همزمان با تداوم خیزش ملی در ایران علیه جمهوری اسلامی، جمعی از شهروندان افغانستان این اعتراضها را الگویی برای مقابله با «امارت اسلامی طالبان» دانستهاند؛ رژیمی که حقوق بشر، بهویژه حقوق زنان را بهشکل گسترده نقض کرده است. بسیاری از افغانها حالا امیدوارند اعتراضها علیه رژیم طالبان در داخل افغانستان هم که اکنون به دلیل سرکوبها و بازداشتها، بیشتر به صورت پنهانی و زیرزمینی جریان دارد، بتواند به مرحله علنی و میدانی برسد.
بهار مهر، نویسنده و فعال سیاسی اهل افغانستان، از سکوت بخشی از فعالان مدنی، حقوق بشری و زنان در تبعید در برابر اعتراضهای مردم ایران علیه جمهوری اسلامی انتقاد کرده است. او در حساب کاربری خود در شبکه ایکس نوشت: «سکوت در برابر خون، زندان و دار زدن معترضان دیگر با هیچ توجیهی قابل چشمپوشی نیست. همانهایی که خود را مخالف طالبان مینامند، عامدانه فراموش میکنند که طالبان و رژیم «آیتاللهها» در ماهیت، ایدئولوژی، سرکوب سازمانیافته، زنستیزی و نفی کرامت انسانی، از یک ریشه تغذیه میکنند.»
او همچنین نوشته که سکوت در برابر اعتراضهای ایران، ایستادن کنار «ظالم» است نه کنار قربانی: «تاریخ، همانگونه که جنایات طالبان و رژیم آخوندها را فراموش نخواهد کرد، از سکوت ما نیز نخواهد گذشت.»
در همین حال، حامد حیدری، نویسنده و خبرنگار، هم در حساب ایکس خود، سقوط احتمالی جمهوری اسلامی را به منزله زنگ خطری برای طالبان دانست و نوشت: «خشم مردم ایران در برابر سربازان خامنهای (اشاره به رهبر مذهبی جمهوری اسلامی) در حال انفجار است. طالبان نیز باید از چنین روزی بترسند. آن زمان مشخص نیست که خشم و انتقام مردم از سربازان ملا هبتالله (رهبر طالبان) چه سرنوشتی را رقم خواهد زد.»
مبارز نوری، کاربر شبکه ایکس، هم با اشاره به اعتراضهای ایران، یادآور شد که حکومت بدون رضایت مردم پایدار نمیماند. او نوشت: «اعتراضهای گسترده و بیسابقه مردم ایران علیه دیکتاتوری و ساختار سرکوبگر حاکم، بهعنوان یک هشدار جدی برای حکومتهای ایدئولوژیک منطقه، بهویژه طالبان، تلقی میشود.»
لیلا فروغ محمدی، فعال اجتماعی اهل افغانستان، هم با اشاره به رژیم طالبان تاکید کرد که حکومتهای مبتنی بر سرکوب از شنیده شدن صدای اعتراض در هر نقطهای از منطقه هراس دارند. او در ایکس نوشت: «اعتراضهای مردم ایران برای طالبان خطرناک است، چون یادآور این واقعیت ساده است که استبداد، هرچقدر هم مسلح و ایدئولوژیک باشد، شکننده است. طالبان میداند اگر صدای مردم ایران شنیده شود، این امید و جسارت به جامعه افغانستان که خود زیر یوغ استبداد نفس میکشد، منتقل میشود.»
به باور او، اعتراضها علیه جمهوری اسلامی تنها مسئله ایران نیست، بلکه مسئله تمامی مردمانی است که تحت سلطه حکومتهای اقتدارگرا زندگی میکنند. او نوشت: «ترس طالبان از این اعتراضها گواه قدرت مردمی است و هر رسانه یا جامعهای که در برابر این سرکوب و سانسور سکوت کند، ناخواسته به بقای همین چرخه کمک میکند.»
طالبان حدود چهار و نیم سال میشود که بر افغانستان حاکمیت دارند و در این مدت، زنان و دختران افغانستان بارها چه در خیابانها و چه به شکل زیرزمینی به اعتراض ادامه دادهاند. رژیم طالبان هم همواره این اعتراضها را سرکوب و شماری از زنان معترض را بازداشت و زندانی کرده است. با این حال، اعتراضهای پنهانی به سیاستهای رژیم طالبان، بهویژه در برابر تلاش این گروه برای حذف کامل زنان از زندگی عمومی، همچنان ادامه دارد.
هرچند از انقلاب اسلامی ایران ۴۷ سال میگذرد و ایرانیها در این مدت در اعتراض به جمهوری اسلامی بارها قربانی دادهاند، سطح اعتراضها اینک به گستردگی بیسابقهای رسیده است و باید دید اعتراضها علیه رژیم طالبان، که با سرکوب، اختناق و زور اسلحه مردم را کنترل میکند و تاکنون هیچ تغییر مثبتی در ساختار حکومتی و سیاستهای سختگیرانه خود در افغانستان ایجاد نکردهاند، چه مدت زمان دیگری ادامه خواهد یافت. با این همه، مرور تاریخ نشان میدهد که حکومتهای دیکتاتوری جز فروپاشی در برابر خواست مردم سرنوشتی نداشتهاند.










