثار باکیفیتی نیز تولید کردهاند، بارها شاهد برگزاری نشستها و دورههای فرهنگی تکجنسیتی با حضور صرفا مردان بودهایم و اعتراض مکرر زنان، کوچکترین تغییری در این وضعیت ایجاد نکرده است. ما بارها شاهد حضور دوستان، همکاران و همراهان مرد در این نشستها و دورههای آموزشی بودهایم، بیآنکه حتی به کنشی ساده و کمهزینه، در حد اعلام عدم مشارکت در رویدادهای فرهنگی تکجنسیتی، دست بزنند. آیا نباید از دوستان و همکاران مرد خود انتظار داشته باشیم که با دیدن اعتراض زنان به این نشستهای تکجنسیتی، بهصراحت اعلام کنند زینپس اگر زنی در نشستی حضور نداشته باشد، آنان نیز در این نشستها شرکت نخواهند کرد؟ مردان خوب، بالاخره دقیقا در کدام لحظه و با کدام کنش تصمیم دارند خوببودن خود را از ادعا به عمل تبدیل کنند؟
سیستم مردسالاری به مردان قدرتی میدهد که همچون آب برای ماهی یا اکسیژن در هوا، همهجا حاضر و در عین حال نامرئی است. این سیستم فقط با رفتار مردان آزارگر یا از خلال تبعیض آشکار و حذف مستقیم زنان بازتولید نمیشود، بلکه با سکوت مردانی ادامه پیدا میکند که خود را «خوب» میدانند، اما حاضر نیستند حتی در سادهترین موقعیتها، از امتیازی که به آنان داده شده چشم بپوشند یا هزینهای هرچند اندک برای پایاندادن به وضعیت موجود بپردازند. سکوت در اینجا نه نشانه بیطرفی، بلکه شکلی از همراهی با وضع موجود است؛ انتخابی آگاهانه برای حفظ امنیت و موقعیت کنونی. آدری لُرد، در جملهای روشنگر یادآوری میکند: «سکوت، ما را حفظ نخواهد کرد». نادیدهگرفتن اعتراض زنان و سکوت در برابر تبعیضی که جلوی چشم همهمان اتفاق میافتد، قرار نیست کسی را نجات دهد. مهم است که مردان، در کنار زنان به این نتیجه برسند که سیستم مردسالاری بار کجی است که تا ثریا کج خواهد رفت، این وضعیت مربوط به همه «ما» است و ادامه آن به نفع هیچکس نیست.
آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.









