دستگیری مادورو؛ آیا ایران باید نگران باشد؟

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، نیکلاس مادورو ۲۲ اکتبر ۲۰۱۶ در تهران با علی خامنه‌ای ملاقات کرد
    • نویسنده, سعید جعفری
    • شغل, روزنامه‌نگار

پس از چند ماه بالا گرفتن تنش‌ها بین واشنگتن و کاراکاس، نیروهای ویژه آمریکا، در عملیاتی کم‌سابقه، با حمله به ونزوئلا، رئيس جمهور این کشور را دستگیر و به خارج از کشور منتقل کردند.

ساعاتی پس از دستگیر شدن نیکلاس مادورو، واکنش‌های جهانی عمدتا همراه با انتقاد و نگرانی نسبت به نقض قوانین بین‌المللی بود؛ هرچند شماری از رهبران اروپایی از کنار رفتن او استقبال کردند. چین و روسیه نیز اقدام آمریکا را محکوم کرده و آن را تهدیدی برای صلح در آمریکای جنوبی دانستند.

هزاران کیلومتر دورتر از قاره آمریکا، واکنش‌ ایرانی‌ها قابل توجه بود. در حالی که مقام‌های رسمی ایران، که از متحدان ونزوئلا به شمار می‌آیند، این اقدام را نقض آشکار قوانین بین‌المللی دانستند و محکوم کردند، این تحول با استقبال شماری از مخالفان جمهوری اسلامی روبه‌رو شد.

تبعات، پیام و اثرات حمله محدود آمریکا به ونزوئلا و دستگیری مادورو، برای مردم ایران و حکومت چه خواهد بود؟ آیا آن‌طور که برخی از طرفداران فروپاشی جمهوری اسلامی در شبکه‌های اجتماعی می‌گویند، «شمارش معکوس حکومت علی خامنه‌ای شتاب گرفته است» یا آنطور که گروهی دیگر می‌گویند، اساسا «ایران، ونزوئلا نخواهد شد؟»

درس‌هایی از یک عملیات کوتاه با پیام‌های بلند

دونالد ترامپ از زمان آغاز تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری، وعده داده بود که به جنگ‌های بی‌پایان در سراسر جهان خاتمه می‌بخشد؛ او اما در کمتر از یک سال حضور در کاخ سفید دستور انجام عملیات‌هایی در یمن، سوریه، نیجریه، ایران و همچنین ونزوئلا را صادر کرده است.

نکته مشترک تمام این حملات، کوتاه و محدود بودن آنها بوده است؛ الگویی که می‌تواند نشان‌دهنده ترجیح رئيس جمهور آمریکا برای مداخلات نظامی محدود در نقاط مختلف جهان باشد.

حمیدرضا عزیزی، کارشناس مسائل بین‌الملل، به بی‌بی‌سی فارسی گفت: « دولت ترامپ به دنبال مداخلات نظامی گسترده با سرانجام نامشخص نیست و صرفا از اقداماتی حمایت می‌کند که شانس موفقیت بالایی داشته باشند. به همین دلیل نمی‌توان حمله به ونزوئلا را با اشغال عراق و دستگیری صدام حسین مقایسه کرد.»

ابعاد، گستردگی، تسلیحات و همچنین حجم استفاده از مهمات در حمله به ونزوئلا، نشان می‌دهد که آنچه رخ داد، نه فقط یک حمله نظامی که عملیاتی اطلاعاتی و امنیتی بوده است. نیروهای آمریکایی با هدف مشخص دستگیری و خارج کردن رئيس‌جمهور ونزوئلا به کاراکاس رفتند و پس از رسیدن به این هدف، بدون شلیک یک گلوله اضافی به کشورشان بازگشتند.

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، نیکلاس مادورو با عملیات برق‌آسای نیروهای ویژه آمریکا دستگیر و به این کشور منتقل شد

خبرگزاری رویترز در گزارشی به نقل از مقام‌های آمریکایی به نقش کلیدی تیم‌های نفوذی سازمان سیا در نزدیکی حلقه قدرت آقای مادورو اشاره کرده است؛ تیم‌هایی که از سبک زندگی، برنامه‌های روزانه و محل رفت‌وآمد او آگاهی کامل داشتند.

در نتیجه، انجام عملیاتی مشابه در ایران هم احتمالا نیازمند سطحی مشابه از نفوذ اطلاعاتی در بالاترین لایه‌های قدرت جمهوری اسلامی خواهد بود.

آیا ایران، ونزوئلا می‌شود؟

حمله به ونزوئلا حدود ۲۴ ساعت پس از آن انجام شد که رئيس جمهور آمریکا در شبکه‌های اجتماعی به رهبران ایران هشدار داد اگر به سرکوب مردم ادامه دهند، آمریکا« برای نجات آن‌ها وارد عمل خواهد شد.»

این هشدار با استقبال بخش گسترده‌ای از مخالفان جمهوری اسلامی ایران و محکومیت شدید مقام‌های رسمی ایران روبه‌رو شد.

اگرچه برخی از منتقدان حکومت هم آن را اقدامی مضر دانستند و گفتند که ورود آمریکا و اسرائيل به هر شکلی، در نهایت می‌تواند معادله را به زیان مخالفان تغییر دهد.

آقای ترامپ کمتر از یک روز پس از تهدید ایران، به ونزوئلا حمله و رئیس‌جمهور آن را دستگیر کرد. هم‌زمانی این تحولات باعث شکل‌گیری برداشت‌های متفاوتی شده است، به‌ویژه از این جهت که رئیس‌جمهور آمریکا هنگام تهدید حکومت ایران احتمالا می‌دانست خیلی زود آقای مادورو را دستگیر خواهد کرد.

حتی اگر هم‌زمانی این دو ماجرا را تصادفی بدانیم، می‌توان تصور کرد که جمهوری اسلامی بیشتر از گذشته به این می‌اندیشد که تهدیدهای دونالد ترامپ صرفا «شفاهی» نخواهند ماند.

بعد از انتشار تصاویر نیکولاس مادورو با دستان بسته، بعضی در شبکه‌های اجتماعی این پرسش را مطرح کردند که «آیا علی خامنه‌ای نفر بعدی است که از سوی نیروهای ویژه آمریکایی دستگیر می‌شود؟»

در حالی که بخشی از مخالفان جمهوری اسلامی ابراز امیدواری کردند که این اتفاق در ایران هم بیفتد، اما گروهی دیگر با اشاره به مخالفت‍شان با دخالت خارجی و تبعاتی که ممکن است هر گونه حضور نیروهای بیگانه در کشور به همراه داشته باشد، نه تنها از این موضوع استقبال نکردند که حتی حمایت دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو از تظاهرات خیابانی در شهرهای مختلف ایران را به ضرر معترضان و به سود دستگاه سرکوب جمهوری اسلامی دانستند.

منبع تصویر، NurPhoto via Getty Images

توضیح تصویر، گروهی از معترضان به حمله آمریکا به ونزوئلا روز ۳ ژانویه ۲۰۲۵ در مقابل سفارت آمریکا در آتن، پایتخت یونان، تجمع کردند

اما آیا ارزش راهبردی ایران و ونزوئلا برای آمریکا در یک سطح قرار دارد؟ سند امنیت ملی دولت آقای ترامپ که کمتر از یک ماه پیش منتشر شد، تفاوت‌های قابل توجهی را در این زمینه نشان می‌دهد.

در این سند، واشنگتن با اشاره به آنچه «نابودی برنامه هسته‌ای ایران» خوانده شده، از رفع تهدید تهران برای منطقه و جهان سخن می‌گوید و هم‌زمان بر لزوم احیای نفوذ ایالات متحده در قاره آمریکا تاکید می‌کند.

آقای عزیزی معتقد است که ونزوئلا در چارچوب امنیت ملی آمریکا اهمیت به مراتب بیشتری نسبت به ایران دارد. به گفته او، واشنگتن کشورهای آمریکای لاتین را حوزه نفوذ خود می‌داند و تلاش می‌کند از ابزارهای نرم (انتخابات در هندوراس) و سخت (حمله به ونزوئلا)، برای روی کار آوردن حکومت‌های همسو استفاده کند.

برخی تحلیل‌گران همچنین به نقش نفت ونزوئلا و برنامه‌ریزی دولت آقای ترامپ برای بهره‌برداری از منابع اقتصادی این کشور در دوران پسامادورو اشاره کرده‌اند؛ عاملی که به‌ویژه با توجه به نزدیکی جغرافیایی، اهمیت کاراکاس را برای واشنگتن دوچندان می‌کند.

در عین حال، نباید از محدودیت‌های داخلی آمریکا نیز غافل شد. افکار عمومی خسته از جنگ‌های خارجی و ملاحظات سیاسی داخلی، دامنه مانور هر رئيس جمهور آمریکا را برای تکرار چنین مواردی محدود می‌کند؛ عاملی که می‌تواند مانع تبدیل یک الگو به رویه‌ای دائمی شود.

اما در شرایطی که آقای ترامپ دوست دارد از خودش تصویر سیاستمداری پیش‌بینی‌‌ناپذیر ارائه دهد، آیا می‌توان تکرار سرنوشتی را که برای نیکلاس مادورو رخ داد، برای رهبران جمهوری اسلامی نیز متصور دانست؟

صنم وکیل، مدیر برنامه خاورمیانه و شمال آفریقا در بنیاد چتم‌هاوس، می‌گوید: «کنار رفتن یک فرد در راس قدرت، لزوما تضمین‌کننده از سرگیری تغییرات نیست اما بدون تردید به تغییر در ساختار رژیم منجر می‌شود.»

«به نظرم چنین سناریویی می‌تواند درباره ایران هم صدق کند؛ جایی که پس از علی خامنه‌ای، رقابت‌های جدی جناحی بر سر این‌که چه کسی یا چه جریانی قدرت را در دست بگیرد، شکل خواهد گرفت.»

بازیگری به نام اسرائيل

هرچند اهمیت راهبردی ایران از منظر سند امنیت ملی دولت ترامپ قابل مقایسه با ونزوئلا نیست ولی احتمالا بازیگری به نام اسرائيل می‌تواند نقش کاتالیزور را در هرگونه اقدام نظامی در قبال جمهوری اسلامی ایران ایفا کند.

با وجود این که دونالد ترامپ بعد از حملات خود به تاسیسات هسته‌ای ایران، بارها تاکید کرده که توانسته برنامه هسته‌ای ایران را از بین ببرد، اما اسرائيل همچنان علاقه‌مند است بیش از قبل به این دشمن منطقه‌ای خود ضربه بزند.

تلاش‌های اسرائيل برای قرار دادن دوباره «تهدید ایران» روی میز، سبب شد که در دیدار بنیامین نتانیاهو با دونالد ترامپ در فلوریدا، رئيس جمهور آمریکا از اقدام نظامی اسرائيل علیه برنامه موشکی ایران در صورت بازسازی برنامه موشکی و ادامه برنامه‌هسته‌ای‌اش، حمایت کند.

در چنین شرایطی، آیا اسرائيل که از حمایت قوی در آمریکا برخوردار است، نمی‌تواند با ارائه طرحی، این کشور را به انجام یک اقدام نظامی محدود، مشابه آنچه در ونزوئلا رخ داد، ترغیب کند؟

حمیدرضا عزیزی می‌گوید: «نباید فراموش کنیم اقدامی که در ونزوئلا رخ داد، پس از حدود ۲ ماه محاصره دریایی و اقدامات تشدیدکننده صورت گرفت. ضمن این که الگوی رفتاری رئيس‌جمهور آمریکا نشان داده که او تنها در صورتی در یک اقدام نظامی محدود مشارکت خواهد کرد که مطمئن باشد که اولا، این عملیات موفقیت‌آمیز خواهد بود و دوما، محدود می‌ماند و آمریکا را درگیر آنچه او "جنگ‌های بی‌پایان" می‌نامد، نخواهد کرد.»

«در نتیجه در صورتی که برآیند اعتراضات داخلی در ایران و همچنین اقدامات اسرائيل به سمتی رود که آن دو پیش شرط را تقویت کند، احتمال اینکه آمریکا دست به چنین کاری بزند، وجود خواهد داشت.»

درک تهدید در ایران

بعد از سقوط بشار اسد، کشته‌شدن حسن نصرالله و تضعیف گروه‌های موسوم به نیابتی در منطقه، حالا جمهوری اسلامی ایران یکی دیگر از دوستان خود را هم از دست رفته می‌بیند.

هرچند هنوز ابهامات زیادی در خصوص نظم آتی حاکم بر ونزوئلا وجود دارد و کسی نمی‌داند ونزوئلای پسامادورو چه جهت‌گیری‌های راهبردی در سیاست خارجی خود خواهد داشت ولی عملیات آمریکا و دستگیری مادورو دست‌کم به مقام‌های ارشد جمهوری اسلامی هشدار می‌دهد که ممکن است آنها هدف بعدی عملیاتی مشابه باشند.

با توجه به گزارش‌های منتشرشده درباره نقش نفوذ اطلاعاتی در موفقیت عملیات ونزوئلا، می‌توان انتظار داشت که یکی از نخستین واکنش‌های جمهوری اسلامی ایران، افزایش حساسیت‌های امنیتی برای جلوگیری از هرگونه نفوذ خارجی باشد.

پایش‌های امنیتی و رصد شبکه‌های نفوذ، به‌ویژه در نزدیکی رهبر جمهوری اسلامی ایران، احتمالا تشدید خواهد شد و در عین حال، برداشتی که تهران از «تهدید» دارد نیز ممکن است، تغییر کند.

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، بعد از سقوط بشار اسد، مرگ حسن نصرالله و تضعیف متحدین منطقه‌ای، حالا جمهوری اسلامی ایران یکی دیگر از دوستان خود را هم از دست رفته می‌بیند

اگر در ماه‌های گذشته برخی تحلیل‌گران از بازگشت سیاست «صبر استراتژیک» و انتظار برای پایان دوره ریاست جمهوری دونالد ترامپ سخن می‌گفتند، اکنون مخالفان این رویکرد می‌توانند دست بالا را پیدا کنند و به مقام‌های تصمیم‌گیر در تهران یادآور شوند که سه سال انتظار برای پایان دوران ریاست جمهوری او، می‌تواند زمان زیادی باشد و در نهایت نتواند جمهوری اسلامی را به اهداف مد نظر خود برساند.

صنم وکیل می‌گوید: «بدیهی است آنچه در ونزوئلا میان جناح‌ها و بقایای رژیم رخ می‌دهد، می‌تواند برای جمهوری اسلامی و ایرانیان یک تجربه هشداردهنده باشد و این‌که این روندها به کجا می‌رسند و چه چیزی در ادامه اتفاق می‌افتد، اهمیتی اساسی خواهد داشت.»

او همچنین اعتقاد دارد که هرچند بعید است آمریکا به طور مستقیم به ایران حمله کند یا به طور علنی به دنبال تغییر حکومت باشد اما احتمال زیادی وجود دارد که واشنگتن همچنان به اسرائيل اجازه دهد، نقش اصلی را در بی‌ثبات‌سازی ایران از طریق اقدامات غیرمستقیم ایفا کند.

به گفته خانم وکیل، این رویکرد به آمریکا امکان می‌دهد، بدون ورود به یک جنگ تمام‌عیار، فشار خود بر تهران را حفظ کند: «در حالی که وضعیت در ونزوئلا همچنان نامشخص است، نتیجه نهایی این تحولات به‌ احتمال زیاد شبکه متحدان ایران در آنچه "محور مقاومت" خوانده می‌شود را تضعیف خواهد کرد.»

«این تحول همچنین نشانه‌ای روشن از ادامه رویکرد غیرقابل‌پیش‌بینی دونالد ترامپ در قبال تهران است. جمهوری اسلامی ایران پیش‌تر در سال‌های ۲۰۱۸، ۲۰۲۰ و ۲۰۲۵ از اقدامات آمریکا غافلگیر شده است و به نظر می‌رسد اکنون برای پرهیز از رویارویی مستقیم بیشتر، ناچار شود موضعی تدافعی‌تر در پیش بگیرد.»

پیام غیرمستقیم به ایران

در مجموع، به نظر می‌رسد حمله به ونزوئلا بیش از هر چیز حامل یک پیام راهبردی غیرمستقیم برای تهران است: «آمریکا همچنان این توان و انگیزه را دارد که علیه حکومت‌هایی که برخلاف خواستش عمل می‌کنند، از ابزار قهری محدود اما هدفمند استفاده کند.»

در نتیجه شاید بتوان گفت که رهبران جمهوری اسلامی، این اقدام را نه تهدیدی از جنس یک حمله نظامی فوری، بلکه از جنس نوعی آسیب‌پذیری سیاسی و بین‌المللی در نظر بگیرند.

یعنی تمرکز از یک جنگ تمام عیار که در طول ماه‌های بعد از جنگ ۱۲ روزه مطرح شده بود و مقام‌های ایرانی دائما از آمادگی خود برای روبه‌رو شدن با چنین شرایطی از آن یاد می‌کردند، به سمت این نگرانی خواهد رفت که تشدید انزوا، شکاف داخلی یا فرسایش بیشتر مشروعیت، می‌تواند آمریکا و متحدانش را به سمت اجرای سناریوهای کم‌هزینه‌تر از جنگ تشویق کند.

اقدامی که می‌تواند ترکیبی از استمرار فشار اقتصادی با اهرم تحریم‌ها، حمایت از اعتراضات داخلی، معتبر نگه داشتن تهدید نظامی برای فلج کردن سیستم از پیگیری امور روزمره، انجام عملیات محدود نظامی مانند آنچه در ونزوئلا رخ داد و بهره‌برداری از بحران‌های داخلی باشد.

از همین رو پیش‌بینی می‌شود که به ویژه بعد از صحبت‌های روز شنبه علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران و تهدید او بر «نشاندن اغتشاشگر بر سر جای خود»، حکومت باز هم به سمت سخت‌تر کردن کنترل داخلی، تعمیق پیوندهای امنیتی با چین و روسیه و کاهش ریسک شکاف در میان نخبگان وابسته به حکومت خواهد رفت.

در عین حال احتمالا انگیزه برای افزایش اقدامات نامتقارن منطقه‌ای و غیرمستقیم نیز در نزد رهبران جمهوری اسلامی ایران افزایش می‌یابد، چرا که از نگاه تهران، احتمالا هزینه‌ساز کردن محیط پیرامونی، همچنان یکی از بهترین سپرها در برابر سناریوهای فشار مستقیم به شمار می‌رود.