قرارِ دعوا: بازار

معاندان از طریق جنگ روانی پیچیده و سرمایه‌گذاری سنگین بر روی تولید و انتشار محتوای تحریک‌کننده، می‌کوشند تا خواسته‌های منطقی را به خشم کور، گسل غیرقابل عبور و انتقاد از عملکردها را به انکار کلیت نظام اسلامی تبدیل کنند.

این خبر حاوی محتوای صوتی یا تصویری است. برای جزییات بیشتر به منبع خبر مراجعه کنید
خلاصه خبر
فارس - خط رهبری: بازار، سلاح است. در تورق تاریخ، این نهاد همواره نماد اراده ملی بوده. بازار هرگز تنها چهارسوقی برای دادوستد کالا نبوده است؛ بلکه قلب تپنده‌ای بوده برای انعکاس کنش اجتماعی. پدیده‌ای به نام اعتراض و مطالبه را نباید تنها در قامت یک رویداد آنی یا واکنشی هیجانی دید. این پدیده در حقیقت، نشان دهنده نفس‌کشیدن یک جامعه است. نظام حکمرانی، بدون دریافت بازخوردهای صادقانه و به‌موقع نمی‌تواند به بقا و تعالی خود ادامه دهد. مطالبات مردمی، در شکل اصیل و سازنده‌ی خود، دقیقاً این نقش بازخوردی را ایفا می‌کنند.
آن‌ها چونان علائم حیاتی یک بیمار هستند که به پزشک حکمرانی نشان می‌دهند کجا درد می‌کند و کدام بخش نیازمند توجه فوری است. این فرآیند، نه تنها مشروع بلکه برای پویایی و اصلاح‌پذیری نظام، ضرورتی انکارناپذیر است؛ اما آنچه این بازخورد طبیعی را پیچیده و گاه تهدیدآمیز می‌کند، نه اصل وجود آن، بلکه بستری است که در آن نخ‌های عروسک‌های خیمه‌شب بازی بلند می‌شود تا اعتراضات مسالمت‌آمیز را به سیلی خوردن بازاریان بدل کند.
در این میان، سخنان رهبر معظم انقلاب نقشه‌ی راهی است که دو سوی این معادله را به روشنی ترسیم می‌کند: از یک سو بر حق مسلّم و حتی تکلیف مردم بر مطالبه‌گری تأکید می‌ورزند و از سوی دیگر، هشدار می‌دهند به مخرج مشترک پیدا نکردن با دشمن مغرض: «مردم یک مطالباتی دارند؛ در اغلب موارد هم حق با مردم است؛ مطالباتی دارند، توقّعاتی دارند، انتظاراتی دارند و اگر نشود اعتراض میکنند. مطالبات مردم یک مسئله است، فتنه‌سازی به خاطر مطالبات یک مسئله‌ی دیگر است؛ این دوّمی کار دشمن است، کار دوست نیست. دوست وقتی میبیند ماشینی کُند حرکت میکند و در سربالایی درست نمیتواند حرکت کند، کمک میکند، هُل میدهد تا ماشین حرکت کند. دشمن چه کار میکند؟ وقتی دید ماشین حرکت نمیکند، باد لاستیک ماشین را خالی میکند، یا فرض کنید که میزند فلان قسمت ماشین را که فعّال است از بین میبرد؛ کار دشمن این است. و دشمنان از اوّلِ انقلاب دائم مشغول همین کارها بوده‌اند.» ۱۳۹۸/۱۰/۱۱
افتراق با آن‌ها می‌بایست از تعریف صورت مسئله تا نتیجه‌گیری مشهود باشد به طوری‌که دشمن نتواند از مطالبه‌ی بحقّ سوء استفاده ‌کند. اگر این مطالبه‌گری زمین افتاد، کسانی ممکن است ‌این پرچم را بردارند که هدفشان رفع مشکلات مردم نیست بلکه به سوی معارضه با نظام اسلامی می‌روند. این مکالمه‌ی حیاتی، همواره در میدانی انجام نمی‌شود که دولت و ملت در آن حاضر باشند. دشمنانی که منافع خود را در تضعیف و وابستگی ایران تعریف کرده‌اند، به‌طور مستمر در حال شنود این مکالمه و تلاش برای تبدیل آن به مونولوگی آکنده از خشونت و ناامیدی هستند. در این راستا سپر پولادین اتحاد، محوری‌ترین دارایی راهبردی این ملت برای ناکام گذاشتن پروژه‌های جنگ ترکیبی دشمن است.

پادزهر حکمرانی

استراتژی معاندان، نه پاسخ دادن به مطالبات بلکه «تحریف» آن‌ها است. آنان از طریق جنگ روانی پیچیده و سرمایه‌گذاری سنگین بر روی تولید و انتشار محتوای تحریک‌کننده، می‌کوشند تا خواسته‌های منطقی را به خشم کور، گسل غیرقابل عبور و انتقاد از عملکردها را به انکار کلیت نظام اسلامی تبدیل کنند. هدف نهایی، ایجاد آشوب به معنای دقیق کلمه است؛ یعنی ایجاد شرایطی که در آن، نظم، پیش‌بینی‌پذیری و اعتماد که سه پایه‌ی اساسی هر فعالیت اقتصادی است، از بین برود. اینجاست که هشدار رهبر انقلاب مبنی بر مراقبت از «تیزکردن شمشیر دشمن» معنای عینی، خود را پیدا می‌کند. پذیرش حق مطالبه به معنای پذیرش هر شکلی از بیان آن نیست؛ شکل‌هایی که ناخواسته زبان و ادبیات دشمن را بازتولید می‌کنند، در نهایت به وحدت ملی آسیب می‌زنند.
۵ MB
اتحاد مقدس، نه یک همگرایی تصنعی، که برآمده از درکی مشترک از تهدید وجودی است؛ درکی که گروه‌های مختلف اجتماعی را با وجود اختلاف نظرهای متعارف، در مواجهه با دشمنی که هستی و استقلال همه را نشانه رفته است، در زیر یک پرچم گرد می‌آورد. کلید استراتژی دشمن در جنگ هیبریدی معاصر، دقیقاً شکستن همین حلقه‌ی اتحاد است. هدف، ایجاد چنان پراکندگی افکار عمومی است که جامعه نسبت به دشمن واقعی غافل شده و انرژی خود را مصروف مسائل قابل حل فرسایشی کند. در چنین شرایطی، این «اتحاد مقدس» مثل یک سیستم ایمنی هوشمند عمل می‌کند؛ عامل مشکل را به‌موقع می‌شناسد و نمی‌گذارد نارضایتی‌های طبیعی و قابل‌فهم آن‌قدر بزرگ شوند که به یک بحران فراگیر اجتماعی تبدیل شوند.

چرخه معیوب

برای فهم درست شرایط، باید ارتباط نزدیک و جدایی‌ناپذیر میان «آشوب اجتماعی» و «فروپاشی اقتصادی» را به‌روشنی دید. این رابطه یک تناسب ساده نیست، بلکه یک چرخه‌ی معیوب با شتاب فزاینده است. هر گونه بی‌ثباتی گسترده و تخریب اموال عمومی، سیگنالی به سرمایه‌ ملی می‌فرستد: «اینجا ناامن است». در پی این سیگنال، سرمایه‌گذاری و تولید متوقف می‌شود، پروژه‌ها نیمه‌کاره رها می‌شوند و فرار سرمایه شتاب می‌گیرد. نتیجه‌ی مستقیم، تضعیف پول ملی است. از سوی دیگر، دولت ناچار می‌شود منابع عظیم مالی و انسانی را که می‌بایست صرف زیرساخت و تولید ملی بکند، به کنترل بحران و جبران خسارت‌ها اختصاص دهد. این به معنای تشدید فشارهای معیشتی بر همان مردمی است که خواستار بهبود شرایط بوده‌اند. دشمن با آتش زدن این چرخه، در حقیقت می‌خواهد جامعه را در باتلاقی فروبرد که خروج از آن به آسانی ممکن نباشد. بنابراین، حفظ ثبات، پیش‌شرط هرگونه بهبود اقتصادی است.

هوشمندی در مطالبه‌گری، سپر ایران در برابر سوءاستفاده از دردهای واقعی

خروج از این گرداب، نیازمند اقدام هماهنگ و مسئولیت‌پذیری دو سوی رابطه‌ی ملت-دولت است. از یک سو، مردم به عنوان صاحبان اصلی کشور، با هوشمندی باید میان «ابراز مطالبه در چارچوب منافع ملی» و «تبدیل شدن به بلندگوی ناخواسته‌ی دشمن» تمایز قائل شوند. این هوشمندی، بزرگ‌ترین سد در برابر پروژه‌ی آشوب‌سازی است. از سوی دیگر، دولت مکلف است، «تلاش بیشتر و کنشگری بیشتری از خود نشان دهد.» این کنشگری باید در عمل و به صورت ملموس دیده شود؛ در شفافیت، در تسریع روند حل مشکلات، در گفت‌وگوی مؤثر با نخبگان و اقشار مختلف و در ارائه‌ی گزارش‌های واقع‌بینانه از پیشرفت‌ها و چالش‌ها. دولت باید ثابت کند که این بازخوردها را می‌شنود و آن‌ها را به برنامه‌ریزی و اقدام تبدیل می‌کند. تنها در این صورت است که حلقه‌ی اعتماد ترمیم می‌شود.
حق مطالبه‌گری، نباید قربانی توطئه‌های دشمن شود. بلکه باید با خرد جمعی، آن را در مسیری هدایت کرد که ضمن ابراز مشکلات و هدایت دولت برای بهبود عملکرد، وحدت کلمه و انسجام ملی—که بزرگ‌ترین دستاورد انقلاب و تنها ضامن امنیت و پیشرفت در شرایط دشوار کنونی است—تقویت گردد. این حق نیازمند مسئولیت‌پذیری راهبردی است. نتیجه‌ی مطلوب، وضعیتی است که در آن، کنش اجتماعی مطالبه محور به کنش سیاسی اصلاح گر و پاسخگو در بدنه‌ی دولت تبدیل شود. این انتقال تنها زمانی محقق می‌شود که گفتمان غالب در جامعه، «تأکید بر منافع کلان ملت» باشد، نه گفتمان تخریب و نفی که تنها بستر را برای مداخلات و فشارهای خارجی فراهم می‌سازد.
۲ MB
به یاد داشته باشیم که دشمنان این مرزوبوم، «خیر این مملکت را در جنگ و وابستگی» می‌دانند. هوشیاری در این است که اجازه ندهیم دردهای واقعی، بهانه‌ای برای تحقق این خیرخواهی دروغین شود. مطالبه کنیم اما با زبانی که دشمن نتواند آن را به سلاحی علیه خودمان تبدیل کند. هرگونه عبور از این چارچوب، نه صدای جامعه را بلندتر که تنها بستر دخالت‌های خارجی را فراهم می‌سازد و به دشمن اجازه می‌دهد از دردهای واقعی مردم، به عنوان اهرمی برای پیشبرد اهداف خود که همانا تضعیف ایران و تسلط بر آن است استفاده کند. بنابراین، هوشمندی جمعی در این است که اجازه ندهیم هیچ بازیگر داخلی یا خارجی، با سوءاستفاده از مطالبات به‌حق، سیلی به صورت خواست عمومی جامعه بزند و آن را از مسیر سازنده‌اش منحرف کند. #خط_رهبری #مطالبه‌گری #اعتراض #اغتشاش #اتحاد_مقدس #بازار
16:39 - 14 دی 1404
نظرات کاربران
ارسال به صورت ناشناس
اخبار داغ