چه کسی واقعا هممیهن است؟
این روزها با بروز آشوب و ناآرامیهایی که از منحرف شدن مسیر اعتراضهای ملت ایران ناشی شده است، نام برخی مناطق غرب کشور مانند ایلام، لرستان، کردستان و همدان بیش از همیشه بر سر زبانها افتاده است. در این میان، استان ایلام و بهخصوص شهرستان ملکشاهی بیشتر از دیگر مناطق مورد توجه قرار گرفته است.
خلاصه خبر
از جمله اتفاقاتی که باعث شد شهر ملکشاهی تا این اندازه مطرح شود، رخدادهایی گاه مبهم در کنار رفتارهای مشکوک، خشن و پرخطری است که این روزها مردم میهندوست ایلام شاهد آن بودهاند و امنیت روانی آنان را تحت تأثیر قرار داده است.یکی از این اتفاقات، هجوم چندباره گروههای مختلف به بیمارستان امام خمینی ملکشاهی است که انتشار ویدئوهای کوتاه از آن و بازنشرشان در فضای رسانهای داخل و خارج از کشور، ظن و گمانهایی را ایجاد کرده است. در این میان نام برخی خبرنگاران پرحاشیه اصلاحطلب هم دیده میشود که با اغراق در مطالب خود به التهاب جامعه دامن میزنند.از جمله این افراد میتوان به الهه محمدی، روزنامهنگار اجتماعی روزنامه هممیهن اشاره کرد که با انتشار مطالب پرحاشیه و بعضاً دروغین، برای خود وجهه سیاسی ساخته و به چهرهای جذاب برای جریانهای ضدایرانی تبدیل شده است.
سبک روایت آشوبگر سابق از اتفاقات شنبه شب
محمدی در ابتدای گزارش خود به اطلاعیه دانشگاه علوم پزشکی تهران اشاره میکند و در حالی که بر برخورد شدید نیروی انتظامی با مهاجمان تأکید دارد، این سؤال را مطرح میکند که چه چیزی موجب شکسته شدن حریم درمان شده است.او در ادامه، بدون اشاره به ویدیوهای حملات مسلحانه برخی از آشوبگران و همچنین حمله به انبار مهمات در این استان، بیان میکند که جمعیت حاضر در این فیلمها صرفاً معترضان مردمی بودهاند و این افراد فقط از سوی مسئولان «عوامل آشوبگر» خوانده میشوند و همین مسئولان مدعی انحراف اعتراضات هستند.در اواسط گزارش، این روزنامهنگار تلاش میکند مخاطب را با خود همراه کند و جنبه عاطفی ماجرا را پررنگتر نشان دهد؛ هرچند ادعاها و منابع خود را در معرض تردید قرار میدهد.او به نقل از شاهدان عینی مینویسد: «هیچکدام از معترضان اسلحه گرم یا سرد همراهشان نداشتهاند، به وضعیت زندگیشان معترض بودهاند و بعد از راهپیمایی مسالمتآمیزشان، به آنها شلیک شده است.»این در حالی است که بسیاری از شاهدان عینی، از جمله خبرنگار حاضر در بیمارستان، تأکید دارند از سوی همین معترضان غیرنظامی به سمت نیروهای انتظامی یک نارنجک پرتاب شده که در نهایت عمل نکرده است.محمدی در ادامه از نیروی انتظامی چهرهای صرفاً سرکوبگر ترسیم میکند که حتی به زخمیهای درگیری عوامل مسلح در ملکشاهی نیز رحم نکرده و آمبولانس و خانواده زخمیها را تعقیب میکند.او میگوید مرد جوانی که اهل ملکشاهی است و برای پیگیری بیماریاش از چند ساعت قبل در بیمارستان امام خمینی حضور داشته، همزمان با ضبط فیلم منتشرشده مقابل بیمارستان، در همان محل بوده و از نزدیک ماجرا را دیده است: «بهمحض رسیدن زخمیها به بیمارستان، چهار نفر جانشان را از دست دادند.»
۲ MB
۷ MB
تلاش در تزریق درد و التهاب کاذب
این ادعا این سؤال را ایجاد میکند که چگونه فردی که برای درمان بیماری خود از ساعتها قبل در بیمارستان بوده، به ورودی بیمارستان رسیده و همزمان شاهد مرگ هر چهار نفر شده است؟این شاهد عینی در ادامه میگوید: «یکی از آنها هم که تیر به سرش اصابت کرده بود، دیروز جانش را از دست داد و یکی دیگرشان که سه تیر به نواحی مختلف بدنش خورده، در آیسییو بستری بود و فوت شده است. طبق اطلاعاتی که از پرستاران بیمارستان امام خمینی گرفتهام، حدود ۱۱ نفر زخمی بدحال در آنجا بستری بودهاند.»این فرد درحالیکه خودش بیمار بوده است، علاوه بر دیدن صحنه مرگ چهار نفر، توانسته تعداد تیرهای اصابتکرده به بدن یکی از افراد را هم بشمارد و حتی محل اصابتها را مشخص کند.یکی دیگر از شاهدان روایت میکند که مردم وقتی نیروها را دیدند، فریاد میزدند: «نیروی انتظامی، حمایت حمایت» اما نیروهایی که او دیده، نیروی انتظامی نبوده و «نیروهای امنیتی» بودهاند.این در حالی است که همه عکسها و فیلمهای منتشرشده از آن شب نشان میدهد لباس نیروهای حاضر مربوط به نیروی انتظامی بوده و بدون وجود نشان یا تفاوت خاصی نمیتوان ادعا کرد که این افراد متعلق به مجموعه دیگری بودهاند.با وجود اینکه شهر ایلام و بیمارستان امام خمینی اکنون در وضعیت آرام قرار دارند، این روزنامهنگار به نقل از همان افراد مدعی میشود که فضای امنیتی بر آنجا حاکم است و حتی اجازه انتشار فیلم از محل داده نمیشود.
۴ MB
سیاهنمایی از اتفاقات بیمارستان
روزنامه هممیهن همچنین مدعی است که یک پرستار از همان بیمارستان برایشان اطلاعات فرستاده و روایت کرده است که جوانی به نام «رضا» به دلیل اصابت سه گلوله کلاشینکف تحت جراحی قرار گرفته و به خاطر وخامت حالش فوت کرده است؛ «مصطفی» تیر به پهلویش اصابت کرده و وضعیتش وخیم است؛ «رضا» از ناحیه شکم و سینه مجروح شده و فرد دیگری نیز به دلیل اصابت گلوله به سر، ابتدا در وضعیت مرگ مغزی بوده و سپس درگذشته است.همه میدانیم کلاشینکف سلاح سازمانی هیچکدام از نیروهای انتظامی یا حتی امنیتی در چنین شرایطی نیست و این سلاح در درگیریهای شهری بهکار نمیرود.اما آنچه در فیلمهای منتشرشده مشخص است، این است که تنها افرادی که مسلح به کلاشینکف بودهاند همان کسانی هستند که الهه محمدی از آنها با عنوان «معترضان غیرنظامی» یاد میکند.طبق گفته خبرنگار فارس حاضر در بیمارستان امام خمینی، همین معترضان بهاصطلاح معیشتی و غیرمسلح، در پی تعقیب توسط پلیس، بیمارستان را به نوعی سنگر تبدیل کرده و داخل آن را مملو از سنگ، آهن و چوب برای حمله به نیروهای پلیس کرده بودند. همچنین آمادهسازی کوکتل مولوتوف برای مقابله با مأموران در میان آنها مشاهده شده و حتی فرد مسلحی نیز بینشان دیده شده است. بنا بر مشاهدات میدانی، همین افراد به تعدادی از خودروهای پارکشده اطراف بیمارستان که متعلق به بیماران و همراهانشان بوده، آسیب جدی وارد کردهاند.این پرسش اساسی مطرح است که اگر همه افراد حاضر صرفاً معترض تلقی میشوند، پس کسانی که با سلاح کلاشینکف به سمت نیروهای انتظامی شلیک کردهاند چه عنوانی دارند؟ آیا باید آنان را همچنان معترض دانست یا در زمره آشوبگران و حتی تروریستها قرار داد؟
۸۹۰ KB
اعتراض مسلحانه؟
تا زمانی که خبرنگار هممیهن موضع خود را در این زمینه بهطور شفاف و روشن اعلام نکند، گزارشهای وی از منظر حرفهای روزنامهنگاری و اعتبار خبری دچار خدشه جدی خواهد بود. علیرغم وجود شواهد متقن و روشن مبنی بر حضور عناصر مسلح و آشوبگر، خودداری خبرنگار از بازتاب این واقعیت، اقدامی مشکوک و پرسشبرانگیز تلقی میشود. این موضوع ضرورت بازنگری در شیوه روایت و پایبندی به اصول بیطرفی و صداقت خبری را بیش از پیش برجسته کرده است.
14:40 - 18 دی 1404
نظرات کاربران









