به گزارش ایسنا، نشریه «نیوزویک» مینویسد: واشنگتن ممکن است به دنبال قرار دادن گرینلند «تحت کنترل آمریکا» باشد و این زنگ خطر را به صدا درآورده است؛ چراکه گرینلند یک قلمرو خودمختار دانمارک و در نتیجه بخشی از ناتو محسوب میشود.
«مته فردریکسن» نخستوزیر دانمارک بهصراحت هشدار داده است اگر آمریکا به یک کشور عضو ناتو حمله کند، «همهچیز متوقف میشود» و این نشان میدهد که تهدید ترامپ برای ناتو یک تهدید وجودی محسوب میشود. گرینلند سرزمینی غنی از منابع معدنی و از نظر راهبردی بسیار مهم است، زیرا حضور نیروهای آمریکایی در پایگاه فضایی «پیتوفیک» در گرینلند برای ردیابی موشکهای دوربردی که ممکن است به سمت خاک آمریکا شلیک شوند، ضروری است. اگرچه واشنگتن بهطور صریح اعلام نکرده که گزینه نظامی را کنار میگذارد، اما دولت آمریکا همچنان بر اهمیت گرینلند برای امنیت ملی این کشور تأکید دارد.
به گزارش نیوزویک، بنیان ناتو بر اصول دفاع جمعی استوار است که در معاهده تأسیس آن تصریح شده است. براساس این اصل حمله به یک عضو، حمله به همه اعضا تلقی میشود و این اصل بر این فرض ضمنی استوار بوده که قدرت نظامی ایالات متحده هر مهاجمی را بازخواهد داشت. تا همین اواخر، تصور اینکه آمریکا بهعنوان تأثیرگذارترین عضو ناتو علیه یک کشور عضو دیگر اقدام کند، غیرقابل تصور بود و چنین رخدادی به احتمال زیاد به معنای پایان ناتو خواهد بود.
نشریه آمریکایی همچنین اشاره میکند که مقامهای ارشد دولت ترامپ به تقویت این تغییر لحن کمک کردهاند. «استیون میلر» معاون رئیس دفتر کاخ سفید گفته است موضع «رسمی» دولت این است که گرینلند باید تحت کنترل آمریکا قرار گیرد. به نوشته نیوزویک، میلر استدلال کرده که ایالات متحده قدرت اصلی ناتو است و کنترل گرینلند را برای تأمین امنیت منطقه قطب شمال و دفاع از منافع ناتو ضروری دانسته است. خود ترامپ نیز بار دیگر تأکید کرده که گرینلند بخشی حیاتی از امنیت ملی آمریکا است و این موضوع در هفتههای آینده بررسی خواهد شد.
نیوزویک تصریح میکند که آمریکا بدون تردید قدرت مسلط نظامی در ناتو است، بهویژه از نظر هزینههای دفاعی، توان اعمال قدرت و ظرفیتهای هستهای. واشنگتن سالهاست سهم بیشتری از تولید ناخالص داخلی خود را نسبت به دیگر اعضای ناتو صرف مسائل نظامی کرده، هرچند کشورهای عضو ناتو در ژوئن سال گذشته متعهد شدند برای جلب رضایت کاخ سفید، هزینههای دفاعی را به ۵ درصد افزایش دهند.
این نوشتار یادآور میشود که سنجش قدرت نظامی صرفاً به مقایسه اعداد محدود نمیشود و عواملی مانند آموزش، نگهداری و آمادگی نیز نقش تعیینکننده دارند. نیروهای آمریکایی بهشدت با ارتشهای اروپایی درهمتنیدهاند؛ از جمله استقرار تیپهای چندملیتی ناتو در نزدیکی روسیه و این واقعیت که فرمانده کل نیروهای ناتو در اروپا یک آمریکایی است. این سطح از همپوشانی، جداسازی کامل توان نظامی آمریکا از توان متحدان اروپایی و کانادا را دشوار میکند.
با این حال، مقاله به بررسی توان ناتو در صورت حذف آمریکا میپردازد و مینویسد که این ائتلاف همچنان ۳۱ عضو با نیروهای مسلح مستقل خواهد داشت. در حوزه نیروی هوایی، نیوزویک تأکید میکند که آمریکا با بیش از ۱۴۰۰ هواپیمای رزمی عملیاتی، بزرگترین نیروی هوایی ناتو را در اختیار دارد. در مقایسه، بریتانیا ۲۱۰ فروند، فرانسه حدود ۲۸۳ فروند، ترکیه نزدیک به ۳۰۰ فروند، لهستان حدود ۸۵ فروند و کانادا ۱۰۳ فروند هواپیمای عملیاتی دارند. برای مقایسه گستردهتر، مقاله میافزاید که چین حدود ۳۰۰۰ هواپیمای رزمی در اختیار دارد.
در حوزه نیروهای زمینی، مقاله تصریح میکند که ارتش آمریکا با نزدیک به نیم میلیون نیرو، بهمراتب بزرگتر از سایر ارتشهای ناتو است. آمریکا بیش از ۲۶۰۰ تانک آبرامز و بیش از ۱۰ هزار نفربر زرهی در اختیار دارد. در مقابل، ارتش بریتانیا حدود ۲۰۰ تانک چلنجر ۲، فرانسه اندکی بیش از ۲۰۰ تانک لکلرک، کانادا ۷۴ تانک لئوپارد ۲ و لهستان بیش از ۶۶۰ تانک، از جمله مدلهای ساخت کره جنوبی، دارد.
مقاله درباره توان دریایی مینویسد که نیروی دریایی آمریکا همچنان یک عضو نیرومند است، اما به دلیل حضور جهانی گسترده، تحت فشار قرار دارد. آمریکا ۶۵ زیردریایی، ۱۱ ناو هواپیمابر و دهها ناوشکن، رزمناو و ناوچه در اختیار دارد. نیروی دریایی دیگر اعضای ناتو، از جمله بریتانیا و کانادا، بهمراتب کوچکتر توصیف شدهاند، هرچند در سطح منطقهای همچنان توانمند محسوب میشوند.
نویسنده در پایان نتیجه گرفته است که بزرگترین شکاف میان آمریکا و دیگر اعضای ناتو در حوزه تسلیحات هستهای است. به نوشته نیوزویک، ایالات متحده و روسیه در مجموع حدود ۹۰ درصد از بیش از ۱۲ هزار سلاح هستهای جهان را در اختیار دارند. در ناتو، تنها بریتانیا و فرانسه دارای سلاح هستهای هستند و تعداد آنها نیز بهمراتب کمتر از آمریکا است. این نابرابری نشان میدهد بازدارندگی و وزن نظامی ناتو تا چه اندازه به قدرت آمریکا متکی بوده و تغییر بنیادین نقش واشنگتن میتواند پرسشهای عمیقی درباره آینده این ائتلاف ایجاد کند.
انتهای پیام









