شنیدن صدای مردم
مسعود پزشکیان در انتخاباتی پیروز شد که سطح مشارکت در آن پایین بود و بخش درخور توجهی از رأیدهندگان با تردید پای صندوق آمدند. او خود به این واقعیت آگاه بوده و بارها به آن اشاره کرده است.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
مسعود پزشکیان در انتخاباتی پیروز شد که سطح مشارکت در آن پایین بود و بخش درخور توجهی از رأیدهندگان با تردید پای صندوق آمدند. او خود به این واقعیت آگاه بوده و بارها به آن اشاره کرده است. شاید همین درک واقعبینانه از وضعیت سرمایه اجتماعی -بهجای تکیه بر آمارهای رسمی و روایتهای خوشبینانه- موضعگیریهای او را از بسیاری از مسئولان متمایز میکند. پزشکیان میداند با جامعهای خسته، بیاعتماد و زخمخورده روبهروست؛ و همین فهم، در لحن و تصمیمات سیاسی او تأثیر دارد.
در مواجهه با اعتراضات اخیر نیز تأثیر این آگاهی را میتوانیم در تغییر لحن پزشکیان در سخنگفتن از/با معترضان ببینیم. بااینحال، او در میانه همین اعتراضات از اصلاحات اقتصادیای سخن میگوید برخی آن را در شرایط کنونی پرهزینه میدانند؛ بهویژه قطع اختصاص ارز ترجیحی ۲۸هزارو 500 تومانی که به قول خودش گردنکلفتهای سیاسی و امنیتی در برابر آن میایستند.
پزشکیان برخلاف رویههای رایج سالهای گذشته، معترضان را نه «اغتشاشگر» مینامد و نه آنان را به دشمن نسبت میدهد. او از ابتدا لحنی مبتنی بر پذیرش اجتماعی برگزیده است: معترضان امروز همان مردماند؛ کسانی که رأی میدهند، در دفاع از کشور ایستادهاند، سالها سوءمدیریت را تحمل کردهاند و سفرهشان کوچکتر شده و تأکید میکند همه در به وجود آوردن چنین وضعیتی مقصریم.
این تغییر لحن، صرفا یک «تاکتیک سیاسی» نیست؛ اعتراف به واقعیتی انکارشده است: اعتراض، حق شهروندی است و معترض، بخشی جداییناپذیر از ملت.
به نظر او در این چارچوب، اگر نفوذ یا خشونت رخ دهد، نمیتوان آن را به حساب کل معترضان گذاشت. تخریب و اقدامات افراطی، کار کسانی است که از آشوب سود میبرند؛ چه عوامل خارجی و چه کاسبان داخلی که سالها با شعارهای تند، کشور را فرسودهاند و حالا مدعی هم هستند. تعمیم رفتار نفوذیها به بدنه اعتراض، بزرگترین خدمت به دشمنان بیرونی و رانتخواران داخلی است که در برابر اصلاحات اقتصادی ایستادهاند.
اصلاحات اقتصادی همان جایی است که پزشکیان هزینه واقعی میپردازد. تصمیم دولت برای اصلاح شیوه تخصیص ارز ترجیحی -یعنی انتقال یارانه از ابتدای زنجیره به مصرفکننده نهایی- اقدامی جسورانه است که هر دولتی از آن هراس دارد؛ چراکه هم نارضایتی کوتاهمدت ایجاد میکند و هم منافع شبکههای قدرتمند و ریشهدار را به خطر میاندازد. مخالفتها با این سیاست، اغلب نه از سر دلسوزی برای مردم، بلکه از میل به حفظ رانتهای چندینساله ناشی میشود.
معترضان امروز نه علیه کشورند و نه علیه اصول نظام؛ آنان علیه بیعدالتی، فقر و انحراف از آرمانهای اولیه ایستادهاند. خطر واقعی، نادیدهگرفتن، تحقیر یا سرکوب این مردم است؛ مردمی که به همان اندازه مالک ایراناند که بالاترین مقامات کشور.
بازگشت به مردممحوری یعنی شنیدن این صداها و به رسمیت شناختن این حقوق؛ حتی اگر برای برخی به معنای پایان رانت و آغاز پاسخگویی واقعی باشد.
رویکردی که متأسفانه در برخی رسانهها در این چند روز دیده نشد. رویکردی که بهجای توضیح و اقناع، به «حذف معنایی اعتراض» از طریق تحقیر و نسبتدادن متوسل میشود.
در یک گزارش انتقادی که عصر ایران منتشر کرده، نمونههایی از این ادبیات را کنار هم گذاشته است. در این گزارش با استناد به آمارسازی یا روایتهای گزینشی میگویند کل معترضان «چیزی حدود دو هزار نفر» بودهاند، یا با نمایش تصاویر، نتیجه میگیرند «اغتشاشگران، حتی به کتاب خدا هم رحم نکردند» و در سطحی تندتر، معترضان «پادوهای اسرائیل» خوانده میشوند، یا در برخی کانالها، «زنان معترض» با الفاظ توهینآمیز خطاب میشوند و حتی نقل شده که یک چهره شناختهشده گفته «اکثر مردم «...» شدهاند».
این برخورد با معترضان قدمی در راهحل این اعتراض برنمیدارد، «اخلاق رسانهای» در این شیوه زیر پا گذاشته شده و در عین حال تجربه نشان داده وقتی شهروندی که از گرانی و تبعیض میگوید، همزمان با برچسبهایی مانند «وابستگی خارجی» یا «هتک مقدسات» مواجه میشود، نهتنها قانع نمیشود، بلکه احساس میکند صدایش «تحریف» شده است؛ و همین خشم او را انباشتهتر میکند و افزایش میدهد.
بیتردید در این روزهای ملتهب، بهکاربردن شیوهای حمایتگر است؛ شیوهای که طبق آن از «توهین»، «برچسب»، «کوچکنمایی» و «جرمسازی جمعی» دوری شود و به یاد بیاوریم که ما همگی ایرانی هستیم و چقدر ایرانمان را دوست داریم و میخواهیم در کنار هم زندگی بهتر و کمتر مشقتباری را تجربه کنیم.
آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.









