آنان و دیگران (۲)

در بخش اول این یادداشت، 10 ویژگی مشترک کشورهای پیشرو در سیاست سلامت روان تشریح شد. در این قسمت سعی می‌شود جزئیات بیشتری ارائه شود. نکته شایان توجه این است که در کشورهای اشاره‌شده، کمیسیون ثابتی برای سلامت روان وجود دارد.

خلاصه خبر

در بخش اول این یادداشت، 10 ویژگی مشترک کشورهای پیشرو در سیاست سلامت روان تشریح شد. در این قسمت سعی می‌شود جزئیات بیشتری ارائه شود. نکته شایان توجه این است که در کشورهای اشاره‌شده، کمیسیون ثابتی برای سلامت روان وجود دارد. این کمیسیون که ماهیت کاملا مستقلی دارد، با دقت ویژه عملکرد بخش‌های مختلف را بررسی می‌کند، گزارش‌های سالانه خود را در دسترس عموم قرار می‌دهد، اقدامات دولتی را به شکل ویژه رصد می‌کند، نتایج به‌دست‌آمده را مورد ارزیابی قرار می‌دهند‌ و از بخش‌های مختلف پاسخ‌گویی می‌خواهد. در مجموع، وظیفه کمیسیون ذکرشده این است که به‌جای تغییرات موقت و تمرکز بر آمار و عملکرد، بهبود دائم سلامت روان برای تمامی اقشار جامعه را دنبال می‌کند. روشن است که نمی‌توان از طراحی و اجرای ساختار منسجم سلامت روان در این کشورها صحبت کرد و از تخصیص اعتبارات حرفی نزد. در این کشورها برخلاف کشورهایی که وضعیت سلامت روان جامعی ندارند، بودجه‌های برنامه‌های 

ارتقایی‌-‌پیشگیرانه و درمانی نه برای یک سال بلکه سه تا پنج‌ساله دیده می‌شود. از آنجایی که سلامت روان مسئولیت تمامی نهادهای دولتی است، اعتبارات نیز در وزارتخانه‌های مختلف لحاظ می‌شود. نتیجه این مدل از برنامه‌ریزی، ثبات است که ثبات نیز به نوبه خود برنامه‌ریزی، تأمین سرمایه انسانی و گسترش خدمات را به دنبال خواهد داشت. از‌جمله روش‌های خلاقانه‌ای که در این کشورها وجود دارد، آن است که در ابتدا افراد مبتلا به اختلالاتی نظیر انواع افسردگی‌ها و اضطراب‌های شدید، اعتیاد و فشارهای روانی مهلک که درمان شده و از قابلیت‌های لازم برخوردار باشند، شناسایی می‌شوند. در مرحله بعد، پس از گذراندن دوره‌های آموزشی حرفه‌ای، از آنان به‌عنوان آموزشگر استفاده می‌شود.

 این دسته از آموزشگران در چرخه خدمات سلامت روان شاغل شده و با ایجاد انگیزه و امیدآفرینی تجربه‌های خود را در اختیار مبتلایان قرار می‌دهند. بررسی‌ها نشان داده‌اند که این دسته از آموزشگران نقش مهمی در کاهش زمان بستری‌شدن دیگر افراد داشته و روند درمان را تقویت می‌کنند. به شکل مشخص در این کشورها، فهرستی از درمان‌های روان‌شناختی مبتنی بر شواهد و تأییدشده وجود دارد که متخصصان ملزم هستند آنها را به کار گرفته و از استفاده از روش‌های غیرعلمی منع می‌شوند. درمان‌های شناخته‌شده‌ای نظیر درمان شناختی-رفتاری، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، درمان تحلیلی-رفتاری، درمان کاهش حساسیت حرکت چشم و پردازش مجدد، خانواده‌درمانی، درمان بین‌فردی و درمان کوتاه‌مدت روان تحلیلی در این فهرست قرار دارند. البته که هیچ‌گاه تلاش نمی‌شود تا یکی از این روش‌ها برجسته شده و سایر روش‌های اثربخش کم‌رنگ‌تر جلوه داده شوند.

ویژگی قابل‌توجه دیگر این است که برای مواجهه با انواع موقعیت‌های بحرانی برای هر ساعت از روز و تمامی ایام سال، گروه‌های متخصص مداخله در بحران وجود دارد که می‌توانند انواع خدمات سلامت روان را در خانه و سایر موقعیت‌ها ارائه دهند. این گروه‌ها متشکل از متخصصان رشته‌های مختلف است. این خدمت با هدف کاهش فشار بر نیروهای اورژانس و پلیس ارائه می‌شود. جالب است که در کشورهای شاخص، خدمات جامع سلامت روان در مدارس عرضه می‌شود. در این مدارس سلامت روان بخش اصلی آموزش را تشکیل می‌دهد. نکته مهم این است که مدارس اصلی‌ترین ساختار برنامه‌های پیشگیرانه همگانی به ‌حساب می‌آیند. از‌این‌رو است که در این کشورها بر برنامه‌های پیشگیرانه‌ای نظیر مهارت‌های زندگی تأکید زیادی می‌شود. نکته دیگر در سیاست سلامت این کشورها اهمیت داده‌هاست. همان‌طور که در یادداشت اول گفته شد، داده‌ها نقش اصلی را در به‌روزرسانی سیاست سلامت روان ایفا می‌کند. ازاین‌رو در سامانه‌های جامع، انواع داده‌های موردنیاز از قبیل زمان انتظار برای دریافت خدمات، مشکلات گروه متخصصان، نتایج خدمات، بی‌عدالتی‌های منطقه‌ای، اقدام به خودکشی، خدمات روان‌پزشکی ثبت و تحلیل شده تا نقاط کور شناسایی و تصحیح به‌موقع مشکلات فراهم شود.

بنا بر اهمیت داده‌ها در سیاست‌گذاری سلامت روان است که سنجش منظم نتایج نیز اهمیت پیدا می‌کند. بر‌اساس این مورد مجریان برنامه‌های سلامت روان در تمامی سطوح آموزش می‌بینند که نتایج را به شکل منظم بررسی کنند. ازاین‌رو ضرورت می‌یابد که با به‌کارگیری انواع ارزیابی‌های کیفی و کمی، محتوا، نحوه اجزا و میزان تبحر ارائه‌دهندگان خدمت بررسی شود. موضوع قابل‌توجه دیگر در سیاست سلامت روان این است که از روح زمانه (zeitgeist) در فراگیرکردن خدمات سلامت روان به‌خوبی استفاده شده است. نظر به اینکه هیچ حوزه‌ای از زندگی انسان معاصر نیست که تحت ‌تأثیر دنیای مجازی و دیجیتال قرار نگرفته باشد، در نتیجه خدمات دیجیتال این حوزه نه به‌عنوان یک گزینه در مواقع اضطرار بلکه به‌عنوان جریان اصلی ارائه خدمت در نظر گرفته شده است.

انواع خدمات برخط (online)، دسته‌بندی‌کردن خدمت‌گیرندگان خدمات روان‌شناختی با استفاده از هوش مصنوعی به این منظور ارائه می‌شود تا زمان انتظار دریافت خدمت به حداقل زمان کاهش یابد. نکته مهم دیگر در خدمات سلامت روان مسئله کار و اشتغال است؛ به این معنی که این خدمات درصدد هستند که خدمت‌گیرندگان سلامت روان مشغول به کار شوند یا کار فعلی خود را حفظ کنند. روشن است که لازم است این هدف حین دوره دریافت خدمت یا دوره بهبودی و نه پس از آن اتفاق بیفتد. در کشورهای شاخص، به اشتغال نه به‌عنوان یک موضوع اجتماعی بلکه به‌عنوان نتیجه سلامت نگریسته می‌شود. خاستگاه شکل‌گیری مفهوم مهم «سیاست سلامت روان مبتنی بر اشتغال» همین موضوع بوده است. با وجود آنکه در قسمت اول این یادداشت به اهمیت پیشگیری در کشورهای پیشرو در حوزه سلامت روان اشاره شد، ولی لازم است که در اینجا باز تأکید شود که این کشورها با طراحی برنامه‌های دقیق به‌شدت در تلاش هستند که مانع از شکل‌گیری انواع آسیب و اختلال شوند. تمرکز بر دو دوره کودکی و نوجوانی و توانمندسازی والدین برای تقویت شیوه‌های فرزندپروری صحیح از‌جمله اولویت‌های پیشگیرانه در این کشورهاست. مبتنی بر صرفه اقتصادی پیشگیری است که در این کشورها، چارچوب‌های پیشگیرانه قوی برای کاهش آمار بروز و شیوع خودکشی وجود دارد. به این منظور آنان راهبرد ملی خودکشی را تهیه کرده و مسئولیت تمامی بخش‌های مرتبط مشخص می‌شود. ضمن اینکه سامانه‌های دقیقی برای ثبت موارد خودکشی ایجاد شده است. 

خطوط تلفنی اضطراری که با حضور متخصصان ورزیده در حوزه خودکشی به افراد اطلاعات موثق داده و به آنان کمک می‌کنند که از تصمیم خود منصرف شوند، نیز از جمله دیگر خدمات در این حوزه است. بررسی‌ها حاکی از آن است که این کشورها دستاوردهای درخورتوجهی در زمینه کاهش آمار خودکشی داشته‌اند. موضوع بسیار برجسته‌ای که در این کشورها دنبال می‌شود، پژوهش و نوآوری است. ازاین‌رو دولت‌های کشورهای سرآمد در سلامت روان اعتبارات ویژه‌ای را به علم پیشگیری، مداخلات اولیه، سلامت روان دیجیتال، نحوه اجرای سیاست‌ها و برنامه‌ها اختصاص می‌دهند. بدیهی است که در این امر دولت‌ها به دانشگاه‌ها در محقق‌کردن این اهداف نگاه ویژه‌ای دارند؛ ارزیابی مداوم برنامه‌ها، چارچوب‌ها و دستورالعمل‌ها، سرمایه انسانی و اجرا مواردی هستند که از دانشگاه‌ها انتظار می‌رود آنها را انجام داده و زمینه ایجاد نوآوری را فراهم آورند. با توجه ‌به 10 شاخص یادداشت اول و مواردی که در این یادداشت به آن اشاره شده، سه کشور شاخص در حوزه سیاست‌گذاری و اجرای برنامه‌های سلامت روان به ترتیب عبارت‌اند: ۱. فنلاند: از این کشور می‌توان به‌عنوان مدینه فاضله سلامت روان یاد کرد که همه موارد سیاست‌گذاری سلامت روان را با بالاترین کیفیت به اجرا درآورده است؛ کمااینکه سازمان توسعه و همکاری اقتصادی، سازمان جهانی بهداشت و اتحادیه اروپا همگی بر این موضوع صحه گذاشته‌اند: درنظرگرفتن سلامت روان به‌عنوان حق افراد، رویکرد یکپارچه دولت، شاخص‌ترین کشور در حوزه اسکان افراد دارای مشکلات مزمن روان‌شناختی، مجانی‌بودن یا هزینه‌های بسیار ناچیز، داشتن راهبرد ملی پیشگیری از خودکشی و کاهش این اختلال، سامانه‌های دقیق ثبت اطلاعات، فراگیربودن سلامت روان و آموزش فراگیر مهارت‌های زندگی در مدارس و در نهایت حمایت اجتماعی، فنلاند را به ممتازترین کشوری تبدیل کرده است که بهترین برنامه‌های سلامت روان با بالاترین کیفیت به مردم ارائه می‌شود. ۲. استرالیا: از این کشور در حوزه سلامت روان به‌عنوان الگوی سیاست‌گذاری نام برده می‌شود: داشتن کمیسیون مستقل سلامت روان، اجرای درازمدت برنامه‌های سلامت روان، اجرای پیشگیری همگانی (universal) در مقیاس وسیع، همیاران سلامت روان در محیط‌های کار (که به آنان حقوق پرداخت می‌شود)، سازوکارهای پاسخ‌گویی، سامانه‌های پیشرفته سلامت روان دیجیتال، ارزیابی منسجم و مداوم نتایج، تمرکز بر مهارت‌های زندگی، مدارس و دوره نوجوانی، تأکید ویژه بر اشتغال و سلامت روان این کشور را به دومین کشور شاخص در حوزه سلامت روان تبدیل کرده است. ۳. هلند: مهم‌ترین ویژگی این کشور در حوزه سلامت روان، خدمات یکپارچه سلامت روان است و اینکه چگونه می‌توان برنامه‌های سلامت روان را به‌درستی اجرا کرد: خدمات سلامت روان محله‌محور به کامل‌ترین شکل ممکن، اسکان بیماران، دسترسی به انواع روان‌درمانی‌های مبتنی بر شواهد، ارزیابی منظم نتایج، اصول حرفه‌ای بسیار قوی، ارتباط بی‌نظیر بین حمایت‌های اجتماعی، محلی و بیمارستانی و قانون‌گذاری مبتنی بر حقوق افراد، مواردی هستند که هلند را به سومین کشور شاخص تبدیل کرده است. گفتنی است که با فاصله اندکی نسبت به این سه کشور، کشورهای نروژ، نیوزیلند، کانادا و انگلیس قرار می‌گیرند. با وجود این مدت‌زمان لازم برای دریافت خدمات و بی‌عدالتی‌های منطقه‌ای از جمله مواردی هستند که در کشورهای یادشده زمینه تلاش بیشتری را می‌طلبد تا فاصله خود را با سه کشور برتر به حداقل ممکن برسانند. بدیهی است که می‌توانید حدس بزنید در یادداشت سوم، وضعیت کشورمان بررسی خواهد شد:

حافظ این حال عجب با که توان گفت که ما/ بلبلانیم که در موسم گل خاموشیم.

 

آخرین مقالات منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.

نظرات کاربران
ارسال به صورت ناشناس
اخبار داغ