

گزارشی از وضعیت کرج پس از کشتار گسترده معترضان؛ زبان انسان بند میآید
دوشنبه ۲۲دی سکوتی سرد در سطح شهر کرج حکمفرما بود. پس از دو روز کشتار مردم به دست نیروهای سرکوبگر در روزهای پنجشنبه و جمعه، و سپس دو روز مقاومت مردمی در روزهای شنبه و یکشنبه، گروه های موتورسوار و وانتهای پر از نیروهای سرکوب مشغول رجزخوانی به سبک گروه داعش بودند.
رهگذران در خیابان آرام صحبت میکنند، مثل وقتی در تاریکی قدم برمیداری یا در فضایی رعبزده قرار گرفتهای و ناآخوداگاه آرام حرف میزنی. یک راننده تاکسی که میگفت زمان جنگ در جبهه حضور داشته، با اشک در چشمهایش برایم تعریف کرد که روز پنجشنبه شاهد کشتار مردم و به ویژه جوانان در فلکه اول گوهردشت بوده است. او گفت دیدم که نیروهایی با لباس خاکی رنگ که مخصوص سپاه قدس است با زبان عربی با همدیگر صحبت میکردند و معترضان به زمین ریخته را با قساوت در کامیونها ریخته و بردند: «حتی زخمیها از کشته شدهها تفکیک نمیشدند و همه را روی هم میریختند. کسی که زخمی شده با این شرایط میمیرد خب.»
این راننده اهل کرج معتقد است بیش از دو هزار نفر در حوادث این منطقه کشته شدند و از شاهدان دیگری که در بیمارستانها حضور داشتند نقل میکند که ماموران با حمله به مراکز درمانی، ضمن ربودن معترضان زخمی، کسانی که نمی توانستند ببرند را کشته اند: «آن فرد گریه میکرد و میگفت با تفنگ صداخفه کن به زخمیها تیر خلاص زدند.» مشابه جنایتهایی که پیشتر در دهه شصت در بعضی نقاط مثل کردستان اتفاق افتاده بود.
در قیرستان بی بی سکینه کرج، سیاهپوشان پراکنده در هر قطعه از دور دیده میشدند. میان جمعیت سوگوار افرادی دیده میشدند که لباسهای محلی لری و کوردی به تن داشتند و مشخص بود از شهرستانهای دیگر آمدهاند. نامهایی به زبان میآیند و مشخصاتی که با گریه گفته میشوند: سمانه عبدی... ۲۲ساله... محمد... ۱۷سالش بود فقط...»
دفتر پزشکی قانونی و سردخانه قبرستان بسته است و کسی پاسخگو نیست. کسانی که دنبال پیکر عزیزانشان میگردند به مرکزی در سطح شهر ارجاع داده میشوند. در روزهای گذشته هجوم عزاداران آنقدر زیاد بوده که درهای قبرستان را بسته بودند و با زور و تیراندازی هوایی فقط به یک نفر از اعضای درجه یک خانوادهها اجازه حضور هنگام خاکسپاری کشتهها یا حتی متوفیان عادی را میدادند. از شنبه هیچ جنازهای تحویل داده نشده و حکومت برای مدیریت بحران مانع ادامه خاکسپاریها شده است.
شرایط در بیمارستانهایی مثل کسری، قاسم سلیمانی، تخت جمشید و... همچنان بحرانی است. ورود و خروج ناممکن شده و ماموران مسلح به صورت گروهی مانع از ورود یا تجمع خانوادههای نگران مقابل بیمارستانها میشوند. یکی از اعضای کادر درمان بیمارستان سلیمانی به من گفت که آمار کشتهشدگان روزهای پنجشنبه و جمعه در بیمارستانهای کرج بیش از ۴٠٠ نفر بوده. اما بسیاری از کشتهها و زخمیها خارج از مراکز درمانی هستند.
ف، خانم ۴۴سالهای که سه گلوله ساچمهای به رانش خورده و حالا در خانه بستری است، نام سه نفر از کشته شدههایی که خبر دارد را به من میگوید و اشک میریزد. او شاهد خردشدن جمجمه و بیرون پاشیدن مغز یک جوان ۲۲ساله با گلوله جنگی بوده است. بسیاری از امدادگران حوزههای مختلف فداکارانه به یاری مجروحان آمدهاند. ولی کمبود نیروی متخصص، دارو و تجهیزات پزشکی باعث بیشتر شدن تلفات و آسیبها شده است. پیکر کشته شدهها در خانه و با امکانات اولیه نگهداری میشود و مردم از ترس ربوده شدن پیکرها به مراکز دولتی مراجعه نمیکنند.
به گفته امدادگران بیشتر کشتهها از جوانان زیر ۳٠ سال هستند و در بین آنها دختران جوان هم دیده میشوند. در شرایط قطع ارتباطات، نمیتوان گفت کشتار حکومتی در کرج چه تعداد قربانی گرفته است، اما هم اکنون و هنوز نیروهای سازمانیافته اراذل و اوباش با قمه و چماق و سلاح گرم در مقابل ساختمانهای دولتی و میدانها دیده میشوند.
آنچه خوانید روایت یک روزنامهنگار ساکن کرج بود.








