تردیدی نیست که رژیم جمهوری اسلامی پوشش رسانههای بینالمللی از وضعیت بسیار پرتنشی که در سراسر ایران در حال وقوع است را از نزدیک زیر نظر دارد، بهویژه پس آنکه اعتراضهایی که از اواخر دسامبر سال گذشته آغاز شد، از چارچوب مطالبات معیشتی فراتر رفت و بهشکلی آشکار و انکارناپذیر رنگوبوی سیاسی گرفت، امری که بیش از همه در شعارهای صریح و خصمانه علیه شخص ولیفقیه، علی خامنهای، بازتاب پیدا کرده است.
گسترش دامنه اعتراضهای مردمی و تداوم درگیری میان معترضان و نیروهای سرکوبگر در شهرهای مختلف ایران و همچنین حمله به مراکز امنیتی و مذهبی تحولی است که جمهوری اسلامی را بهشدت نگران کرده است. واکنش رژیم به این اعتراضها در دو سطح جریان دارد: از یکسو، تلاش برای مهار اعتراضها با اقدامهای سرکوبگرانه که تاکنون، طبق آمار رسمی، بیش از دهها کشته به جا گذاشته است؛ و از سوی دیگر، متهم کردن کشورهای دیگر، بهویژه آمریکا و اسرائیل، که بیشتر جنبه نمادین و نظری دارد و تاکنون نتوانسته است دامنه اعتراضها را محدود کند.
وضعیت نهادهای نظامی و امنیتی رژيم جمهوری اسلامی، بهویژه از نظر آمادهباش و بسیج شدن، در کنار تحولات منطقهای و بینالمللی، نگرانیهای تهران را تشدید کرده است. موضع جدید آمریکا و کشورهای اروپایی، از جمله بریتانیا، فرانسه و آلمان، نیز بر این فشارها افزوده است. این کشورها از اعتراضهای مردمی ایران حمایت و بر ضرورت پرهیز از توسل به زور تاکید کردهاند؛ حتی آمریکا درباره برخورد خشونتآمیز با معترضان هشدار داده است. علاوه بر این، اطلاعاتی در مورد احتمال مداخله نظامی آمریکا وجود دارد. بنابراین، عوامل یادشده باعث شده است اعتراضهای کنونی در ایران از نظر شکل، ماهیت و زمینه کاملا متفاوت و فراتر از اعتراضهای پیشین ظاهر شوند.
در اعتراضهای گذشته، جمهوری اسلامی گزینههای متعددی برای مانور و قدرتنمایی علیه معترضان در دست داشت. این اقدام فقط به استفاده از زور علیه معترضان محدود نمیشد، بلکه گروههایی از حامیان رژيم به خیابانها آورده میشدند تا در حمایت از جمهوری اسلامی شعار دهند. اما امروز وضعیت کاملا متفاوت است. شعارها اکنون فقط در سالنهای بسته و از جانب شماری محدود از حامیان رژیم سر داده میشوند، درست مانند آنچه در سخنرانی اخیر خامنهای مشاهده شد. این نقطه عطفی است که باید مورد توجه قرار گیرد، بهویژه اینکه رژیم در حال حاضر از قدرتنمایی در برابر معترضان هراس دارد و میداند هر اقدامی از این دست میتواند بازتابی بهشدت منفی داشته باشد، اعتراضها را گستردهتر و شدیدتر کند، جامعه را بهسمت درگیریهای خطرناک سوق دهد و به پیچیدگی بیشتر اوضاع بینجامد.
در اعتراضهای پیشین، ترس و نگرانی جمهوری اسلامی هرگز به اندازه امروز نبود، زیرا با گذشت زمان و سکوت جامعه جهانی در مورد آنچه در ایران رخ میداد، اوضاع بهنفع رژیم پیش میرفت و سرانجام، مسیر بقای حکومت ولیفقیه هموار میشد. اما دامنه اعتراضهای فعلی که وارد هفته سوم شده است هر روز گستردهتر میشود و شدت بیشتری پیدا میکند. از اینرو، بهصراحت میتوان گفت که با توجه به موضع کاملا متفاوت کشورهای غربی نسبت به گذشته، مردم ایران این بار در مواجهه با خشونت شدید رژيم تنها نخواهند ماند، بهویژه آنکه تهران جدیت تهدیدهای ترامپ را بهخوبی درک کرده است.
بنابراین، محال است جمهوری اسلامی بتواند از اعتراضهای کنونی جان سالم به در برد. حتی به فرض اینکه رژیم بتواند از طریق توافقی بینالمللی خود را از سقوط حتمی نجات دهد، هرگز قادر نخواهد بود مانند قبل از اعتراضها عمل کند، درست همان اتفاقی که پس از فروپاشی قدرت نظامی حماس و حزبالله لبنان و سقوط رژيم بشار اسد رخ داد.
در پایان، میتوان گفت اعتراضهای کنونی جمهوری اسلامی را به موجودی زخمی تبدیل کرده که توان حرکت را از دست داده، یا به «سیزیفی» میماند که در چرخهای تکراری و بیپایان اسیر شده است و راه گریزی پیش روی خود نمیبیند. از اینرو، میتوان نتیجه گرفت که حتی در صورت نجات موقت از خشم معترضان امروز، اعتراضهای بعدی ضربه نهایی را بر پیکر جمهوری اسلامی وارد خواهد کرد و بساط آن را برای همیشه از ایران برخواهد چید.
برگرفته از ایلاف










