خبرگزاری مهر، گروه استانها: در روزهای اخیر، همزمان با طرح مطالبات معیشتی از سوی اقشار مختلف جامعه، فضای رسانهای بار دیگر شاهد موجی از موضعگیریها و اظهارات مداخلهجویانه از سوی مقامات آمریکایی بوده است.
اظهاراتی که در ظاهر با ادعای حمایت از مردم ایران مطرح میشود، اما در بطن خود پرسشهای جدی درباره اهداف، انگیزهها و پیامدهای آن بههمراه دارد. تجربههای پیشین نیز نشان داده است که دشمنان جمهوری اسلامی همواره تلاش کردهاند از شکافهای اقتصادی و اجتماعی بهعنوان بستری برای پیشبرد پروژههای بیثباتسازی استفاده کنند.
در همین چارچوب، گفتوگوی پیشرو با سیدجواد هاشمی فشارکی، دکتری مدیریت راهبردی، مدرس دانشگاه و صاحب دهها مقاله علمی ارائهشده در همایشهای ملی و بینالمللی با نگاهی تحلیلی و پرسشمحور، به بررسی پیوند میان مشکلات معیشتی، سناریوهای آشوب، نقش آمریکا در تحولات داخلی ایران و ضرورت تفکیک اعتراض قانونی از اغتشاش میپردازد.
* این روزها فشارهای اقتصادی و گلایههای معیشتی مردم به موضوعی جدی تبدیل شده است. تحلیل شما از شرایط فعلی چیست؟
واقعیت این است که بخشی از جامعه با مشکلات واقعی در حوزه گرانی، تورم و معیشت روبهروست و این مسئله قابل انکار نیست.
مردم شریف ایران در زندگی روزمره خود با دشواریهایی مواجهاند و طبیعی است که انتظار داشته باشند دولت با تمام توان برای کاهش این فشارها وارد میدان شود، همزمان، همراهی، صبوری و درک متقابل مردم نیز نقش تعیینکنندهای در عبور از این مقطع حساس دارد.
* این نارضایتیهای اقتصادی چگونه به یک مسئله امنیتی یا سیاسی پیوند میخورد؟
مشکل دقیقاً از همین نقطه آغاز میشود. تجربههای گذشته نشان داده که دشمنان کشور، بهویژه آمریکا، همواره تلاش کردهاند از بستر نارضایتیهای اجتماعی سوءاستفاده کنند.
مشکلات اقتصادی برای آنها حکم «آتش زیر خاکستر» را دارد؛ بستری آماده که با اندکی فضاسازی رسانهای و عملیات روانی میتوان آن را به آشوب تبدیل کرد، آنچه در سالهای ۹۶، ۹۸ و ۱۴۰۱ شاهد بودیم، نسخههایی بهروزشده از همین سناریو است.
* شما به نقش آمریکا اشاره میکنید؛ چرا این کشور تا این اندازه در تحولات داخلی ایران فعال شده است؟
پس از ناکامی دشمنان در تقابلهای سخت، از جمله جنگ ترکیبی و فشارهای همهجانبهای که با هدف فروپاشی یا تجزیه ایران طراحی شده بود، حالا آنها به سراغ روشهای نرمتر اما پیچیدهتر رفتهاند. آمریکا و متحدانش بهخوبی میدانند که تقابل مستقیم نتیجهای برایشان ندارد، بنابراین تلاش میکنند نارضایتیهای اقتصادی را به اعتراضات خشونتآمیز و آشوب تبدیل کنند.
* در این میان، اظهارات اخیر ترامپ درباره «دفاع از معترضان ایرانی» چگونه ارزیابی میشود؟
این بخش ماجرا شاید از همه متناقضتر و البته عبرتآموزتر باشد، فردی که سابقه صدور دستور حمله نظامی به کشورهای مختلف را دارد، قاتل شهید حاج قاسم سلیمانی است و حتی به مراکز هستهای ایران تجاوز کرده، ناگهان ژست «حامی مردم ایران» میگیرد، این ادعا نهتنها باورپذیر نیست، بلکه توهینی به شعور افکار عمومی است.
* پس انگیزه واقعی این «دلسوزی» چیست؟
نگرانی آمریکا نه برای مردم ایران، بلکه برای حفظ ابزارهای فشار خود است، اغتشاشگران و عناصر آشوبطلب، در نگاه آنها سربازانی ارزانقیمتاند؛ مهرههایی که تا زمانی ارزش دارند که بتوان از آنها استفاده کرد.
تاریخ نشان داده آمریکا حتی به وفادارترین متحدانش هم رحم نمیکند؛ از شاه سابق ایران گرفته تا نمونههایی در منطقه و جهان. اینها پس از پایان مصرف، کنار گذاشته میشوند.
* برخی میگویند اگر آمریکا واقعاً نگران مردم ایران است، چرا تحریمها ادامه دارد؟
دقیقاً همینجا تناقض اصلی آشکار میشود. اگر ادعای آنها انسانی بود، چرا دارو، تجهیزات پزشکی و اقلام اساسی را تحریم میکنند؟
چرا سیاست «فشار حداکثری» را با افتخار اعلام و اجرا میکنند؟
این رفتارها نشان میدهد که معیارهای اخلاقی و انسانی در سیاستهای آمریکا جایگاهی ندارد و تمام این حرفها صرفاً ابزار فریب افکار عمومی است.
* تفاوت اعتراض مدنی با آشوب از نگاه شما چیست؟
اعتراض قانونی، مدنی و مسالمتآمیز یک حق طبیعی و قانونی است و باید شنیده شود، اما تخریب اموال عمومی، حمله به مراکز حساس و ناامنسازی کشور، هیچ نسبتی با اعتراض ندارد.
مرز این دو کاملاً روشن است و مردم باید هوشیار باشند تا مطالبات بهحقشان تبدیل به ابزار دست دشمن نشود.
* نقش دولت و مردم در عبور از این شرایط چیست؟
دولت موظف است با جدیت بیشتری برای حل مشکلات اقتصادی اقدام کند و مردم نیز با صبوری و هوشیاری، اجازه ندهند اعتراضات مشروع به اغتشاش کشیده شود.
پیگیری مطالبات از مسیرهای قانونی، نهادهای نظارتی و بازرسی، بهترین راه برای اصلاح امور است.
* ارزیابی شما از وضعیت کنونی آمریکا در عرصه جهانی چیست؟
آمریکا امروز با بحرانهای عمیق اقتصادی، اجتماعی و سیاسی دستوپنجه نرم میکند. پایگاه اجتماعیاش در جهان تضعیف شده و اعتماد عمومی به آن از بین رفته است. این سر و صداها و مداخلات، بیش از آنکه نشانه قدرت باشد، علامت افول و آشفتگی درونی است.
* در صورت هرگونه تجاوز یا ماجراجویی نظامی، پاسخ ایران چگونه خواهد بود؟
ملت ایران و نیروهای مسلح مقتدر کشور، در دفاع از امنیت و تمامیت ارضی خود تردید نخواهند کرد. هرگونه تعرض، با پاسخ قاطع و بازدارنده مواجه میشود؛ تجربهای که دشمنان بارها آن را آزمودهاند.









