

شبکه خبر و روایتسازی برای دیکتاتور منزوی تهران
آنچه جمعه ۱۹ دی از آنتن شبکه خبر جمهوری اسلامی پخش میشود، نه روایت یک بحران اجتماعی، بلکه اجرای دقیق یک سناریوی امنیتی است. سناریویی که قرار است خیابان را بازنویسی کند، صداها را بیاعتبار سازد و در نهایت، شکست سیاسی را پشت انبوهی از تصاویر و واژهها دفن کند.
صداوسیمای جمهوری اسلامی هرگز یک رسانه عادی خبری نبوده است اما حالا در حال «مدیریت معنا»ست.
الگو، آشنا و تکرار شونده است. تصویر علی خامنهای، در همان قاب همیشگی: پسزمینه خنثی، نور کنترلشده، زاویهای که نه اقتدار میسازد و نه صمیمیت.
سخنرانی کوتاه ۱۹ دی، نه برای مخاطب عمومی، بلکه برای مصرف درونسیستمی طراحی شده است. پیامی برای رسانهها، نهادهای امنیتی و تریبونها که بدانند خط قرمز کجاست و روایت مجاز چیست.
در این سخنرانی، واژگان کلیدی بار دیگر ردیف میشوند: «دشمن»، «مزدور»، «آمریکا»، «ترامپ»، «خرابکاری» ....
هیچ اشاره مستقیمی به منشا خیزش و اعتراضها، هیچ نامی از تورم، سقوط ارزش پول ملی، فشار معیشتی یا نارضایتی انباشته و موارد مشابه نمیشود. حتی یک جمله هم برای وانمود کردن همدلی وجود ندارد. خامنهای اعتراض را نه مسالهای اجتماعی، بلکه پروژهای خارجی تصویر میکند. گویی که خیابان تهران و مشهد و کرمانشاه، امتداد جایی در خارج کشور است.
حاضران در جلسه که چند صد نفر هستند، هزاران نفر توصیف میشوند و حتی در اقدامی کمسابقه، برای خامنهای کف میزنند. خامنهای مردم معترض را «مزدور بیگانه» میخواند.
این حذف آگاهانه واقعیت، اتفاقی نیست.
وقتی رهبر از پاسخ عاجز است، روایت را به بیرون پرتاب میکند. شبکه خبر دقیقا همین خط را میگیرد و آن را به آیتمهای خبری ترجمه میکند.
بلافاصله پس از پخش این سخنرانی، ترتیب آیتمها معنادار است. نه گزارش میدانی از شهرها، نه حتی اشارهای گذرا به گستردگی اعتراضات. بسته خبری، مجموعهای از تصاویر تخریب: شیشه شکسته بانک، دیوار سوخته، نمای نزدیک از مسجدی که آتش گرفته ....
گزارشگر با صدایی جدی میگوید: «اغتشاشگران به اموال عمومی و اماکن مقدس حمله کردند.»
واژه «معترض» عمدا حذف شده است. «مردم» اصلا وجود ندارند. فقط «اغتشاشگر» هست و «خرابکار».
این حذف واژگانی، تکنیک تازهای نیست، اما شدت و بیپرواییاش چشمگیر است.
شبکه خبر حتی تلاش نمیکند نشان دهد این تصاویر، بخشی کوچک از یک اعتراض گستردهاند. در روایت رسمی، کل اعتراض به چند قاب خشونت تقلیل یافته است.
اینجا، شبکه خبر دیگر خبر نمیسازد؛ اتهام میسازد و مردم را «تروریستهای مسلح» میخواند.
پس از این بستهها، نوبت به نماز جمعه میرسد؛ همان ابزار قدیمی بازسازی مشروعیت.
شبکه خبر با لحنی پیروزمندانه از «حضور گسترده مردم در نماز جمعه شهرهای مختلف» میگوید. عبارت «هزاران نفر» بارها تکرار میشود. اما تصویر، بیرحمتر از آن است که بتوان مهارش کرد: هزاران نفری در کار نیست ....
قابها بسته است. نماها کوتاه. دوربین اغلب از زاویه پایین به جمعیت نگاه میکند تا «اقتدار» تولید کند. اما حتی با این ترفندها، حقیقت از لابهلای تصویر بیرون میزند: صفهایی باریک و لاغر و جمعیتی که در بهترین حالت چند صد نفر هستند. هیچ نمای بازی که وسعت میدان را نشان دهد پخش نمیشود. هیچ تصویری نیست که «هزاران» را تایید کند.
این تضاد میان ادعا و تصویر، فقط خطای حرفهای نیست؛ نشانه اضطراب است. حکومتی که به حمایت واقعی مطمئن باشد، نیازی به این همه بزرگنمایی ندارد. اما جمهوری اسلامی امروز، حتی در قاب تلویزیون خودش هم مجبور است واقعیت را دستکاری کند.
هیچ حرف تازهای، هیچ تلاشی برای پاسخ به این پرسش ساده وجود ندارد: چرا اعتراض اینقدر گسترده شده است؟ چرا اینبار فقط جوانان نیستند؟ چرا صدا از جاهایی میآید که همیشه ساکت بودند؟ شعارها چرا این قدر عوض شدهاند؟
تکرار مکرر بستههای خبری و گزارشها
تصویر تکراری، فروپاشی یک دستگاه روایتسازی است. روایتی که سالها با «دشمن»، «فتنه» و «اغتشاش» کار کرده، حالا دیگر توان توضیح خیابان را ندارد؛ چون خیابان تغییر کرده است. چون اعتراض از حاشیه به متن آمده. چون زبان قدیمی، دیگر این واقعیت جدید را حمل نمیکند.
برای همین است که دیکتاتور تهدید میکند، رسانه میترساند، و نماز جمعه عددسازی میشود.
اینها نه نشانههای اقتدار که نشانههای درماندگیاند. واکنش قدرتی که بهجای پاسخ، فقط بلد است تکرار کند.
اما تکرار، وقتی واقعیت جلوتر رفته، بیاثر میشود.
شبکه خبر حالا بیش از هر زمان دیگری شبیه آرشیوی زنده از روایتهای منقضی است. روایتهایی که نه قانع میکنند، نه حتی میتوانند واقعیت را پنهان کنند.
این شاید مهمترین نشانه ضعف باشد: وقتی حتی پروپاگاندا هم دیگر کار نمیکند.









