ایران سرزمین قصه و سوژه است

وزیر فرهنگ و اردشاد اسلامی در مراسم پایانی هجدهمین دوره جایزه جلال آل‌احمد با بیان اینکه ایران سرزمین قصه و سوژه است، گفت: از همه کسانی که در حوزه ادبیات داستانی و مستندنگاری تلاش می‌کنند، می‌خواهم تا به این سرزمین بنگرند و از این سرزمین روایت‌های بومی، صادقانه و موثر بسازند.

خلاصه خبر

به گزارش ایسنا، مراسم پایانی هجدهمین دوره جایزه «جلال آل‌احمد»، امروز چهارشنبه هفدهم دی‌ماه در تالار قلم سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران با حضور سیدعباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، محسن جوادی، معاون فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، و ابراهیم حیدری، مدیرعامل خانه کتاب و ادبیات ایران، برگزار شد.

محسن جوادی، معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در سخنانی اظهار کرد: جایزه جلال جایزه شناخته‌شده‌ای است، اثر  و اثرگذاری جایزه «جلال» از میزان اقبال و بازنشر آثار منتخب روشن است؛ برگزیده‌های این جایزه به صورت متوسط هشت چاپ  شده‌اند که نشان دهنده این است که از آثار استقبال می‌شود.

او افزود: ۲۰ درصد به آثار رسیده به دبیرخانه نسبت به سال گذشته اضافه شده است.  برداشتم این است که این دوره، دوره موفقی بوده است.  

 جوادی در ادامه گفت: جایزه جلال فقط یک جایره محض نیست بلکه رویدادهای مختلفی دارد که اهمیت آن‌ها کم از خود رویداد نیست. این برنامه جنبی نقش زیادی در توجه دادن نسل جوان ایفا می‌کند و امیدوارم نسل نوپای ادبیات بتوانند آثار ارزشمندتری را ارائه دهند تا مانند نام بزرگان ادبیات کلاسیک که در جهان بلند است، آثار جوانان نیز در جهان مطرح شود و بازتاب داشته باشد و نامشان به بلندای نام ایران برقرار باشد.

مجید قیصری، دبیر علمی این دوره از جایزه ادبی جلال با یادی از رضا امیرخانی، نویسنده که در آذرماه در پی سقوط پاراگلایدر، دچار آسیب شد و این روزها در بخش آی‌سی‌یوی بیمارستانی در تهران بستری است، بیانیه هجدهمین دوره جایزه جلال آل‌احمد را خواند.

در بیانیه هیئت داوران درباره بخش مستندنگاری جایزه جلال آل احمد  با اشاره به رشد کمی آثار منتشرشده در این بخش آمده بود: این رشد کمی به رشد کیفی منجر نشده و در برخی سطوح با نوعی آفت و عقبگرد روبه‌رو بوده است. 

همچنین در این بیانیه "مخدوش شدن مرز میان مستند و خیال؛ آثاری که با زبان ادبی و روایت جذاب، جای خالی استناد، روش و امکان راستی‌آزمایی را پنهان می‌کنند، ضعف در روشمندی؛ فقدان توضیح روشن دربارهٔ چرخهٔ پژوهش، منابع و شیوهٔ دسترسی به داده‌ها، ابهام در صداقت روایی؛ جایی که خواننده نمی‌داند با واقعیت مستند مواجه است یا بازآفرینی ذهنی نویسنده و غلبهٔ خلاقیت ادبی بر مسئولیت؛ جایی که خلاقیت ادبی به جای تعمیق واقعیت، آن را می‌پوشاند" از آسیب‌های جدی این حوزه معرفی شده و آمده بود: اگر به آن‌ها توجه نشود، می‌تواند آیندهٔ این بخش را با چالش مواجه سازد. مستندنگاری بیش و پیش از هر چیز به شفافیت، صداقت و امکان سنجش‌پذیری نیاز دارد. راه غنای این بخش، نه در نفی نوآوری، بلکه در پیوند آگاهانهٔ نوآوری با روش سند و اخلاق روایت است.

درباره دلایل اینکه بخش  نقد ادبی بدون برگزیده بود نیز هیئت داوران معتقد است: برخی کتاب‌های ارسالی در حوزهٔ مطالعات نقد ادبی قرار نمی‌گرفتند، حجم قابل توجهی از برخی آثار، ترجمهٔ کتاب‌هایی از زبان‌های دیگر بود و سهم نویسنده در تألیف کتاب محدود بود؛، در برخی کتاب‌ها، گردآوری اطلاعات و داده‌های ارزشمندی صورت گرفته بود، اما کتاب فاقد تحلیل منتقدانه بود،  برخی آثار ساختار کتاب نداشتند و مجموعه مقالاتی بودند که در یک زمینه توسط نویسنده نوشته شده بودند، برخی نویسندگان کتاب‌ها از منابع اصیل در تدوین اثر خود بهره نبرده بودند،‌ توجه بیش از حد به نظریه و نظریه‌پردازان غربی و الگوهای آن‌ها موجب شده است که نویسندگان برخی آثار از ظرفیت موجود در ادبیات بومی غافل بمانند و تلاش ناموفقی در هماهنگی نظریه با متن خود داشته باشند. متأسفانه برخی کتاب‌ها از ضعف ویرایش رنج می‌برند و لغزش‌های کلامی، دستوری و نگارشی در آن‌ها به چشم می‌خورد. فقدان روش پژوهش و پراکندگی مطالب از دیگر ضعف‌های برخی آثار است. با توجه به استفادهٔ برخی نویسندگان از منابع غیرفارسی، پیچیدگی و ابهام در زبان، به سبب ترجمه، موجب دشوارخوانی متن شده است.

همچنین درباره بخش داستان کوتاه در بیانیه آمده بود: دو گروه از نویسندگان به رشد چشمگیری دست یافته‌اند. گروه اول، داستان‌نویس‌های جوان هستند که در این سال‌ها رشد کرده‌اند، داستان‌های قابل توجهی نوشته‌اند و به اعتقاد ما آیندهٔ ادبیات ایران متعلق به آن‌ها خواهد بود؛ داستان‌نویس‌هایی که بخش قابل توجهی از کاندیداهای جایزهٔ امسال هستند و توانسته‌اند از سد بزرگان داستان‌نویسی عبور کنند. گروه دوم، زنان داستان‌نویس هستند که هم از نظر کمی و هم کیفی آثاری درخور اعتنا خلق کرده‌اند؛ به‌طوری‌که از ده مجموعهٔ کار اول، پنجاه درصد آثار به آن‌ها اختصاص دارد.

همچنین کلیپی درباره  رضا امیرخانی برای حاضران منتشر شد و احسان رضایی که اجرای برنامه را برعهده داشت با اشاره یا تماسی که با خانواده رضا امیرخانی داشته، از حاضران خواست برای سلامتی این نویسنده دعا کنند.

 سیدعباس صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز در سخنانی گفت: در ماه‌های اخیر سعی می‌کنم تا هر جا سخنی می‌گویم، ارجاعی به ایران داشته باشم؛ حوادث و اتفاقاتی که در جنگ تحمیلی ۱۲ روزه پدید آمد، ما را به ظرفیت‌های ایران متوجه‌تر کرد.

 او با بیان اینکه ایران سرزمین قصه و سوژه است، افزود: در جشنواره مستند حقیقت هم  به این موضوع اشاره کردم. محمدرضا اصلانی، فیلم‌ساز پیشکسوت ایرانی در یک گفت‌وگو گفته بود، ایران بهشت مستندسازان است. من هم از صحبت او وام می‌گیرم و  و می‌گویم ایران سرزمین قصه و سوژه است و از این جهت هم عزیزانی که در حوزه ادبیات داستانی کار می‌کنند و هم عزیزانی که در حوزه مستندنگاری کار می‌کنند با ظرفیت عظیم ایران مواجه هستند.

وزیر فرهنگ با اشاره به اینکه از دروان کهن، فضای قصه را داشتیم، گفت: ترکیبی از داستان و موسیقی در ایران از دوره اشکانیان به بعد داشتیم. ابن‌ندیم که نام آشنایی است در کتاب معروف خود الفهرست نقل می‌کند، پارسیان افسانه‌ها را به صورت کتاب درآورده و در خزانه‌های خود نگه می‌داشتند و پس از آن پادشاهان و اشخاصی چیزها بر آن افزوده و عرب‌ها آن را به زبان خود برگرداندند. ابن ندیم لیست نسبتا بلند بالایی از کتاب‌های مکتوب داستانی قبل از اسلام نقل می‌کند. یکی از محققان ادبیات اشاره می‌کند که زمانی در ایران در بیمارستان جندی‌شاپور از قصه برای درمان استفاده می‌کردند که این سنت پس از اسلام هم ادامه داشت.

او ادامه داد: در مقدمه شاهنامه ابومنصوری، اشاره می‌شود که داستان‌های کلیه ‌و دمنه، اندر زبان خرد و .‌.‌. در جامعه ایرانی رواج پیدا می‌کند؛ در میان کودکان، میانسالان و بزرگان، هم در در قشر فرودست و هم قشر میانی و بالای جامعه. پژوهشگری که درباره عطار شاعر بزرگ ایرانی، کار کرده است می‌گوید عطار در اثارش بیش از چهارهزار قصه دارد و از این جهت به درستی تعبیری برای او به کار می‌برد و می‌گوید عرفان و قصه‌گویی با عطار توسعه پیدا و ادامه پیدا می‌کند. از جمله مولوی بزرگ که در مثنوی بیش از ۴۰۰ قصه دارد. بنابراین قصه در تاریخ پیوسته ایران عزیز، ساری و جاری است که بخشی به  فضای قصه‌سازی و تخیل قصه‌پردازی برمی‌گردد. برداشت من این است که ایران سرزمین قصه است.

سیدعباس صالحی به اشاره به اقلیم‌های مختلفی که در ایران وجود دارد، گفت: تنوع اقلیمی طبعا در حوزه فرهنگ اثر می‌گذارد و میدان عظیمی برای مستندنگاری طبیعی ایجاد می‌کند. همچنین تنوع قومی و زبانی، تنوع اجتماعی و سیاسی از منظرهای مختلف  ایران را سرزمین سوژه کرده است. هر مستندنگاری با مهارت خود توری را در زمین ایران بیندازد، ماهی‌های بزرگ می‌گیرد.

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با اشاره به نام جایزه ادبی «جلال» و با اشاره به آثار این نویسنده، گفت: یکی از ویژگی‌های جلال‌ آل‌احمد این است که سرزمین خود را شناخت. از همه کسانی که در حوزه ادبیات داستانی و مستندنگاری تلاش می‌کنند، می‌خواهم به این سرزمین بنگرند و از این سرزمین روایت‌های بومی، صادقانه و موثر بسازند. به سهم خودم به عنوان علاقه‌مند ادبیات سپاسگزارم.

 در پایان برگزیده‌های این جایزه به شرح زیرمعرفی شدند:

بخش نقد ادبی برگزیده و شایسته تقدیر نداشت. 

بخش مستندنگاری

برگزیده:

«قاسم» نوشته مرتضی سرهنگی از انتشارات خط مقدم 

 داستان بلند و رمان

برگزیده 

«لمس» نوشته محمدرضا کاتب از نشر نیماژ

شایسته تقدیر

«ژنرال» نوشته زهرا گودرزی از نشر چشمه

بخش داستان کوتاه

برگزیده

«گاهی به قبرها هم نگاه کن» نوشته عباس عظیمی از نشر چشمه

«من ابن بطوطه هستم» نوشته خسرو عباسی خودلان از انتشارات مؤسسه فرهنگی هنری هنرمندان مشرق‌زمین

 بخش ویژه «ماه مجلس»(به مناسبت هزار و پانصدمین سالروز ولادت حضرت پیامبر (ص))

رتبه اول: «قربان زرپران» امیرحسین روح‌نیا

رتبه دوم: «زمین» سارا شجاعی و «حرمت» زینب محمد قلی‌زاد

بخش ویرایش 

مهدی فروتن برای ویراستاری کتاب «ژنرال»

 بنا بر اعلام، مبلغ ۶۰۰ میلیون تومان به برگزیدگان و ۲۰۰ میلیون تومان نیز به شایستگان تقدیر اهدا شد.

انتهای پیام 

نظرات کاربران
ارسال به صورت ناشناس
اخبار داغ