نقش جدید اسرائیل در سند امنیت‌ملی آمریکا

با احیای دکترین مونرو، آمریکا و اسرائیل نگاه خود را به آمریکای لاتین دوخته‌اند؛ جایی که محور شرق سال‌ها برای نفوذ در آن سرمایه‌گذاری کرده بود. سیاست جدید آمریکا و تغییر دولت‌ها، فرصتی تازه برای گسترش نقش امنیتی تل‌آویو فراهم کرده است.

این خبر حاوی محتوای صوتی یا تصویری است. برای جزییات بیشتر به منبع خبر مراجعه کنید
خلاصه خبر
گروه بین‌الملل خبرگزاری فارس؛ براساس گزارش سند منتشر شده از موسسه مطالعات امنیت‌ملی رژیم صهیونیستی، استراتژی امنیت ملی جدید دولت آمریکا که در دسامبر ۲۰۲۵ منتشر شده، نشان‌دهنده تغییر اساسی در سیاست خارجی این کشور است. در ادامه، بخش‌هایی از این گزارش ارائه شده است.آمریکا از نقش سنتی «رهبر نظم لیبرال جهانی» و «پلیس جهان» فاصله گرفته و به سمت رویکردی واقع‌گرایانه‌تر، مبتنی بر منافع ملی و اولویت‌بندی جغرافیایی حرکت کرده است. این استراتژی بر واقع‌گرایی، ملی‌گرایی و استخراج حداکثر سود اقتصادی با حداقل هزینه نظامی تأکید دارد و معتقد است تعهدات جهانی گسترده، اقتصاد داخلی را تضعیف کرده است.در اولویت‌بندی جغرافیایی جدید، نیمکره غربی و قاره آمریکا در صدر قرار گرفته‌اند. واشنگتن با احیای دکترین مونرو، به دنبال حذف نفوذ استراتژیک قدرت‌های خارجی مانند چین، روسیه و ایران در «حیاط خلوت» سنتی خود است. این تمرکز فزاینده بر نیمکره غربی، پاسخی مستقیم به دهه‌ها نفوذ رو به رشد چین، روسیه از طریق سرمایه‌گذاری‌های اقتصادی، سیاسی و نظامی در منطقه به شمار می‌رود. هدف نهایی، حذف تدریجی رقبا و کاهش نفوذ خارجی – به ویژه چین – از حوزه سنتی نفوذ آمریکاست.
روزنامه اسرائیل هیوم پیشنهاد می‌کند که تغییرات سیاسی اخیر در آمریکای لاتین، که منجر به روی کار آمدن دولت‌های راست‌گرا و محافظه‌کار شده، فرصت‌های ارزشمندی برای اسرائیل ایجاد کرده تا نفوذ امنیتی خود را در این منطقه گسترش دهد. این شامل افزایش همکاری‌های امنیتی با این دولت‌ها برای مقابله با زیرساخت‌های نفوذ ایران و تقویت روابط دیپلماتیک و اطلاعاتی برای کاهش قدرت تهران در نیمکره غربی است؛ رویکردی که می‌تواند مکملی برای سیاست‌های آمریکا باشد و امنیت اسرائیل را در برابر فعالیت‌های ایران خارج از خاورمیانه تضمین کند.
اولویت دوم: هند-اقیانوسیه و چین به عنوان چالش اقتصادیمنطقه هند-اقیانوسیه، به عنوان حیاتی‌ترین کانون اقتصادی جهان با سهمی بیش از یک‌سوم تولید ناخالص داخلی جهانی، عمدتاً از منظر اقتصادی نگریسته شده است. اولویت اصلی آمریکا حفظ وضعیت، تضمین امنیت ناوبری و ثبات در تنگه تایوان است، اما چین نه به عنوان دشمن تمام‌عیار، بلکه به عنوان چالش اساسی در حوزه‌های فناوری و زنجیره تأمین مواد معدنی حیاتی تعریف شده است. دولت آمریکا به دنبال برقراری «رابطه اقتصادی سودمند متقابل» با پکن از طریق توافق تجاری جامع و کاهش تنش‌هاست.
خاورمیانه در استراتژی امنیت ملی ترامپبراساس گزارش موسسه مطالعات امنیت‌ملی رژیم صهیونیستی، در این استراتژی، خاورمیانه از «میدان جنگ مداوم» به «مسئله مدیریتی» تبدیل شده است. ایالات متحده قصد دارد حضور نظامی متمرکز (عمدتاً دریایی، هوایی، اطلاعاتی و نیروهای ویژه) را در اطراف تنگه هرمز و دریای سرخ حفظ کند. هدف نهایی، برقراری ثبات حداقلی از طریق «تحمیل صلح از موضع قدرت» و تکیه بر ائتلاف میان اسرائیل و کشورهای خلیج فارس است. آمریکا با القای روایت «پیروزی» – شامل تضعیف ساختاری ایران، پایان نمادین جنگ غزه و پیشبرد پیمان ابراهیم – به دنبال کاهش حضور نظامی زمینی و تمرکز بر نظارت راهبردی از نقاط حساس است.
جایگاه اسرائیل در سند امنیت ملی ترامپبه گفته این موسسه اسرائیلی، رژیم صهیونیستی به عنوان ستون فقرات طراحی منطقه‌ای آمریکا و شریک استراتژیک کلیدی معرفی شده است. دولت ترامپ متعهد به حفظ برتری نظامی کیفی اسرائیل است تا این رژیم بار اصلی مقابله با تهدیدات را بر دوش بکشد. با این حال، این حمایت با چالش‌هایی همراه است: تمایل ترامپ به اجتناب از «جنگ‌های طولانی» که ممکن است حمایت نظامی مستقیم آمریکا در بحران‌های احتمالی با ایران یا حزب‌الله را کاهش دهد؛ و اولویت فروش تسلیحات پیشرفته به کشورهای عربی که می‌تواند مزیت نظامی سنتی اسرائیل را در بلندمدت تهدید کند.دو منفعت اصلی برای اسرائیل در این سند وجود دارد: نخست، تثبیت جایگاه اسرائیل به عنوان بزرگ‌ترین منفعت آمریکا در خاورمیانه حتی در دوران سیاست «آمریکا اول»، که فرصت بهره‌برداری از حمایت‌های امنیتی، نظامی، اطلاعاتی و سایبری را فراهم می‌کند. دوم، گسترش توافقنامه‌های ابراهیم به عنوان جزء اصلی معماری منطقه‌ای جدید، که فرصتی استراتژیک برای روابط با کشورهای کلیدی (عمدتاً عربستان سعودی، سایر کشورهای خلیج فارس، مصر و اردن) در حوزه‌های مختلف ایجاد می‌کند.تأکید بر همکاری در زمینه انرژی (مانند کریدورهای انرژی و هسته‌ای غیرنظامی)، پروژه‌های هوش مصنوعی و فناوری‌های نوین، فرصتی برای حضور اسرائیل در سرمایه‌گذاری‌های منطقه‌ای فراهم می‌آورد و وابستگی کشورهای منطقه به آن را افزایش می‌دهد، همزمان منافع آمریکا در امنیت را تقویت می‌کند.
با این وجود، موسسه مطالعات امنیت‌ملی رژیم صهیونیستی روایت «بسته شدن پرونده خاورمیانه» را خطرناک برای اسرائیل دانست. این موسسه تاکید کرد که اغراق در ادعاهایی مانند نابودی کامل پروژه هسته‌ای ایران، تضعیف دائمی این کشور و پایان قطعی جنگ غزه، می‌تواند برای اسرائیل دردسرساز شود. هر تلاش آینده اسرائیل برای تجدید حملات علیه ایران یا اقدامات گسترده‌تر در غزه و لبنان، احتمالاً با تردید واشنگتن مواجه خواهد شد و حس تضعیف دستاوردهای ترامپ را ایجاد می‌کند.نکته خطرناک‌ دیگر برای رژیم، تمایل ترامپ به توافقات سریع و مبهم و اعمال فشار بر اسرائیل برای پذیرش آن‌ها، می‌تواند اسرائیل را به توافقاتی سوق دهد که منافع کوتاه‌مدت آمریکا را تأمین کند اما پیامدهای منفی بلندمدت برای امنیت آن داشته باشد.علی‌رغم اعلام امنیت اسرائیل به عنوان منفعت اصلی آمریکا، اصل اجتناب از جنگ‌های بزرگ و انتقال بار مسئولیت به شرکا، می‌تواند شکاف میان تعهد اعلامی و تمایل عملی به نیروی نظامی مستقیم – به ویژه علیه ایران و حزب‌الله – را افزایش دهد.این موسسه امنیت اسرائیلی می‌نویسد: با انتقال بار امنیتی به «محور طرفدار آمریکا»، هماهنگی گسترده‌تر ضروری است. اسرائیل ممکن است ناچار به پرداخت هزینه‌های قابل توجهی شود تا اتحاد حفظ گردد، حتی اگر منافعش با شرکا همپوشانی کامل نداشته باشد.هرچه آمریکا بیشتر به معاملات منطقه‌ای (به ویژه فروش تسلیحات پیشرفته به کشورهای عربی) روی آورد، خطر کاهش مزیت کیفی نظامی اسرائیل افزایش می‌یابد. تعهد قانونی آمریکا از دهه ۱۹۷۰ به حفظ برتری کیفی اسرائیل، ایجاب می‌کند فروش‌ها با جبران کافی همراه باشد؛ اما در سیاست ترامپ، بدون جبران مناسب، فاصله فناوری اسرائیل با شرکای عرب کاهش می‌یابد.
راهکارهای موسسه امنیت ملی اسرائیل در مواجهه با سند امنیت ملی آمریکابر اساس تحلیل‌های موسسه امنیت ملی اسرائیل ، بهره‌برداری حداکثری از فرصت‌ها و مدیریت چالش‌ها نیازمند آمادگی متمرکز رژیم است: «تعریف اهداف راهبردی شفاف، استراتژی منسجم، ارزیابی واقع‌بینانه ریسک‌ها و انعطاف تاکتیکی در حوزه‌هایی که به اهداف آمریکا کمک کند بدون آسیب به منافع بلندمدت، بهترین راهبرد برای اسرائیل در سه سال آینده است.»بر این اساس اسرائیل باید ارزش خود را به طور مداوم با مشارکت فعال در شکل‌دهی منطقه و ارائه قابلیت‌ها در حوزه‌های اطلاعاتی، فناوری و سایبری – نه تنها در خاورمیانه، بلکه در عرصه‌های کلیدی مانند شرق آسیا و آمریکای لاتین؛ به آمریکا اثبات کند.سیاست‌ها در قبال واشنگتنرژیم صهیونیستی باید تمدید و ارتقای توافق‌نامه چندساله کمک‌های امنیتی را دستور کار قرار دهد، به‌گونه‌ای که با ماهیت تهدیدات نوظهور – از جمله موشک‌های نقطه‌زن، سامانه‌های دفاعی پیشرفته، جنگ سایبری و تهدیدات چندبعدی – همخوانی داشته باشد. هم‌زمان، تضمین حفظ مزیت کیفی نظامی اسرائیل مطابق با قانون مصوب کنگره آمریکا باید به‌عنوان یک اصل غیرقابل خدشه تثبیت شود.رژیم صهیونیستی باید یک مسیر اختصاصی برای توسعه پروژه‌های مشترک تحقیق و توسعه در حوزه‌هایی مانند هوش مصنوعی، امنیت سایبری، حفاظت از زیرساخت‌های حیاتی و محاسبات کوانتومی ایجاد کند. این همکاری‌ها باید دارای خروجی‌های عملی و قابل اندازه‌گیری باشند. علاوه بر این، لازم است سازوکارهای مشترک در حوزه طبقه‌بندی اطلاعات، کنترل صادرات و حفاظت از مالکیت معنوی از پیش تنظیم شود تا از اصطکاک‌های نظارتی جلوگیری و سطح اعتماد و اشتراک‌گذاری اطلاعات تقویت شود.
توصیه می‌شود یک مجمع دائمی در سطح عالی میان اسرائیل و آمریکا ایجاد شود که به‌طور مستمر سه پرونده اصلی را مدیریت کند: ایران، جبهه شمالی (اسرائیل–لبنان–سوریه) و موضوع فلسطین. این سازوکار باید بر هماهنگی سناریوهای تشدید تنش، تعریف اقداماتی برای پیشگیری از تهدیدات خطرناک و تعیین خطوط قرمز مشترک متمرکز باشد.همچنین اسرائیل می‌بایست سیاست‌ها خود را به گونه‌ای بچیند که به عنوان بخشی از سیاست‌های ترامپ تلقی نشود. حفظ پل‌های پشت‌سر و ارتباط با مخالفان ترامپ از جمله اروپا، دموکرات‌ها و یهودیان داخل آمریکا باید در دستورکار باشد.
سیاست‌ها در قبال ایرانبه عقیده این موسسه، اسرائیل باید با دولت آمریکا بر سر یک بسته کاری مشخص در قبال ایران به تفاهم برسد که اهداف عملی آن شامل مهار پیشرفت هسته‌ای، کاهش توان موشکی و پهپادی و تضعیف شبکه نیروهای وابسته باشد. در صورت دنبال شدن مسیر سیاسی با تهران، اصرار بر راستی‌آزمایی سخت‌گیرانه و اجرای مؤثر تعهدات ضروری است و اهرم‌های فشار باید تا زمان دستیابی به پایبندی واقعی حفظ شوند. هم‌زمان، توجه صرف به بعد هسته‌ای کافی نیست و مؤلفه‌های توانمندی نظامی متعارف ایران نیز باید در محاسبات لحاظ شوند.سیاست‌های منطقه‌ایعادی‌سازی روابط با عربستان سعودی یک دستاورد راهبردی کلیدی به شمار می‌آید. اسرائیل در برابر یک انتخاب دشوار قرار دارد: یا به مقاومت منفعلانه بسنده کند، یا با هزینه‌ای کم و دستاوردی گسترده، به‌صورت فعال در شکل‌دهی خاورمیانه جدید مشارکت نماید.از جمله اقدامات عملی پیشنهادی می‌توان به ایجاد سامانه‌های مشترک دفاع هوایی، حفاظت از کشتیرانی و چارچوب‌های همکاری اطلاعاتی علیه شبکه‌های وابسته به ایران اشاره کرد. همچنین، مشارکت در پروژه‌های انرژی و برنامه‌های هسته‌ای غیرنظامی به‌گونه‌ای که برتری کیفی حفظ شود و وابستگی کشورهای منطقه تقویت گردد، از اهمیت ویژه برخوردار است.
سیاست در خصوص مسئله فلسطینپس از پذیرش کلی چارچوب ترامپ، اسرائیل می‌تواند از دوره فعلی برای پیشبرد طرح‌هایی جهت جداسازی میان اسرائیل و یک موجودیت فلسطینی غیرنظامی با حاکمیت محدود استفاده کند. در این زمینه، پیوند دادن طرح‌های جدید با ابتکار سال ۲۰۲۰ ترامپ (معامله قرن) می‌تواند مفید باشد؛ چرا که بخش‌هایی از آن با منافع راهبردی اسرائیل همخوانی دارد و در بحث‌های جاری نیز قابل احیاست.در این راستا، اسرائیل باید از اقدامات یک‌جانبه‌ای که می‌تواند منجر به اصطکاک مستقیم با کاخ سفید یا تضعیف روند عادی‌سازی منطقه‌ای شود، اجتناب کند. تدوین مجموعه‌ای از اقدامات امنیتی، سیاسی و اقتصادی ضروری است؛ بسته‌ای که به دولت آمریکا امکان دهد «پیشرفت به سوی ثبات» در عرصه فلسطین را نمایش دهد، بدون آنکه اسرائیل را به یک توافق بلند مدت نامطلوب متعهد کند. پیشرفت حداقلی اما قابل ارائه در این حوزه، شرطی کلیدی برای تداوم روند عادی‌سازی، به‌ویژه با عربستان سعودی، محسوب می‌شود.#راهبردامنیت‌ملی‌آمریکا#اسرائیل#ونزوئلا #ایران با دنبال کردن صفحه بین‌الملل فارس در جریان آخرین تحولات جهان قرار گیرید.
14:44 - 14 دی 1404
نظرات کاربران
ارسال به صورت ناشناس
اخبار داغ