روایت یک سبقت آرام در شلوغی زندگی؛ وقتی دل‌ها به قرار رجبی می‌رسند

رشت- اعتکاف، فرصتی کوتاه اما تعیین‌ کننده است؛ سه روز خلوت با خدا که برای دهه‌ هشتادی‌ ها و نودی‌ها، معنای تازه‌ای از بازگشت، آرامش و انتخاب آگاهانه می‌سازد.

این خبر حاوی محتوای صوتی یا تصویری است. برای جزییات بیشتر به منبع خبر مراجعه کنید
خلاصه خبر

خبرگزاری مهر، گروه استان‌ها - کوثر اشرافی: فرصت‌ها چون ابر در گذرند؛ شنیدن این جمله از زبان امیرالمؤمنین علی (ع) خودش غنیمتی است که آدم را وادار می‌کند مکث کند، بایستد و دوباره به مسیر نگاه کند. به اینکه چقدر از لحظه‌ها بی‌صدا عبور می‌کنند و ما، در شتاب زندگی، تنها تماشاگر رفتنشان هستیم. شاید همین یادآوری است که انسان را نجات می‌دهد؛ اینکه هنوز می‌شود از قافله جا نماند، هنوز می‌شود به اندازه یک تصمیم، یک لحظه، یا حتی یک بازگشت، مسیر را عوض کرد.

اما این قافله عجیب سریع حرکت می‌کند و انسانِ غافل اگر حواسش نباشد، عقب می‌ماند. گاهی برای رسیدن باید «سبقت مجاز» گرفت؛ سبقتی نه از جنس شتاب دنیایی، بلکه از جنس جرئت دل. سبقتی که می‌تواند یک انتخاب باشد، یک «بله» گفتن به دعوتی معنوی، یا حتی یک بازگشت ساده به خدا.

بازگشت به خدا در هیاهوی دنیا

در هیاهوی این دنیا که همه ما به نوعی درگیر کار، درس، خانواده و زندگی هستیم، گاهی لازم است همه چیز را متوقف کنیم. حتی برای لحظه‌ای کوتاه. صدایش کنیم، کمک بخواهیم و امیدوار باشیم این پژواک، ما را به او نزدیک‌تر کند. اعتکاف، شاید یکی از همین توقف‌های نجات‌بخش است؛ فرصتی برای قطع اتصال‌ها، برای رها شدن از زنجیرهای نامرئی که دست و پایمان را بسته‌اند.

برای بازگشت، همگی با هم به «حالت پرواز» می‌رویم؛ جایی که تلفن‌ها خاموش می‌شوند، زمان کندتر می‌گذرد و دل‌ها آماده شنیدن می‌شوند. بازگشتی ساده، اما عمیق.

منِ اعتکاف اولی در میانه جمع

حالا با همین اراده سست و تن خسته از زمانه، درست وسط این جمع ایستاده‌ام؛ جمعی که آمده‌اند تا حتی کم هم که شده، از این سفره پربرکت دانه‌ای بردارند و توشه‌ای برای ادامه راه جمع کنند.

حال و هوایی عجیب است؛ به ویژه برای کسی که اعتکاف اولی است و نمی‌داند چه لحظه‌هایی در انتظارش نشسته‌اند اما باید نوشت. باید گفت تا بماند. تا بدانید این حوالی چه خبر است.

شب سیزدهم رجب؛ قرار دخترانه با آسمان

شب سیزدهم ماه رجب ۱۴۴۷ است. از بلندگو نوای «علی علی» پخش می‌شود و مسجد پر است از جنب و جوشی دلنشین. هرکس با چمدانی کوچک یا کوله‌ای بر دوش آمده؛ جمع، جمعی دخترانه و پرشور است. دهه هشتادی‌ها و نودی هایی که سر قرار همیشگی‌شان حاضر شده‌اند؛ قراری سه‌روزه با خدا.

سه روز شاید در تقویم زمان کوتاهی باشد، اما همین سه روز فرصتی است که به قول مولایمان، اگر آن را دریابیم، می‌تواند مسیر یک عمر را عوض کند. فرصتی که اگر از دست برود، شاید حسرتش تا همیشه بماند.

طلوع روز اول با نور و نوا

آفتاب از پنجره‌های مشبک و رنگارنگ مسجد به داخل می‌تابد و با نوازشی آرام، صورت‌های خواب‌آلود را بیدار می‌کند. روز اول اعتکاف آغاز شده است. بیدارباش عمومی است؛ همه باید سر کلاس قرآن و احکام حاضر شوند. مربی بچه‌ها را یکی‌یکی صدا می‌زند و حلقه کامل می‌شود.

بعد نوبت مولودی‌خوانی است؛ نوای «یا حیدر» فضا را پر می‌کند و خانمی پشت میکروفن با لبخند می‌گوید: «بچه‌ها همتون حفظید»، و جمع با اشتیاق همخوانی می‌کند.

روایت دهه‌نودی ها از خلوت با خدا

پای صحبت چند نفر می‌نشینم. نرگس، پایه دهم رشته انسانی، سه سال است در اعتکاف شرکت می‌کند. می‌گوید: «اینجا نگرانی‌هام از بین می‌ره. انگار از دنیای بیرون جدا می‌شم و توی این سه روز با خدا خلوت می‌کنم.» از دوستی‌هایی می‌گوید که در همین فضا شکل گرفته و از سختی دل کندن بعد از پایان اعتکاف.

مهدیه، کلاس ششمی و اعتکاف‌دومی است. می‌گوید بهترین روزهای عمرش را اینجا گذرانده. آشنایی‌اش با اعتکاف از شنیدن خاطرات دوستش شروع شده و حالا می‌گوید: اینجا با خدا رفیق‌ترم. خستگی‌هایم از بین می‌رود، فقط موقع خداحافظی دلم می‌گیرد.

فاطمه هم کلاس ششم است و سه سال سابقه اعتکاف دارد. از تحقیق و اولین تجربه‌اش در کلاس سوم می‌گوید و اینکه چطور با هم‌کلاسی هایش تصمیم گرفته در این مسیر بماند. اینجا آدم به خدا و اهل‌بیت (ع) نزدیک‌تر می‌شه. خیلی خوش می‌گذره، طوری که دلت نمی‌خواد تموم بشه.

سه روزی که به اندازه یک عمر اثر دارد

امروز، شنیدن این روایت‌ها از زبان دهه هشتادی‌ها و نودی‌ها، حال و هوای خاصی دارد. سه روزی که شاید کوتاه باشد، اما می‌تواند به اندازه یک عمر بر تفکر و سبک زندگی آدم‌ها اثر بگذارد. اعتکاف، همین‌طور ساده و بی‌ادعا، سیره‌ای دینی را نسل‌به‌نسل منتقل می‌کند؛ با زبانی شیرین، کودکانه و صادقانه و شاید همین، بزرگ‌ترین معجزه این سه روز باشد.

کد خبر 6711628
نظرات کاربران
ارسال به صورت ناشناس
اخبار داغ