بحران ترانه در عصر وایرال‌ها

در روزگاری که قطعه‌های موسیقی در چند ثانیه وایرال می‌شوند و به همان سرعت فراموش، ترانه بیش از هر زمان دیگری به حاشیه رانده شده است؛ شتاب تولید، سلطه الگوریتم‌ها و تغییر ذائقه شنیداری، باعث شده کلمات در بسیاری از آثار امروز نقشی کم‌رنگ و مصرفی پیدا کنند؛ بحرانی خاموش که هویت معنایی موسیقی ایران را تهدید می‌کند.

خلاصه خبر
خبرگزاری فارس _‌ گروه موسیقی: در سال‌های اخیر، موسیقی ایران با شتابی فزاینده در حال تولید و انتشار است؛ قطعه‌هایی که گاه در فاصله‌های کوتاه روانه بازار می‌شوند و در فضای مجازی دست‌به‌دست می‌چرخند. با این حال، در میان این حجم گسترده تولید، یک ضعف مشترک بیش از هر عامل دیگری به چشم می‌آید؛ افت محسوس کیفیت ترانه. ترانه‌ای که باید ستون معنایی و هویتی یک اثر موسیقایی باشد، امروز در بسیاری از آثار به عنصری کم‌اهمیت و مصرفی تقلیل یافته و به همین دلیل، به پاشنه آشیل موسیقی امروز ایران بدل شده است.بررسی بخش قابل توجهی از آثار پاپ و حتی برخی تولیدات غیرپاپ نشان می‌دهد که تکرار مضمون‌ها، فقر واژگانی و روایت‌های سطحی، به ویژگی غالب ترانه‌ها تبدیل شده است. مضامین عاشقانه کلیشه‌ای، احساسات بیان‌نشده و استفاده مکرر از ترکیب‌های آشنا و مستعمل، باعث شده بسیاری از قطعه‌ها اگرچه شنیده می‌شوند، اما در حافظه جمعی ماندگار نمی‌مانند.این در حالی است که در دوره‌هایی از تاریخ موسیقی ایران، ترانه نقش تعیین‌کننده‌ای در ماندگاری آثار ایفا کرده است. همکاری مستمر آهنگسازان با ترانه‌سرایان حرفه‌ای و توجه به زبان، تصویرسازی و روایت، سبب خلق آثاری شد که فراتر از زمان خود شنیده شدند و همچنان در حافظه نسل‌های مختلف باقی مانده‌اند. مقایسه این دوره با وضعیت فعلی، فاصله معناداری را نشان می‌دهد که بیش از هر چیز به نگاه تولیدمحور و شتاب‌زده امروز بازمی‌گردد.
به باور رضا مهدوی، پژوهشگر موسیقی، یکی از دلایل اصلی افول جایگاه ترانه در سال‌های اخیر، فاصله گرفتن آن از اندیشه و تجربه زیسته است. او معتقد است که در چرخه تولید موسیقی امروز، ترانه اغلب در اولویت قرار ندارد و بیشتر به‌عنوان متنی برای پر کردن ملودی تلقی می‌شود. همین نگاه، به تضعیف زبان ترانه و حذف عناصر روایی و تصویری انجامیده است.این پژوهشگر بر این نکته تایکید دارد که سرعت بالای تولید آثار، فرصت تأمل و پرداخت را از ترانه‌سرا گرفته است. در بسیاری از پروژه‌ها، آهنگ و تنظیم پیش از شکل‌گیری متن نهایی آماده می‌شود و ترانه‌سرا ناچار است در زمانی محدود، متنی بنویسد که با ساختار از پیش تعیین‌شده هماهنگ باشد. نتیجه چنین فرآیندی، ترانه‌هایی است که نه از دل تجربه می‌آیند و نه امکان پرداخت ادبی پیدا می‌کنند.در این میان، نقش فضای مجازی و الگوریتم‌های پلتفرم‌های انتشار موسیقی نیز قابل چشم‌پوشی نیست. قطعه‌هایی که بتوانند در چند ثانیه نخست توجه مخاطب را جلب کنند، شانس بیشتری برای دیده‌شدن دارند و همین مسئله، سازندگان را به سمت ساده‌سازی هرچه بیشتر متن سوق داده است. در چنین شرایطی، ترانه به جای آنکه حامل معنا باشد، به ابزاری برای جذب فوری مخاطب تبدیل می‌شود.پیروز ارجمند، آهنگساز و پژوهشگر موسیقی، بر این باور است که محدود شدن دامنه موضوعات و نگاه محتاطانه به ترانه نیز در تکرار مضمون‌ها مؤثر بوده است. از نگاه او، ترانه زمانی می‌تواند تأثیرگذار باشد که به زندگی واقعی مردم نزدیک شود و از تجربه‌های انسانی و اجتماعی الهام بگیرد. محدود شدن این فضا، ترانه‌سرا را ناچار به انتخاب مسیرهای امن و تکراری کرده است.
در کنار همه این عوامل، نقش مخاطب نیز قابل توجه است. ذائقه شنیداری عمومی که تا حد زیادی تحت تأثیر جریان‌های فضای مجازی شکل می‌گیرد، گاه به ترانه‌های ساده و فوری واکنش بیشتری نشان می‌دهد. این چرخه معیوب، تولیدکننده را به سمت تکرار فرمول‌های امتحان‌شده سوق می‌دهد و فرصت تجربه‌گرایی و نوآوری را کاهش می‌دهد.با این حال، نمونه‌هایی از آثار موفق در سال‌های اخیر نشان می‌دهد که ترانه‌های اندیشیده‌شده همچنان می‌توانند مخاطب خود را پیدا کنند. این آثار ثابت می‌کنند که بحران ترانه، امری گریزناپذیر نیست، بلکه نتیجه مجموعه‌ای از انتخاب‌ها و سیاست‌های نادرست در چرخه تولید موسیقی است.بازگشت ترانه به جایگاه اصلی خود، مستلزم بازنگری جدی در نگاه به تولید موسیقی است؛ نگاهی که در آن، ترانه نه یک عنصر فرعی، بلکه هویت و شناسنامه اثر تلقی شود. تا زمانی که این تغییر رویکرد اتفاق نیفتد، ترانه همچنان به‌عنوان پاشنه آشیل موسیقی امروز ایران باقی خواهد ماند.#موسیقی#ترانه#آهنگسازاخبار هنری را می‌توانید از طر‎یق صفحه ‌هنر و رسانه فارس دنبال کنید.
18:03 - 14 دی 1404
نظرات کاربران
ارسال به صورت ناشناس
اخبار داغ