اطلاعات نوشت: وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با حضور در این رویداد، اظهار کرد: من در ماههای اخیر سعی میکنم هرجا سخنی میگویم، ارجاعی به ایران بدهم. ایران، سرزمین قصه و سوژه است. محمدرضا اصلانی، پیشکسوت فیلمساز، میگفت «ایران بهشت مستندسازان است»، من هم از او وام میگیرم و میگویم ایران سرزمین قصه و سوژه است. از این نظر، ادیبان با ظرفیت عظیمی مواجهند.
سید عباس صالحی ادامه داد: ما از دوران کهن، فضای قصه را داشتهایم. نقالی از دوره اشکانیان به بعد در ایران رواج داشتهاست. ابنندیم در الفهرست میگوید «پارسیان، افسانهها را بهصورت کتاب درآورده و در خزانههای خود نگهداری میکنند.» او از فهرست کتابهای قصه ایران نام میبرد که طولانی است. یکی از محققان حوزه ادبیات ایران نیز میگوید «زمانی در ایران مدارس قصهگویی وجود داشت. در بیمارستان جندیشاپور، قصهگویان حاضر بودند و در مداوا کمک میکردند. قصهگویی در ایران قبل از اسلام یک سنت رایج بود. این سنت پس از اسلام هم ادامه یافت. در مقدمه شاهنامه ابومنصوری آمدهاست که رودکی، کلیله و دمنه را به نظم درآورد و سپس کلیله و دمنه «اندر زبان خرد و بزرگ افتاد»؛ یعنی در جامعه ایرانی و در میان کودکان و بزرگسالان رواج یافت. این مربوط به طبع ایرانیان است.»
وی تأکید کرد: قصه به ادبیات ایرانیان راه یافت. یک عطارشناس میگوید که این شاعر حدود ۴هزار قصه در آثارش آورده و عرفان قصهگوی ما با عطار توسعه پیدا کردهاست. ما مسیر عرفان قصهگو را با او آغاز کردیم که با بزرگان شعر و ادبیات فارسی مثل مولوی ادامه پیدا کرد. بنابراین قصه در تاریخ پیوسته ایران، ساری و جاری است و بخشی از این فضای قصهسازی ایرانی به این تاریخ کهن و پیوسته برمیگردد.
صالحی گفت: ایران، سرزمین قصه است. همچنین سرزمین سوژه است برای مستندنگاری. تنوع اقلیمی ایران، یک مزیت است و بر حوزه فرهنگ اثر میگذارد و میدان عظیمی برای مستندنگاری فرهنگی و طبیعی ایجاد میکند. این تنوع قومی و زبانی، ظرفیت عظیمی برای مستندنگاری است. تنوع مذهبی دینی، سیاسی و اجتماعی ایران هم این کشور را به سرزمین سوژه تبدیل کردهاست.
جلال آل احمد این موقعیت ایران را شناخته بود و ورودش به حوزههایی همچون زنان، ظهور و افول حکومتها، آداب و رسوم تاتنشینان، تاریخ جزیره خارک و موضوع نفت و خیلی موارد دیگر گواه این ادعا است. او سرزمین خود را شناخته بود و از دریچه سوژههای پربار به ایران نگاه میکرد.
محسن جوادی، معاون فرهنگی وزیر ارشاد نیز در این رویداد اظهار کرد: جایزه جلال یک جایزه شناختهشدهاست و اثرگذاری آن، از میزان بازنشر آثار برگزیده آن روشن است. آثار متوسط این جایزه گاهی تا ۸دوره بازنشر میشوند. مشارکت در این دوره حدود ۲۰درصد افزایش داشت و برداشتم این است که دوره خیلی موفقی داشتیم.
وی ضمن ابراز تشکر از پدیدآورندگان آثار ادبی، افزود: رویدادهای مختلفی در کنار جایزه جلال برگزار میشود که توانستهاند در پرورش استعدادهای نسل جوان نقش مهمی ایفا کنند و امیدوارم آثار این نسل جوان، مثل آثار کلاسیک فارسی، در سراسر دنیا بازتاب داشته باشد.
مجید قیصری، دبیر علمی این دوره از جایزه ادبی جلال نیز در این رویداد، بیانیه شورای علمی را خواند و گزارشی از نحوه انتخاب آثار ارائه کرد. وی گفت: هیأت داوران در ۴بخش به بررسی آثار پرداخت. در بخش مستندنگاری ۱۰۱۳اثر دریافت کردیم که رشد ۳۵درصدی داشت و آثار راهیافته به مرحله نهایی، هر یک نماینده رویکردی متفاوت به مستندنگاری هستند. وجه مشترک آنها، تلاش آگاهانه برای نزدیک شدن به واقعیت است. هیأت داوران امیدوار است که زمینهساز ارتقاء این شاخه ادبی در آینده باشد.
قیصری درباره بخش نقد ادبی توضیح داد: در این بخش، هیأت داوران کتابی را لایق اثر برگزیده یا شایسته تقدیر ندانست. در بخش داستان کوتاه، دو گروه از داستاننویسان رشد چشمگیری داشتند؛ داستاننویسان جوان و زنان داستاننویس. در این بخش، انتخاب دو اثر از مجموع ۵۹۶اثر خوب، بسیار سخت بود.
در ادامه مراسم، برگزیدگان بخش ویژه «ماه مجلس» به شرح زیر معرفی شدند:
رتبه نخست: داستان «قربان زرپران» نوشته امیرحسین روحنیا
رتبه دوم: داستان «زمین» نوشته سارا شجاعی و داستان «حرمت» نوشته زینب محمدقلیزاد
برگزیده بخش ویرایش: مهدی فروتن، ویراستار کتاب «ژنرال»
برگزیدگان سایر بخشها نیز عبارتند از:
بخش داستان کوتاه: «گاهی به قبرها هم نگاه کن» نوشته عباس عظیمی، نشر چشمه و «من ابن بطوطه هستم»، نوشته خسرو عباسی، انتشارات مؤسسه هنرمندان مشرقزمین
بخش مستندنگاری: «قاسم»، نوشته مرتضی سرهنگی، انتشارات خط مقدم
بخش داستان بلند و رمان: شایسته تقدیر: رمان «ژنرال» نوشته زهرا گودرزی، نشر چشمه. برگزیده: «لمس»، نوشته محمدرضا کاتب، نشر نیماژ.










