راهبردهای مدیریت ریسک؛ از سپردهگذاری بانکی تا صندوقهای سرمایهگذاری
اقتصاد ایران با متغیرهای ناپایداری دستبهگریبان است و تورم، ارزش داراییها را تهدید میکند. در این شرایط، فعالیت مالی نه برای کسب سود، که برای حفظ بقاست. با این حال ، ریسک سرمایهگذاری در بازارهای مالی واقعیتی است که غفلت از آن زیانهای سنگینی در پی دارد. نوسانات شدید شاخصها نشان میدهد که بدون ابزار مناسب، راه حل های مدیریت ریسک و عبور از طوفانهای اقتصادی دشوار است؛ همین امر اهمیت مدیریت ریسک و شناسایی راهکارهای مهار آن را بهعنوان شرط اول صیانت از ثروت، نمایان میسازد. همراه ما باشید.
مدیریت ریسک چیست و مهمترین راهبردهای آن کدام است؟
در ادبیات مالی مدیریت ریسک به مفهوم حذف کامل خطر نیست، چرا که در بازار سرمایه، کسب سود همواره پاداشی در ازای پذیرش سطحی از ریسک است. در واقع، این فرآیند تلاش میکند با شناسایی و کنترل دقیق مخاطرات، شدت زیان احتمالی را کاهش داده و بازدهی نهایی را بهینه سازد. در اقتصادهایی که با تکانههای شدید تورمی مواجه هستند، مفهوم مدیریت ریسک اهمیتی دوچندان پیدا میکند.
شرایط ژئوپولیتیک منطقه خاورمیانه و تاثیرپذیری مستقیم بازارها از اخبار سیاسی، مولفهای است که افق برنامهریزی اقتصادی را کوتاه و پیشبینیپذیری آن را دشوار میسازد. در چنین وضعیتی، اتکا به تکسهمها یا ورود هیجانی و بدون پشتوانه به بازارها، اقدامی پرخطر تلقی میشود.
کارشناسان اقتصادی بر این باورند که برای عبور از این تلاطمها، باید به سراغ راه حل های مدیریت ریسک رفت. تنوعبخشی به سبد دارایی (Diversification)، تعیین حد ضرر و استفاده از ابزارهای پوشش ریسک، از جمله حیاتیترین این راهکارها برای بقا در بازار هستند.
اصول صحیح مدیریت سرمایه حکم میکند که سرمایهگذار، تمام منابع مالی خود را در بازاری متمرکز نکند که نوسانات آن خارج از کنترل است. تخصیص داراییها میان طلا، سهام، اوراق بدهی و صندوقها، شدت ضربه ناشی از سقوط احتمالی هر بخش را کاهش میدهد.
در این میان، شناخت راه حل های مدیریت ریسک و بهکارگیری ابزارهای نوین مالی، مرز میان یک سرمایهگذاری موفق و یک شکست مالی را ترسیم میکند. تحلیلگران بازار تاکید دارند که در دورههایی که سایه عدم اطمینان بر اقتصاد سنگینی میکند، اولویت نخست باید حفظ اصل سرمایه و سپس کسب بازدهی معقول باشد.
سپردهگذاری بانکی؛ کمریسک اما با بازده محدود
نظام بانکی در اقتصاد ایران به صورت سنتی، مأمنی برای سرمایههای خرد و کلان بوده است. بسیاری از افراد جامعه، سپردهگذاری در بانک را به دلیل تضمین سود و نبود ریسک نکول، بر سایر گزینهها ترجیح میدهند. با این وجود، تحلیل دقیقتر نشان میدهد که این امنیت ظاهری، هزینهای پنهان در پی دارد.
در شرایطی که نرخ تورم عمومی کشور فاصله معناداری با نرخ سود مصوب شورای پول و اعتبار دارد، سپردهگذاری در بانک عملاً به معنای کاهش تدریجی قدرت خرید پول است. به بیان اقتصادی، نرخ بهره حقیقی (تفاضل نرخ سود بانکی و تورم) منفی است.
در این وضعیت خلاء استفاده از راه حل های مدیریت ریسک مدرن به وضوح حس میشود. اگرچه سپرده بانکی ریسک نقدشوندگی یا نوسان قیمت ندارد، اما «ریسک تورمی» آن بسیار بالاست. پولی که امروز در بانک سپرده میشود، در سال آینده قادر به تامین همان کالاها و خدمات نخواهد بود. این شکاف عمیق میان سود بانکی و تورم، انگیزهای قوی برای خروج نقدینگی از بانکها و حرکت به سوی بازارهای موازی ایجاد کرده است.
با این حال، برای بخشی از جامعه که ریسکگریزی بالایی دارند یا دانش کافی برای تحلیل بازارهای پیچیده را ندارند، بانک همچنان گزینهای در دسترس به شمار میرود. اما سوال اینجاست که آیا ابزارهای دیگری وجود دارند که ضمن حفظ امنیت سرمایه، بازدهی نزدیکتر به تورم یا حتی فراتر از آن را نصیب سرمایهگذار کنند؟ پاسخ به این پرسش، مسیر گذار از بانکداری سنتی به ابزارهای نوین بازار سرمایه را روشن میکند.
سرمایه گذاری در صندوق های درآمد ثابت
بازار سرمایه در دهه اخیر شاهد توسعه ابزارهایی بوده است که هدفشان پر کردن شکاف میان سپردههای بانکی و بازار پرنوسان سهام است. صندوقهای سرمایهگذاری با درآمد ثابت (Fixed Income Funds)، ساختاری حقوقی و تحت نظارت سازمان بورس و اوراق بهادار هستند که منابع خرد سرمایهگذاران را جمعآوری کرده و آن را در سبدی از اوراق مشارکت، سپردههای بانکی و بخش کوچکی از سهام مدیریت میکنند.
مزیت اصلی این ابزارها، برخورداری از مدیریت حرفهای، نقدشوندگی بالا و ایفای نقش بهعنوان یکی از کارآمدترین راه حل های مدیریت ریسک برای سرمایههای ریسکگریز است.
مدیران این صندوقها با رصد دقیق نرخ بهره در بازار بدهی و اوراق خزانه اسلامی، تلاش میکنند تا بازدهی بالاتری نسبت به سپردههای بانکی عادی محقق سازند. از آنجا که بخش عمده دارایی این صندوقها در اوراق کمریسک دولتی یا شرکتی سرمایهگذاری میشود، نوسانات بازار بورس تاثیر اندکی بر بازدهی آنها دارد.
همین ویژگی سبب شده تا این ابزارها بهعنوان راه حل های مدیریت ریسک برای آن دسته از سرمایهگذارانی شناخته شوند که تمایلی به پذیرش ریسکهای سنگین بورس ندارند اما خواهان سودی بالاتر از بانک هستند. علاوه بر بازدهی، شفافیت اطلاعاتی و نظارت مستمر نهاد ناظر، اطمینان خاطر بیشتری برای سرمایهگذاران ایجاد میکند.
برخلاف موسسات مالی غیرمجاز که در دهههای گذشته چالشهای امنیتی فراوانی برای سپردهگذاران ایجاد کردند، صندوق های سرمایه گذاری مطمئن تحت چارچوبهای سختگیرانه قانونی فعالیت میکنند و رکن ضامن نقدشوندگی در بسیاری از آنها، دسترسی سریع به پول نقد را تضمین میکند. این ساختار مدرن، اجازه میدهد تا سرمایههای سرگردان به جای تلاطمآفرینی در بازارهای طلا و ارز، به سمت تامین مالی بنگاههای اقتصادی هدایت شود.
سرمایه گذاری در بانک بهتر است یا صندوق های درآمد ثابت؟
تفاوت بنیادین میان بانک و صندوقهای درآمد ثابت، تنها در ارقام سود خلاصه نمیشود، بلکه ریشه در مکانیزم مقابله با تورم دارد. بانکها در چارچوب نرخهای ثابت و دستوری محصور مانده و در برابر جهشهای تورمی، واکنشی منفعل و ایستا دارند؛ امری که منجر به جاماندن سود سپرده از تورم میشود. در نقطه مقابل، صندوقها با بهرهگیری از مدیریت فعال دارایی، ترکیبی شناور از اوراق را مدیریت میکنند که امکان همگامی با نوسانات نرخ بهره و تطبیق با واقعیتهای اقتصادی را فراهم میسازد.
آمارها نشان میدهد بازدهی این صندوقها در بلندمدت فراتر از سود بانکی بوده که آنها را به یکی از کارآمدترین راه حل های مدیریت ریسک نقدینگی تبدیل کرده است. مزیت دیگر، نقدشوندگی است. برخلاف سپردههای بانکی که برداشت زودهنگام مشمول جریمه میشود، صندوقها امکان نقدشوندگی روزانه بدون نرخ شکست را فراهم میکنند.
اما برای سرمایهگذارانی که ضمن نگرانی از اصل سرمایه در تلاطمهای بورس، بازدهی بانک را ناکافی میدانند، ابزاری پیشرفته تحت عنوان صندوق تضمین اصل سرمایه طراحی شده است. این صندوقها با مکانیزمهای بیمهای، اصل پول را حتی در صورت نزول بازار حفظ میکنند. گذر از سپردهگذاری سنتی به این ابزارها، ضرورتی مبتنی بر عقلانیت اقتصادی است که با مدیریت ریسک صحیح، از فرسایش ثروت در شرایط تورمی جلوگیری میکند.
جمع بندی:سرمایه گذاری در بانک یا صندوق؟
بررسی روند متغیرهای کلان اقتصادی گویای آن است که دوران نگاه سنتی به مقوله پسانداز سپری شده است. شکاف میان نرخ تورم و سودهای متعارف بانکی، نگهداری نقدینگی در سپردهها را فاقد توجیه اقتصادی کرده و سرمایهگذاران را به سمت بازارهای جایگزین سوق میدهد. با این حال، ورود بدون پشتوانه تحلیلی به بازار سرمایه نیز مخاطرات خاص خود را دارد.
در این میان، صندوقهای سرمایهگذاری بهعنوان نهادهای مالی واسط، ساختاری را ایجاد کردهاند که با مدیریت حرفهای منابع، ریسکهای سیستماتیک را تعدیل میکنند؛ بنابراین، عبور از روشهای منسوخ و بهرهگیری از این ابزارهای مالی، ضرورتی اجتنابناپذیر برای تطبیق با شرایط تورمی و جلوگیری از استهلاک سرمایه محسوب میشود.
آخرین اخبار اقتصادی را از طریق این لینک پیگیری کنید.






