

روبینا امینیان؛ دانشجویی که در اعتراضات شرکت کرد و آرزوهایش را با خود به زیر خاک برد
روبینا امینیان، دانشجویی که آرزو داشت به میلان ایتالیا برود، طراحی مد و لباس را ادامه دهد و دستبافتههایش را در هفته مد میلان به نمایش بگذارد، به آرزویش نرسید. مادرش جسد او را در میان جسد دهها معترض جوان کشتهشده در سردخانه پزشکی قانونی تهران پیدا کرد.
روبینا امینیان؛ دانشجویی که در اعتراضات شرکت کرد و آرزوهایش را با خود به زیر خاک برد
منبع تصویر، romenolita/Instagram
- نویسنده, ژیار گل
- شغل, بیبیسی
روبینا امینیان، دانشجویی که آرزو داشت به میلان ایتالیا برود، طراحی مد و لباس را ادامه دهد و دستبافتههایش را در هفته مد میلان به نمایش بگذارد، به آرزویش نرسید. مادرش جسد او را در میان جسد دهها معترض جوان کشتهشده در سردخانه پزشکی قانونی تهران پیدا کرد.
داستان روبینا امینیان، دانشجوی ۲۳ ساله دانشجوی طراحی پارچه و لباس دانشکده شریعتی تهران، از این قرار است:
روبینا دختری ۲۳ ساله اهل نودشه در نزدیکی پاوه در استان کرمانشاه بود. صفحه اینستاگرام او مانند بسیاری از دختران جوان پر از ویدیوهایی از او است؛ با لباسهای رنگی کردی و بلوچی. او دختری کرد بود و عاشق هنر سوزندوزی بلوچی. در ریلزهای اینستاگرامش، با لباسهای رنگی کردی مقابل دوربین آرایش میکرد و آن را با موسیقی در صفحه اینستاگرامش منتشر میکرد. او از آن دسته دخترانی بود که در مقابل محدودیتهای حکومت ایران علیه زنان مقاومت میکرد.
هلاله نوری، خاله روبینا، که در نروژ زندگی میکند به بیبیسی گفت که توانسته است از طریق یکی از آشنایان در مریوان در نزدیکی مرز با ایران و خانواده روبینا تماس بگیرد. با سیم کارت اقلیم کردستان عراق میتوان در نزدیکی مرز سیگنال دریافت کرد. خانم نوری میگوید روبینا دختری پر از «امید، احساس و زندگی» بود و خواهان برابری حقوق زن و مرد.
خاله روبینا اضافه میکند که «او از پنج سالگی با چرخ خیاطی مادرش برای عروسکهایش لباس میدوخت. او علاقه زیادی به طراحی لباس و رنگ داشت. علیرغم مخالفتها او میخواست طراح لباس شود و این رشته را هم در دانشگاه برای ادامه تحصیل انتخاب کرد.»
روبینا شامگاه پنجشنبه ۱۸ دیماه، پس از خارج شدن از ساختمان دانشکده به اعتراضات می پیوندد.
به گفته همراهان روبینا، نیروهای حکومت از «فاصله بسیار نزدیک از پشت سر» با شلیک گلوله او را هدف قرار میدهند و روبینا درجا کشته میشود.
منبع تصویر، Instagram/ romenolita
خانواده روبینا از کردهای نودشه اورامانات هستند و پدربزرگ و مادربزرگ او در مریوان زندگی میکنند. ولی پدر و مادرش در کرمانشاه. به محض باخبر شدن از مرگ روبینا، پدر و مادر روبینا به تهران میروند و او را در سردخانه پزشکی قانونی تهران پیدا میکنند. مادر روبینا گفت که «دختر من تنها نبود، دهها پیکر جوانان کشته شده را آنجا دیدم».
خانواده روبینا پیکر بیجان او را شناسایی میکنند، اما ماموران امنیتی حاضر نیستند او را تحویل دهند.
هلاله نوری، خاله روبینا، میگوید: « خواهرم، همچون همه مادران رشید شجاع ایران پیکر روبینا را از دست ماموران میرباید و او را به آغوش میکشد و تمام چهار ساعت رانندگی از تهران به کرمانشاه روبینا را رها نمیکند.»
آنجا ماموران اطلاعاتی اجازه دفن نمیدهند و خانواده را مجبور میکنند جایی بین کرمانشاه و کامیاران در استان کردستان بدون حضور مردم، روبینا را دفن کنند. به آنها اجازه برگزاری مراسم ختم هم داده نمیشود.
خانواده روبینا به مریوان برمیگردند، جایی که پدر بزرگ و مادر بزرگ روبینا زندگی میکنند. آنجا هم مقامات امنیتی اجازه برگزاری مراسم ختم نمیدهند.
هلاله نوری، خاله روبینا، میگوید او «همچون میلیونها جوان ایرانی خواهان آزادی و زندگی و آینده بهتر بود. او برای حقوق زنان، برای آزادی بیرون رفت. او حقش مرگ نبود. او به دنبال پیشرفت بود. خواهر داغدیده من همچون مادران ایران مثل شیر جلو آنها ایستاد و جنازه دخترش را در اغوش گرفت و به خانه بازگرداند.»
در یکی از ویدیوهایش روبینا با پوشیدن لباسهای رنگی مختلف و صدای یکی از اپیزودهای رادیو را زیر آن گذاشته که میگوید:
«دیشب سفید پوشیده بود دلم رفت/ وقتی آبی میپوشه روحم میره/ قرمز که میپوشه نیشم وا میشه/ آخ مشکی، مشکی که شب را سحر نکرده نظارهات چون کنم جانا.»
روبینا دانشجو در ۲۳ سالگی در منطقه خانیآبادنو در تهران در جریان اعتراضات کشته شد.







