تحلیلگران تاکید دارند که چالش اصلی اروپا نه در حوزه‌های فرهنگی یا مهاجرتی، بلکه در ضعف‌های ساختاری اقتصاد و عقب‌ماندگی فناوری نهفته است.بر اساس این دیدگاه‌ها، شکاف فزاینده‌ اروپا با رقبایی چون ایالات متحده و چین، بیش از هر چیز بازتاب‌دهنده‌ رشد پایین بهره‌وری، نوآوری محدود و ناتوانی در خلق و توسعه‌ شرکت‌های پیشرو در فناوری‌های کلیدی است. درحالی‌که بخش بزرگی از نوآوری جهانی در حوزه‌هایی مانند هوش مصنوعی، پلتفرم‌های دیجیتال و فناوری‌های دفاعی در خارج از اروپا شکل می‌گیرد، اقتصاد اروپا همچنان با بازارهای پراکنده، نظام‌های مقرراتی پیچیده و اکوسیستم مالی نسبتا ضعیف برای تامین سرمایه‌ با ریسک بالا مواجه است.

از سوی دیگر، این تحلیل‌ها بر اهمیت «تخریب خلاق» به‌عنوان موتور پویایی اقتصادی تاکید می‌کنند؛ فرایندی که در آن بنگاه‌های کم‌بازده جای خود را به شرکت‌های نوآور می‌دهند. کندی این فرآیند در اروپا موجب شده است که بخش بزرگی از افزایش بهره‌وری نه از ورود بازیگران جدید، بلکه صرفا از بهبودهای محدود در بنگاه‌های موجود حاصل شود. در چنین شرایطی، آینده‌ رقابت‌پذیری اروپا به توانایی آن در اصلاح ساختارهای اقتصادی، تسهیل نوآوری، تقویت سرمایه‌گذاری فناورانه و سازگار کردن این تحولات با ملاحظات اجتماعی و رفاهی گره خورده است؛ مسیری که اگرچه دشوار است، اما از نظر بسیاری از ناظران، گریزناپذیر به نظر می‌رسد.