به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از مهر، محمدرضا کوهستانی نویسنده نمایش «در همسایگی تزارها» که در تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه است درباره داستان این نمایش گفت: زنی مرموز در عمارت پدری خود که نزدیک قبرستان قدیمی شهر قرار دارد، طبق سنتی خانوادگی به مسافران در راه مانده پناه میدهد. روزی از روزها به وی خبر میرسد که طی یک سال گذشته چند مرد سالخورده ناپدید شدهاند. از پس این خبر، سلسلهای از اتفاقات در عمارت رقم می خورد تا در نهایت پرده از رازی بزرگتر برداشته می شود.
وی درباره ارتباطی که بین نمایش «آرسنیک و تور کهنه» و «در همسایگی تزارها» توضیح داد: اجازه استفاده از متن اثر اصلی را از آقای پارسایی که در آن زمان به سفارش ایشان نمایشنامه «آرسنیک و تور کهنه» را دراماتورژی کردم، گرفتیم و نمایشی که اکنون روی صحنه آمده، یک کمدی کلاسیک قاجاری و برداشتی کاملاً آزاد از آن نمایشنامه است. این اقتباس در واقع برداشت شخصی من است؛ با تعداد کاراکترهای کمتر و قصهای که کاملاً متعلق به خودم است.
وی درباره بازگشتش به تئاتر بزرگسال پس از سالها فعالیت در حوزه کودک و نوجوان توضیح داد: من در سالهای ۸۵، ۸۶ و ۸۹ سه اثر کودک تولید کردم که در جشنوارههای مختلف مورد توجه قرار گرفتند، جوایزی گرفتند و حتی اجرای عمومی و حضور در فستیوالهای خارجی داشتند. نمایشهای «ما یک دختر»، «یک سرباز» و «قصه پادشاه سرزمین قصهها» را در جشنوارههایی در هند و دبی اجرا کردیم.
این هنرمند ادامه داد: همزمان با این آثار کودک، بین سالهای ۸۶ تا ۸۹ نمایش «شام آخر» را بهعنوان یک اثر بزرگسال روی صحنه بردیم؛ نمایشی که عملاً به شناسنامه گروه ما تبدیل شد و با آن در حدود ۷ جشنواره بینالمللی از جمله ژاپن، اتریش، سوئد، ترکیه و اسلواکی حضور داشتیم. بعد از آن در سال ۸۹ دوباره با نمایش «شب اسرارآمیز پهپه» به تئاتر کودک بازگشتیم.
ظرفیت تئاتر کودک در ایران پایین است!
کوهستانی با اشاره به تصمیم شخصیاش برای فاصله گرفتن از تئاتر کودک گفت: بعد از «شب اسرارآمیز پهپه» به این جمعبندی رسیدم که متأسفانه ظرفیت تئاتر کودک در ایران پایین است و آن توجهی که باید به این حوزه شود، اتفاق نمیافتد. به همین دلیل تصمیم گرفتم تمرکزم را دوباره روی تئاتر بزرگسال بگذارم. این یک تصمیم کاملاً شخصی بود.
این نویسنده درباره مسیر حرفهای خود در سالهای بعد بیان کرد: در سال ۹۳ نمایش «یک کلیک کوچولو» را در تئاترشهر روی صحنه بردیم و از سال ۹۵ به بعد، همزمان با آغاز پروژههایی مثل «الیور توئیست» به کارگردانی حسین پارسایی، عملاً بهطور جدی به تئاتر بزرگسال بازگشتم. در دهه گذشته و بهویژه از سال ۹۶ تا امروز، بیشتر آثارم در حوزه تئاتر بزرگسال بوده و اغلب نیز در قالب آثار موزیکال و پروژههایی با پروداکشن بزرگ تولید شدهاند. در شرایط فعلی تصمیمم این است که تا اطلاع ثانوی برای تئاتر بزرگسال بنویسم. دلیلش هم این است که احساس میکنم فضای تئاتر کودک کشش لازم را برای فعالیت حرفهای تماموقت را ندارد.
تنها یک سالن تخصصی برای تئاتر کودک کافی نیست
کوهستانی درباره چرایی «نبود کشش» در حوزه تئاتر کودک توضیح داد: مسئله اصلی به سیاستگذاری و زیرساختها برمیگردد. وقتی قرار است بهصورت حرفهای کار کنید، باید زیرساخت و امکان درآمدزایی وجود داشته باشد. در تئاتر کودک، ظرفیت درآمدزایی بسیار محدود است. سالهاست که در شهری مثل تهران، تنها سالن تخصصی تئاتر کودک تالار هنر است و در این مدت ظرفیت تازهای به این حوزه اضافه نشده. سیاستگذاران هم عمدتاً همان افراد همیشگی هستند و جریان تازهای شکل نگرفته است.
وی تأکید کرد: این مسئله به معنای نبود مخاطب برای تئاتر کودک نیست. اگر کاری با کیفیت تولید شود، قطعاً مخاطب خودش را دارد، اما برای کسی که شغل دیگری ندارد و میخواهد از تئاتر امرار معاش کند، تئاتر بزرگسال مدیومی با ظرفیتهای بیشتر است و امکان بازخورد حرفهای بهتری فراهم میکند.
کوهستانی درباره حفظ هویت مستقل خود به عنوان نویسنده، عنوان کرد: من از ابتدا سعی کردم هویت نمایشنامهنویس را برای خودم حفظ کنم. اگرچه در طول این سالها کارهای مختلفی انجام دادهام؛ از آهنگسازی و انتخاب موسیقی گرفته تا دراماتورژی و حتی کارگردانی یکی دو اثر اما تصمیم شخصیام این بود که روی یک شاخه تمرکز کنم. برای مثال نمایش «بهترین مامان این حوالی» را در سال ۸۴ در تئاترشهر اجرا کردیم که به چند جشنواره خارجی هم رفت اما در نهایت انتخاب کردم که تمرکزم را روی نمایشنامهنویسی بگذارم.
نمایشنامهنویسی ذیل تولید تئاتر تعریف میشود؛ شرایط برای نو ورودان دشوار است
این نویسنده درباره وضعیت نمایشنامهنویسان جوان و امکان امرار معاش از طزیق نوشتن توضیح داد: واقعیت این است که شرایط بسیار سخت است. نمایشنامهنویسی در ایران عملاً ذیل تولید تئاتر تعریف میشود و وقتی اقتصاد تئاتر به این وضعیت میرسد و هزینههای تولید تا این حد بالا میرود، صرفاً نمایشنامهنویس بودن و زندگی کردن از این راه بسیار دشوار میشود. من در این مسیر خوششانس بودم؛ حضور افرادی مثل حسین پارسایی و احمد سلیمانی در کنارم، خیال من را از بابت به صحنه رفتن حرفهای آثار راحت میکرد و همین امکان تمرکز روی نوشتن را برایم فراهم کرد.
وی افزود: این شرایط نوعی شانس و امکان است که لزوماً برای نسل جوانتر و فارغالتحصیلان رشتههایی مثل ادبیات نمایشی فراهم نیست. با این حال، بهنظر من هنوز هم روش سنتی تشکیل گروههای کوچک نمایشی میتواند جواب بدهد؛ حتی در این وضعیت بد اقتصادی. توصیهام این است که جوانترها گروه تشکیل بدهند و در کنار خودشان کارگردان، طراح صحنه، طراح لباس، طراح نور و آهنگساز داشته باشند و از دل یک گروه مسیر حرفهایشان را شروع کنند.
کوهستانی ادامه داد: ما هم سالها در قالب گروه خودمان با بازیگران و طراحان ثابت کار کردیم و کمکم توانستیم گروه را گسترش بدهیم، از بازیگران شناختهشدهتر استفاده کنیم تا رنگوبوی حرفهایتری به کارها بدهیم. اما در مجموع اگر بخواهم صریح بگویم، برای نمایشنامهنویسان جوان، اینکه بخواهند صرفاً با نوشتن و به صحنه بردن نمایشنامه امرار معاش کنند، نیازمند پشتکار، تلاش زیاد و بهاصطلاح پوست کلفت بودن است. مسیر بسیار دشواری است.
شرایط بد اقتصادی تئاتر و تاثیر آن بر تولید آثار نازل کمدی
وی درباره دلایل افول سطح کیفی آثار کمدی در تئاتر ایران تصریح کرد: بهنظر من این مسئله تحت تأثیر چند عامل است. یکی از مهمترین دلایل، همان شرایط بد اقتصادی تئاتر است. بسیاری از هنرمندان حرفهای، جریانساز و صاحب امضا که توانایی نوشتن کمدیهای جدی و عمیق را داشتند، بهتدریج از این فضا فاصله و تصمیم گرفتند چنین آثاری تولید نکنند. همین غیبت باعث شده امروز جای خالی آنها روی صحنه احساس شود و این وضعیت شکل بگیرد.
کوهستانی با اشاره به اینکه مروز کمتر شاهد تولید کمدیهای عمیق و جدی در تئاتر هستیم، گفت: یکی از دلایل میتواند به مسائل نظارتی برگردد. کمدیهای جدیتر، کمدی سیاه یا آثاری که لایههای عمیقتری دارند، معمولاً بیشتر در معرض سانسور و محدودیتهای نظارتی قرار میگیرند و همین مسئله دست نویسنده و کارگردان را برای رفتن به سمت این نوع کمدی میبندد. وقتی هزینههای تولید تئاتر بالا است، طبیعی است که گروهها ریسک کمتری بپذیرند و سراغ آثاری بروند که احتمال توقیف یا حذف کمتری دارد.
وی افزود: اما بهنظر من مهمتر از همه اینها، تغییر ذائقه مخاطب تحت تأثیر شبکههای اجتماعی در یک دهه اخیر است. ما عملاً مخاطب سنتی و تا حدی فرهیختهتر را تا اندازهای از دست دادهایم و وارد فضایی شدهایم که همهچیز سرعتی و مصرفی شده است؛ از ویدئوهای کوتاه گرفته تا محتوایی که صبح تا شب در شبکههای اجتماعی میبینیم و دستبهدست میکنیم. این تغییر سرعت و شکل مصرف محتوا، روی سلیقه کمدی مخاطب هم تأثیر مستقیم گذاشته است.
تغییر ذائقه مخاطب مهم است
این نمایشنامهنویس تصریح کرد: وقتی اقتصاد تئاتر گران است و هزینههای تولید بالا میرود، طبیعی است که گروههای تولیدکننده به این فکر کنند که مخاطب چه میخواهد و با چه سلیقهای مواجهاند. بر همین اساس، آثاری تولید میشود که شاید از نظر کیفی مورد نقد باشند، اما با ذائقه بخش گستردهتری از مخاطبان امروز همخوانی دارند. نتیجه این روند، همان چیزی است که امروز روی صحنهها میبینیم.
وی ادامه داد: ما در انتخاب برای تولید یک اثر، بهشدت تحت تأثیر اقتصاد تئاتر، بازگشت سرمایه و چرخه مالی تولید هستیم. همین مسئله باعث میشود ریسک رفتن به سمت کمدی سیاه، چندلایه و عمیق کمتر پذیرفته شود. در واقع مجموعهای از عوامل در شکلگیری این وضعیت نقش دارند، نه یک عامل واحد.
این هنرمند با نگاهی کلیتر به وضعیت امروز تئاتر گفت: اگر صرفاً به کمدی هم نگاه نکنیم، میبینیم که نمایشهای رئالیستی و آنچه زمانی تحت عنوان ژانر اجتماعی در تئاتر ایران شناخته میشد، امروز بسیار کمرنگ شدهاند. بهنظر من در یک بازه حدوداً ۲۰ ساله، تحت تأثیر شدت نظارت و تغییر ذائقه مخاطب، این ژانر تقریباً از دست رفته است.
اکثر آثار نمایشی موجود نسبتی با جامعه ندارند
کوهستانی تأکید کرد: امروز بخش عمدهای از آثاری که روی صحنه میبینیم، نسبت مستقیمی با وضعیت امروز جامعه ما ندارند. چه آثاری که ادعای نقد دارند و چه آثاری که در قالب کمدی یا تراژدی اجرا میشوند، متأسفانه ارتباطشان با زیست اجتماعی ما کمرنگ شده است. نتیجه این وضعیت، نوعی آشفتگی در تئاتر امروز است؛ آثاری که گاه از نظر ساخت و محتوا، نسبت روشنی با روحیات و مسائل جامعه ندارند.
وی افزود: حذف تدریجی هنرمندان جریانساز و صاحبامضا چه به دلیل شرایط موجود و چه به انتخاب شخصی خودشان، تأثیر مستقیمی بر وضعیت امروز تئاتر گذاشته است. زمانی این افراد گونههایی را پیشنهاد میدادند که الهامبخش نسلهای بعدی بود، اما با کنار رفتن آنها، نتیجه همان چیزی شده که امروز روی صحنهها شاهدش هستیم.
کوهستانی با اشاره به تغییر وضعیت مخاطبان تئاتر گفت: بخش قابلتوجهی از تماشاگران حرفهای تئاتر را از دست دادهایم؛ مخاطبانی که عاشق تئاتر بودند و در یک ماه چندین اجرا میدیدند. امروز همان مخاطبان بهدلیل فشارهای اقتصادی مجبورند از میان اجراهای متعدد، نهایتاً یکی، ۲ نمایش را انتخاب کنند. برای یک خانواده چهار نفره، رفتن به تئاتر و هزینههای جانبی آن میتواند به چند میلیون تومان برسد، در حالی که درآمد متوسط خانوار چنین امکانی را فراهم نمیکند.
وی ادامه داد: علاوه بر گران شدن تولید تئاتر، مخاطب هم دچار فقر اقتصادی شده است. نتیجه این وضعیت، از دست رفتن بخش مهمی از مخاطبان جدی تئاتر است؛ همانهایی که در صف خرید بلیت میایستادند و پیگیر اجراها بودند. امروز با کمیت بالای تولید، کیفیت پایینتر و مخاطبی مواجهیم که توان مالی دیدن این حجم از آثار را ندارد و ناچار به انتخاب محدود شده است.
این نمایشنامهنویس تأکید کرد: همه این عوامل باعث شده نوعی عدم تناسب میان آنچه روی صحنه میبینیم و واقعیت زندگی اجتماعی ما شکل بگیرد. این وضعیت برای من تأسفبرانگیز است، چون آن حالوهوا و اتمسفری که سالها بر تئاتر ایران حاکم بود و حس پیشرفتن و اشتیاق به تماشا را ایجاد میکرد، تا حد زیادی از بین رفته است.
فشارهای معیشتی باعث از بین رفتن تدریجی تئاتر است
کوهستانی در پایان مطرح کرد: تئاتر پیش از هر چیز نیازمند حال خوب مخاطب است. وقتی فشارهای معیشتی زیاد میشود، تفریحهای فرهیختهای مثل تئاتر و حتی سینما از سبد فرهنگی خانوادهها حذف میشوند. امروز مسائل مهمتری جای آنها را گرفته و همین مسئله باعث شده تئاتر، مانند بسیاری از حوزههای فرهنگی دیگر، رنگ و معنای گذشتهاش را تا حد زیادی از دست بدهد.
نمایشنامه «در همسایگی تزارها» در یازدهمین دوره انتخاب آثار نمایشی برتر ایران در بخش تالیفی موفق به کسب جایزه شد.
نمایش «در همسایگی تزارها» به نویسندگی محمدرضا کوهستانی و کارگردانی احمد سلیمانی از ۷ دی در تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه رفته است.
در این نمایش امیرحسین آرمان، وحید آقاپور، علی اوجی، الناز حبیبی، نیما سیاری و نسرین نصرتی به ایفای نقش میپردازند.
۲۴۲۲۴۳









