به گزارش ابسنا، این برنامه با همکاری مشترک انجمن منتقدان، نویسندگان و پژوهشگران خانه تئاتر و سینماتک خانه هنرمندان ایران، چهارشنبه ۱۷ دی برگزار و پس از نمایش این فیلمتئاتر، نشست نقد و تحلیل آن با حضور زهرا مشتاق (روزنامهنگار و منتقد تئاتر) برگزار شد.
مشتاق، در این جلسه به موضوع اعتراض و بازخوانی داستانهای کلاسیک در بستر امروز اشاره کرد و درباره شخصیت مِدهآ و پیچیدگیهای روانی و اجتماعی او گفت: مِدهآ، در کنار تمام پیچیدگیهایش، یک شخصیت معترض است. این اعتراض تنها در بستر داستانهای کلاسیک باقی نمی ماند، بلکه به شرایطی که امروز تجربه میکنیم نیز، تسری مییابد.
او، به تاریخچه این نمایشنامه اشاره کرد و افزود: اگر به داستان مِدهآ نگاه کنیم، میبینیم که این متن در سال ۴۳۱ پیش از میلاد مسیح و توسط اوریپید نوشته شده، و چقدر پیشروتر از زمانه خود بوده است. جالب است بدانیم که این نمایشنامه، در جشنواره دیونیزوس، که یکی از مهمترین جشنواره های تئاتری در آن زمان بوده است، مقام سوم را به دست آورد. اوریپید، نمایشنامه نویسی پیشرو بود و در آن زمان خیلی فراتر از حد تصور جامعه خود میاندیشید. اگر امروز هم به این اثر نگاه کنیم، میبینیم که چطور با کمک المانهای مدرن، هنوز هم برای ما قابل فهم و قابل اجرا است.
مشتاق اضافه کرد: مِدهآ میتواند نماد اعتراض و شورش باشد. اگر مورد قضاوت قرار نگیرد، حتا می شود با او در جاهایی همدلی و همراهی داشت. اما شاید از منظری دیگر نیز بشود به مده آ توجه کرد. نباید گذشته او را فراموش کنیم. او کسان بسیاری را کشته است. عاشق جیسون شده و به دلیل این عشق، برادرش را کشته و به سرزمین خود و پدرش خیانت کرده است. شاید او اکنون، تاوان همان گناهان عظیم و نابخشودنی را پس می دهد.
او ادامه داد: در این دنیای مردسالار، جیسون زمانی که میآید و دلایلی برای ترک همسرش میآورد، حتا به مِدهآ اعلام میکند که او باید از او سپاسگزار باشد، زیرا زندگی جدیدی، همراه با امنیت و رفاه برای او و بچههایش خواهد ساخت. اما جیسون آشکارا دروغ می گوید و بی وفایی و عدم تعهد خود را با حرف هایی واهی، توجیه می کند. او به راحتی همسر و فرزندان خود را بی هیچ پشتوانه ای رها کرده و آنان و به خصوص مده آ را با تحقیری عمیق روبرو کرده است. خشم مده آ و در نهایت انتقام خونین و دهشتبار او، معلول همین علت است. مردی بی وفا که تمام فداکاری های گذشته همسرش را (بدون هیچ قضاوت و ارزش گذاری منفی یا مثبت) فراموش و خود را تسلیم هوس میانسالی و به چنگ آوردن قدرت و موقعیت ممتاز جدید کرده است.
این منتقد افزود: مِدهآ در واقع یک مهاجر است، یک پناهنده که در این دنیای جدید، بهدنبال امنیت و جایگاه باثبات است. اما در شرایطی قرار می گیرد که به طور کامل، دیده و شنیده نمی شود. از همسر تا عالی ترین ارکان حکومت که کرئون و دخترش هستند؛ وجود او را نادیده می گیرند و هیچ کجا، هیچ نهادی، برای دادخواهی از این ظلم آشکار وجود ندارد، همین است که مده آ را وادار به چنین عملی می کند. عمل او، البته که خشونت بار است. اما وقتی فرد، در بیرون از خود و ساختارهای اجتماعی، نتواند شکایت برد، فاعلیت از درون خود او برمی خیزد.
چون در یک جامعه مردسالار، زن بهطور کلی، از نظر تاریخی و فرهنگی، تنها با بدن و زنانگیاش معنا میشود. در چنین جامعهای، وقتی زن از مرد طلاق میگیرد، گرچه آزاد میشود؛ اما در عین حال، تنها میماند. چون از سوی جامعه به گونه ای طرد و با انگ طلاق روبرو می شود. در این فیلمتئاتر، شخصیت مِدهآ نیز، با یک خلأ مواجه شده و ساختار ذهنی، روحی و حتا زندگی اش نیز دچار پریشانی شده است و همگی اینها، در دکور نمایش که بسیار مینیمالیستی است، به دقت بازتاب داده شده است.
خانه ای بی رنگ و لعاب، با نور کم و کاغذ دیواری های پاره و حیاط وسیعی، آغشته به مه و درختان بی ثمر که بیش از هر چیز به مخاطب، احساس سرما منتقل می کند؛ بهطور نمادین در دکور و فضای فیلم هم منعکس شده است.
دکور با اجزایی ساده و کاربردی، در خدمت نمایش قرار دارد. تغییرات صحنه، بدون جابجاییهای پیچیده و بیشتر با حرکت شخصیت های نمایش و نیز تنها با استفاده از نور و چند المان ساده به مخاطب منتقل میشود. بخش بالایی، به نوعی قصر کرئون و خانه جدید جیسون و عروس تازه اش را نشان می دهد و قسمت پایین خانه مده آ است. هیچ چیز پر طمطراقی که نشان دهنده قصر باشد، وجود ندارد. همه چیز کاملا مینیمالیستی است. حتا طراحی رقص های انجام شده برای این فیلم-نمایش نیز، چنان در تار و پود آن آمیخته شده که هر یک، جزئی از اجزای دیگر است. از موسیقی، افکت، رقص، دکور، پوشش بازیگران و همسرایان، همه در هم به شکلی جدایی ناپذیر تنیده شده است.
این منتقد همچنین، در این نشست، درباره خشونت و انتقام مده آ گفت: در این اجرا، خشونت دیده نمی شود. بلکه تعریف می شود. تماشاگر، پیچ و تاب بدن عروس جوان، بعد از به تن کردن آن لباس را می بیند که در حقیقت طراحی رقص مرگ است، نه نشان دادن زجر و مرگ تدریجی. هم چنانکه، صحنه مرگ کرئون و حتا دخترش، از طریق ملازم جیسون، برای مده آ تعریف می شود. کشته شدن پسرهای خردسال، جز جیغ و چند فریاد کوتاه، هرگز در مقابل چشمان تماشاگر اتفاق نمی افتد، که به نظر می رسد، معنایش، ایجاد کنترل در نشان دادن خشونت است.
نکته قابل تامل دیگر، شاید بی عملی، پرستار یا معلم بچه ها باشد. معلم بچه ها، در کنار همسرایان، نشان می دهند نگران خشم مده آ و حتا قربانی شدن بچه هایش هستند. در نمایش های کلاسیک، همسرایان، نقش هشدار دهنده یا راوی و پیش برنده داستان را به عهده دارند و هرگز دست به عمل نمی زنند. چون صرفا راوی هستند. اما معلم شاید می توانست، نقش نجات دهنده داشته باشد. اما صرفا یک نظاره گر است. شاید اشاره ای باشد به ناخودآگاه جمعی ما و اینکه انفعال تا چه اندازه می تواند، انسان را از مفاهیم عالی اخلاقی و ارزش ها و هنجارهای تعریف شده، تهی کند. چراکه، کنشگران هستند که میتوانند با ایجاد تغییر، جامعه را به سمت جلو پیش ببرند.
زهرا مشتاق در بخشی دیگر از این نشست با اشاره به تصمیم آگاهانه مده آ برای انتقام از جیسون گفت: در حقیقت، او در این لحظه به این نتیجه میرسد که من همه چیز تو را میگیرم، چون تو مرا تحقیر کردی. این تصمیم او بسیار روشن است. من آزار دیدم، حالا تو باید تمام آنچه که داری از دست بدهی و همانند من، اندوه و عظمت رنج را تحمل کنی. اگر همه چیز را از من گرفته ای، من هم هر چه که تو داری، نابود می کنم. مِدهآ دچار عدم تعادل روانی نیست. او کاملاً آگاهانه و هوشیارانه تصمیم به انتقام میگیرد. این رفتار او نه از روی دیوانگی، بلکه بهطور واضح و بر اساس رنج و تحقیرهایی است که از سمت جیسون، متحمل شده است.
مشتاق در ادامه، به تجربه خود از گفتگو با تعدادی از زنانی که مرتکب قتل یا دیگر جرائم سنگین بوده و در زندان اوین زندانی بودند، پرداخت و افزود: با زنی صحبت کردم که با کمک دخترش، شوهرش را کشته بود. مردی که سال های زیادی، همسر و دخترش را مورد آزار قرار داده بود و زندگی خفت باری برایشان درست کرده بود. زن، ده سال تمام از این دادگاه به آن دادگاه رفته بود و بازهم موفق نشده از شوهرش طلاق بگیرد. در نهایت یک روز، تصمیم می گیرد، شوهرش را بکشد. در دوغ او، قرص خواب آور می ریزد و وقتی مرد بی حال می شود، روسری اش را از سر باز می کند و با تمام قدرت او را خفه می کند. دخترش هم به کمکش می آید. از بس از آن مرد، نفرت داشتند. حال یک سوال، آیا آن زن قاتل است یا قربانی جامعه ای که قوانین آن، به طور واقعی، در راستای حمایت از زنان ستم دیده قربانی نیست؟! آیا کار آن زن، شبیه مده آ نبوده است؟ عدم تحمل ظلم و تحقیر و عمل گرایی محض. او نیز راهی جز انتقام نداشته است. وقتی نهادهای جامعه، سازوکاری برای جلوگیری از ظلم ندارد، فرد تبدیل به یک حامی منحصر به فرد برای مراقبت از خویش می شود.
او بیان کرد: در این فیلمتئاتر، بهویژه در صحنههای آخر، توجه به لباسهای مِدهآ هم جالب است. در ابتدا او لباسی میپوشد که بهطور عمده مردانه است، نوع شلوار و کمربند او بهطور واضح نشانههایی از مردانه بودن دارد. اما بعد از آن، او یک لباس زنانه میپوشد، که این تغییر لباس برای پیشبرد داستان است. این انتخابها بهگونهای است که همچنان در لحظات مختلف، شخصیت او دچار تزلزل میشود. او گاهی خود را میبیند که مادر است و میخواهد از بچههایش مراقبت کند، گاهی در ذهن خود میگوید که نمیتواند این کار را بکند، اما در نهایت میایستد و به خود میگوید؛ قوی باش. اینجا او بهنوعی به تماشاگران پیام میدهد که در دنیای امروز، اگر قوی نباشی، از هم میپاشی.
مشتاق افزود: این فیلمتئاتر در نهایت پیام کاملاً مدرنی دارد. حتی در لحظاتی که خشونت آشکار نمیشود، از طریق بدن و حرکتهای شخصیتها، خشونت و درد به تماشاگر منتقل میشود. در اینجا، مِدهآ همدلیهای زیادی را برمیانگیزد، اما در عین حال این احساسات با شدت و خشونت درونی نمایش داده میشوند که خود یکی از ویژگیهای برجسته این اثر است.
زهرا مشتاق درباره تصمیمات آگاهانه و خردمندانه مِدهآ در این اثر گفت: مِدهآ در این نمایش کاملاً آگاهانه و خردمندانه تمام تصمیمات خود را میگیرد و برنامهریزیهایش را با دقت پیش میبرد. او در واقع میداند که چه میکند. وقتی که متزلزل میشود، خودش را بلند میکند و میگوید بلند شو! در چنین لحظاتی، او به نوعی از خود میخواهد که در برابر مشکلات ایستادگی کند، حتی وقتی که احساس میکند تحت فشار است. به طور خاص، در صحنههایی که جیسون به او میگوید این سرنوشتی است که خدایان خواستهاند، او نیز در نهایت از خودش میپرسد ای خدایان مرا به پیش ببرید. این لحظات نشاندهنده آن است که او در نهایت خودش تصمیم میگیرد و این به نوعی نشان میدهد که در نهایت از خود اراده نشان میدهد.
این منتقد در پایان گفت: اینکه میبینم او بهترین شکل فاعلیت را در این موقعیتها به نمایش میگذارد، تأکید بر قدرت شخصیتی اوست. البته نمیخواهم این داستان را تایید کنم یا با آن موافق باشم، اما در عین حال نمیتوانم قدرت و تصمیمگیری قاطعانهی مِدهآ را نادیده بگیرم. در نهایت، حتی اگر بر مبنای تصمیمات اشتباه باشد، قدرت او تحسینبرانگیز است.
انتهای پیام










