قطع اینترنت؛ وقتی پیام به مقصد نمی‌رسد

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، معترض ایرانی در پاریس
    • نویسنده, فرن تقی‌زاده
    • شغل, بی‌بی‌سی

علامت «دو تیک» در واتس‌اپ نشانه رسیدن پیام به گیرنده است. حالا چند روزی است که ایرانیان خارج‌نشین پس از فرستادن پیام به داخل فقط «یک تیک» می‌بینند؛ یعنی پیامشان به مقصد نرسیده است.

جمهوری اسلامی در اولین روز فراخوان شاهزاده رضا پهلوی، اینترنت را قطع کرد و ایران از جهان جدا افتاد.

ایرانی‌ها این تجربه را در آبان ۹۸ و در جنگ ۱۲ روزه هم داشتند، این بار اما اوضاع به‌مراتب بدتر است و تا چهار روز نه تنها با هیچ اپلیکشنی که نیاز به اینترنت دارد، که تماس مستقیم هم ناممکن شده است. در زمان انتشار این مطلب و در روز پنجم قطعی ارتباط به نظر می‌رسد که تعداد محدودی ازتلفن‌های ثابت در ایران توانسته‌اند با موبایل‌های خارج از کشور ارتباط برقرار کنند.

کشتار بی‌سابقه جمهوری اسلامی در خیابان‌های ایران همراه با خفقان ناشی از قطع اینترنت و مسدود شدن راه‌های ارتباطی زخمی دردناک بر روان بسیاری انداخته است و بی‌خبری از عزیزان داخل ایران، روح بسیاری را در خارج از کشور خراشیده است.

«تهوع»، «بی‌خوابی»، «اضطراب»، «گریه مداوم» و «بی‌اشتهایی» حالت‌هایی هستند که بسیاری از ایرانیان مقیم خارج‌ را گرفتار کرده است.

این مطلب روایت بعضی از مخاطبان بی‌بی‌سی فارسی است که از شرایطشان در روزهای قطع ارتباط با داخل کشور می‌گویند.

«نمی‌دانم زنده‌اند یا نه، توان هیچ کاری را ندارم»

مهدی خارج‌ از ایران زندگی می‌کند. می‌گوید توان هیچ کاری را ندارد. نامزدش در ایران آخرین بار عکسی از خودش در لباس مشکی با ماسک برایش فرستاده و گفته «حلالم کن اگر چیزی شد.» چهار روز است که از او خبری ندارد و نمی‌داند که زنده است یا نه. مهدی پیامش را با ایموجی اشک تمام کرد.

ماندانا روایتش را، در روز چهارم قطع اینترنت، به تلگرام بی‌بی‌سی فارسی فرستاد: «سه روزه که پیام‌ها سین نشده. روز پنجم خواهرم و دوست صمیمیم رفتن به خیابان. مدام باهاشون چت می‌کردم که ببینم حالشون چطوره. اما بعد از چند پیام اینترنت قطع شد و من در بی‌خبری موندم.»

بهار در اتریش است. دومین روزی است که با دیدن ویدئوی اجساد در کهریزک «کاملا بهم ریخته» است. می‌گوید که با دیدن این ویدئو که وحید‌آنلاین منتشر کرده بود وسط ساعت کاری‌‌اش روی زمین نشسته و گریه کرده است. رئیس محل کارش با دیدن این وضعیت او را به خانه فرستاد. می‌گوید: «دیگر نمی‌تونم کار کنم. توان ایستادن ندارم. قشنگ احساس می‌کنم دارم دیوانه می‌شم».

بهار با خانواده‌ و خاله و دایی‌هایش در ایران یک گروه واتس‌اپی دارند.رابطه عمیقی با آن‌ها در این سال‌ها نداشته اما می‌گوید که دلش برایشان خیلی تنگ شده است: «یک حس پریشونی دارم؛ انگار سرم شده صد کیلو. دلم می‌خواد بند نافمو برای همیشه از ایران ببرم که هر چند هفته یکبار یک خبر فاجعه‌آمیز ازش می‌آد، ولی خب نمی‌تونم. آدم که خودش از خودش نمی‌بره.»

منبع تصویر، Getty Images

«درک نمی‌کنند که یکی بالای دست نازی‌ها بلند شده است»

سحر از آلمان نوشته است که همکارانش متوجه ابعاد فاجعه نمی‌شوند و درک نمی‌کنند که: «بالای دست نازی‌ها هم یکی بلند شده؛ آن هم در سال ۲۰۲۶.»

سحر در این شرایط نمی‌تواند روی کار و زندگی خودش تمرکز کند، در واقع وجدانش اجازه نمی‌دهد که از اتفاقاتی که هزارن کیلومتر دورتر می‌افتد فارغ شود و به اطرافش توجه کند. او با حسرت به زندگی راحت و عادی شهروندان آلمانی نگاه می‌کند؛ حسرت داشتن یک زندگی معمولی که از او دریغ شده است.

«مثل یک زامبی شده‌ام»

میلاد هم ساکن آلمان است. تولد دخترش را به دلیل قطع اینترنت در سکوت برگزار کرد؛ دختر ۹ ساله‌ای که ۴ سال است، کنارش نیست.

تنها «دلخوشی» این پدر صحبت گاه و بی‌گاه در واتس‌اپ با دخترش بود که آن‌ هم حالا از او دریغ شده است. می‌گوید: «این چند روزی که اینترنت قطع شده، انگار برام چند سال گذشته، عصبی‌تر شدم و همکارام بی خبر از اینکه چه فشاری روی من هست ازم می‌پرسن چرا این‌قدر عصبانی هستی؟ خبرهای اتفاقات ایران و کشته‌ها تاثیر بدی رو روحیه‌ام گذاشته و دلتنگی خانواده من رو مثل یه زامبی کرده که می‌ره سر کار و می‌آد خونه. داغونم. خسته‌ام، خیلی خسته.»

سمیرا قرار بود در روز چهارم قطع شدن اینترنت در ایران پس از پنج‌ماه مرخصی درمانی، سرکارش برگردد. حالا مجبور شده مرخصی‌اش را تمدید کند، چون: «شب‌ها خواب ندارو، سیستم عصبی‌ام به‌هم ریخته و عوارض جسمی برام داشته است.»

بی‌خبری از عزیزان و نگرانی برای آشنایان تنها مشکل این روزها ایرانیان خارج نیست. بسیاری از آن‌ها که از هنوز گرفتار آثارآسیب‌های روانی گذشته هستند،از مشاورانی در ایران کمک می‌گرفتند و حالا با قطع اینترنت، چنین دسترسی به فرد امنی که آگاهانه کمکشان کند، قطع شده است.

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، معترضی در تجمع پاریس

البرز درست دو هفته قبل از اعتراضات به هدف مهاجرت با همسرش به فرانسه رفت. می‌گوید: «روی هوا هستم. ما برای تولید یک محتوای آشپزی در فرانسه مواد غذایی خریده بودیم اما دو اپیزود بیشتر نگرفتیم چون دیگر حس کار کردن ندارم.»

«اهل خاورمیانه بودن به معنای این است که تنها چند دقیقه می تونی از زندگی لذت ببری. اگر پروازم از ایران یک هفته دیرتربود، نمی‌تونستم بیام. همه چیز در مملکت ما به احتمالات بستگی داره و ما یاد گرفتیم در فاز تاب‌آوری زندگی کنیم.»

«زندگی‌مان مختل شده است»

«مریض‌هایمان در ایران هستند»

پریسا از سه سال پیش خارج زندگی می‌کند. می‌گوید که هر روز با پدر و مادر پیرش تماس تصویری می‌گرفته تا «کمی دل بی‌قرارشان در آرامش باشد.»

مادر پریسا روز قبل از قطع شدن اینترنت، قرار آنژیوگرافی داشته و با توجه به وضعیت جسمی مادرش، در انتظار عملی پرخطر بوده است.

با قطع اینترنت پریسا به دنیای بی‌خبری از عزیزانش پرت شده است. می‌گوید که حسی مشابه «احساس جنگ‌زدگی آواره‌های سوریه ۱۰ سال قبل» دارد. او حالا دائما تلاش می‌کند که اشک‌هایش را از بچه‌هایش پنهان کند.

«خداروشکر که حالتون خوبه»

موبایلش در متروی شلوغ لندن زنگ می‌خورد. با صدای بغض آلود می‌گوید « خدارو شکر که حالتون خوبه. دوست‌تون دارم». این بغض بسیاری از ایرانیانی است که خانواده‌شان توانستند در روز پنجمی که هنوز اینترنت قطع است مستقیم با موبایل آن‌ها از ایران تماس بگیرند و خبر بدهند حالشان خوب است.