هفته گذشته، زمانی که بنیامین نتانیاهو در اقامتگاه مارالاگوی ترامپ در فلوریدا حضور داشت، تصور میشد محور گفتوگوها بر غزه، ایران، لبنان و مسائل دوجانبه متمرکز باشد. دو رهبر دیداری دوستانه داشتند و حتی شب سال نو را در مراسمی رسمی گذراندند.
با این حال، تمرکز اصلی کاخ سفید نه خاورمیانه، بلکه برنامهریزی برای عملیات جسورانه نیروهای ویژه آمریکا در کاراکاس بود، عملیاتی که به انتقال مادورو به آمریکا برای رسیدگی به اتهامهای مرتبط با مواد مخدر و تروریسم انجامید.
این عملیات تازهترین نمونه از اقدام نظامی ترامپ بود که خطوط قرمز پیشین را در هم شکست و تحلیلگران را واداشت در توصیف دکترین سیاست خارجی او تجدیدنظر کنند. ترور قاسم سلیمانی در ژانویه ۲۰۲۰ و حملات آمریکا به تاسیسات هستهای جمهوری اسلامی در جریان جنگ ۱۲روزه اسرائیل و ایران در ماه ژوئن نشان داده بود که ترامپ رویکرد انزواطلبانه ندارد و در صورت بیاثری هشدارها، از قدرت نظامی آمریکا بهصورت هدفمند استفاده میکند.
اگرچه عملیات ونزوئلا دور از جغرافیای مورد توجه نتانیاهو صورت گرفت، بازتابش فراتر از آمریکای لاتین بود. اسرائیل همچنان با مشکلات حلنشده در غزه و لبنان مواجه است؛ حماس و حزبالله از خلع سلاح خودداری کردهاند و نشانههایی از بازسازی توان نظامی نشان دادهاند.
در هر سه جبهه غزه، لبنان و جمهوری اسلامی ایران، نقش ترامپ و میزان تضمینها و تهدیدهایش عامل تعیینکننده تلقی میشود. از این منظر، اسرائیل به تاثیرگذاری عملیات ونزوئلا و بازدارندگیاش توجه ویژه دارد. نتانیاهو نیز با ستایش از «رهبری جسورانه و تاریخی» ترامپ، حمایتش را آشکار کرد.
جمهوری اسلامی که در دوره کاهش حضور آمریکا در خاورمیانه پس از جنگهای عراق و افغانستان، نفوذش را گسترش داده بود، پس از این عملیات دلایل تازهای برای نگرانی دارد. ترامپ در کنار نتانیاهو اعلام کرد در صورت ازسرگیری برنامههای موشکی یا هستهای جمهوری اسلامی، از حمله اسرائیل حمایت خواهد کرد و حتی مشارکت مستقیم آمریکا را منتفی ندانست.
چند روز بعد، همزمان با گسترش اعتراضها در ایران، ترامپ هشدار داد اگر معترضان مسالمتجو بهطور خشونتآمیز سرکوب شوند، آمریکا «به کمک آنها خواهد آمد» و نوشت «ما مسلح و آمادهایم».
از نگاه تهران، عملیات کاراکاس نشان میدهد ترامپ هم اراده و هم توان اجرای تهدیدهایش را دارد. هرچند مسیر اقدام نظامی جدید علیه جمهوری اسلامی یا عملیاتهایی مانند ترور یا بازداشت رهبرانش کاملا روشن نیست، پس از این عملیات، مسیر کوتاهتر به نظر میرسد.
جمهوری اسلامی سالها از ونزوئلا برای دور زدن تحریمها استفاده کرده، نفت را با طلا مبادله کرده و منابع مالی نیروهای نیابتیاش را تامین کرده است. حزبالله نیز شبکههای مالی و لجستیکی گستردهای در ونزوئلا دارد. سقوط احتمالی رژیم مادورو میتواند پایگاه جمهوری اسلامی در قاره آمریکا را تضعیف کند.
دنیل واینر، استاد روابط بینالملل در دانشگاه هبرو، میگوید چنین تحولی شکاف میان تصویر قدرتنمایی نمادین محور جمهوری اسلامیـحزبالله و توان واقعیاش را عیان و آسیبپذیریهای ساختاری این محور را آشکار میکند.
با این حال، تحلیلگران تاکید میکنند که این بهمعنای تمایل فوری جمهوری اسلامی به مصالحه با آمریکا نیست. راز زیمت، از موسسه مطالعات امنیت ملی در تلآویو، میگوید رهبران تهران احتمالا بازداشت مادورو را نشانهای دیگر از تمرکز ترامپ بر تغییر رژیم میدانند و همین امر انگیزه مذاکره را کاهش میدهد، بهویژه در شرایط بیاعتمادی عمیق و مطالبات آمریکا که از نگاه جمهوری اسلامی به تسلیم کامل شباهت دارد.
در کوتاهمدت، عملیات ونزوئلا ممکن است تمایل جمهوری اسلامی به تشدید فعالیت هستهای یا حرکت سریع به سمت سلاح هستهای را کاهش دهد، اما در چشمانداز دورتر میتواند دلیلی برای تقویت بازدارندگی، حتی از مسیر هستهای، تلقی شود. جمهوری اسلامی منتظر خواهد ماند تا گامهای بعدی ترامپ را ببیند.
دنیل پلتکا، از موسسه امریکن اینترپرایز، میگوید برای تهران، آنچه ترامپ در ادامه انجام میدهد مهمتر از خود عملیات است؛ اگر ساختار قدرت فعلی در ونزوئلا حفظ شود، نگرانی جمهوری اسلامی کاهش پیدا میکند.
در غزه، این عملیات ممکن است حماس را وادار کند ترامپ را جدیتر بگیرد. ترامپ در مارالاگو به حماس هشدار داد اگر در چارچوب طرح ۲۰ مادهای آمریکا سلاحهایش را زمین نگذارد، با پیامدهای شدید مواجه خواهد شد. با این حال، مئیر بنشبات، مشاور امنیت ملی سابق دولت نتانیاهو، معتقد است حماس قصد خلع سلاح واقعی ندارد و بیشتر به مانورهای ظاهری متوسل خواهد شد.
رویکرد ترامپ در قبال ونزوئلا و غزه نیز متفاوت بوده است. سیاست آمریکا در قبال کاراکاس تحت هدایت مارکو روبیو با رویکردی تهاجمی دنبال میشود، در حالی که پرونده غزه به استیو ویتکاف سپرده شده است که به دیپلماسی حتی با رهبران گروههای مسلح باور دارد. این تفاوت رویکرد بازتابی از رقابت داخلی دولت میان جریان مداخلهگرا به رهبری روبیو و جریان انزواطلب نزدیک به جیدی ونس است.
عملیات ونزوئلا همچنین جایگاه جریان مداخلهگرا را تقویت کرده است. روبیو که از حامیان سرسخت اسرائیل به شمار میرود، در هفتههای اخیر بیش از ونس در کانون توجه قرار گرفته و بهعنوان گزینه احتمالی جانشینی ترامپ در سال ۲۰۲۸ مطرح شده است.
همزمان، نظرسنجی موسسه رونالد ریگان نشان میدهد بخش بزرگی از جمهوریخواهان حامی ترامپ از حملات نظامی علیه جمهوری اسلامی و قاچاقچیان مواد مخدر در منطقه از جمله ونزوئلا حمایت میکنند، امری که با باور ترامپ به کارآمدی حملات هدفمند برای واداشتن رقبا به پذیرش خواستههای آمریکا همخوانی دارد.
برگرفته از تایمز اسرائیل










