رویداد۲۴ نوشت: «سید بدر البوسعیدی، وزیر خارجه عمان اوایل هفته آینده برای یک دیدار رسمی به تهران سفر خواهد کرد». انتشار این خبر در ساعات گذشته در شرایطی که ایران با مجموعهای از فشارهای همزمان در حوزه سیاست خارجی، اقتصاد و امنیت منطقهای روبهروست، بار دیگر نگاهها را به نقش سنتی مسقط بهعنوان «میانجی قابل اعتماد» میان ایران و غرب معطوف کرده است؛ سفری که میتواند حامل پیامهایی فراتر از یک دیدار دیپلماتیک معمول باشد.
سفر وزیر امور خارجه عمان به تهران را باید در بستر یک معادله پیچیده منطقهای و بینالمللی تحلیل کرد. ایران در مقطع کنونی با چالشهای متراکمی مواجه است: بنبست نسبی در مذاکرات هستهای، فشار تحریمها، تنشهای فزاینده در منطقه، و ابهام در آینده تعامل با غرب. در چنین فضایی، هر کانال ارتباطی که بتواند از تشدید بحران جلوگیری کند، اهمیتی دوچندان پیدا میکند و عمان دقیقاً یکی از معدود بازیگرانی است که چنین نقشی را در سالهای گذشته ایفا کرده است.
عمان برخلاف بسیاری از کشورهای منطقه، سیاست خارجی خود را بر پایه «بیطرفی فعال» بنا کرده است؛ نه در اردوگاه تقابل کامل با ایران قرار دارد و نه در جایگاه تقابل ایدئولوژیک با غرب. همین موقعیت منحصربهفرد باعث شده مسقط در بزنگاههای حساس، از مذاکرات محرمانه پیش از توافق برجام گرفته تا تبادل زندانیان و کاهش تنشهای مقطعی، به پل ارتباطی میان تهران و واشنگتن تبدیل شود. سفر پیشرو نیز در امتداد همین سنت دیپلماتیک قابل ارزیابی است.
اهمیت این سفر از آنجا دوچندان میشود که کانالهای مستقیم گفتوگو میان ایران و غرب، بهویژه آمریکا، یا مسدود شدهاند یا هزینه سیاسی بالایی دارند. در چنین شرایطی، نقش واسطهای مانند عمان امکان «انتقال پیام بدون اعلام رسمی» را فراهم میکند؛ پیامهایی که میتوانند شامل هشدارها، پیشنهادها یا حتی سنجش میزان آمادگی طرفین برای تغییر مسیر باشند. تجربه نشان داده که بسیاری از تحولات مهم در روابط ایران و غرب، ابتدا از مسیر مسقط عبور کردهاند، نه از تریبونهای رسمی.
از منظر ایران، این سفر میتواند فرصتی برای ارسال چند پیام همزمان باشد: نخست، نشان دادن اینکه تهران همچنان مسیر دیپلماسی را بهطور کامل مسدود نکرده و آماده مدیریت تنشهاست؛ دوم، استفاده از عمان بهعنوان کانالی کمهزینه برای سنجش نیتهای غرب در شرایط جدید؛ و سوم، تلاش برای جلوگیری از شکلگیری اجماع منطقهای یا بینالمللی علیه ایران در مقطعی که فضای منطقه بهشدت سیال است.
برای عمان نیز این سفر صرفاً یک مأموریت دیپلماتیک نیست، بلکه بخشی از راهبرد کلان این کشور برای حفظ ثبات در خلیج فارس است. مسقط بهخوبی آگاه است که هرگونه تشدید تنش میان ایران و غرب، نخستین پیامدهای امنیتی و اقتصادیاش دامن کشورهای همسایه را میگیرد؛ بنابراین میانجیگری عمان، بیش از آنکه اقدامی برای کاهش تنش بین ایران و غرب باشد، تلاشی برای حفاظت از منافع ملی خود این کشور است.
نکته مهم دیگر، زمانبندی این سفر است. انجام آن در شرایطی که تحولات منطقهای به سرعت در حال تغییر است، میتواند نشانهای از فوریت پیامها باشد. معمولاً چنین سفرهایی زمانی انجام میشود که یا خطر یک بحران جدید احساس میشود، یا روزنهای محدود برای کنترل وضعیت به وجود آمده است. در هر دو حالت، انتخاب عمان بهعنوان حامل پیام، نشاندهنده حساسیت موضوع و نیاز به بازیگری مورد اعتماد دو طرف است؛ بنابراین سفر وزیر امور خارجه عمان به تهران را باید بیش از یک دیدار دوجانبه دانست. این سفر نمادی از تلاش برای زنده نگه داشتن دیپلماسی در شرایطی است که گزینههای ایران محدود شدهاند و هزینه خطا بالا رفته است. اگرچه نباید انتظار نتایج فوری و علنی از چنین دیدارهایی داشت، اما تجربه نشان داده است که دیپلماسی خاموش مسقط، بارها زمینهساز تغییرات مهمتری شده که بعدها خود را در صحنه رسمی سیاست نشان دادهاند.










