میزگرد| دانشگاه خط مقدم مبارزه با نظام سلطه
فعالان پیشین جنبش دانشجویی در میزگردی در خبرگزاری فارس با اشاره به دور شدن جریان دانشجویی از مسائل کلیدی، تأکید کردند: دانشگاه زمانی مؤثر است که با اراده و شجاعت، علیه سلطه اقتصادی و سیاسی عمل کند و نه صرفاً به نقد منفعلانه بسنده نماید.
خلاصه خبر
گروه سیاسی خبرگزاری فارس: در سالهای اخیر، بحث درباره رکود، تغییر ماهیت و کاهش اثرگذاری جنبش دانشجویی به یکی از دغدغههای جدی فعالان سیاسی و دانشگاهی تبدیل شده است. پرسش اصلی این است که چرا جریانی که زمانی پیشبرنده، مطالبهگر و مسئلهمحور بود، امروز کمتر در متن تحولات اساسی کشور دیده میشود. بررسی این وضعیت، نیازمند شنیدن روایت و تحلیل کسانی است که هم تجربه زیسته دانشجویی داشتهاند و هم تحولات ساختار قدرت و حکمرانی را از نزدیک لمس کردهاند.
در همین چارچوب، جمعی از فعالان ادوار جنبش دانشجویی از جمله نادری، علی بیانی، محمدحسین قائدشرف و محمدامین سلیمی با حضور در برنامه «صدای دانشجو» خبرگزاری فارس، در میزگردی به واکاوی دلایل افول کنشگری دانشجویی، نسبت آن با ساختارهای اجرایی و حکمرانی، و چالشهای پیشروی این جریان پرداختند؛ گفتوگویی صریح که تلاش دارد تصویری واقعبینانه از گذشته، حال و آینده جنبش دانشجویی ارائه دهد.
نادری: جنبش دانشجویی امروز از مسائل اولویتدار کشور فاصله گرفته استنادری، از فعالان جنبش عدالتخواه، در میزگردی که در خبرگزاری فارس برگزار شد، با اشاره به وضعیت فعلی جنبش دانشجویی، آن را در مقایسه با دهههای گذشته کمرمقتر و کماثرتر در مواجهه با مسائل اساسی کشور توصیف کرد.وی با بیان اینکه «به نظر میرسد جنبش دانشجویی امروز درگیر مسائل بنیادین کشور نیست»، افزود: در حال حاضر کشور با معضلات متعددی در حوزههای مختلف از جمله انرژی، امنیت غذایی، فرهنگ و مدیریت منابع مواجه است، اما نشانههای پررنگی از ورود جدی جنبش دانشجویی به این مسائل دیده نمیشود.نادری با مقایسه وضعیت فعلی با دهه ۹۰ گفت: اگر فضای کنشگری امروز را با دستورکارها و موضوعاتی که در دهه ۹۰ توسط تشکلهای دانشجویی پیگیری میشد مقایسه کنیم، تفاوت محسوسی مشاهده میشود. در آن سالها، جنبش دانشجویی نسبت به اولویتهای کشور حساس بود و در موضوعاتی چون قراردادهای نفتی (IPC)، مسائل مربوط به قوه قضائیه، پدیده کارتنخوابی و عدالت آموزشی ورود جدی داشت.
وی با اشاره به اینکه برخی کاهش فعالیت جنبش دانشجویی را به پیامدهای دوران کرونا نسبت میدهند، تصریح کرد: هرچند کرونا بیتأثیر نبوده، اما نمیتوان همه این عقبماندگیها را به آن نسبت داد. واقعیت این است که در بسیاری از مسائل مبتلابه کشور، نقش جنبش دانشجویی امروز کمرنگ شده است.این فعال دانشجویی یکی از نشانههای این وضعیت را کاهش فشار و مطالبهگری تشکلها دانست و گفت: در گذشته بارها پیش میآمد که بابت انتشار بیانیههای دانشجویی تماس گرفته میشد و درخواست حذف یا اصلاح مطرح بود، اما امروز چنین واکنشهایی کمتر دیده میشود. این خود مؤید آن است که ورود جنبش دانشجویی به بسیاری از موضوعات اساسی دچار اختلال و ضعف شده است.نادری در ادامه با تأکید بر لزوم عبور از نقد صرف، خاطرنشان کرد: نقد درست و اصولی آن است که در کنار آن، راهکار عملیاتی نیز ارائه شود. صرف نقد کردن، بدون پیشنهاد مشخص، نه اثربخش است و نه منطبق با منطق مطالبهگری صحیح. حتی در سلسلهمراتب امر به معروف و نهی از منکر نیز این اصل مورد توجه قرار گرفته است.وی با اشاره به تجربه فعالیت در تشکلهای دانشجویی و همچنین حضور در حوزه اجرایی، پیشنهاد داد: جنبش دانشجویی میتواند با تشکیل کارگروههای تخصصی در حوزههای مختلف کشور، از انرژی و آب گرفته تا کشاورزی و فرهنگ، به صورت مسئلهمحور وارد عمل شود. این کارگروهها باید اولویتبندی داشته باشند، از تجارب گذشته استفاده کنند و با اندیشکدهها و نخبگان دلسوز ارتباط بگیرند.
نادری ادامه داد: دانشگاه میتواند به کانون اندیشهورزی، آگاهیبخشی و جریانسازی تبدیل شود؛ حلقهای واسط که راهکارهای کارشناسی را از دل فضای دانشجویی استخراج کرده و به جامعه و نهادهای متولی منتقل کند. امروز خلأ این نقش در فضای دانشجویی کاملاً محسوس است.وی در پایان با یادآوری تجربه تعامل مستقیم تشکلهای دانشجویی با مسئولان عالیرتبه کشور گفت: در گذشته، نقدها همراه با بستههای پیشنهادی ارائه میشد. بهعنوان مثال، در دیدارهایی که با رئیس وقت قوه قضائیه آیتالله آملی لاریجانی داشتیم، نقدها بهصورت شفاف، هم مکتوب و هم حضوری مطرح میشد و جلسات پیگیری نیز وجود داشت. شاید همه این مطالبات به نتیجه نرسید، اما گفتوگو مبتنی بر راهکار بود و به صدور یک بیانیه صرف ختم نمیشد.
بیانی: کنشگری فردی جای اقدام جمعی را گرفته استعلی بیانی، از فعالان ادوار تحکیم وحدت، در میزگرد بررسی وضعیت جنبش دانشجویی که در خبرگزاری فارس برگزار شد، با اشاره به فضای کمتحرک دانشگاهها گفت: آنچه امروز درباره رکود جنبش دانشجویی مطرح میشود، شاید در هر دورهای از سوی نسل قبل به نسل بعد نیز گفته شده باشد، اما واقعیت این است که اکنون فضای دانشگاه و جامعه با نوعی سکون مواجه شده است.وی با تأکید بر اینکه کرونا تنها بخشی از این وضعیت را توضیح میدهد، افزود: اگرچه دوران آموزش غیرحضوری تأثیرگذار بود، اما امروز عملاً از آن عبور کردهایم و نمیتوان رکود فعلی را به کرونا نسبت داد. بهنظر من، ظهور و گسترش رسانههای اجتماعی جدید یکی از عوامل مهم این تغییر است.
بیانی ادامه داد: در گذشته، اگر تشکلهای دانشجویی قصد واکنش به یک مسئله را داشتند، ناگزیر به کنش جمعی بودند؛ نیاز به سازماندهی، صدور بیانیه و اقدام گروهی وجود داشت. اما امروز بسیاری از دانشجویان با داشتن یک صفحه اینستاگرام یا حساب توییتر، احساس میکنند با انتشار یک موضعگیری فردی، وظیفه خود را انجام دادهاند.وی با اشاره به واکنشهای اخیر دانشجویان نسبت به نوسانات قیمت ارز گفت: در روزهای گذشته تقریباً همه فعالان دانشجویی نسبت به قیمت دلار واکنش نشان دادند، اما این واکنشها عمدتاً فردی بود. همین امر باعث میشود آن «کنش جمعی» که انتظار میرود از جنبش دانشجویی دیده شود، در فضای عمومی و دانشگاهی نمود پیدا نکند.این فعال دانشجویی تأکید کرد: انتظار از جنبش دانشجویی فراتر از انتشار استوری یا توییت توسط دبیر یک تشکل است. این نوع فعالیت، هرچند بیاثر نیست، اما ضریب نفوذ محدودی دارد و نمیتواند آن مطالبهگری مؤثر و جریانساز را که جامعه از جنبش دانشجویی انتظار دارد، محقق کند.
بیانی در ادامه به عامل دیگری در تضعیف نقش جنبش دانشجویی اشاره کرد و گفت: در گذشته، احزاب و گروههای سیاسی دارای شاخههای دانشجویی بودند، اما تشکلهای دانشجویی استقلال خود را حفظ میکردند و حتی خط قرمز ما این بود که اعضای تشکلها وارد فعالیت حزبی نشوند. امروز اما بهدلیل تضعیف بدنه احزاب، این گروهها تلاش بیشتری برای جذب دانشجویان دارند.وی افزود: در شرایطی که اکثریت دانشجویان تمایل چندانی به فعالیت سیاسی ندارند، همان اقلیت فعال بهراحتی جذب این جریانات میشوند؛ چه جریانات همسو با دولت و مجلس و چه غیرهمسو. نتیجه این وضعیت آن است که عدالتخواهی، آزادیخواهی و مطالبهگری مستقل دانشجویی به حاشیه میرود و جای خود را به کنشهایی مبتنی بر منافع حزبی میدهد.
بیانی با هشدار نسبت به ادامه این روند گفت: اگر این مسیر اصلاح نشود، در چند سال آینده عملاً چیزی به نام جنبش دانشجویی نخواهیم داشت؛ بلکه صرفاً با چند اسم و عنوان در فضای دانشگاه مواجه خواهیم بود، بدون آنکه خروجی و اثرگذاری واقعی وجود داشته باشد.وی با اشاره به تحولات پرشتاب یک سال اخیر کشور اظهار کرد: در این مدت، کشور با حوادث بزرگ و پیدرپی مواجه بوده است؛ از شهادت رئیسجمهور و برگزاری انتخابات زودهنگام گرفته تا تحولات امنیتی و منطقهای. اما اگر نقش و واکنش جنبش دانشجویی را در قبال این رخدادها بررسی کنیم، تقریباً با سکوت و نوعی شوکزدگی مواجه میشویم.بیانی با نگاهی انتقادی به نقش نسلهای پیشین جنبش دانشجویی گفت: شاید ما هم کمکاری کردهایم و در انتقال تجربه و کمک به تشکلهای فعلی، آنطور که باید عمل نکردهایم. در گذشته، با وقوع هر رویداد، بلافاصله ستاد تشکیل میدادیم، وظایف مشخص میشد و خروجی رسانهای داشتیم. امروز، حتی اگر چنین جلساتی برگزار شود، اثر آن در رسانهها و فضای عمومی دیده نمیشود.
قائدشرف: نسل ما برای آرمانها میجنگید؛ امروز نشانی از آن اراده دیده نمیشودمحمدحسین قائدشرف، از فعالان ادوار تحکیم وحدت، در میزگرد بررسی وضعیت جنبش دانشجویی که در خبرگزاری فارس برگزار شد، با مرور تجربه بیش از یک دهه فعالیت دانشجویی خود، از تغییر ماهوی کنشگری دانشجویان در سالهای اخیر سخن گفت و تأکید کرد: تفاوت اصلی نسل ما با نسل فعلی جنبش دانشجویی، در «جنگیدن برای یک آرمان» است.وی با اشاره به آغاز فعالیت دانشجویی خود از میانه دهه ۸۰ گفت: دوران دانشجویی من از سال ۱۳۸۵ آغاز شد و تا حدود سالهای ۹۷ و ۹۸ ادامه داشت؛ دورهای طولانی که مقاطع مختلفی از تحولات سیاسی و اجتماعی کشور را دربرمیگرفت. در دهه ۸۰، دغدغه اصلی ما عدالت بود؛ عدالت در حوزههای مختلف، از جمله مبارزه با مفاسد اقتصادی که شخصاً از همان زمان پیگیری آن را در قالب تشکل دانشجویی آغاز کردم.
قائدشرف با مرور فضای سیاسی سالهای بعد افزود: مناظرهها و انتخابات ۸۸، حوادث پس از آن و سپس ورود به دوره دولت روحانی، مقاطعی بود که جنبش دانشجویی انقلابی با این احساس مواجه شد که جریانی در حال شکلگیری است که بهصورت گامبهگام در پی تضعیف و فتح سنگرهای آرمانی انقلاب اسلامی است؛ از آغاز مذاکره مستقیم تا رسیدن به برجام. واکنش جنبش دانشجویی به این روند، در نهایت در قالب کنشهایی بروز پیدا کرد که بعدها با عنوان «دلواپسین» شناخته شد.وی در ادامه با اشاره به سالهای پایانی فعالیت دانشجویی خود گفت: در بخش پایانی این مسیر، تمرکز من بیشتر بر احیای تشکیلات و بازسازی درونی مجموعهای بود که در آن فعالیت میکردم؛ مسیری که شاید جنبهای تشکیلاتیتر و در عین حال شخصیتر داشت، اما بخشی از تجربه زیسته من در جنبش دانشجویی محسوب میشود.قائدشرف با جمعبندی این تجربه، به تفاوت بنیادین نسلها اشاره کرد و گفت: اگر بخواهم صریح بگویم، خودم را متعلق به نسلی میدانم که در جنبش دانشجویی «برای چیزی میجنگید». امروز اما وقتی به فضای فعلی نگاه میکنم، این احساس را ندارم که نسل کنونی جنبش دانشجویی برای یک آرمان مشخص در حال مبارزه است.
وی با توضیح مفهوم «جنگیدن» افزود: منظور از جنگیدن، بهکارگیری تمام توان برای تحقق یک آرمان است. این جنگیدن حاصل یک اراده بود و آن اراده، ریشه در یک فهم داشت؛ فهمی که شاید قابل نقد هم بود، اما در نهایت منجر به شکلگیری اراده و ورود به میدان کنشگری میشد. به نظر من، خلأ اصلی امروز جنبش دانشجویی، فقدان همین فهم و اراده است.این فعال دانشجویی با مقایسه مواجهه نسلها گفت: در گذشته، نقد نسل قبل به ما این بود که «ضعیفتر» از آنها میجنگیم؛ اما امروز مسئله عوض شده است. امروز پرسش ما از نسل فعلی این نیست که چرا ضعیف میجنگید، بلکه این است که چرا اصلاً نمیجنگید؟ چرا آرمانی را سر دست نمیگیرید؟ چرا مسئلهای وجود ندارد که شما را به درد بیاورد و آن درد، به کنش و اثرگذاری منجر شود؟قائدشرف با اشاره به تحلیلهای رایج درباره علل این وضعیت گفت: برخی کرونا، تفاوتهای نسلی، رسانههای جدید و افزایش فردگرایی را عامل این تغییر میدانند. این عوامل شاید نقش تسهیلکننده یا کاتالیزور داشته باشند، اما بهنظر من، اصل مسئله را توضیح نمیدهند. برای فهم دقیق وضعیت فعلی جنبش دانشجویی، باید به سراغ ریشههایی رفت که هم در درون این نسل وجود دارد و هم در بیرون از آن. ریشههای رکود کنونی به عواملی فراتر از درون دانشگاه میباشد. بخشی از مسئله، بیرون از فضای فعلی جنبش دانشجویی شکل گرفته است.
وی با استفاده از تعبیری صریح تأکید کرد: یکی از عوامل اثرگذار، پدیدهای است که از آن با عنوان «درس عبرت شدن» برخی از نسلهای پیشین جنبش دانشجویی یاد میکنم. وقتی بخشی از نسلهای قدیمیتر بهعنوان تجربههای عبرتآموز معرفی میشوند، در عمل یک آموزش غیرمستقیم به نسل بعد منتقل میشود؛ اینکه اگر مثل نسل قبل رفتار کنید، ممکن است به همان سرنوشت دچار شوید.قائدشرف افزود: این پیامهای غیرمستقیم، در کنار تجربه هزینهدار شدن آرمانگرایی و همچنین برخی نقصهای کارکردی در ساختارهای کشور، بهمرور باعث شده شجاعت نسلهای جدید در دفاع از آرمانها کاهش پیدا کند. اینها عواملی است که بیرون از خود جنبش دانشجویی شکل گرفته، اما اثر مستقیم بر رفتار و کنش نسل فعلی گذاشته است.وی در ادامه با تأکید بر لزوم نگاه درونزا به مسئله تصریح کرد: در کنار عوامل بیرونی، باید به درون جنبش دانشجویی هم بازگشت. بر اساس سنتهای الهی، هر نسل با مختصات خاص خود، در زمان و مکان خودش، با امتحان و فتنه مواجه میشود و باید از این مسیر عبور کند و کارنامه خود را ارائه دهد.این فعال دانشجویی ادامه داد: جنبش دانشجویی امروز باید از خود بپرسد که در «سبد امتحانی» که اکنون در برابر آن قرار دارد، چگونه عمل میکند. بهنظر من، عملکرد فعلی ضعیفتر از آن چیزی است که باید باشد. امروز بسیاری از تشکلهای دانشجویی صرفاً از اینکه هنوز وجود دارند، احساس رضایت میکنند و حتی نسبت به بیواکنشی جامعه و نهادها در قبال کنشهایشان نیز حساسیتی نشان نمیدهند.
۱۸ MB
قائدشرف با انتقاد از محافظهکاری رایج در مواضع دانشجویی گفت: وقتی موضعگیریها و مصاحبههای فعالان دانشجویی امروز را میخوانیم، سطحی از محافظهکاری و ملاحظهگری دیده میشود که اساساً وظیفه جنبش دانشجویی نیست. در بسیاری موارد، تفاوت معناداری میان ادبیات دانشجویان و ادبیات مسئولان اجرایی یا سیاسی با فاصله سنی و جایگاهی کاملاً متفاوت مشاهده نمیشود.وی با ارائه راهکار تصریح کرد: جنبش دانشجویی نیازمند یک بازگشت جدی به مبانی خود است؛ بازگشتی به مبانی انقلاب اسلامی و ارزشهایی که جمهوری اسلامی برای تحقق آنها شکل گرفت. در این بازنگری، من روی یک مؤلفه دست میگذارم: شجاعت.قائدشرف تأکید کرد: شجاعتی که از اتصال به مبانی اسلامی نشأت بگیرد، قدرت تغییر ایجاد میکند. وقتی جنبش دانشجویی به این مبانی متصل شود، شجاعتی در آن ظهور میکند که میتواند جریانساز باشد. این همان شجاعتی است که در سیره امام خمینی(ره) بهروشنی دیده میشد و بزرگان اخلاق و دین نیز همواره بر آن تأکید کردهاند. شجاعتی به معنای ایمان خالص به خدا.
سلیمی: افول ایده در حکمرانی، تشکلها را به انفعال کشانده استمحمدامین سلیمی، از فعالان ادوار بسیج دانشجویی، در این میزگرد ضمن اشاره به وضعیت جنبش دانشجویی با تفکیک عوامل درونی و بیرونی رکود فعلی، گفت: برای وضعیت امروز جنبش دانشجویی میتوان دو مقصر در نظر گرفت؛ یکی درون خود دانشجو و تشکلهای دانشجویی و دیگری عوامل بیرونی. درباره ضعفهای درونی زیاد صحبت شده، بنابراین ترجیح میدهم بیشتر به مقصر بیرونی بپردازم.وی با طرح این پرسش که «فضای فعلی سیاسی کشور چگونه شکل گرفت؟» افزود: بهنظر من، از مقطعی به بعد در بدنه سیاسی کشور ـ چه در میان نخبگان، چه مسئولان و چه احزاب ـ این احساس بهوجود آمد که کشور دیگر ایده جدیدی برای اداره ندارد. ایدهسازی در حکمرانی متوقف شد.
سلیمی ادامه داد: در مقاطعی، کشور با ایدههایی اداره میشد؛ از مذاکره با آمریکا گرفته تا نسخههای مختلف اقتصادی مثل اقتصاد آزاد یا اقتصاد مقاومتی. موافقان و مخالفان این ایدهها حول آنها کنش میکردند، اما از جایی به بعد، فضای کشور از راهبرد و ایده تهی شد و امر جدیدی در حکمرانی مشاهده نمیکنیم. این افول، قبل از هر چیز، در عرصه سیاسی خودش را نشان داد و طبیعی است که تشکلهای دانشجویی هم از آن تأثیر بگیرند.این فعال دانشجویی با اشاره به تجربه شخصی خود گفت: ما قبلاً در تشکلها بهدنبال ایده بودیم؛ فکر میکردیم در خصوصیسازی، فرهنگ، سیاست خارجی یا برجام چه باید کرد و برای آن نقشه میکشیدیم. اما امروز، صاحبان آن ایدهها یا به مسند اجرا رسیدهاند و نتیجه کارشان مشخص شده یا خودشان به تعبیری تبدیل به «درس عبرت» شدهاند. وقتی پایان یک مسیر روشن است، دیگر کسی دعوت به تکرار آن نمیشود.سلیمی افزود: وقتی امر سیاسی در کشور دچار ابتذال و افول میشود، جامعه سیاسی و حتی جامعه عمومی بیحوصله و منفعل میشوند. احزاب کنش جدی ندارند، مردم نسبت به سیاست و حکمرانی بیتفاوت شدهاند و بیشتر نقش تماشاگر را ایفا میکنند. طبیعی است که تشکل دانشجویی هم در چنین فضایی دچار انفعال شود. من نمیگویم این وضعیت قابل توجیه است، اما قابل درک است.
وی با تأکید بر اینکه راه برونرفت در دل همین تحلیل نهفته است، گفت: ایده جدید، امکان کنش جدید ایجاد میکند. هنوز هم در میان دانشجویان اقلیتی وجود دارند که با تمام وجود میخواهند کار کنند، دیوانهوار دنبال کنشاند، اما واقعاً نمیدانند چه باید بکنند. من در جلسات مختلف این را میبینم؛ وقتی راهکار ارائه میدهیم، دانشجو باهوش است و سریع متوجه میشود، اما بلافاصله میپرسد: «این راه را شما رفتید، آخرش چه شد؟»سلیمی ادامه داد: اینجاست که الگوها به «درس عبرت» تبدیل میشوند. سیستم با رفتار خودش تربیت میکند؛ مشخص میکند چه کسی تشویق میشود، چه کسی حذف میشود، چه کسی پشیمان میشود و چه کسی مسیرش را عوض میکند. این پیامها در نهایت به رخوتی که امروز در آن قرار داریم، دامن میزند.وی در بخش دیگری از سخنانش به موج مطالبهگری نیمه دوم دهه ۹۰ اشاره کرد و گفت: از اواسط دهه ۹۰، یک موج جدی مطالبهگری شکل گرفت. بعد از تجربههای ۸۸، ۹۲، تمرکز بر سیاست خارجی و برجام، و شکست گفتمانی در انتخابات ۹۶، بخشی از جریان دانشجویی احساس کرد از مردم فاصله گرفته و برای توسعه مخاطب، دامنه نقد خود را از دولت و سیاست خارجی به کل جمهوری اسلامی گسترش داد.
سلیمی افزود: این توسعه کنشگری، موجی در کشور ایجاد کرد که مجلس، قوه قضائیه، دولت و حتی نهادهای مختلف را دربر گرفت. این موج اشکال مختلفی داشت؛ از افشاگری و مسئلهمحوری تا کنش ژورنالیستی. اما این مسیر با دو پیامد همراه شد: از یکسو، بخشی از بدنه فعال دچار ناامیدی و فرسودگی شد و این حس را به نسل بعد منتقل کرد؛ از سوی دیگر، برخی نهادها اساساً مایل به استمرار چنین کنشهایی نبودند.وی با نقد اشتباهات آن دوره گفت: یکی از خطاهای ما در آن مقطع، نگاه اهرمی و مکانیکی به اداره کشور بود؛ تصور میکردیم با یک فرمول ساده میتوان ساختار پیچیده حکمرانی را اصلاح کرد. این نگاه فرمولی، در عمل به بنبست رسید و آثارش امروز در وضعیت جنبش دانشجویی قابل مشاهده است.
سلیمی: نگاه مکانیکی به حل مسائل، جنبش دانشجویی را بین انفعال و رادیکالیسم معلق کردسلیمی، از فعالان ادوار بسیج دانشجویی، در ادامه سخنان خود در میزگرد بررسی وضعیت جنبش دانشجویی، با نقد نگاه فرمولی به کنشگری گفت: یکی از اشتباهات جدی ما در دورهای از مطالبهگری این بود که مسائل پیچیده حکمرانی را بهصورت مکانیکی و سادهانگارانه تحلیل میکردیم؛ گویی هر مسئلهای با یک فرمول مشخص حل میشود.وی با ذکر مثالهایی افزود: تصور میکردیم اگر مالیات بر خانههای خالی تصویب شود، مسئله بازار اجاره حل میشود؛ یا اگر اعتراض کارگری شکل بگیرد و خصوصیسازی به مجلس برود، با یک اصلاح قانونی همهچیز درست خواهد شد. این نگاه فرمولی باعث شد انتظار ما از کنشگری این باشد که با یک اقدام رسانهای یا مطالبهگری کوتاهمدت، مسئله برای همیشه حل شود.
سلیمی ادامه داد: در حالی که حکمرانی یک بستر سیال است؛ اصلاحات نیازمند مراقبت مستمر است و نهادهای مختلف باید درگیر حل مسئله شوند. این نگاه مکانیکی، شبیه همان خطایی است که در تاریخ مشروطه هم رخ داد؛ جایی که تصور شد با محدود کردن اختیارات شاه و تشکیل مجلس، مسئله حل میشود، بدون توجه به مداخلات بیرونی و پیچیدگیهای قدرت.وی تأکید کرد: نتیجه این نگاه، ناامیدی بود. ما کنش کردیم، هزینه دادیم، حتی پای دادگاه رفتیم، اما مسئله آنطور که تصور میکردیم حل نشد. این تجربه، برای بدنه بعدی تبدیل به یک پیام شد؛ «این مسیر را نروید؛ فایده ندارد.» همینجا بود که انفعال شکل گرفت.این فعال دانشجویی افزود: خروجی این فضا، یک دوگانه خطرناک بود؛ یا انفعال و کنار کشیدن، یا رادیکالیسم و نفی کامل سیستم. شکلگیری یک جریان میانیِ عقلانی، در این شرایط بسیار دشوار شد؛ بهویژه وقتی این پیچیدگیها در برابر یک دانشجوی ۱۸ یا ۲۰ ساله قرار میگیرد.سلیمی با تأکید بر اینکه قصد تبرئه دانشجویان را ندارد، گفت: این عوامل بیرونی همهچیز را توضیح نمیدهد. بخشی از مشکل به ضعف اراده و رضایت به حداقلها در خود بدنه دانشجویی بازمیگردد. جنبش دانشجویی اگر به این نقطه برسد که «همین که هستیم کافی است»، دچار بحران هویت شده است.
۱۵ MB
وی با اشاره به کارکرد تاریخی جنبش دانشجویی افزود: وظیفه جنبش دانشجویی بنبستشکنی است. اگر مسیرها هموار بود، اساساً نیازی به تشکل دانشجویی نبود. جنبش دانشجویی باید آنجا وارد شود که مسیر بسته شده و نیاز به چالشسازی و راهگشایی وجود دارد.سلیمی در ادامه، هویت مطلوب تشکل دانشجویی را «واسطهگری و وکالت از مردم» دانست و گفت: مسائل کشور در یک مثلث حل میشود؛ یک ضلع مردم، یک ضلع حاکمیت و ضلع سوم نخبگان و بخشهای اجتماعی. تشکل دانشجویی نه مجری است و نه صاحب اختیار؛ نقش آن وکالت از مردم، تسهیلگری و ایجاد نسبت میان مردم و حاکمیت است.وی با اشاره به تجربه هفتتپه تصریح کرد: ما نمیتوانستیم مسئله را خودمان حل کنیم؛ نهایتاً این قوه قضاییه بود که با یک امضا گره را باز کرد. نقش ما این بود که صدای کارگران باشیم، مسئله را زنده نگه داریم و حاکمیت را پای میز حل مسئله بیاوریم. اگر حاکمیت سهم خود را ایفا نکند، هیچ بازیگری قادر به جبران آن نیست.
سلیمی تأکید کرد: عدالت زمانی محقق میشود که پیشرفت مردمپایه شکل بگیرد و این پیشرفت، حاصل قرار گرفتن هر بازیگر در جایگاه درست خود است. تشکل دانشجویی باید از مطالبههای صرفاً مصداقی عبور کند و به سمت خلق سازوکارهای مردمسالارانه حرکت کند.وی گفت: پیگیری مصادیق فساد لازم است و من همچنان از آن دفاع میکنم، اما تشکل عمر محدودی دارد. اگر قرار باشد هر روز دنبال یک مصداق جدید بدود، فرسوده میشود. هنر جنبش دانشجویی این است که مصداق را به مسئله، و مسئله را به گفتمان تبدیل کند؛ گفتمانی که حاکمیت را وادار به پاسخگویی و حل مسئله کند.
سلیمی، از فعالان ادوار بسیج دانشجویی، در ادامه میزگرد بررسی وضعیت جنبش دانشجویی، با نقد نگاه «بنبستی» به مسائل کشور گفت: یکی از خطاهای رایج در تحلیل وضعیت جمهوری اسلامی این است که تصور میکنیم اگر مسئلهای در یک بازه کوتاه حل نشد، به بنبست رسیدهایم.وی با اشاره به تجربه شخصی خود در حوزه سیاستهای مالیاتی افزود: من سالها در حوزه مالیات، از جمله مالیات بر خانههای خالی، کار کردهام. از سال دوم کارشناسی وارد این موضوع شدم. اگر امروز بگوییم جمهوری اسلامی در این چهار سال که من روی این مسئله کار کردهام، نتوانسته آن را بهطور کامل حل کند، پس به بنبست رسیدهایم، این یک قضاوت نادرست است.سلیمی تأکید کرد: اساس حکمرانی، تدریجی بودن است. مسئلهای مثل خصوصیسازی، ۵۰ سال است که در کشور جریان دارد. سهم منِ کنشگر شاید این باشد که عدد را از ۳۰ به ۴۰ برسانم؛ نفر بعدی آن را به ۶۰ برساند و نسل بعدی به ۷۰. اینطور نیست که یک نفر همه مسیر را برود. اگر کسی انتظار دارد در دوره خودش نقطه پایان را ببیند، اساساً حکمرانی را درست نفهمیده است.وی ادامه داد: حتی وقتی به یک موفقیت میرسید، آن نقطه پایان نیست؛ بلکه ابتدای یک مسیر سختتر است. وقتی یک سازوکار درست طراحی و اجرا میشود، تازه باید مراقبت کرد که دور زده نشود، باگهایش شناسایی شود و متناسب با شرایط جدید بهروزرسانی شود.
این فعال دانشجویی با ذکر یک نمونه عینی گفت: ما در وزارت اقتصاد به طراحی سامانهای برای کاهش ریسک فساد رسیدیم. این سامانه تصویب و اجرا شد، اما نقطه اجرا، آغاز چالشها بود. حالا باید دید آیا مسئول مربوطه آن را دور میزند یا نه، آیا دیگران به آن تمکین میکنند یا نه، و آیا باگهایش برطرف میشود یا خیر.سلیمی افزود: مسائل حکمرانی دائماً در حال تغییر است. ۱۵ سال پیش، اساساً موضوعی به نام فساد مرتبط با رمزارز در کشور وجود نداشت، چون رمزارزی وجود نداشت. امروز با پدیدههای جدید، هزاران مسئله جدید در حکمرانی باز میشود. بنابراین تصور اینکه یک روز صبح از خواب بیدار شویم و فساد و ناکارآمدی تمام شده باشد، توهم است.وی با تأکید بر ماهیت انسانی فساد گفت: هرجا عامل انسانی وجود دارد، امکان فساد هم وجود دارد. حکمرانی یک موجود زنده است که نیازمند نظارت، پیگیری و کنش مستمر است. اگر این پویایی را نفهمیم، خیلی زود به این نتیجه میرسیم که «نمیشود» و «بنبست است»؛ در حالی که مسئله، مسیر طولانی و فرساینده اصلاح است، نه بنبست.
نادری: انحصار واردات، ریشه گرانی کالاهای اساسی استنادری از فعالان جنبش عدالتخواه، با انتقاد از وضعیت فعلی جنبش دانشجویی تأکید کرد هر جا این جریان از مطالبات معیشتی مردم و مشکلات کف جامعه فاصله گرفته، پویایی خود را از دست داده است. به گفته او، این مسئله نیازمند آسیبشناسی جداگانه در هر دهه است، اما اصل ماجرا روشن است؛ جنبش دانشجویی زمانی اثرگذار بوده که در متن مطالبات مردم حضور داشته است.وی با اشاره به تجربه دهههای ۸۰ و ۹۰ گفت: جریان دانشجویی در آن دورهها بستری برای تربیت نیروهای اجرایی آینده کشور بود و بسیاری از فعالان دانشجویی توانستند با ورود به گلوگاههای اجرایی، نقش مثبتی ایفا کنند. این موفقیت ناشی از همان جریانسازی و تحلیلگری بود که در دانشگاه شکل گرفت.این فعال سیاسی که سابقه فعالیت تخصصی در حوزه کشاورزی و امنیت غذایی و حضور در وزارت جهاد کشاورزی در دولت سیزدهم را دارد، وضعیت فعلی بازار کالاهای اساسی را نگرانکننده توصیف کرد و افزود: افزایش مداوم قیمتها در حوزه نهادههای دامی، برنج و سایر اقلام اساسی نشان میدهد با یک خلأ جدی مواجه هستیم؛ خلأیی که جنبش دانشجویی باید نسبت به آن پیشگام شود.
نادری با یادآوری نمونههای موفق ورود دانشجویان به عرصه سیاستگذاری گفت: طرح مسکن مهر یکی از ایدههایی بود که از دل جریان دانشجویی بیرون آمد و با وجود همه نقدها، بسیاری از اقشار کمدرآمد را خانهدار کرد. همچنین اصلاح قانون چک نیز با مشارکت تیمهایی از فعالان دانشجویی انجام شد و بخش قابلتوجهی از معضلات زندانیان جرایم مالی را کاهش داد. اینها نشان میدهد ورود دانشجوییِ مسئلهمحور میتواند نتیجهبخش باشد.وی در ادامه، دو چالش اساسی در حوزه تأمین کالاهای اساسی را «نبود شفافیت آماری» و «ضعف نظارت» دانست و تصریح کرد: امروز آمار تولید محصولات اساسی مانند گندم و برنج دقیق و قابل اتکا نیست. در مقاطعی اعلام میشود تولید کافی است، اما چند ماه بعد در کف بازار با کمبود مواجه میشویم؛ موضوعی که نشاندهنده اشکال جدی در نظام آماری کشور است و باید به یک مطالبه جدی تبدیل شود.این فعال سیاسی گفت: مشکل دوم، انحصار و ضعف نظارت است. انحصار در واردات نهادههای دامی و کالاهای اساسی یکشبه شکل نگرفته و حاصل دههها امتیازدهی، تخصیص ارز و صدور مجوز از سوی ساختارهای رسمی است. وقتی نظارت مؤثر وجود نداشته باشد، این انحصارها به تصمیمگیران اصلی بازار تبدیل میشوند.
۱۲ MB
نادری با اشاره به بحران برنج گفت: بخشی از این بحران به آمارهای مخدوش تولید بازمیگردد. زمانی که واقعیت تولید روشن نیست، ناگهان کشور به سمت واردات سوق داده میشود؛ وارداتی که ریشه در یک گفتمان اشتباه دارد. گفتمانی که القا میکند تولید داخلی صرفه اقتصادی ندارد و واردات ارزانتر است.وی تأکید کرد: این نگاه، بهویژه در حوزههایی مانند گندم، دانههای روغنی و گوشت قرمز، بهطور مستقیم به تضعیف تولید داخلی منجر شده است. در حالی که مزیت راهبردی کشور، خوداتکایی و خودکفایی در امنیت غذایی بوده و تداوم این رویکرد غلط، تیشه به ریشه تولید ملی میزند. امروز بیش از هر زمان دیگری، جنبش دانشجویی باید بهعنوان طلایهدار مطالبهگری در حوزه معیشت و سفره مردم وارد میدان شود؛ چرا که بدون فشار اجتماعی و مطالبهگری آگاهانه، اصلاح ساختارهای معیوب در حوزه اقتصاد و امنیت غذایی امکانپذیر نخواهد بود.نادری با انتقاد از وضعیت فعلی معیشت و امنیت غذایی کشور تأکید کرد که جنبش دانشجویی در مقطع کنونی از مطالبات واقعی مردم فاصله گرفته و همین فاصله، پویایی این جریان را تضعیف کرده است. هر زمان جریان دانشجویی از مشکلات کف جامعه و سفره مردم دور شده، عملاً کارکرد مطالبهگری خود را از دست داده است.
این فعال سیاسی با اشاره به نقش تاریخی فعالان دانشجویی در دهههای ۸۰ و ۹۰ گفت: جنبش دانشجویی در مقاطعی توانست بستر مناسبی برای تربیت نیروهای اجرایی فراهم کند و برخی از همین نیروها در گلوگاههای اجرایی کشور اثرگذار بودند؛ چراکه پیش از ورود به اجرا، در دانشگاه جریانسازی و تحلیل درست مسائل را آموخته بودند.وی که سابقه فعالیت در حوزه کشاورزی و امنیت غذایی و حضور در وزارت جهاد کشاورزی در دولت سیزدهم را دارد، شرایط کنونی بازار کالاهای اساسی را نگرانکننده توصیف کرد و افزود: «افزایش مداوم قیمت نهادههای دامی، برنج و سایر اقلام اساسی نشان میدهد امروز بیش از هر زمان دیگری به ورود تخصصی تشکلهای دانشجویی در حوزه امنیت غذایی نیاز داریم.به گفته او، کشور پیشتر نیز تجربههای موفقی از مطالبهگری دانشجویی داشته است؛ از طرح مسکن مهر که ریشه در ایدههای جریان دانشجویی داشت تا اصلاح قانون چک که به کاهش قابل توجه زندانیان جرایم مالی انجامید. با این حال، در شرایط فعلی که مستقیماً با معیشت مردم گره خورده، خلأ جدی مطالبهگری احساس میشود.
نادری دو مشکل اساسی در حوزه تأمین و تنظیم بازار کالاهای اساسی را «نبود شفافیت آماری» و «ضعف نظارت» دانست و توضیح داد: آمار تولید برخی محصولات کشاورزی بهدرستی ارائه نمیشود. در مقاطعی اعلام میشود تولید کافی است، اما چند ماه بعد در بازار با کمبود مواجه میشویم. این یعنی آمارها مخدوش است و تصمیمگیریها بر پایه اطلاعات نادرست انجام میشود.وی افزود: در کنار این، انحصار در واردات نهادههای دامی طی دههها شکل گرفته و امروز چند واردکننده محدود به بازیگران قدرتمند این حوزه تبدیل شدهاند؛ بازیگرانی که از امتیازات ارزی، مجوزها و تسهیلات دولتی برخوردارند، اما نظارت مؤثری بر عملکردشان وجود ندارد.این فعال سیاسی با انتقاد از ترویج نگاه وارداتمحور در برخی گلوگاههای تصمیمگیری گفت: این گفتمان که تولید داخلی بهصرفه نیست و باید به واردات تکیه کرد، بهتدریج در حال تیشه زدن به ریشه تولید است؛ در حالی که تحولات جهانی از جنگ روسیه و اوکراین گرفته تا بحرانهای منطقهای نشان داد امنیت غذایی بخش مهمی از امنیت ملی کشور است.
نادری تأکید کرد: اختلال در عرضه و تقاضای کالاهای اساسی میتواند تبعاتی بهمراتب سنگینتر از یک درگیری نظامی داشته باشد و اینجاست که جریان دانشجویی باید بهعنوان طلایهدار مطالبهگری وارد میدان شود.وی همچنین به مسئله ارز ترجیحی اشاره کرد و گفت: دولت ارز و تسهیلات در اختیار واردکنندگان قرار میدهد، اما اثر آن در سفره مردم دیده نمیشود. در برخی موارد، کالا با ارز آزاد وارد میشود، با قیمت آزاد فروخته میشود، اما واردکننده همچنان مطالبه دریافت ارز دولتی دارد؛ موضوعی که نیازمند پیگیری و مطالبهگری تخصصی است.این فعال سیاسی در بخش دیگری از سخنانش، گرانی برنج را نمونهای از ترکیب آمار غلط، احتکار و ضعف نظارت دانست و افزود: بخشی از برنج تولید داخل احتکار میشود تا در ماههای بعد با قیمت بالاتر عرضه شود و در کنار آن، برنج وارداتی که باید با قیمت دولتی به دست مردم برسد، با چند برابر قیمت فروخته میشود.نادری با اشاره به تجربه موفق سازمان میادین میوه و ترهبار شهرداری تهران گفت: اختلاف قیمت محسوس کالاها در میادین و بازار آزاد نشان میدهد حذف واسطهها چقدر در کنترل قیمت مؤثر است. اگر چنین شبکهای در سطح ملی برای توزیع کالاهای اساسی وجود داشت، فشار معیشتی بر مردم تا این حد افزایش نمییافت.وی اظهار کرد: امروز زمان آن است که جنبش دانشجویی، بهویژه در دانشگاههای دارای دانشکدههای تخصصی، بهطور جدی وارد مطالبهگری در حوزه امنیت غذایی و معیشت مردم شود؛ چراکه این مسئله مستقیماً با آینده کشور گره خورده است.
نادری با اشاره به وضعیت نابسامان بازار کالاهای اساسی، تأکید کرد که یکی از ریشههای اصلی گرانی و بیثباتی قیمتها، انحصار در واردات نهادههای دامی و ضعف جدی نظارت است؛ مسئلهای که به گفته او طی دههها شکل گرفته و امروز به یک تهدید جدی برای امنیت غذایی کشور تبدیل شده است.به گفته وی، واردکنندگان نهادههای دامی با استفاده از امتیازهایی که از ساختارهای دولتی دریافت کردهاند، به بازیگران انحصاری بازار تبدیل شدهاند؛ بازیگرانی که نهتنها قیمتها را تحت تأثیر قرار میدهند، بلکه در بزنگاهها میتوانند عرضه را مختل کرده و بحران ایجاد کنند. این انحصار یکشبه به وجود نیامده، بلکه حاصل سالها تخصیص ارز، مجوز و تسهیلات بدون نظارت مؤثر است.وی با انتقاد از وضعیت فعلی دولت در مدیریت بازار، گفت: در دولت سیزدهم تجربه موفقی از ذخیرهسازی نهادهها وجود داشت که باعث شد ابزار قدرت از دست واردکنندگان خارج و در اختیار دولت قرار بگیرد. اما امروز نشانهای از تداوم این سیاست دیده نمیشود. نبود ذخایر راهبردی باعث شده دولت در مواجهه با تنشهای بازار، دست خالی باشد و کنترل قیمتها دشوار شود.این فعال سیاسی در ادامه با تأکید بر بُعد اجتماعی ماجرا گفت: مردم گرانی را تا حدی تحمل میکنند، اما تبعیض و بیتفاوتی را نه.
نادری اظهارات وزیر جهاد کشاورزی مبنی بر درخواست «رعایت انصاف» از سوی فروشندگان را نمونهای از همین بیتفاوتی دانست، افزود: وقتی وزیر به جای ارائه برنامه، از فروشنده تقاضای انصاف میکند، یعنی عملاً مسئولیت را از دوش دولت برداشته است.نادری با اشاره به تجربههای موفق گذشته، از جمله نقش سازمان میادین میوه و ترهبار شهرداری تهران در کنترل قیمتها، گفت: هر جا واسطهها حذف شدهاند، کالا با قیمت مناسب به دست مردم رسیده است. مشکل اصلی، نبود شبکه توزیع منسجم و نظارت کارآمد است؛ موضوعی که باعث شده یارانهها به جای سفره مردم، در چرخه دلالی گم شوند.وی همچنین به پدیده «بازی ارزی» برخی واردکنندگان اشاره کرد و گفت: برخی واردکنندگان کالا را با ارز آزاد وارد میکنند، در بازار با قیمت آزاد میفروشند، اما بعد مطالبه ارز دولتی میکنند؛ این یعنی یک رانت آشکار. این رویه نهتنها به اقتصاد، بلکه به اعتماد عمومی آسیب میزند.این فعال سیاسی با انتقاد از تمرکز واردات در دست چند نفر محدود، پیشنهاد داد: به جای پنج واردکننده انحصاری، باید ۵۰ واردکننده در فضای رقابتی فعال باشند تا هم نظارت افزایش یابد و هم انحصار از بین برود. وزارت جهاد کشاورزی میتواند بهعنوان متولی اصلی، نقش محوری در مدیریت این زنجیره ایفا کند.
نادری در خاتمه سخنانش با اشاره به اهمیت امنیت غذایی در تحولات جهانی اخیر، از جنگ اوکراین تا بحرانهای منطقهای، هشدار داد: اختلال در عرضه کالاهای اساسی میتواند تبعاتی بهمراتب سنگینتر از یک جنگ نظامی داشته باشد. او تأکید کرد که اکنون بهترین زمان برای اصلاح ساختار تأمین و توزیع کالاهای اساسی است و اگر این فرصت از دست برود، بحرانها تکرار خواهند شد.
بیانی: سیستم، مطالبهگر را یا هضم میکند یا حذفبیانی با اشاره به تجربههای عینی از مدیریت شهری و پارلمانی، یکی از چالشهای اصلی امروز را «بیاثر شدن منازعات سیاسی در زندگی مردم» توصیف کرد و گفت: در شورای شهر، مجلس و حتی شهرداری، دعواها و موضعگیریها ادامه دارد، اما خروجی ملموسی برای شهروندان دیده نمیشود.وی با اشاره به ترکیب مدیریتی نهادهای فعلی افزود: بخش قابل توجهی از مدیران مؤثر در مجلس، شورای شهر و شهرداری، سابقه فعالیت در جنبش دانشجویی داشتهاند. افرادی که پنج، ده یا پانزده سال پیش از بدنه فعال دانشجویی برخاستهاند و امروز در جایگاه تصمیمگیری قرار دارند. مسئله دقیقاً از همین نقطه آغاز میشود؛ جایی که فاصله میان «مطالبهگری» و «اجرا» خود را نشان میدهد.
بیانی تأکید کرد: انتقال از کف دانشگاه و عرصه مطالبهگری به میدان اجرا، با واقعیتهایی همراه است که بسیاری را ناچار به تغییر مسیر میکند. اگر فرد بخواهد با همان منطق و روش مطالبهگری دوران دانشجویی در ساختار اجرایی ادامه دهد، یا سیستم او را در خود هضم میکند یا بهکلی پس میزند. در نتیجه، مدیر جدید ناچار میشود در چارچوب همان رویهها و سازوکارهای پیشین حرکت کند؛ حتی اگر پیشتر منتقد جدی همان ساختار بوده باشد.این فعال سیاسی برای توضیح این وضعیت، به یک تجربه مشخص اشاره کرد، گفت: در دورهای یکی از مقامات وقت به روحانی پیشنهادی برای تسویه بدهیهای دولت به آن ارگان از طریق واگذاری نفت مطرح کرد. رئیسجمهور، وزیر نفت و حتی سازمان برنامه و بودجه در سطح کلان با این پیشنهاد موافق بودند، اما در نهایت طرح اجرایی نشد.به گفته بیانی، مانع اصلی نه در سطح تصمیمگیران عالی، بلکه در لایههای میانی و کارشناسی بود؛ جایی که یک یا چند کارشناس، صرفاً به دلیل بههم خوردن رویههای سیساله، با طرح مخالفت کردند و توانستند این مخالفت را در سلسلهمراتب اداری به سطوح بالاتر منتقل کنند. نتیجه آن شد که با وجود اجماع ظاهری در رأس، تصمیم هرگز عملیاتی نشد.
۱۴ MB
وی در ادامه با ذکر تجربهای مشابه از قرارگاه خاتمالانبیاء در دولت قبل افزود: حتی در آن مقطع نیز، با وجود موافقت رئیسجمهور و وزیر نفت، پیشنهاد مشابهی برای دریافت مطالبات از محل نفت به سرانجام نرسید. این مثالها نشان میدهد که مشکل، صرفاً در اراده سیاسی نیست، بلکه در ساختارهای فرسوده و مقاومت بدنههای میانی نهفته است؛ جایی که تغییر، حتی با وجود توافق در بالاترین سطوح، متوقف میشود.این فعال سیاسی تصریح کرد: مسئلهای که امروز چه در شورای شهر، چه در مجلس و چه در شهرداری میبینیم، این است که با وجود اختلافنظرها و جدلهای سیاسی، در نهایت خروجی ملموسی برای مردم ایجاد نمیشود. دعواها بیشتر در سطح باقی ماندهاند و به بهبود واقعی زندگی مردم منجر نشدهاند. نکته قابلتأمل اینجاست که بخش قابل توجهی از مدیران و تصمیمگیران فعلی، همان فعالان سابق جنبش دانشجوییاند؛ افرادی که روزی مطالبهگر، منتقد و عدالتخواه بودند. اما وقتی از عرصه مطالبهگری وارد حوزه تصمیمگیری و اجرا میشوند، با واقعیتی مواجه میشوند که یا آنها را در خود هضم میکند یا به حاشیه میراند. سیستم اجرایی اجازه تداوم همان روش مطالبهگری سابق را نمیدهد.
بیانی گفت: تجربههای متعدد نشان میدهد حتی زمانی که در سطح عالی حاکمیت، از رئیسجمهور تا وزیر مربوطه، ارادهای برای انجام یک تصمیم وجود دارد، بروکراسی ریشهدار و مقاومت مدیران میانی و حتی کارشناسان ثابت میتواند مانع اجرای آن شود. روالهایی که سالها تثبیت شدهاند، بهسادگی تغییرپذیر نیستند و هر تلاشی برای برهمزدن آنها با مقاومت سازمانیافته مواجه میشود. همین سازوکار باعث شده بسیاری از نیروهای عدالتخواه و آرمانطلب، پس از ورود به ساختار اجرایی، یا ناچار به سازش با روال موجود شوند یا عملاً کنار گذاشته شوند. نتیجه این روند، فرسودگی، فشار روحی و در نهایت فاصله گرفتن از روحیه هزینهدادن و مطالبهگری است.
وی خاطرنشان کرد: در حوزه اقتصاد نیز همین مسئله تکرار شده است. وعدههایی که در مقام نظریهپردازی داده میشود، در مقام اجرا محقق نمیشود. تغییر دولتها هم لزوماً به تغییر رویکردها منجر نشده و گاه مدیرانی به کار گرفته میشوند که پیشتر در همان حوزه کارنامه ناموفقی داشتهاند. این وضعیت، فشار اقتصادی و روانی مستمر بر مردم وارد کرده و به بیحسی و بیتفاوتی اجتماعی دامن زده است؛ پدیدهای که از اعتراض آشکار هم خطرناکتر است. امروز جامعه، از جمله دانشگاه، نسبت به تحولات مهم اقتصادی و سیاسی واکنش جدی نشان نمیدهد و این نشانه یک زنگ خطر است. بسیاری از کسانی که روزی حاضر به هزینهدادن بودند، اکنون به این نتیجه رسیدهاند که در این ساختار، هزینهدادن به تغییر منجر نمیشود.این فعال سیاسی گفت: در نهایت، مسئله اصلی نه افراد، بلکه سبک تثبیتشده بروکراسی اجرایی در کشور است؛ سبکی که طی دههها شکل گرفته و هرکس با آن همراه بوده رشد کرده و هرکس مقابل آن ایستاده، حذف شده است. با این حال، تلاشهایی برای شناسایی گلوگاههای فساد و ناکارآمدی صورت گرفته و این مسیر، هرچند سخت، همچنان نیازمند پیگیری مستمر است.
بیانی با انتقاد از نحوه مدیریت بازار کالاهای اساسی، بهویژه نهادههای دامی، تأکید کرد: بخش قابلتوجهی از نابسامانیهای موجود ناشی از واگذاری اهرمهای قدرت به واردکنندگان است. به گفته او، دولت در مقطعی با اقدامی ساده اما مؤثر، از طریق ذخیرهسازی نهادهها، تلاش کرد ابزار کنترل بازار را از دست واردکنندگان خارج کرده و در اختیار حاکمیت قرار دهد؛ اقدامی که به نظر میرسد در دولت فعلی تداوم نیافته است.وی با بیان اینکه مردم گرانی را تا حدی تحمل میکنند، تصریح کرد: آنچه برای جامعه غیرقابلتحمل است، تبعیض و بیتفاوتی مسئولان است. تجربههای موفق در کنترل بازار وجود دارد و نمونه آن در حوزه میادین میوه و ترهبار شهرداری تهران دیده میشود. این نشان میدهد مسئله، ناتوانی مطلق نیست، بلکه به اراده و خواستن مدیران بازمیگردد. در دولتهای گذشته نیز نمونههای موفقی وجود داشته و نمیتوان همه ناکامیها را به شرایط خاص امروز نسبت داد.این فعال دانشجویی با انتقاد از ضعف ارتباطی دولت با جامعه، گفت: وقتی مسئولان با مردم صحبت نمیکنند، طبیعی است که مردم نیز نسبت به تصمیمات و تحولات بیتفاوت شوند. نقش این مجموعهها در برابر افزایش روزانه قیمت ارز، طلا و اقلام اساسی چیست؟ وقتی مردم واکنش و توضیحی نمیبینند، دچار دلسردی میشوند و این دلسردی برای جامعه بسیار خطرناک است.
بیانی با یادآوری همراهی مردم در شرایط بحرانی، از جمله جنگ ۱۲روزه، خاطرنشان کرد: مردم با وجود همه مشکلات و نارضایتیها، در سختترین شرایط پای کشور ایستادند. امروز نوبت دولت، مجلس و سایر نهادهاست که این همراهی را جبران کنند و نشان دهند مردم را تنها نگذاشتهاند.این فعال سیاسی در ادامه به سیاستهای اقتصادی دولت پرداخت و گفت: حتی اگر برخی چهرهها تغییر کرده باشند، نگرش اقتصادی حاکم تغییر محسوسی نکرده است. ادامه همان مکتب اقتصادی که پیشتر نیز آزموده شده، نمیتواند پاسخگوی شرایط امروز کشور باشد.وی با انتقاد از دیدگاههایی که حضور اقشار ضعیف در مناصب اجرایی را زیر سؤال میبرد، گفت: چنین نگاههایی نهتنها با روح جمهوری اسلامی همخوانی ندارد، بلکه در تضاد آشکار با مطالبات و شأن مردم است. کارنامه اقتصادی سالهای گذشته نشان میدهد که این رویکردها در عمل نیز به بهبود وضعیت معیشتی منجر نشدهاند.
بیانی در پایان تأکید کرد: مردم شایسته آیندهای روشنتر هستند. دولت و همه ما وظیفه داریم امیدآفرینی کنیم. از دل این نوع سیاستگذاری و گفتار، امیدی برای جامعه بیرون نمیآید و اگر این روند اصلاح نشود، آسیبهای آن متوجه همه خواهد شد.
قائدشرف: صندلی تشکل باید سنگر مجاهده باشدمحمدحسین قائدشرف از فعالین ادوار دانشجویی با اشاره به تجربه خود از حضور در دولت سیزدهم، گفت: برآورد شخصی من این است که حدود ۷۰ درصد مسائل کشور کاملاً قابل حل است و تنها ۳۰ درصد از مشکلات، ماهیتی پیچیده و ریشهای دارند که یا در مبانی حل آنها ضعف داریم یا هنوز دانش کافی برای حلشان وجود ندارد. با این حال، مانع اصلی حل آن ۷۰ درصد، نه فقدان راهکار، بلکه ناتوانی در اتخاذ «تصمیمهای سخت» است.وی با تفکیک مفهوم ثبات، تأکید کرد: ثبات همیشه مطلوب نیست. یک نوع ثبات، ثبات پیشبرنده است که زمینه رشد و اصلاح را فراهم میکند، اما نوع دیگری از ثبات وجود دارد که مضمحلکننده است؛ همهچیز ظاهراً آرام است، اما هیچچیز به سمت بهبود حرکت نمیکند. این نوع ثبات، در ادبیات امروز کشور با عنوان «وفاق» معرفی میشود.
قائدشرف افزود: وفاق به این معناست که چون اوضاع برخی خوب است، کسی حق ندارد نظم موجود را به هم بزند. در چنین فضایی، هر تغییری بهعنوان اختلال تلقی میشود. نتیجه این نگاه آن است که یک وزیر، با خیال آسوده از نبود نظارت و استیضاح، میتواند به جای انجام وظایف حاکمیتی، همهچیز را به «انصاف بازار» بسپارد.وی با انتقاد صریح از وضعیت فعلی رابطه دولت و مجلس گفت: ما امروز با ناکارآمدترین دولت پس از انقلاب، نوعی وفاق برقرار کردهایم؛ وفاقی که نتیجهاش سکوت، بیعملی و فرار از مسئولیت است. اگر وزرا ذرهای نگران پاسخگویی بودند، قطعاً چنین سخنانی را به زبان نمیآوردند.این فعال سیاسی با اشاره به سرنوشت فعالان سابق جنبش دانشجویی تصریح کرد: بسیاری از کسانی که روزی پرچمدار شجاعت، مطالبهگری و آرمانخواهی بودند، امروز در ساختارهای اجرایی قرار گرفتهاند. برخی در حال تلاشاند، برخی زیر فشار خرد میشوند و برخی نیز در سیستم هضم شدهاند. این وضعیت نگرانکننده است؛ چرا که اگر این نسل چنین تغییری کرده، باید پرسید نسل بعدی مدیران چه وضعیتی خواهند داشت؟
قائدشرف تأکید کرد: هم جنبش دانشجویی و هم حاکمیت باید برای این وضعیت فکری اساسی بکنند. جنبش دانشجویی بستر تربیت نیروهای پیشبرنده آینده است و اگر این بستر تضعیف شود، هزینه آن در سالهای بعد پرداخت خواهد شد.وی در بخش دیگری از سخنانش با تفکیک «وفاق» و «وحدت» گفت: وحدت حول آرمان و هدف مشترک شکل میگیرد و ماهیتی پیشبرنده دارد، اما وفاق برای جلوگیری از تغییر و حفظ وضع موجود است. آنچه کشور به آن نیاز دارد، وحدت فعال و پیشبرنده است، نه وفاقی که همه را به سکوت دعوت میکند.قائدشرف در خاتمه با اشاره به مسئولیت جنبش دانشجویی خاطرنشان کرد: عملکرد ما تابع نگاه ماست. اگر فعال دانشجویی صندلی تشکل را «سنگر مجاهده» بداند، خروجیاش تلاش، ایستادگی و خستگیناپذیری خواهد بود. جنبش دانشجویی باید دوباره به روحیه مجاهدت، مطالبهگری و آرمانخواهی بازگردد و سرعت حرکت خود را در این مسیر افزایش دهد.
10:19 - 14 دی 1404
نظرات کاربران








