سرمقاله اورشلیم‌پست: «قدرت پهلوی» آینده ایران پس از جمهوری اسلامی است

مردم ایران دیگر نام پهلوی را در گوش هم زمزمه نمی‌کنند؛ آن را فریاد می‌زنند

خلاصه خبر

شورای سردبیری اورشلیم پست در یادداشتی پیرامون خیزش ملی در ایران می‌نویسد: در میان آشفتگی‌ای که از ایران بیرون می‌تراود — این‌که چند معترض کشته شده‌اند، چند نفر واقعا در خیابان‌ها هستند، چه کسی «عامل موساد» است و چه کسی برای رژیم کار می‌کند — از نخستین روز ناآرامی‌ها یک چیز ثابت مانده است: حمایت از رضا پهلوی، ولیعهد تبعیدی ایران.

تا روز سه‌شنبه، بنا بر گزارش گروه‌های حقوق بشری، دست‌کم ۲۹ معترض به‌طور رسمی کشته شده‌اند، هرچند به‌طور گسترده باور بر این است که شمار واقعی بسیار بیشتر است. بیش از هزار نفر نیز در جریان سرکوب‌های گسترده نیروهای امنیتی رژیم در چندین شهر بازداشت شده‌اند؛ بازداشت‌هایی که بسیاری از آن‌ها هرگز به‌طور علنی تایید نشده است.

در حالی که جمهوری اسلامی کوشیده کشور را در سیلی از اطلاعات نادرست و سرکوب غرق کند، پهلوی به برجسته‌ترین و منسجم‌ترین صدای بیرونیِ حامی معترضان بدل شده است. از پیام‌های همبستگی با قربانیان خشونت رژیم گرفته تا ارائه تصویری هرچه دقیق‌تر از ایرانِ پس از جمهوری اسلامی، او خلایی را پر کرده که سال‌ها اپوزیسیون پراکنده ایران از آن رنج می‌برد.

این هفته، پس از گزارش‌هایی از تیراندازی در شهر غربی ملکشاهی و حمله به یک بیمارستان در ایلام، پهلوی پیامی صریح صادر کرد. او کشتن جوانان بی‌سلاح و یورش به مراکز درمانی را «جنایتی آشکار» خواند و آن را به کشتار زاهدان در سال ۲۰۲۲ یادآوری کرد؛ زمانی که نزدیک به ۱۰۰ معترض کشته و بیش از ۳۰۰ نفر به‌دست نیروهای امنیتی زخمی شدند. او افزود رژیمی که جوانان را می‌کشد و به بیمارستان‌ها حمله می‌کند «به‌وضوح مشروعیتی ندارد و به پایان خود نزدیک می‌شود».

این ادبیات در داخل ایران طنین‌انداز شده، زیرا بازتاب‌دهنده همان چیزی است که خود معترضان می‌گویند. در شهرهای مختلف، شعارهایی که زمانی غیرقابل بیان تلقی می‌شدند دوباره شنیده می‌شوند: «جاوید شاه». برخی حتی فراتر می‌روند: «این آخرین نبردِ، پهلوی برمی‌گرده» و «پهلوی برمی‌گرده و ضحاک سرنگونه» — اشاره‌ای به چهره اسطوره‌ای استبداد در ادبیات فارسی.

همان‌گونه که الکس وینستون، تحلیلگر جروزالم پست، اخیرا نوشت، این شعارها تهدیدی وجودی برای رژیمی است که بر سرنگونی پادشاهی و پاک‌کردن میراث پهلوی بنا شده است. این شعارها نشان می‌دهند خشم مردم از مطالبات صرفا اقتصادی فراتر رفته و به رد کامل جمهوری اسلامی رسیده است.

جمهوری اسلامی تنها لحظه‌ای گذرا در تاریخ بلند ایران است. در بخش اعظم این تاریخ، ایران نه به‌دست روحانیونی وسواس‌گونه در پی صدور انقلاب اسلامی و هزینه‌کرد میلیاردها دلار در جنگ‌های نیابتی در غزه، لبنان، سوریه و یمن، بلکه توسط پادشاهان اداره می‌شد.

در چنین بستری است که پهلوی گام به پیش گذاشته؛ نه صرفا به‌عنوان نمادی دوردست در هزاران کیلومتر آن‌سوتر، بلکه به‌عنوان کنشگری سیاسی که اکنون بر تحولات میدانی اثر می‌گذارد. او این هفته در گفت‌وگویی با وال‌استریت ژورنال گفت: «برای رهبری این گذار وارد عمل شده‌ام… مسئله، حق تعیین سرنوشت است… آزادی… و بازسازی کشورمان.» او همچنین تأکید کرد که مداخله نظامی آمریکا ضروری نیست و تغییر رژیم باید از درون ایران بجوشد، نه از بیرون.

این موضع‌گیری حاصل ماه‌ها کار است. پهلوی در کنفرانس خبری پاریس در ماه ژوئن آشکارا خواستار تغییر رژیم شد و اصول ایرانِ پس از جمهوری اسلامی را برشمرد: حفظ تمامیت ارضی، برابری همه شهروندان، آزادی‌های فردی و جدایی دین از دولت. او مستقیما علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، را خطاب قرار داد، از او خواست کناره‌گیری کند و وعده دادرسی عادلانه داد.

این پیام در ماه ژوئیه در مونیخ تقویت شد؛ جایی که پهلوی بیش از ۵۰۰ مخالف ایرانی از طیف‌های ایدئولوژیک گوناگون را گرد هم آورد. سلطنت‌طلبان و جمهوری‌خواهان، فعالان سکولار، رهبران قومی، هنرمندان، ورزشکاران و زندانیان سیاسی پیشین در گردهمایی‌ای شرکت کردند که به‌گفته بسیاری، گسترده‌ترین ائتلاف مخالفان در دهه‌های اخیر بود. پهلوی در آن‌جا راهبردی پنج‌ستونی را تشریح کرد: حداکثر فشار بین‌المللی بر رژیم، حداکثر حمایت از مردم ایران، تشویق ریزش نیروها از درون نظام، بسیج و سازمان‌دهی گسترده، و برنامه‌ریزی دقیق برای بازسازی اقتصادی و سیاسی. او به‌طور کلیدی تأکید کرد که نظام آینده ایران، از جمله مسئله پادشاهی، باید از طریق همه‌پرسی ملی تعیین شود.

به‌نوشته وینستون، «باید این نکته را به یاد داشت. پهلوی منتظر نیست ناگهان وارد شود و ایرانیان را با خود ببرد؛ او آماده است که خودشان آینده‌شان را انتخاب کنند. اما صداهایی که از خیابان‌ها برمی‌خیزد نشان می‌دهد او در میان معترضان از حمایت مردمی قابل‌توجهی برخوردار است.»

این، هسته «قدرت پهلوی» است.

مردم ایران دیگر نام پهلوی را در گوش هم زمزمه نمی‌کنند؛ آن را فریاد می‌زنند.

دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مقاله لزوماً سیاست یا موضع ایندیپندنت فارسی را منعکس نمی کند.
نظرات کاربران
ارسال به صورت ناشناس
اخبار داغ