مردم ایران از شامگاه چهارشنبه ۱۷ دیماه، یعنی حدود ۲۴ ساعت پیش از فراخوان عمومی شاهزاده رضا پهلوی برای حضور همزمان در خیابانها، عملا به استقبال این فراخوان رفتند، به طوری که در یازدهمین شب خیزش ملی ۱۴۰۴، بیش از ۱۰۰ شهر و روستا در نقاط مختلف ایران صحنه تجمعهای اعتراضی علیه کلیت جمهوری اسلامی و حمایت از شاهزاده رضا پهلوی بودند.
امروز پنجشنبه ۱۸ دیماه نیز در حالی که هنوز تا آغاز رسمی فراخوان در ساعت ۸ شب، چندین ساعت باقی مانده است، گزارشها و ویدیوهای دریافتی از ایران نشان میدهد مردم در دهها شهر زودتر از موعد به خیابانها آمدهاند و همزمان، بازارها در صدها شهر در اعتصاب کاملاند.
گزارشهای میدانی ایندیپندنت فارسی حاکی است که از صبح پنجشنبه اعتراضها چهرهای متفاوت گرفته است و خیابان و بازار همزمان فعال شدهاند.
در بروجرد لرستان، مردم از ساعات اولیه صبح با تجمع در خیابانها و سردادن شعار «جاوید شاه» اعتراضها را آغاز کردند. استان لرستان در ۱۲ روز گذشته از کانونهای اصلی خیزش ملی بود و گزارشها از کشته شدن چندین معترض به ضرب گلوله نیروهای سرکوبگر در شهرهای مختلف این استان حکایت دارد.
همزمان در کلاچای گیلان، معترضان با شعار «رضاشاه، روحت شاد» به خیابان آمدند و در سیروان ایلام هم بستن مغازهها و حضور مردم در معابر عمومی، اعتصاب و اعتراض را در هم آمیخت.
دامنه اعتصاب بازارها که طی روزهای گذشته بهتدریج گسترش یافته بود، امروز به سطحی کمسابقه رسید. در همدان، بازاریان با فریاد «ببندید»، دیگر کسبه را به پیوستن به اعتصاب فراخواندند. تصاویر دریافتی از شهرهای صحنه و اراک نیز از تعطیلی گسترده واحدهای صنفی حکایت دارد.
این الگو در بروجرد، نجفآباد، سرپل ذهاب و بابل مازندران نیز تکرار شد؛ جایی که بازاریها نهتنها مغازههایشان را بستند، بلکه با حضور در خیابانها و سردادن شعارهایی در حمایت از شاهزاده رضا پهلوی، به سایر معترضان پیوستند. پیوند همزمان بازار و خیابان برای بسیاری از ناظران یادآور بزنگاههایی تعیینکننده در تاریخ معاصر ایران است؛ بزنگاههایی که اعتصاب اقتصادی، نیروی محرکه اعتراضهای سیاسی شد.
دامنه اعتراضها در نقاط مختلف ایران امروز پنجشنبه نیز همچنان در حال روبهگسترش است. در سروستان فارس، معترضان شعار «نه غزه نه لبنان، جانم فدای ایران» سر دادند و در لومار ایلام، در خیابانها با شعار «توپ، تانک، فشفشه، آخوند باید گم بشه» طنینانداز شد. این تنوع شعارها نشان میدهد اعتراضهای کنونی فراتر از مطالبات معیشتی یا محلی است و مستقیما سیاستهای کلان داخلی و خارجی جمهوری اسلامی را به چالش میکشد.
با این حال نقطه کانونی تحولات اخیر در ایران انتشار نخستین فراخوان عمومی شاهزاده رضا پهلوی است؛ فراخوانی که پنجشنبه و جمعه، ۱۸ و ۱۹ دیماه، ساعت ۸ شب را زمان حضور همزمان مردم در خیابانها یا حتی سردادن شعار از منازل تعیین کرده است.
محبوبترین چهره مخالف جمهوری اسلامی برای دهها میلیون ایرانی، در چند پیام متوالی، با مستقیم خطاب قرار دادن نیروهای مسلح و امنیتی، آنان را در برابر «یک انتخاب تاریخی» قرار داد و تاکید کرد که مسئله دیگر سقوط جمهوری اسلامی نیست، بلکه زمان آن است؛ زمانی که به گفته او «از همیشه نزدیکتر» شده است.
شاهزاده رضا پهلوی که شماری از مردم ایران او را «رضاشاه دوم» میخوانند، همچنین هشدار داد که قطع اینترنت نه عامل بازدارنده، بلکه خود «فراخوانی دیگر» برای ادامه حضور و تسخیر خیابانها خواهد بود؛ هشداری که با توجه به اختلال شدید اینترنت در بسیاری از شهرها، معنایی عینی یافته است.
همزمان با تشدید اعتراضهای داخلی، فضای سیاسی تحت تاثیر اخبار و تحلیلهای فزاینده درباره احتمال حمله نظامی آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی هم قرار دارد.
در همین چارچوب، گزارش تازه لسآنجلس تایمز تصویری از جمهوری اسلامی ارائه میدهد که همزمان زیر فشار فروپاشی اقتصادی، اعتراضهای سراسری و تهدیدهای بیسابقه ایالات متحده قرار گرفته است. این گزارش تاکید میکند که احتیاط نسبی حاکمیت در سرکوب مخالفان، نه از سر مدارا، بلکه ناشی از ترس از واکنش واشنگتن است؛ بهویژه پس از مواضع صریح دونالد ترامپ که اعلام کرد در صورت تشدید کشتار مردم، از معترضان حمایت خواهد کرد.
در سطح منطقهای نیز، تضعیف متحدان جمهوری اسلامی و افزایش فشارهای نظامی و اطلاعاتی، حلقه انزوای تهران را تنگتر کرده است.
بازگشت به وقایع شامگاه چهارشنبه ۱۷ دی، تصویری روشن از عمق و گستره خیزش ملی به دست میدهد. ویدیوها از مشهد نشان میدهد نیروهای سرکوبگر در منطقه احمدآباد، سراسیمه از دست مردم معترض میگریزند. معترضان در شهر زادگاه رهبر جمهوری اسلامی طی اقدامی نمادین، پرچم بزرگ جمهوری اسلامی را پایین کشیدند و لگدمال کردند.
در کاشان و کوهچنار فارس، نیز تندیسهای قاسم سلیمانی به آتش کشیده یا واژگون شدند؛ رخدادهایی که نشان از فروپاشی هیبت نمادهای حکومتی دارد.
در تهرانپارس، پخش پیام صوتی شاهزاده رضا پهلوی از بلندگوهای قوی فضای امنیتی را به چالش کشید و همبستگی معترضان را با فراخوانهای او برجسته کرد.
در آشخانه خراسان شمالی، معترضان موفق شدند ساختمان فرمانداری را تصرف کنند.
در گلشهر کرج، معترضان با آتشافروزی و ایجاد راهبندان، خیابانها را بستند. از شیراز، بسته شدن خیابان نادر و چهارراه پارامونت، همزمان با تیراندازی شدید ماموران به سمت مردم، گزارش شده است.
تجمعهای اعتراضی گسترده در رشت، آبادان، شیروان، کرمان، فیروزکوه، شهسوار و دهها شهر دیگر نیز ادامه داشته است.
در کنار این صحنهها، گزارشهایی از تشدید خشونت نیروهای سرکوبگر هم منتشر شده است. در گناباد، ویدیوها از زخمی شدن معترضان با گلولههای ساچمهای حکایت دارد و در روستای نوشر گیلان، دو جوان در جریان تیراندازی نیروهای بسیجی جان باختهاند. با این حال، تداوم حضور مردم در خیابانها، حتی در شهرهایی چون الیگودرز و اصفهان که با سرکوب شدید مواجهاند، نشان میدهد هزینههای انسانی نیز نتوانسته است موج اعتراضات را متوقف کند.
مجموع این تحولات نشان میدهد خیزش ملی ایرانیان، در آستانه فراخوان سراسری پنجشنبه و جمعه، وارد مرحلهای تازه شده است؛ مرحلهای که در آن، همزمانی خروش خیابان، بازار و دانشگاه، معادله بقا را برای جمهوری اسلامی پیچیدهتر از همیشه کرده است.
در شرایطی که فشارهای خارجی و تهدیدهای نظامی نیز بر این معادله سایه انداختهاند، آنچه در خیابانهای ایران جریان دارد، بیش از هر زمان دیگری این گزاره را برجسته میکند که بحران کنونی نه مقطعی، بلکه تاریخساز خواهد بود.










