به گزارش ایسنا، هم میهن نوشت:
خبر کوتاه بود و جانکاه. «پدر امیرمحمد خالقی، دانشجوی نخبه دانشگاه تهران صبح امروز با حضور در دادسرای جنایی تهران قاتل پسرش را بخشید. او شرط کرد قاتل دو روز در هفته کارهای عامالمنفعه انجام دهد.» همین.
به عکس نگاه میکنم و به روح و قلب بزرگ این پدر درود میفرستم. واقعیت این است کاری که این پدر انجام داد آنقدر بزرگ است که هیچ کلمهای یارای این را ندارد که هموزن این بزرگی روی کاغذ بیاید. به عکس نگاه کنید! پدر امیرمحمد خالقی با قاتل پسرش هم غریبه نیست. انگار کن که فرزند خودش را بخشیده باشد. این تصویر به شکل غریبی آرام و سنگین است؛ در حقیقت وضعیتی پیچیده در عکس موج میزند که حرف زدن دربارهاش به این راحتیها نیست...
در مرکز عکس دو نفر را میبینیم که به یکدیگر نزدیک شدهاند. یکی سن و سالی دارد و دیگری جوان است؛ این را از ریش بناگوشش هم میشود فهمید. مرد مسن، لباس یک روحانی به تن دارد. در چهرهاش ترکیبی از اندوه و وقار موج میزند. انگار کن که میخواهد بخندد اما ته لبخندش درد میکند.
پدر امیرمحمد دارد دنیا و سختیهایش را به بزرگی خودش میبخشد. پسر جوان اما سرش را پایین انداخته، بدنش را خم کرده و زبان بدنش عین شرم است. لباس آبی زندان را به تن دارد. مسئولان زندان اما حواسشان بوده که برای مراسم بخشش پیراهنی را از جعبه دربیاورند و تن پسر کنند. پیراهن اتو ندارد و به وضوح مشخص است که همه اتفاقاتی که در آن اتاق در حال وقوع است ذرهای صحنهسازی نشده است.
دستهای این دو نفر اما حقیقت ماجرا را عیان میکند. دست دادن در این موقعیت، یک کنش عادی نیست؛ یک تصمیم اخلاقی دشوار است. فکر کن پدر هر لحظه این فکر در ذهنش میپیچد که با همین دستها پسرش به قتل رسیده. پسر اما در دست دیگرش قرآن دارد. انگار کن که کتاب را به عنوان میانجی به میدان آورده باشد.
فضای اطراف و نقش تماشاگران هم در این عکس موقعیت غریبی است. آنقدر عجیب که حتی چشم فیلمبردار از بزرگی پیرمرد متعجب است. عکاس این عکس خیلی خوششانس است چون در این اتاق نقش بسیار کلیدی دارد. احتمالاً با صدای شاترش فضا را شکسته و سکوت سخت و سنگین اتاق را خدشهدار کرده اما با همین یک عکس عالمی را به تماشای تصمیمی نشانده که کار هر کسی نیست.
کمپوزیسیون عکس طوری است که نگاه بیننده ناخواسته روی دو نفر در مرکز گیر میکند و باقی المانهای تصویر به حاشیه میروند.
این عکس درباره «قدرت» است، اما نه قدرت فیزیکی یا قانونی؛ قدرتِ نه گفتن به انتقام، این عکس عین شجاعت است. شجاعت بخشیدن جانی به آدمی که جان فرزندت را گرفته است. این عکس اما اصلاً عکس سادهای نیست، چراکه هیچکجایش نمیگوید درد تمام شده است.
انتهای پیام










