اقدام احتمالی آمریکا در حمایت از معترضان در ایران؛ پنج نکته اصلی که باید بدانیم

منبع تصویر، Getty Images

    • نویسنده, سعید جعفری
    • شغل, روزنامه‌نگار

در ادامه اعتراضات در ایران، گزارش‌ها از کشته شدن صدها نفر و بازداشت هزاران نفر حکایت دارد. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، اعلام کرده که مقام‌های ایرانی پس از تهدید او به «گزینه‌های قوی»، خواستار «مذاکره» شده‌اند.

در تحولی دیگر، دونالد ترامپ در حالی که همچنان احتمال اقدام نظامی را رد نکرده، اعلام کرد کشورهایی که با جمهوری اسلامی ایران تجارت می‌کنند، در صورت انجام هرگونه معامله با ایالات متحده، مشمول تعرفه ۲۵ درصدی خواهند شد.

آقای ترامپ پیشتر گفته بود ارتش آمریکا در حال بررسی گزینه‌ها است و تاکید کرده که «برای تصمیم‌گیری، گزینه‌های بسیار محکمی در دست بررسی داریم.»

در روزهای اخیر برخی رسانه‌های آمریکایی گزارش‌هایی منتشر کردند که از بررسی طرح‌هایی در کاخ سفید برای اقدامات نظامی احتمالی ایالات متحده در ایران حکایت دارد.

وال استریت ژورنال و نیویورک تایمز، در گزارش‌های خود روایتی تقریبا همسان از اتفاقات پشت درهای بسته کاخ سفید ارائه کردند: «بررسی ایده‌های مختلف برای نقش‌آفرینی ایالات متحده در اعتراضات ایران.»

از جمله سناریوهایی که به گفته رسانه‌ها به دونالد ترامپ ارائه شده، طیفی از اقدامات است، از حملات سایبری گرفته تا گزینه‌های نظامی گسترده‌تر، احتمالا علیه بعضی ساختمان‌ها و مراکز اداری حکومتی. جزئیات دقیق این طرح‌ها به طور مستقل تایید نشده است؛ طرح‌هایی که هر کدام از آنها، چه از منظر امنیت ملی آمریکا، چه از دیدگاه معترضان در خیابان‌های شهرهای مختلف ایران، ممکن است پیامدهای گسترده‌ داشته باشد.

بیش از ۱۰۰ ساعت قطع اینترنت در ایران، باعث شده که هنوز نتوان از بیرون تصویری دقیق از آنچه در داخل کشور گذشته ارائه کرد. ممکن است بخش مهمی از خبرهایی که قطره‌چکانی از شهرهای مختلف بیرون آمده، با واقعیت موجود تفاوت‌ چشمگیر داشته باشد. اما بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که، با در نظرگرفتن داده‌های موجود، مسئله اقدام نظامی احتمالی آمریکا در ایران ممکن است معادله اعتراضات در ایران، و حتی فراتر از آن، آینده منطقه خاورمیانه را به شکلی قابل توجه تغییر دهد.

در ساعات پس از انتشار این گزارش‌ها، گمانه‌زنی‌های گسترده‌ای در خصوص طرح‌های احتمالی برای انجام حمله نظامی به ایران منتشر شد. ایده‌ای که گروهی از آن استقبال می‌کنند و تنها راه خروج از بن‌بست فعلی مردم و حاکمیت در ایران را حمله خارجی می‌دانند. در سوی مقابل عده‌ای از ناظران هم تردیدهای زیادی در خصوص نتیجه‌بخش بودن آنها دارند و نگران خطر افزایش سطح تنش‌ها هستند.

شماری از مخالفان حکومت ایران بر این باورند که اعتراضات داخلی، هرچند گسترده و پرهزینه است، اما بدون تغییر در موازنه قدرت در سطح بین‌المللی با محدودیت‌های جدی روبه‌روست. به باور آنها، فشار یا اقدام خارجی می‌تواند توان تصمیم‌گیری و سرکوب حکومت را مختل کند و شکاف‌هایی ایجاد کند که از درون، امکان پیشبرد تغییرات سیاسی را فراهم آورد.

همزمان، بسیاری نگرانند که چنین اقداماتی در نهایت نتواند به معترضان داخلی کمک کند و با پیچیده‌تر شدن شرایط به ویرانی بیشتر ایران بینجامد و شرایط سرکوب بیشتر معترضان فراهم شود.

در این مطلب به پنج پرسشی می‌پردازم که در پی طرح این گزاره‌ها برای حمله احتمالی به ایران مطرح شده است.

دامنه و ابعاد اقدام نظامی احتمالی

با توجه به گزارش‌های روزهای اخیر، یکی از اساسی‌ترین پرسش‌ها، این است که اگر آمریکا به جمهوری اسلامی حمله کند، در چه سطحی خواهد بود؟ آیا یک اقدامی نمادین و محدود است یا باید منتظر اهداف مشخص و گسترده‌تر بود؟

از زمان بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید، دو گروه متفاوت در تیم سیاست خارجی، امنیتی و نظامی او با یکدیگر چالش داشته‌اند.

گروه نخست که از ایده‌ انزواطلبی آمریکا حمایت می‌کند، همواره به مداخله نظامی پرریسک در خارج از حوزه منافع مستقیم آمریکا بدبین بوده است.

در مقابل گروه دیگر، به شیوه کلاسیک نئوکان‌های آمریکایی، معتقد به استفاده از قدرت سخت آمریکا علیه دشمنان است. جدال و بحث‌ها بین این دو گروه، احتمالا در تدوین چگونگی و سطح حملات احتمالی آمریکا تاثیری تعیین‌کننده خواهد داشت.

همزمان، بحث‌ها پیرامون ابعاد این حمله هم مطرح است؛ آیا قرار است چنین حملاتی تنها متوجه رهبران سیاسی و نظامی و پایگاه‌هایی شود که در مدیریت و برخورد امنیتی با معترضان نقش دارند؟

بعضی‌ها گزینه‌های سایبری و اطلاعاتی را هم از جمله اقدامات محتمل علیه زیرساخت‌های اطلاعاتی ایران می‌دانند.

از نگاه گروهی از طرفداران ایده دخالت آمریکا، اقدام خارجی لزوما به معنای جایگزینی اعتراضات داخلی نیست، بلکه می‌تواند مکمل آن باشد. آنها می‌گویند تضعیف زیرساخت‌های کلیدی قدرت، ظرفیت واکنش امنیتی حکومت را کاهش می‌دهد و در چنین شرایطی، مخالفان داخلی و خارجی امکان کنشگری‌ موثرتر و هماهنگ‌تری پیدا می‌کنند.

استدلال این گروه این است که سال‌ها مبارزه با جمهوری اسلامی، با اعتراضات مدنی، اعتصاب و تظاهرات نشان داده که مردم ناراضی از حکومت بدون کمک خارجی نمی‌توانند از پس «حاکمان سرکوبگر» خود بربیایند.

از طرف دیگر در جریان دیدار اخیر بنیامین نتانیاهو با دونالد ترامپ، در فلوریدا، رئيس جمهور آمریکا از حمله نظامی اسرائيل به تاسیسات موشکی ایران، در صورتی که جمهوری اسلامی به طرف بازسازی آنها برود، حمایت کرده بود.

در همین زمینه، در روزهای اخیر، گزارش شده که بحث‌هایی درباره لزوم هدف‌گیری پایگاه‌های موشکی سپاه پاسداران مطرح شده است.

بعضی از ناظران می‌گویند صرف‌نظر از نقش این مراکز در برخورد با اعتراضات داخلی، در صورت فراهم شدن چنین شرایطی، اسرائیل ممکن است این وضعیت را فرصتی مطلوب برای هدف قرار دادن باقیمانده توان موشکی ایران بداند.

منبع تصویر، Getty Images

الگویی که با دکترین امنیتی بازطراحی شده اسرائيلی‌ها همخوانی دارد؛ دکترینی که بعد از حملات ۷ اکتبر در دستور کار اسرائيل قرار گرفته و تلاش می‌کند تهدیدها را در همان مراحل ابتدایی نابود کند تا دیگر نگران بالفعل شدن آن نباشد.

چنین حمله‌ای، به باور بسیاری از ناظران، ممکن است حکومت جمهوری اسلامی یا حتی هر جایگزین احتمالی آن را، از توان موشکی محروم سازد.

هدف اقدام نظامی چیست؟

دومین مولفه مهم در تصمیم‌ کاخ سفید برای عملیات نظامی، میزان موثر بودن آن خواهد بود.

حمیدرضا عزیزی، پژوهشگر روابط بین‌الملل، به بی‌بی‌سی فارسی، گفت: «یکی از بحث‌های مطرح در داخل آمریکا، این است که آیا سناریویی مانند آنچه در ونزوئلا رخ داد، در ایران جواب خواهد داد؟ آیا طیف‌هایی در داخل حکومت هستند که بخواهند پس از مثلا حذف رهبران ارشد حکومت، کنترل امور را به دست بگیرند؟»

آقای عزیزی معتقد است که شاید شرایط بعد از حمله از انجام خود آن هم مهم‌تر باشد: «سوال مهم دیگر این است که در صورت کنارزدن رهبران جمهوری اسلامی، آیا تغییر مثبت در جهت تغییر رویکردهای حکومت فعلی ایجاد می‌شود؟»

«و این تغییر به طرف نوعی مصالحه با آمریکا پیش خواهد رفت یا اینکه، برعکس، تیم جدید، که احتمالا از درون خود سیستم به قدرت می‌رسد، رویکردی متصلب‌تر و ایدئولوژیک‌تر در دستور کار خود قرار خواهد داد؟»

منبع تصویر، Getty Images

در روزهای اخیر، برخی ناظران ، امکان اجرای سناریویی شبیه به آنچه را که در ونزوئلا رخ داد، کمتر قابل اجرا توصیف کرده‌اند و می‌گویند که شرایط سیاسی، امنیتی، نظامی و جغرافیایی ایران با ونزوئلا قابل مقایسه نیست.

با این‌حال گروهی هم معتقدند که کنار زدن هدفمند رهبران ارشد سیاسی و نظامی در ایران، شاید شرایط گفت‌وگو با حاکمان جدیدی را مهیا کند که از درون سیستم، قدرت را به دست می‌گیرند.

هرچند پرسش اصلی این است که آیا چنین شخصیت‌هایی در درون جمهوری اسلامی باقی مانده‌اند و مردم خشمگینی که این روزها در خیابان شعار می‌دهند، به چیزی جز براندازی کامل حکومت رضایت خواهند داد؟

آلترناتیو جمهوری اسلامی

سومین مسئله تعیین‌کننده در تصمیم آمریکا، آلترناتیو برای حکومت کنونی ایران است. گرچه ممکن است بخشی از تصمیم‌گیران آمریکایی، از تکرار الگوی ونزوئلا در ایران استقبال کنند اما در عین حال بحث‌ها پیرامون حمایت از اپوزیسیون خارجی جمهوری اسلامی هم جدی است.

از گفته‌های مقام‌های آمریکا برمی‌آید که واشنگتن هنوز به توانایی گروه‌ها و شخصیت‌های خارج از ایران در استقرار حکومتی جدید در تهران اطمینان ندارد و مطمئن نیست که در صورت سقوط جمهوری اسلامی یا حتی کنار گذاشته شدن رهبران فعلی، فرد یا گروهی بتواند کنترل امنیتی و نظامی این کشور را برعهده بگیرد.

اظهارنظرهای شخصیت‌های تصمیم‌گیر در آمریکا نشان می‌دهد که هنوز پاسخی روشن برای این پرسش ندارند.

بعضی از مخالفان حکومت ایران معتقدند که بدون دخالت بیرونی، فرآیند گذار با خطر فرسایش طولانی‌مدت و افزایش هزینه‌های انسانی روبه‌رو خواهد شد. به اعتقاد آنها، حمایت خارجی دوره بی‌ثباتی را کوتاه‌تر می‌کند و مانع تثبیت دوباره ساختارهای سرکوب در قالب جدید می‌شود.

پیامدها و میزان اثرگذاری

یکی دیگر از پرسش‌های مطرح در محافل بین‌المللی، اثرگذاری اقدامی نظامی است. برخی معتقدند که چنین حمله‌ای شاید لزوما به فروپاشی جمهوری اسلامی منجر نشود و حتی شرایط را در ایران و منطقه پیچیده‌تر کند.

طرفداران حمله آمریکا با اشاره به تجربه‌های دیگر کشورها، استدلال می‌کنند که در نظام‌هایی با تمرکز بالای قدرت نظامی و امنیتی، فشار خارجی گاه تنها عاملی است که می‌تواند تعادل قوا را بر هم بزند. از این منظر، مداخله بیرونی نه به‌عنوان راه‌حل نهایی، بلکه به‌عنوان محرکی برای تغییر درون‌زا تلقی می‌شود.

در مقابل این ایده، تحلیل روزنامه گاردین است که نوشته است این حمله ممکن است به تثبیت هرچه بیشتر قدرت سپاه پاسداران بینجامد. به باور این روزنامه بریتانیایی، هرچند ایران گرفتار در آشوب داخلی، می‌تواند مطلوب‌ترین گزینه برای نخست‌وزیر اسرائيل باشد اما این مردم ایران و شهروندان کشورهای منطقه هستند که باید هزینه آن‌را بپردازند.

عبدالرسول دیوسالار، استاد روابط بین‌الملل در دانشگاه میلان ایتالیا، می‌گوید: «حمله نظامی در این شرایط، این نگرانی را با خود به همراه دارد که به تضعیف قدرت دولت مرکزی و افزایش ریسک بی‌نظمی عمومی در کشور بینجامد.»

نگرانی دوم آقای دیوسالار این است که «چنین وضعیتی به بروز جنگ داخلی بینجامد.» به باور او «حمله نظامی آمریکا ممکن است بدون آن‌که به فروپاشی جمهوری اسلامی منجر شود، ریسک دسترسی گروه‌های مختلف به سلاح را افزایش دهد و در نتیجه، دولتی ضعیف شکل بگیرد که توان مقابله با گروه‌های مسلح در نقاط مختلف کشور را نداشته باشد.»

ایلان برمن، معاون ارشد اندیشکده شورای سیاست خارجی آمریکا در واشنگتن که طرفدار حمایت از معترضان ایرانی است، بر این باور است که «حمله نظامی ممکن است به معترضان در ایران کمک کند.»

او به بی‌بی‌سی فارسی گفت: «فکر نمی‌کنم اقدام نظامی آمریکا به‌طور اساسی محاسبات حکومت را تغییر دهد، به‌ویژه اگر رهبران ایران واقعا باور داشته باشند که قدرتشان در خطر است. با این حال، اگر حملات آمریکا توان حکومت برای اعمال زور در داخل و سرکوب معترضان را تضعیف کند، آن‌وقت ممکن است معادلات معترضان تغییر کند و جسارت بیشتری پیدا کنند.»

از طرف دیگر عده‌ای از تحلیلگران نظامی معتقدند که نمی‌توان قاطعانه گفت که حمله به چه مراکزی سرنگونی جمهوری اسلامی بدون شکل‌گیری جنگ داخلی در کشور را تضمین می‌کند یا این‌که چه اقداماتی صرفا به تغییر رویکردهای کلی حکومت آینده منجر خواهد شد.

کشورهای عربی منطقه، از چنین رویدادی بیمناکند و تصور می‌شود تحرکات آنها، به ویژه در چارچوب سفر ماه نوامبر محمد بن‌سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، به آمریکا از جمله با هدف جلوگیری از پیش آمدن شرایط آشوب در ایران شکل گرفته باشد.

منبع تصویر، Getty Images

ناظران منطقه‌ای نگران سرایت آشوب و ناامنی احتمالی ایجاد‌شده در ایران، به کل منطقه هستند؛ اتفاقی که در صورت بروز آن ممکن است نه تنها کشورهای منطقه از جمله کشورهای حاشیه خلیج فارس و ترکیه بلکه کشورهایی مانند چین هم از آن ضربه بخورند.

نگرانی دیگر بعضی از کارشناسان به این بازمی‌گردد که چنین اقدامی با الگوهای جنگ متعارف همخوانی ندارد؛ زیرا حملات متعارف معمولا توان آفندی طرف مقابل را هدف می‌گیرد، در حالی که نیروهای آفندی جمهوری اسلامی، مانند نیروی دریایی یا برنامه موشکی، نقش مستقیمی در برخورد با سرکوب اعتراضات داخلی ندارند.

در نتیجه پرسش کلیدی که در این میان مطرح می‌شود، انتخاب اهدافی است که آمریکا در حمله خود، احتمالا مد نظر قرار خواهد داد.

ایلان برمن، معاون ارشد اندیشکده شورای سیاست خارجی آمریکا نیز می‌گوید که میزان اثرگذاری هرگونه حمله احتمالی به این بستگی دارد که دولت ترامپ دقیقا چه هدفی را دنبال می‌کند: «اگر هدف فقط تنبیه حکومت به‌دلیل عبور از خطوط قرمز باشد، اهداف نمادین مثل مراکز وابسته به رهبری کافی خواهند بود. اما اگر هدف آمریکا محدود کردن توان حکومت برای سرکوب بیشتر معترضان باشد، در آن صورت باید اهداف مربوط به بسیج و سپاه پاسداران هدف قرار بگیرند.»

به باور آقای دیوسالار، «نبود تجربه تاریخی» مشخص برای چنین نوعی از حمله نظامی، ارزیابی پیامدهای آن را دشوار می‌کند و ریسک خطاهای محاسباتی و اطلاعاتی را افزایش می‌دهد.

این استاد روابط بین‌الملل دانشگاه میلان، با اشاره به تجربه حمله آمریکا به عراق، می‌گوید در آن مقطع، ایالات متحده برای خود ماموریتی فراگیر تعریف کرده بود و ناگزیر مسئولیت پیامدهای آن را هم بر عهده گرفت. به گفته او، در سناریوی کنونی، هرگونه اقدام نظامی محدود علیه ایران ممکن است بدون تعهد روشن نسبت به مدیریت پیامدها انجام شود؛ وضعیتی که از نگاه بعضی تحلیلگران، چنین گزینه‌ای را برای دونالد ترامپ کم‌هزینه‌تر جلوه می‌دهد؛ به‌ویژه با توجه به موضع انتقادی او در مورد جنگ عراق و هزینه‌های آن برای آمریکا.

واکنش احتمالی ایران چه خواهد بود؟

حکومت ایران، خیلی زود به این گزارش‌ها واکنش نشان داد؛ محمدباقر قالیباف، رئيس مجلس شورای اسلامی، در صحبت‌های یکشنبه خود در صحن علنی، بیانیه‌ هفته قبل «شورای‌عالی دفاع» را تکرار کرد.

آقای قالیباف، که از فرماندهان ارشد پیشین سپاه پاسداران است، تهدید کرد که در صورت حمله نظامی به جمهوری اسلامی، اسرائيل و همچنین «مراکز نظامی و کشتی‌رانی‌ ایالات متحده» اهداف قانونی حکومت ایران خواهند بود.

منبع تصویر، Getty Images

او همچنین گفت که ایران «در چهارچوب دفاع مشروع، خود را محدود به واکنش پس از اقدام» نمی‌داند؛ تهدید تلویحی که می‌توان آن را نشانه‌ای از احتمال حمله پیش‌دستانه جمهوری اسلامی به اسرائيل و اهداف آمریکایی در منطقه دانست.

حامیان حمله خارجی با اشاره به واکنش‌های جمهوری اسلامی در طول سال‌های اخیر به حملات آمریکا، استدلال می‌کنند که حکومت ایران نشان داده، بیش از آنکه عمل کند، تهدید می‌کند. این گروه کشتن قاسم سلیمانی و همچنین حمله آمریکا به تاسیسات هسته‌ای را به عنوان دو نمونه‌ بر‌می‌شمارند که در نهایت جمهوری اسلامی با وجود ضربات قابل توجهی که دریافت کرد، هرگز نخواست یا نتوانست پاسخ هم‌سطحی به این اقدامات بدهد. در نتیجه این گروه بر این باورند، این‌بار هم حمله آمریکا، با واکنش جدی جمهوری اسلامی روبه‌رو نخواهد‌ شد.

از زاویه‌ای دیگر حمیدرضا عزیزی معتقد است که «این اظهارات این ریسک را افزایش می‌دهد که اگر حکومت نتواند اعتراضات را سرکوب کند و شرایط به مرحله اضطرار کامل برسد، ممکن است جمهوری اسلامی به این نتیجه برسد جنگ دیگری را آغاز کند تا بتواند شرایط را تغییر دهد.»

«چنین سیاستی بر این منطق استوار خواهد بود که با آغاز جنگ خارجی، احتمالا بخشی از مردم به این دلیل که کشور را تحت حمله می‌بینند، به خانه‌های خود بازخواهند گشت و گرایش‌های ملی‌گرایانه در جامعه پررنگ‌تر می‌شود؛ از طرف دیگر، گروهی هم از بیم جان خود، خیابان‌ها را ترک خواهند کرد تا از قرار گرفتن در معرض حملات یک کشور خارجی در امان بمانند.»

شرایطی که به باور این کارشناس مسائل خاورمیانه ممکن است ایران را به طرف برقراری یک حکومت نظامی و در اختیار گرفتن کامل اوضاع به دست نیروهای امنیتی سوق دهد.

البته برخی کارشناسان هم معتقدند از آنجایی که جمهوری اسلامی در دهه‌های اخیر از این تهدیدها به عنوان ابزاری برای افزایش توان بازدارندگی خود استفاده کرده، بعید است که این بار هم قصدی برای حمله پیش‌دستانه داشته باشد؛ به ویژه که چنین حمله‌ای احتمالا باعث شکل‌گیری ائتلافی بین‌المللی علیه حکومتی خواهد شد که مشروعیت داخلی‌اش را هم از دست داده است.