یعقوب توکلی: آخرین جریانی که وارد بحث کشف حجاب در ایران شد، پهلوی‌ها هستند/ رضاخان گفت ما گفتیم روسری‌تان را بردارید نگفتیم همه چیز را جمع کنید!

حسب روایت تاریخی در تهران از حدود مثلاً ۶۰ هزار خانمی که در آن دوره بودند، شاید حدود هزارو خرده‌ای نفر کشف حجاب کردند.

خلاصه خبر

جواد مرشدی: در سالروز اجرایی شدن قانون کشف حجاب در ۱۷ دی ۱۳۱۴، بازخوانی ریشه‌ها، زمینه‌ها و پیامدهای این سیاست بحث‌برانگیز، همچنان یکی از موضوعات مهم در فهم تاریخ معاصر ایران است. یعقوب توکلی، تاریخ‌نگار و استاد دانشگاه، در گفت‌وگو با خبرآنلاین با نگاهی تحلیلی و انتقادی، فرآیند شکل‌گیری کشف حجاب را حاصل هم‌افزایی چند جریان فکری، فرهنگی و سیاسی می‌داند؛ از مدارس تبشیری و جریان‌های روشنفکری و فمینیستی اواخر قاجار گرفته تا نقش اشرافیت، بهائیت و درنهایت حکومت پهلوی. او با استناد به شواهد تاریخی، خاطرات رجال سیاسی و رفتارهای حاکمیت وقت، نشان می‌دهد که کشف حجاب چگونه از یک پروژه فرهنگی تدریجی، به سیاستی خشن، اجباری و سرکوب‌گرانه تبدیل شد؛ سیاستی که حتی بسیاری از مجریان و حامیان ظاهری آن نیز در عمل با پیامدهایش کنار نیامدند و جامعه زنان ایران نیز در برابر آن، اشکال مختلفی از مقاومت خاموش و علنی را تجربه کرد.

در ایران چه جریانی موجب ایجاد داستان کشف حجاب شد و چگونه این تصمیم گرفته شد؟

کشف حجاب در ایران محصول چند جریان است: یکی مدارس تبشیری هستند که از قدیم برایشان مسئله ورود در خانواده‌های مسلمان و به عبارتی به قول یکی از این مباشران قدیمی مسئله تصرف جامعه مسلمانان موضوعیت داشت، لذا طیف زیادی از این مدارس تبشیری مشوق این مسئله بودند. بهترین شاهد این ماجرا همین کتاب فرح پهلوی است که خودش در مدرسه ژاندارک درس خواند و راجع به فعالیت‌های این‌ها در خصوص کشیدن بچه‌ها به سمت رفتارهای خلاف حجاب و این‌ها توضیح داد و خُب خیلی بیشتر هم می‌گوید که چه اتفاقاتی افتاد. یک گروه نیز طیف مدارس آلیانس بود که عمدتاً مدارس یهودی بودند و متاسفانه آن‌ها هم روی این مسئله مشوق بودند. یک جریانی هم که به کشف حجاب و این انگاره دامن زد جریان بابیه و بهائیت بود. یک طیف نیز روشنفکران عصر قاجار بودند که تصورشان این بود که با حذف و یا کاهش حضور اسلام در زندگی اجتماعی می‌توانند به ترقی از نوع جوامع اروپایی بوده برسند. لذا تعابیری که آن‌ها در مورد زنان محجبه دارند همین مسئله را نشان می‌دهد که چقدر اصرار داشتند بر این بخش از تغییر رفتار جامعه زنان ایران.

البته اشرافیت سیاسی و اشرافیت اقتصادی در این دوره هم بی‌تاثیر نبودند یعنی آن‌ها هم می‌دیدند که اگر جامعه و بخشی از جامعه زنان به سمت کشف حجاب برود برای این‌ها فرصت‌های تمتعی هم پیش می‌آید، یعنی می‌توانند از منافع ناشی از ثروت و سیاست  در این حوزه نیز بهره‌مند شوند. یک طیف هم طیف فمینیست‌هایی که در اواخر دوره قاجار در ایران ظهور پیدا کردند بود که آن‌ها نیز مشوق این ماجرا بودند، حالا چه از طریق اشاعه این مباحث و چه از طریق ساختن مدارس یا نوشتن مقالات مشوق این کار بودند. آخرین جریانی که وارد بحث کشف حجاب در ایران شد پهلوی‌ها هستند، یعنی رضاخان و شاکله دستگاه. در این فرآیند آرام‌آرام این فضا فراهم شد وشعر و داستان نوشته شد.

یعنی پهلوی با شعر و داستان‌نویسی پا به عرصه این فرایند گذاشت؟

بله، ببینید در زمان پهلوی پیوستگی این مجموعه‌ها را در دستگاه می‌بینید. یعنی همه این عناصر در این مجموعه حضور دارند، از بهایی‌ها تا طیف‌های مختلف.

این طیف‌ها با تحرکات ایذایی پا به این عرصه گذاشتند؟

بله، مثلا رضاخان یکی از این خیاطان معروف اقلیت‌ها را مامور کرد که کلاه بدوزد و کلی هم مغازه و امکانات در اختیارش گذاشتند. این‌ها همه با هم تجمیع کردند، منتها آن خشونت رفتاری که رضاخان و دستگاه سیاسی و امنیتی داشتند این را به طرز خشنی اجرا کردند. وقتی رضاخان بعد از کشتار مسجد گوهرشاد به علی‌اصغر حکمت، وزیر معارف، آن زمان می‌گوید حالا که مردم ترسیده‌اند جلسه‌ای برای اعلام کشف برقرار کن تا زنان‌مان را آزاد کنیم، تعبیر آقای علی‌اصغر حکمت این است که نه این‌که فقط این‌ها مخالف تمدن هستند بلکه اصلا می‌گوید که ما در بین حیوانات هم این مسئله را نداریم و در بین حیوانات هم هیچ حیوان ماده‌ای خودش را از حیوان نر نمی‌پوشاند و این چه منطقی است که میگویند زن باید خودش  را از مرد نامحرم بپوشاند.

یا مثلا برخوردی که فروغی با آیت‌الله حائری دارد،آیت‌الله حائری با کلی احترام نامه‌ای می‌نویسد و ذکر می‌کند که این سیاست موجب نگرانی است، فروغی پاسخی غیرمودبانه همراه با تهدید و بی‌احترامی می‌دهد. متاسفانه همه این مجموعه‌ها دست به دست هم دادند ضمن این‌که حتی بعضی‌ها خودشان هم نسبت به این ماجرا راضی نبودند.

مورد مصداقی هم سراغ دارید؟

بله، مثلا محسن صدرالاشراف نخست‌وزیری که سال‌ها وزیر بوده می‌گوید من در یک مهمانی مجبور شدم زنم را کشف حجاب بکنم و خانمم چند ماه بعد از آن ماجرای کشف حجاب مریض شد و مدتی بعد مُرد. حتی مخبرالسلطنه هدایت که مجری اصلی این پروژه است و جلسات کشف حجاب را اجرا می‌کند و دیگران را مامور می‌کند، همسر خودش را بیرون نمی‌آورد و همسرش تا آخر با حجاب باقی می‌ماند. در این فضا چهره‌های روشنفکر تحصیل‌کرده و مدعی فرهنگ را می‌بینید که بیش از رضاخان ورود کردند و با حساسیت بیشتری پیگیر شدند. در بدنه متاسفانه نیروهای پلیس و ارتش و کدخداها و مدیران مدارس هم اصرار بسیار زیادی داشتند درخصوص این‌که این وضعیت را الزامی و اجباری بکنند .

با این وجود همه خانم‌ها کشف حجاب نکردند.

بله، حسب روایت تاریخی در تهران از حدود مثلاً ۶۰ هزار خانمی که در آن دوره بودند، شاید حدود هزارو خرده‌ای نفر کشف حجاب کردند. خانم‌ها در خانه‌ها ماندند و یا متوجه بودند که با ماموران مواجه نشوند. از سوی دیگرعده‌ای آن‌چنان افراط در این مسئله کردند که حتی آن‌هایی که مجری این سیاست هم بودند هم تعجب کردند؛ به عنوان مثال رضاخان گفت ما گفتیم روسری‌تان را بردارید نگفتیم همه چیز را جمع کنید. البته بیشترین جایی که آلودگی در آن اتفاق افتاد خود دربار و فرزندان رضاشاه بود و آن‌ها به‌شدت آلوده این ماجرا شدند. شما اگر به مطبوعات آن دوره (دهه ۲۰) مراجعه کنید این بدچگالی رفتاری و بی‌اخلاقی حاد و عجیبی که در این مسیر به راه افتاد را خواهید دید.

۲۵۹

نظرات کاربران
ارسال به صورت ناشناس
اخبار داغ