وقتی اغتشاش در آمریکا جرم است ولی در ایران فضیلت!

رفتار دوگانه آمریکا در قبال اعتراضات، بیش از هر چیز، بحران مشروعیت ادعاهای حقوق بشری این کشور را عیان می‌کند. وقتی معیارها تغییرپذیر و وابسته به منافع سیاسی باشد، دیگر نمی‌توان از اخلاق، آزادی و دموکراسی سخن گفت. آنچه باقی می‌ماند، سیاست قدرت است؛ سیاستی که در آن، اغتشاش در آمریکا جرم است و در ایران، فضیلت.

این خبر حاوی محتوای صوتی یا تصویری است. برای جزییات بیشتر به منبع خبر مراجعه کنید
خلاصه خبر
گروه فارس پلاس: آمریکا سال‌هاست خود را پرچمدار آزادی بیان، حق اعتراض و مدافع حقوق بشر معرفی می‌کند؛ ادعایی که در بیانیه‌های رسمی، سخنرانی‌های روسای جمهور و قطعنامه‌های حقوق بشری بارها تکرار شده است. اما مرور رفتار عملی واشنگتن، به‌ویژه در مواجهه با اعتراضات داخلی در ایالات متحده و مقایسه آن با مواضعش درباره ایران، تصویری کاملاً متفاوت و متناقض را آشکار می‌کند؛ تصویری که نشان می‌دهد «حق اعتراض» در قاموس آمریکایی، مفهومی کاملاً سیاسی، ابزاری و وابسته به جغرافیاست.
نمونه روشن این رفتار دوگانه را می‌توان در مواضع دونالد ترامپ مشاهده کرد. ترامپی که در جریان اعتراضات گسترده در لس‌آنجلس و برخی شهرهای آمریکا، صراحتاً خواستار برخورد امنیتی با معترضان شد و در حساب کاربری خود در اینستاگرام نوشت: «همین حالا افراد ماسک‌زده را دستگیر کنید!» در آن مقطع، اعتراضات به سیاست‌های دولت ترامپ، نابرابری‌های اجتماعی و برخورد پلیس با شهروندان رنگین‌پوست شکل گرفته بود؛ اعتراضاتی که به‌سرعت با حضور نیروهای امنیتی، گارد ملی، بازداشت گسترده و حتی استفاده از تجهیزات ضدشورش پاسخ داده شد.در همان زمان، رسانه‌های جریان اصلی آمریکا نه‌تنها این برخوردها را زیر سؤال نبردند، بلکه با واژگانی چون «حفظ نظم عمومی» و «جلوگیری از آشوب» به توجیه اقدامات پلیس پرداختند. اعتراض، تا جایی محترم بود که نظم آمریکایی را تهدید نکند؛ و ماسک‌زدن، نه نشانه اعتراض مدنی، بلکه «قرینه جرم» تلقی شد.
اما همین ترامپ، چندی بعد، در موضعی کاملاً متضاد، درباره اغتشاشات در ایران، زبان به حمایت از «معترضان ماسک‌زده» گشود و صراحتاً هشدار داد که ایران نباید با آنان برخورد کند. او در اظهاراتی عجیب، عناصر مسلح و شبکه‌های خرابکار را «تظاهرات‌کنندگان صلح‌آمیز» نامید و حتی مدعی شد که قصد دارد آن‌ها را «نجات دهد». این‌جاست که سؤال اصلی مطرح می‌شود و آن اینکه؛ چگونه ماسک‌زدن در لس‌آنجلس جرم است، اما در تهران فضیلت؟!پاسخ را باید در ماهیت سیاسی اعتراضات مورد حمایت آمریکا جست‌وجو کرد. آنچه واشنگتن در ایران «اعتراض مردمی» می‌نامد، در بسیاری از موارد با شواهد روشن امنیتی، اطلاعاتی و سازمان‌یافته همراه است. اعتراف آشکار مایک پمپئو، وزیر خارجه سابق آمریکا، در توئیتی درباره حضور عناصر وابسته به موساد در اغتشاشات ایران، پرده از واقعیتی برمی‌دارد که سال‌ها از سوی مقامات ایرانی مطرح می‌شد. بر همین اساس پروژه بی‌ثبات‌سازی ایران، نه یک حرکت خودجوش اجتماعی، بلکه بخشی از یک جنگ ترکیبی تمام‌عیار است.
در چنین چارچوبی، حمایت آمریکا از اغتشاشات در ایران نه از سر دلسوزی برای مردم، بلکه در راستای منافع امنیتی و ژئوپلیتیکی واشنگتن و متحدانش تعریف می‌شود. وقتی اعتراض به سیاست‌های دولت آمریکا در داخل این کشور، تهدید امنیت ملی تلقی می‌شود، اما تخریب زیرساخت‌ها، حمله به نیروهای انتظامی و اقدامات مسلحانه در ایران، «جنبش آزادی‌خواهانه» نام می‌گیرد، دیگر نمی‌توان از معیارهای ثابت حقوق بشری سخن گفت.تجربه‌های تاریخی نیز این تناقض را تأیید می‌کند. از جنبش «وال‌استریت را اشغال کنید» گرفته تا اعتراضات ضدنژادپرستی، واکنش دولت آمریکا همواره امنیتی بوده است. بازداشت هزاران معترض، استفاده گسترده از خشونت پلیس و محدودسازی رسانه‌ها، نشان می‌دهد که تحمل واشنگتن در برابر اعتراض، به‌شدت محدود و مشروط است. در مقابل، هر جا که اعتراض بتواند منافع آمریکا را تأمین کند، ناگهان به «صدای مردم» تبدیل می‌شود.
این استاندارد دوگانه، صرفاً به ترامپ محدود نمی‌شود. دولت‌های دموکرات نیز در بزنگاه‌های مشابه، همین مسیر را پیموده‌اند. تفاوت فقط در ادبیات است، نه در ماهیت. حقوق بشر، در نگاه آمریکایی، ابزاری برای فشار سیاسی است، نه یک اصل جهان‌شمول. به همین دلیل است که برخورد خشن پلیس آمریکا با معترضان داخلی، هرگز به صدور قطعنامه حقوق بشری علیه واشنگتن منجر نمی‌شود، اما کوچک‌ترین ناآرامی در ایران، بلافاصله در دستور کار شورای حقوق بشر قرار می‌گیرد.از منظر حقوق بین‌الملل نیز، هیچ کشوری موظف نیست در برابر اقدامات مسلحانه، خرابکاری سازمان‌یافته و دخالت خارجی، دست‌بسته بماند. همان‌طور که آمریکا برای حفظ امنیت داخلی خود، از ابزارهای سخت استفاده می‌کند، ایران نیز حق دارد با تهدیدات امنیتی مقابله کند. تفاوت در اینجاست که آمریکا، اقدام مشابه خود را «حفظ نظم» می‌نامد و اقدام ایران را «سرکوب.»
رفتار دوگانه آمریکا در قبال اعتراضات، بیش از هر چیز، بحران مشروعیت ادعاهای حقوق بشری این کشور را عیان می‌کند. وقتی معیارها تغییرپذیر و وابسته به منافع سیاسی باشد، دیگر نمی‌توان از اخلاق، آزادی و دموکراسی سخن گفت. آنچه باقی می‌ماند، سیاست قدرت است؛ سیاستی که در آن، اغتشاش در آمریکا جرم است و در ایران، فضیلت.در نهایت، افکار عمومی جهان، بیش از گذشته نسبت به این تناقض‌ها آگاه شده‌اند. عصر انحصار روایت‌ها به پایان رسیده و اسناد، اعترافات و تجربه‌های عینی، تصویر واقعی‌تری از «حقوق بشر آمریکایی» ارائه می‌دهد. تصویری که نشان می‌دهد پشت شعارهای پرزرق‌وبرق، همان منطق قدیمی زور و مداخله پنهان شده است؛ منطقی که نه به آزادی می‌اندیشد و نه به مردم، بلکه فقط به منافع خود وفادار است.با دنبال کردن صفحه فارس پلاس، از به‌روزترین تحلیل‌ها در حوزه سیاست داخلی و خارجی باخبر شوید.
20:51 - 13 دی 1404
نظرات کاربران
ارسال به صورت ناشناس
اخبار داغ