غلامعلی رجایی - روزنامه اطلاعات| این روزها در آستانه نهمین سالگرد ارتحال آیت الله اکبرهاشمی رفسنجانی هستیم. به همین مناسبت درجهت بازشناسی روش و منش آن عزیز سفرکرده و آن شخصیت بیتکرار نکاتی به محضر شریف خوانندگان گرامی تقدیم میشود.
منش و روش مبتنی بر اعتدال و عقلانیت
مرحوم آقای هاشمی که رضوان خدا بر او باد شخصیتی بود معتدل و به روش اعتدال درعرصه سیاست وفرهنگ واجتماع اعتقادی تام و تمام داشت.
هاشمی معتقد بود نام دیگر مذهب تشیع« مذهب عدل » است . به گمانم کسی کمترین تردیدی در این ویژگی ایشان نداشته باشد.هاشمی معتقد بود باتوجه به دوقطبی بودن جوامع اسلامی به شیعه و سنی باید اختلافات این دو مذهب، اختلافی تاریخی و مربوط به گذشته تلقی شود و هرچند شیعه قائل به حقانیت خود در این جدال تمام نشدنی است، اما باید در مقطع کنونی و با توجه به واقعیتهای موجود جهان اسلام و دشمنهای سرسختی که این دو مذهب دارند، این دعوا و معارضه بیفایده و زیانبار به کناری نهاده شود.
منش واقع نگری و واقع گرایی
ازمهمترین نگرانیهای هاشمی که به اعتدال می اندیشید غلبه تندروها به خصوص در عرصه سیاست خارجی وبه ویژه در تعامل با همسایگانی نظیر عربستان سعودی بود.
هاشمی معتقد بود ایران شیعی و جهان تشیع در تعامل با جهان اهل سنت از پیروان کمتری برخوردار هستند و ضروری است در مناطقی که اکثریت ندارند، بر مبنای واقع گرایی و واقع نگری توقعات و رویکردهای خود را دنبال نمایند، همچنانکه جوامع اهل سنت درجامعهای مثل ایران و آذربایجان که از اقلیت برخوردار هستند میبایست تعاملی واقع بینانه با جامعه شیعی پیرامون خود داشته باشند.
درک درست و تشخیص به موقع ضرورتها
هاشمی همواره به پیشرفت و توسعه روزافزون کشور میاندیشید و میتوان گفت دغدغه اصلی وی در طول بیش از شش دهه، تلاش سیاسی و فرهنگی و جهاد بیوقفه در راه خدا چیزی جز این نبود که ایران همیشه عزیز باشد و جامعه ایرانی به سرعت مراحل ترقی و پیشرفت را پشت سر بگذارد .
او پس از انتخاب مردم به ریاست جمهوری در سال ۱۳۶۸ در شرایطی زمام امور را به دست گرفت که ایران جنگی هشت ساله را با سرافرازی پشت سرنهاده بود .زیرساخت های کشوراز جمله پالایشگاه ها وراه ها و بنادر بسیار آسیب دیده بودند . کارخانه ها غالبا تعطیل و نرخ بیکاری بالا و خزانه هم برای بازسازی مناطق آسیب دیده خالی بود.
ازسوی دیگر روابط سیاسی کشور با همسایگان مهمی همچون عربستان سعودی درمنطقه و اروپا و کشورهای غربی به شدت تیره و تار بود.هاشمی برای پشت سرگذاشتن این بحران مهم. و برای حل این ابرمشکل به تدبیری چند مرحلهای و پیچیده اندیشید.
او می گفت : کشور پس ازجنگ به شدت آسیب دیده و نیاز فوری به بازسازی دارد و بازسازی نیاز مبرم به بودجه دارد و در حال حاضر کشور برای چنین امر مهمی بودجه لازم را در اختیار ندارد .
از سوی دیگر ظرفیت اقتصادی مناسبی درخارج از کشور و در همسایگان و در کشورهای اروپایی وجود دارد که میتوان و باید از آن درجهت بازسازی کشور استفاده کرد و از دیگر سو روابط سیاسی ما با همسایگان بسیار آسیب دیده یا قطع است و برای استفاده از ظرفیت اقتصادی کشورها باید با آنان روابط حسنه برقرار شود و روابط کنونی ما با این کشورها بازسازی شود و بهبود پیدا کند. ایشان معتقد بود برای بازسازی کشور ما چاره ای نداریم جز اینکه با دنیا روابطمان را توسعه داده و تقویت کنیم.
تلاش برای ایجاد اتفاق و وفاق بین سلایق
ازجمله های معروف آقای هاشمی یکی این است که:" ما در داخل نباید با هم دعوا کنیم و به محض دیدن پارهای نابسامانیها وخلاف میلها وسلیقه ها وحتی بی انصافیها و...با نظام قهرکنیم."خود اوهم بر این منهج بود.
بین اعضای حزب جمهوری وسایراحزاب وصاحبان سلایق سیاسی متفاوت معروف بود که مرحوم آقای هاشمی معمار ایجاد وفاق بین سلایق سیاسی است .
یک روز که با مرحوم استاد سید علی اکبر پرورش بحث بر سرمواضع وکنش های آقای هاشمی بود جمله جالبی با آن لهجه شیرین اصفهانی اش بیان کرد و گفت : وقتی درجلسات اختلاف نظرها بالا می گرفت تا آقای هاشمی وارد جلسه می شد همه به یکدیگرمی گفتند باز این آقای هاشمی با آن موتور جوشش آمد! که اختلافها را از میان بردارد و مواضع را به هم نزدیک کند و به هم پیوند بدهد.
قدرت درک بالا برای خروج از بحرانها
شاید بتوان قدرت تجزیه وتحلیل مبتنی بر درک شرایط موجود را از ویژگیهای برجسته مرحوم آقای هاشمی دانست. درمیان یاران امام و سران مملکت تنها کسی بود که بر مبنای تحلیل شرایط کشور و وضع موجود جبهههای جنگ و شرایط سیاسی منطقه و دنیا که درحمایت از صدام بود به فرماندهان جنگ گفت نقطه مهم و استراتژیکی را از عراق مثل جاده فاو به بصره و بغداد را بگیرید و من بر اساس این دستاورد جنگ را تمام میکنم.
در بهمن سال ۱۳۶۲ که امام وی را برای هماهنگی بین ارتش و سپاه در جبههها و اداره عملیاتها تعیین کرد - که تا آخرجنگ همین نقش هماهنگی بین نیروهای مسلح و اداره و فرماندهی عملی جنگ را برعهده داشت- به امام گفته بود من می روم این جنگ را تمام کنم وامام درپاسخ وی بدون ذکر کلامی تنها لبخندی زده بود.«ختم تقریبا به موقع جنگ » از خدمات بسیار بزرگ هاشمی بود.
در نهایت معلوم شد راهکار هاشمی مبنی بر پایان جنگ راهحل درست و بلکه تنها راهکار منطقی و مبتنی بر وقایع جبهه و شرایط کشور بود که در نهایت به پذیرش قطعنامه ۵۹۸ از سوی امام منجرشد .
قدرت اقناع بالا
هاشمی از محدود کسانی بود که قدرت اقناع بالایی داشت . با مروری بر جلسات مجلس دوره اول که مجلس لبریز از شخصیتها وچهره های برجسته ای با سلایق مختلف سیاسی بود مرحوم هاشمی به ریاست مجلس انتخاب شد و در دورههای بعد هم بر همین مسند باقی بود .
وی به عنوان رئیس مجلس نقش عمدهای در اداره مجلس تازهپای شورای اسلامی با وجود آن همه شخصیتهای سیاسی داشت و با شایستگی از پس اداره مجلس برآمد. همین نقش اقناع و اداره خوب را در مجلس خبرگانی که مرحوم آقای مشکینی ریاست آن را برعهده داشت و هاشمی نایب رییس مجلس خبرگان بود عملا ایفا می کرد. یاران امام مثل آیت الله موسوی اردبیلی و آیت الله خامنهای گفتهاند وقتی نمیتوانستند، بدون لکنت مسألهای را با امام درمیان بگذارند از هاشمی میخواستند به عنوان سخنگوی آنها مسأله را با امام مطرح کند. وی با امام بیتعارف وگاه مثل یک فرزند جسورانه بر سر اثبات دیدگاههای درست خود بحث میکرد و امام هم گاه نظر او را همانند پذیرش قطع نامه ۵۹۸ می پذیرفت . همانگونه که امام در پیامی که به مناسبت پذیرش قطعنامه ۵۹۸ صادرکرد گفت این پذیرش بر مبنای نظرات کارشناسی شده مسئولان دلسوز کشور و فرماندهان جنگ بود.
مظهر امید و کانون امیدبخشی
آقای هاشمی در سختترین شرایط دوران مبارزه و پس از آن همواره امیدوار بود ویأس و ناامیدی در او راهی نداشت. از توان بالایی در امیدبخشی به دیگران برخوردار بود . خود او درخاطرات دوره زندان زمان طاغوت گفته است، با اینکه در حال سپری کردن دوران قطعی محکومیتم بودم وامیدی به آزادی نداشتم اما هربار که بلندگوی زندان نام مرا برای ملاقات یا ... صدا میکرد به هم بندان خود میگفتم من آزاد شدم!
در شرایط سخت دوران جنگ که دشمن با حملات ناجوانمردانه به مردم شهرهای بیدفاع در جنوب و غرب، کشور را وارد شرایط سختی کرده بود و نیاز به امیدبخشی به مردم به شدت احساس میشد، مرحوم هاشمی در این کار پیشقدم بود. از یکی از اعضای دفتر امام نقل شده که امام می فرمود به شیخ اکبر بگویید او این هفته درنماز جمعه تهران خطبه بخواند و به مردم روحیه بدهد.
ایثار مثالزدنی در پذیرش مسئولیتها
مرحوم آقای هاشمی مرد پذیرش مسئولیتهای سخت در شرایط دشوار و هنگام عبور از بحرانهای پیدرپی بود.
نمونهها در اینباره بسیارند. وقتی به نجف رفت و با امام دیدار کرد، امام به ایشان که همچون فرزند خود به او محبت و علاقه داشت- و البته این امر متقابل بود و مرحوم هاشمی به خود من گفت من امام را همانند پدرم دوست داشتم - پیشنهاد کرده بود با توجه به شرایط ایران وی در نجف بماند و درس بخواند و از آنجا به مبارزه و مبارزین کمک کند که آقای هاشمی به ایشان گفته بود با اینکه میدانم ساواک به محض ورود به ایران مرا دستگیر می کند و به زندان میبرد، اما نمی توانم در اینجا بمانم. تشخیص من این است که در شرایط کنونی مبارزه به حضورمن بیشتراحتیاج دارد تا اینجا بمانم و از دور مبارزین را کمک کنم. و همین امر هم شد. چون تا به ایران آمد، بلافاصله دستگیر و به زندان برده شد و به گمانم تا آخرین روزهای مهر ۵۷ هم در زندان ماند.
نمونه برجسته دیگر این بود که وقتی با مشاهده ضعف نیروهای مسلح در برابر ارتش بازسازی شده عراق احساس کرد که روند عقب نشینیها به مرحله بدی رسیده وحالاحالاها هم امیدی به پیروزی درعملیاتها نیست وخوف حمله شیمیایی صدام به یکی ازشهرهای بزرگ ایران برای وادار کردن ایران به پذیرش آتش بس میرفت به امام گفته بود ما برای مصلحت کشور چارهای جز پذیرش قطع نامه نداریم. امام گفته بود آخر من هفته قبل به مردم گفتهام ما باید تا آخرین نفر و آخرین منزل و آخرین قطره خون بایستیم و جنگ را ادامه بدهیم حالا چطور به آنها این را بگویم؟ که ازهاشمی پاسخ شنیده بود: خیلی خوب شما حق دارید به فکر آبرویتان پیش مردم باشید لذا من به عنوان نماینده شما درفرماندهی جنگ این مسئولیت را میپذیرم وشما هم به عنوان فرمانده کل قوا دستور دهید مرا دستگیر و محاکمه کنند -که البته سرنوشتی جز اعدام هم برای ایشان در صورت اثبات ناکارآمدی و تقصیر در اداره جنگ متصور نمیشد- که امام این پیشنهاد را رد کرده وگفته بود: مگر من مردهام که شما این مسئولیت را بپذیرید؟ من این مسئولیت را میپذیرم و اگر آبرویی پیش مردم داشته و دارم برای مصلحت کشور و اسلام آن را با خدا معامله می کنم.
مرد ابتکارهای بی نظیر
مرحوم هاشمی را میتوان از محدود و معدود روحانیون به مسند مسئولیتهای کلان نشسته در کشوردانست که مؤسس کارهای عام المنفعه قابل توجه وکم نظیری بود :
دردورانی که مشکل اصلی تهرانیها مسأله ترافیک بود، هاشمی در زمانی که رییس مجلس شورای اسلامی بود ومسئولیتی دراین زمینه متوجه او نبود و در شرایط سخت کشور درجنگ که بودجه کفاف جنگ و اداره کشور را نمیکرد طرح برزمین مانده مترو را برداشت و به دولت برد وبه رغم مخالفتهای جدی با آن مصمم ایستاد و با طرح تأسیس مترو در جلسه با هیات دولت با قدرت بالای اقناعیای که داشت دولت را به انجام آن طرح متقاعد کرد و به این هم اکتفا نکرد و یکی از خطبه های نماز جمعه تهران را به ضرورت" تأسیس مترو "اختصاص داد.
نمونه موفق دیگر از اقدامات تأسیسی مرحوم هاشمی تأسیس دانشگاه آزاد اسلامی درسرتاسر کشور و با تأیید امام بود .وی با تأسیس این دانشگاه گره از مشکل میلیونها جوان پشت سد بلند کنکور برای ورود به دانشگاه برگشود.
دغدغه فرهنگ و فکر رفاه مردم
به نقش آفرینی و مسئولیتپذیری بانوان بسیار معتقد بود. در دولت او برای اولینبار بانوان حضور یافتند .
به رفع فقردر طبقات فقیر بسیار میاندیشید و برای اولین بار در دولت او مرکزی برای مبارزه با فقر و محرومیت و خدمت به مناطق محروم ایجاد شد. هرسال یک روز از ماه مبارک رمضان را با فرزندانی از طبقات محروم به صرف افطار میزبان بود.سازندگی در دوران هشت ساله او در ایران چنان رونق گرفت که وی را به حق سردارسازندگی نامیدند.در دوره او سدهای بسیاری همچون سد کرخه ساخته شد. پالایشگاهها ساخته شد و بنادر رونق گرفت. روابط سیاسی با همسایگان وکشورها بسیار بهبود یافت.دولت او کانون تعامل خطوط سیاسی مختلف بود در اطراف او شخصیتهایی از دوجناح رسمی کشور دیده می شدند.
مرد تبدیل عرصه های باخت به برد
بسیار پرتلاش بود وخستگی را خسته میکرد. در بسیاری از سفرها و جلسات طولانی که جوانترها کم میآوردند همچنان با نشاط کار میکرد .
بسیار صبور و مهربان و عاطفی و"خوش اشک " بود. به خصوص با شنیدن نام مبارک حضرت زهرا(س) بیاختیار میشد و اشک میریخت و هر سال در ایام فاطمیه دوم در مجمع تشخیص مصلحت نظام یک روز برای آن حضرت مراسم عزا میگرفت.
در برابر انواع تهمتها به خود و خانوادهاش صبوری پیشه میکرد وکمتر توسط دوستان قدیمیاش که در برکشیدنشان به موقعیتهای مهم نقش اصلی داشت از او دفاعی به عمل آمد.
میگفت شهید بهشتی به او گفته است: این آسیاب به نوبت است و نوبت تو هم خواهد رسید و رسید! اما صبوری پیشه کرد و در برابر حملات بیش از هجده مرکز و رسانه دولتی و غیردولتی که مدام در تخریب او تلاش میکردند و او را به ناجوانمردانهترین تهمتها مینواختند، صبری ستودنی پیشه کرد .
این حملات هرگز از محبوبیت او در بین مردم نکاست و او در اغلب انتخابات با رأی بالایی نماینده اول مردم تهران در مجلس خبرگان بود.با حادثه تروری که برای امام جمعه تهران پیش آمد، امام تعیین نوبت خطبای جمعه را به او سپرده بود. از سال ۱۳۶۰ تا ۱۳۸۸ و به مدت ۳۸ سال درتهران برای مردم ۴۲۰ بار نماز جمعه خواند . تحلیلها و بحثهای او درخطبهها درداخل وخارج دهان به دهان میگشت و در مردم شور و نوید و معرفت میآفرید.به حق شناسنامه انقلاب بود و عجبا که توسط شورای نگهبان رد صلاحیت شد! رد صلاحیتی که نتیجه عکس داد و هاشمی را در بین مردم محبوبتر از قبل نمود و مظلومیتش در این رد صلاحیت باعث روی کار آمدن دو دورهای دولت تدبیر و امید و راه یافتن سی نفر نماینده مورد حمایت او در تهران به مجلس شورای اسلامی شد.
وفا کرد وجفا دید
دردورانی که بعضی زمزمه محاکمه برخی فرماندهان جنگ را به دلیل برخی شکستها وتلفات درسالهای پایانی جنگ سرمیدادند او قاطعانه در برابرشان ایستاد و از خدمات این فرماندهان گفت و شگفت اینکه تنی چند از همین فرماندهانی که به لطف او از محکمه و محاکمه و مجازات دادگاههای جنگ نجات یافتند، بعدها علیه او زبان گشودند و او البته در صحبتی به جفایشان پاسخ داد.
ختم کلام
خاندان و تبار این فرزند روستای بهرمان از توابع نوق رفسنجان که شهرت رفسنجانی یافت، طبق تحقیقی که منتشر شده از"اتابکان و سادات میرهاشمی لرستان "است که درچند سده قبل به یزد و سپس کرمان مهاجرت کردهاند.هاشمی که از روستایی دور و کوچک برخاست و شهرت جهانی یافت، سرانجامی خوش داشت و دوران مدیریت وخدمات او در کام مردم شیرین ماند.
او که خادم بزرگی برای قرآن، کشور، نظام و مردم و مورد اعتماد کامل امام بود، عمری مبارک از خدا گرفت و در"رفتنی معنادار" که به گمان من با آن جغرافیا به زبان تاریخ سخن گفت! در"عین سلامت و نشاط" درشب شهادت مرحوم شهید میرزا تقی خان امیرکبیر از دنیا رفت و به حق پیوست.بی تردید یاد این مرد بی تکرار که در تمام زندگیاش با خدا معامله کرد و به قول خودش «خطا وخدمت »داشت هماره در دل و ذهن و یاد ایران و ایرانی ماندگارخواهد بود.










